حدیث معرفت
بسم الله الرحمن الرحیم
ائمه علیهم السلام شاهدان برخلق هستند
أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود
خدای تبارک و تعالی ما را پاک و معصوم گردانید و ما را شاهدان بر خلقش و حجت خود در زمین قرار داد.خداوند ما را با قرآن و قرآن را با ما همراه کرد بطوریکه نه ما از قرآن جدا می شویم و نه قرآن از ما
کافی ج1ص191ح5
شاهد به معنای گواه می باشد .شخص شاهد یعنی کسی که له یا علیه دیگری گواهی و شهادت می دهد.طبق این روایت و روایات دیگری که در ذیل می آید،ائمه هدی علیم السلام در روز قیامت و در دادگاه عدل الهی شاهدان خداوند بر خلق می باشند.این مقام اهل بیت
اولا نشان می دهد که این بزرگواران از اعمال کسانی که له یا علیه آنها شهادت می دهند آگاه هستند چرا که اگر این آگاهی نبود شهادت آنها نعوذ بالله برخلاف حق و عدالت می شد چون تا کسی از عمل دیگری خبر نداشته باشد چگونه می تواند به نفع یا ضرر او شهادت دهد
ثانیا می رساند که این بزرگواران معصوم از گناه وخطا هستند چرا که شهادت دادن نسبت به آنهمه خلائق آنهم دردادگاهی که قاضی آن خدای متعال است، بدون عصمت از گناه و خطا ممکن نیست چنانچه در این روایت،اول اشاره به مقام عصمت شد و بعد به مقام شهادت
از حضرت صادق علیه السلام درباره این سخن خدای تعالی پرسیدند
و کذلک جعلناکم أمة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا
بقره143
و اینچنین ما شما را امت وسط قرار دادیم تا شما شاهدان برمردم باشید و رسول نیز شاهد بر شما باشد
حضرت فرمود:روی سخن خداوند در این آیه به ما اهل بیت است.امت وسط ما هستیم و ما شاهدان خدا بر خلق و حجت خدا در زمین می باشیم.پس هر کس در دنیا ما را تصدیق کند،در قیامت تصدیقش می کنیم و هر کس در اینجا تکذیبمان کند در آنجا تکذیبش می کنیم...
و رسول خدا شاهد بر ما امامان است نسبت به آنچه که از جانب خداوند به مردم رساندیم
کافی ج1ص190ح2
وسط ,به معنای عدل می باشد.در کتاب العین ص1951 می نویسد:به عادل ترین و فاضل ترین مردم،«وسط» گفته می شود
پس معنی سخن خداوند در این آیه شریفه خطاب به اهل بیت این می شود که
ما شما اهل بیت را عادل ترین و فاضل ترین مردم قرار دادیم تا شاهد برسایرمردم باشید
و اما اینکه فرمود:پس هر کس ما را تصدیق کند،در قیامت تصدیقش می کنیم و هر کس تکذیبمان کند تکذیبش نماییم
یعنی شهادت اهل بیت درروز قیامت درباره عقیده مردم نسبت به ولایت ایشان می باشد. پس هر کس مومن و معتقد به ولایت و امامت ایشان باشد آنها در روز قیامت ادعای مسلمانیش را تصدیق می کنند و به نفع او شهادت می دهند و هر کس چنین نباشد و
اهل بیت و مقامشان را در دنیا تکذیب کند در قیامت ادعای مسلمانیش از سوی آنها تکذیب می شود
و اما اینکه فرمود : رسول خدا شاهد بر ما امامان است نسبت به آنچه که از جانب خداوند به مردم رساندیم. یعنی اینکه رسول خدا شهادت می دهد که اهل بیتش وظیفه خود را در تبلیغ دین و اتمام حجت بر مردم به خوبی انجام دادند
نکته مهم دیگر اینکه ازاین روایت معلوم می شود که آیه فوق خطاب به همه امت پیامبر نیست بلکه مخصوص به اهل بیت می باشد یعنی امت وسط فقط آنها هستند نه همه امت پیامبر ولی از آنجا که مخالفان اهل بیت، در تفسیر قرآن به مفسران واقعی آن رجوع نمی کنند،گمان کرده اند منظور از امت وسط در این آیه همه امت پیامبر می باشد
این تفسیرباطل, از سوی امام صادق علیه السلام با استدلالی محکم صریحا رد شده است
ایشان خطاب به شخصی فرمود
آیا گمان می کنی منظور خداوند در این آیه تمام امت پیامبر می باشد؟چگونه چنین باشد در حالیکه بسیاری از این امت،شهادتشان در این دنیا حتی در مورد مقداری خرما پذیرفته نیست! حال آیا خداوند چنین کسانی را در قیامت و در حضور همه امت های گذشته به عنوان شاهد می آورد و شهادتشان را قبول می کند؟؟!!هرگز چنین نیست بلکه منظور از امت وسط بهترین امتی است که برای مردم آورده شده است که ما اهل بیت می باشیم
بحار ج23ص350ح58
از حضرت صادق علیه السلام درباره این سخن خدای تعالی پرسیدند
فکیف إذا جئنا من کل أمة بشهید و جئنا بک علی هؤلاء شهیدا ...نساء43
پس چگونه است آنگاه که از هر امتی شاهدی می آوریم و تو را شاهد بر آن شاهدان می آوریم
امام فرمود :...منظوراز«هر امت» در این آیه، مردم زمان هریک ازما امامان می باشد که امامشان به عنوان شاهد بر آنها در قیامت از سوی خداوند حاضر می شود.و محمد صلوات الله علیه شاهد بر ما امامان می باشد
کافی ج1ص190ح1
بسم الله الرحمن الرحیم
معلومات ائمه علیهم السلام
در متون قبلی انواع علوم ائمه علیهم السلام ذکر شد .ملاک تقسیم بندی در آنجا زمان دریافت این علوم(زمان وفات امام قبلی،شب جمعه،شب قدر،هر صبح و شام) و همچنین راه دریافت آنها(میراث مکتوب،ملائکه،روح و...)بود
در این متن می خواهیم بعضی انواع معلومات امام را طبق روایات ذکر کنیم .یعنی آنچه که امام از آن آگاهست ــ غیر از آن علمی که دائما به آنها القاء می شود و گفتیم که علم اصلی همان است ــ
هرچند در ضمن مباحث قبلی بعضی از این انواع به دست می آید اما بد نیست که اینجا در ذیل عنوانهایی مستقل نام برده شوند ــ البته ممکن است بعضی از این عنوانها را بتوان در ضمن یکدیگر جای دادــ
1. فصل الخطاب ( زبانها و لهجه ها
أبا صلت هروی می گوید
حضرت رضا علیه السلام با همه مردم به زبان و لهجه خودشان سخن می گفت و به خدا سوگند در هر لهجه و زبانی فصیح ترین و عالم ترین مردم به آن زبان بود.روزی به آن حضرت عرض کردم:ای پسر رسول خدا من از آگاهی شما به اینهمه زبان و لهجه تعجب می کنم!حضرت فرمود:ای ابا صلت من حجت خدا بر خلق هستم و خداوند حجتی بر مردم قرار نمی دهد که زبان آنها را نداند
آیا این حدیث أمیر المؤمنین به تو نرسیده است که فرمود:به ما اهل بیت علم فصل الخطاب داده شده است.؟ فصل الخطاب همان آگاهی به زبانها و لهجه های گوناگون می باشد
بحارج26ص190ح1
در روایت دیگری وقتی آن حضرت تعجب راوی را دیدند فرمود
این علم در مقابل سایر علوم ائمه مثل قطره آبی است که پرنده ای با منقار خود از دریا بردارد.آیا چیزی از دریا کم می شود؟!پس امام به منزله دریاست که آنچه نزد اوست هیچگاه تمام نمی شود
بحار ج26ص190ح2
در جریان اسارت دختر یزدگرد سوم پادشاه ساسانی در زمان عمر ،حضرت أمیرعلیه السلام با آن دختربه زبان فارسی سخن گفتند.این خانم، همسر امام حسین علیه السلام شد و امام سجاد علیه السلام از او متولد گشت
بحار ج46ص10ح21
2. علم منایا و بلایا و أنساب
امیرالمومنین علیه السلام می فرمود
همانا ما اهل بیت علم منایا و بلایا و أنساب را می دانیم.اگر شخصی از ما برروی پل بلندی قرار گیرد و همه این امت در مقابل او قرار گیرند یک به یک را به اسامی خود و پدرانشان خبر می دهد
بحار ج26ص147ح28
منایا یعنی زمان مرگ افراد و بلایا یعنی حوادث زندگی آنها
اسحاق بن عمار می گوید
نزد موسی بن جعفرعلیه السلام بودم که یکی از شیعیان هم حضور داشت و حضرت داشتند زمان وفاتش را به او می گفتند من با تعجب در دل خود گفتم او از مرگ آن شخص خبر دارد!در این حال حضرت به من نگاه کرده فرمودند:ای اسحاق،رشید هجری ــ از اصحاب خاص امیرالمومنین ــ علم منایا و بلایا می دانست پس چگونه امام آن را نداند
کافی ج1ص484ح7
3. حلال و حرام
4. ادیان و شرایع گذشته و کلا علوم انبیاء و اوصیاء قبلی
5. (تفسیر و تاویل قرآن(ظاهر و باطن قرآن
روایات مربوط به این سه عنوان درمتون قبلی آمد
6. امور مردم و چیزهای مربوط به اداره جامعه
امام صادق علیه السلام فرمود
خداوند حکیم تر و عالم تر و کریم تر از آنست که شخصی را رهبر و حجت بر مردم قرار دهد و اطاعتش را بر آنها واجب کند اما با این حال امری از امور آنها را از او مخفی بدارد(و علم (آن را به او ندهد
بحارالانوار ج26ص137ح1
7. حقیقت ایمان و نفاق اشخاص
امام صادق علیه السلام فرمود
شخصی نزد أمیرالمؤمنین علیه السلام آمد و عرض کرد:ای امیر مومنان به خدا سوگند من شما را دوست دارم!حضرت فرمود:دروغ می گویی!آن مرد چند بار سخن خود را با سوگند تاکید کرد و هر بار حضرت او را تکذیب می کرد تا اینکه آن مرد گفت:گویی تو از درون من آگاهی!حضرت خشمگین شد و دستش را به سوی آسمان بالا برد و فرمود:چگونه آگاه نباشم در حالیکه پروردگار ما تبارک و تعالی ارواح را دو هزار سال قبل از اجساد خلق کرد و سپس ارواح دوستداران ما را به ما عرضه کرد.پس به خدا سوگند من روح تو را در میان دوستداران خود ندیدم!آن موقع کجا بودی؟! آن مرد ساکت شد و رفت و دیگر نزد حضرت نیامد
بحار ج26ص119ح6
امام باقر علیه السلام فرمود
همانا ما اهل بیت وقتی که شخصی را می بینیم ایمان یا نفاقش را می شناسیم(می دانیم که (مومن است یا منافق
8. اعمال مردم
امام صادق علیه السلام فرمود
بدرستی که امام در شکم مادرش صدا را می شنود(و کلام را می فهمد)و هنگامی که متولد می شود فرشته ای می آید و بر بازوی راستش می نویسد:«و تمت کلمة ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته و هو السمیع العلیم»(انعام115)و هنگامی که به امامت می رسد خداوند ستونی از نور برای او قرار می دهد که به وسیله آن اعمال مردم هر شهری را می بیند
بحار ج26ص134ح7
9. احوال و امور شیعیان
أمیر المؤمنین سلام الله علیه به یکی از اصحاب فرمود:هر مؤمنی که بیمار شود ما به بیماری او بیمارمی شویم و هر مؤمنی که اندوهگین گردد ما هم به اندوه او اندوهگین می شویم و هر مومنی که دعا کند برایش آمین می گوییم و آنگاه که از دعا ساکت شود خودمان برایش دعا می کنیم
بحار ج26ص149ح11
این روایت علاوه بر اینکه نشان دهنده اطلاع کامل ائمه علیهم السلام از اوضاع و احوال شیعیان می باشد همچنین شدت محبت و عنایت آن بزرگواران را به شیعیان خود می رساند به گونه ای که گویا به مرض هر شیعه ای مریض می شوند
همانطور که در بحث شب قدر اشاره شد نباید ائمه را به خودمان قیاس کنیم.آن بزرگواران قدرتهای عجیبی از جانب خداوند دریافت کرده اند مثلا دارای روح پنجمی هستند که هرگز از چیزی غفلت نمی کند.شاید به وسیله این روح است که می توانند در لحظه واحد مثلا دعای میلیونها انسان را بشنوند و برایشان آمین بگویند و یا در شب قدر در آن مدت چند ساعت مقدرات همگی را ببینند و یا طبق روایات،هنگام مرگ بر بالین همه آنهایی که همزمان در حال جان دادن هستند حاضر شوند و....
10. ملکوت آسمانها و زمین
امام باقر علیه السلام می فرماید
این سخن خداوند تعالی که می فرماید:و کذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض و لیکون من الموقنین:و اینچنین ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان می دهیم تا از اهل یقین گردد(انعام75)یعنی پرده های آسمانها از جلو چشمان ابراهیم برداشته شد بطوریکه هفت آسمان و موجودات درون آنها را دید و عرش را هم دید و نیز پرده های زمین برای او بالا رفت بطوریکه طبقات هفتگانه زمین را مشاهده کرد.و برای حضرت محمد نیز اینچنین شد و برای صاحب شما (امام)نیزچنین شده است بحار ج26ص115ح19
11. آنچه در آسمانها و زمین است و حوادث گذشته و آینده
حضرت صادق علیه السلام در جمعی از اصحاب فرمود
بدرستی که من می دانم آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است و نیزاز هر چه در بهشت و دوزخ می باشد آگاهم.و هر چه در گذشته پیش آمده و آنچه که در آینده خواهد بود می دانم.سپس حضرت کمی مکث نموده و چون دیدند که این حرف برای عده ای سنگین است فرمود: همه اینها را از کتاب خدا می دانم چرا که خداوند می فرماید:در قرآن بیان هر چیزی هست
الکافی ج1ص261ح2
12. هر چه که از امام بپرسند
امام صادق علیه السلام می فرماید
خداوند حجتی در زمین قرار نمی دهد که چیزی از او بپرسند و او بگوید نمی دانم
الکافی ج1ص227ح1
چند نکته مهم
1. در روایات آمده است
امام هرگاه که اراده کند تا چیزی را بداند،خداوند به او می آموزد
الکافی ج1ص258ح3
پس اینکه امام مثلا اعمال ما را می بیند به این معنا نیست که دائما امام از این علم خود بهره می برد بلکه امام هر وقت که بخواهد این آگاهی را کسب کند خداوند به او عطا می فرماید و مسلم است که ائمه علیهم السلام در زندگی شخصی و روزمره خود اکثرا طبق ظاهر امور رفتار می کرده اند یعنی از علم خود نسبت به آینده یا نسبت به باطن افراد و.. استفاده نمی کرده اند و در برخورد با افراد و ... آن را به کار نمی برده اند مگر آنجا که فایده ای تربیتی و دینی بر آن مترتب بوده است مثلا برای بیان معرفی فضایل خود برای اصحاب و یا برای باطل نمودن ادعای مدعیان امامت و ...
پس اینکه در روایات می بینیم مثلا امام از اسم اشخاص یا قبیله هایشان می پرسد و یا از عقیده مخالفین در مساله ای از صحابی خود سوال می کند و یا مواردی از این قبیل همگی از باب عدم اراده دانستن و یا عدم استفاده از علمشان می باشد
نه به دلیل عدم توانایی برای دانستن.دقت کنید
2. اینکه گاهی پرسیده می شود :آیا امامان از علوم امروزی نیز آگاه بودند؟پاسخش از روایات ذکر شده روشن است بله ائمه از این علوم ــ اگر بتوان نامش را علم گذاشت ــ آگاه بوده اند وهستند و از اشتباهات این علوم نیز آگاهند!و از آینده این علوم نیز خبر دارند و...
دلیلش هم واضح است چرا که فرمودند: از هرچه از امام سوال کنند جوابش را می داند.
بگذریم از اینکه اساسا علوم جدید بر مبنای انسان محوری و کنار گذاشتن خداوند از جهان بینی انسانها پایه گذاری شد و محصولات آن هم در یک جمع بندی کلی به شدت به زیان بشریت حتی در بعد دنیایی و مادی منجر شده و می شود.که این خود بحثی مهم و جدی است ولی فعلا برای جواب سوال بالا همینقدر کافیست که بگوییم به هر حال واضح است که امامان قبلی و امام زمان ما علیهم السلام از آنچه که علوم جدید نام گرفته کاملا آگاهند هر چند این علوم و فنون با آن مبانی باطل و آن زیانهای فراوان برای حیات مادی و معنوی بشر، چیزی نیست که برای امام فضیلتی باشد و در مقابل علوم الهی ارزشی داشته باشد
والسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
د. علمی که دائما به قلب امام الهام می شود
شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید:آیا کتب انبیاء گذشته نزد شماست؟ فرمود:آری.سوال کرد:آیا این،مهم ترین علم شماست؟ حضرت فرمود:البته این،علم بسیاری است اما مهم ترین و وسیع ترین علم ما آن است که دائما و هر شب و روز به ما می رسد
بحار ج26ص20ح7
در روایت دیگری آمده است که وقتی از علم اصلی اهل بیت سوال شد حضرت فرمود
آن علمی است که شب و روز و ساعت به ساعت برای ما حاصل می شود و یک به یک امور عالم را برای ما روشن می کند
بحار ج26ص60ح137
درپاسخ شخص دیگری فرمود
علم اصلی ما مهم تر از آن چیزی است که از طریق کتب انبیاء سابق به ما رسیده است.آیا این سخن خدای تعالی را نشنیده ای که می فرماید
و کذلک أوحینا إلیک روحا من أمرنا ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان(شوری ـ52)
و این چنین، ای پیامبر! روحی از امر خود به سوی تو فرستادیم و تو قبل از این کتاب و ایمان را نمی شناختی
پس امام فرمود:دوستان تو درباره این آیه چه می گویند؟راوی عرض کرد :فدایت شوم نمی دانم نظرشان چیست؟ حضرت فرمود:مسلما زمانی بود که محمد،کتاب(قرآن) و ایمان(شریعت اسلام) را نمی دانست تا اینکه خداوند روح را به سوی آن حضرت فرستاد پس محمد به واسطه روح کتاب و شریعت را به دست آورد و از آن با خبر شد و این روح را خداوند بعد از آن حضرت به هر کس که بخواهد عطا می کند تا آن کس صاحب علم و فهمی عظیم شود
کافی ج1ص273ح5
معلوم است که منظور از روح در این روایت،روحی که همه انسانها دارا هستند وبه آن نفس ناطقه نیز گفته می شود،نیست.پس این روح چه موجودی است؟آیا همان روح القدس یعنی جبرئیل نیست
شخصی از أمیر المؤمنین پرسید:آیا این روح که در قرآن آمده همان جبرئیل است
حضرت فرمود:جبرئیل از ملائکه است ولی این روح اصلا ملَک(فرشته)نیست.آن شخص که از مخالفین حضرت بود گفت:تو ادعای بزرگی می کنی که روح را غیر از جبرئیل می دانی و دیگران چنین نظری ندارند!! حضرت فرمود:تو گمراه هستی واز گمراهان نیز روایت می کنی.بدان که خداوند می فرماید:...ینزل الملائکة با الروح(نحل ـ2)(خداوند ملائکه را با روح نازل می کند)و از این سخن خداوند دانسته می شود که روح غیر از ملائکه است
( اگر جزء ملائکه بود آن را جداگانه و در کنار ملائکه ذکر نمی کرد و فقط می فرمود:
ینزل الملائکة ، که خود به خود، روح را هم شامل می شد.)
کافی ج1ص274ح6
امام صادق علیه السلام می فرماید
روح مخلوقی بزرگتر از جبرئیل و میکائیل است!.همراه هیچیک از انبیاء نبود مگرمحمد که خداوند آن را بر آن حضرت نازل کرد و همیشه همراه آن حضرت بود و او را خبر و علم می داد
بعد از آن حضرت نیز روح به آسمان باز نگشته و بلکه همراه ائمه می باشد و آنها را خبر و علم می دهد
کافی ج1ص273احادیث2و4
در روایات است که بعضی ائمه،روح را مشاهده هم می کنند و این با روایاتی که می گفت امام، ملَک را هنگام وحی نمی بیند،منافاتی ندارد چرا که معلوم شد روح اصلا از جنس ملائکه نیست.ــ در مورد ملائکه در جای مناسب خود باید سخن گفت. ــ
علامه مجلسی در اینجا سوال و جوابی دارند که خواندنی است. ایشان می گوید
ممکن است سوال شود با اینکه طبق روایات بسیار،رسول خدا صلوات الله علیه و آله،علم گذشته و آینده و تمام شریعتها و احکام را می دانست وهمه اینها را به امیرالمومنین داد و آن حضرت نیز به امام حسن و همینطور هر امامی به امام بعد از خود داد،پس دیگر چه علمی باقی می ماند که در هر شب و روز توسط روح به اهل بیت الهام شود
علامه در جواب چندین پاسخ می آورد که خود، دو تای آنها را می پذیرد و البته یکی را بیشتر می پسندد
و اما آن دو پاسخ
الف.ممکن است این علم القائی توسط روح مربوط به امور بدائی باشد
امور بدائی در مقابل امور حتمی است یعنی آن چیزهایی از امورآینده که خداوند به صورت حتمی و تغییر ناپذیر اراده نفرموده است بلکه به صورت قابل تغییر مقدر فرموده و ممکن است بر اساس مصالحی بعدا آنها را به صورت دیگری اراده و امضاء فرماید .مثلا در مورد میزان عمر هر کس دو نوع اجل وجود دارد یکی اجل قابل بداء و تغییر که به آن اجل موقوف می گویند و دیگر اجل محتوم یا حتمی که دیگر تغییر در آن راه ندارد.مثلا خداوند اجل موقوف شخصی را 60 سال قرار می دهد که اگراین شخص، صله رحم یا انفاق کند خداوند این مدت را افزایش می دهد مثلا به 70 سال یا اگر برعکس قطع رحم کند یا ظلم کند خداوند این مدت 60 سال را کاهش می دهد و عمرش کوتاه می شود و این که در روایات داریم فلان کار،عمر را زیاد یا کم میکند همین عمر و اجل موقوف و غیر حتمی منظور است.و اما آن اجل حتمی چیزی است که وقتی شخص بدان رسید لحظه ای دیر یا زود شدن در آن راه ندارد و خداوند آن را اجرا میکند.مثلا در مثال بالا خداوند با علم خود می داند که این شخص،اجل موقوف خود را با اعمال نیک و بد خود چه مقدار زیاد یا کم می کند و در نهایت اجل حتمی او چقدر می شود .ــ
بحث بداء از مباحث مهم اعتقادی است که در جای خود باید بررسی شود
حال به بحث خود برمی گردیم و میگوییم طبق یک جواب علامه ممکن است ائمه به وسیله روح از تغییر مقدرات غیر حتمی با خبر شوند
ب. پاسخ دوم به پرسش بالا که علامه بیشتر آن را می پذیرد این است که این علمی که دائما به اهل بیت اضافه می شود مربوط به معارف ربانی و درجات کمال است یعنی درست است که اهل بیت با رسیدن به امامت علومی را از امام قبل به ارث می برند اما در آن حد متوقف نمی مانند وبا انجام عبادات و طاعات،دائما علوم و حکمت ها و ترقیات بیشتری در معرفت خداوند کسب می کنند و شاید یکی از دلایل استغفار ائمه در هر روزبا اینکه از گناه و خطا معصوم هستند همین باشد که با طی درجات بالاتر درجات قبلی خود را نقص می بینند و از خدا طلب بخشش این نقایص را می کنند!ــ باید توجه داشت این نقص نسبت به مراتب خودشان است که اصلا برای ماها قابل درک نیست ــ
باید توجه داشت که اسرار آل محمد بیش از اینهاست که ما بتوانیم به همه آن یا به تمام جزئیات همین مقداری که برایمان فرموده اند،پی ببریم.آنچه که مهم است اینکه اولا به فضایل اهل بیت به طور کلی معتقد و معترف باشیم چون که ایشان بهترین و گرامی ترین خلق خداوند هستند و خداوند متعال کرامتهای بسیار در حقشان روا داشته است و ثانیا به دنبال دانستن آن مقدار از فضائل که خودشان بیان کرده اند باشیم و هر جا که عقلمان به مطلبی قد نداد یا جزئیات آن را درک نکرد،نعوذ بالله انکار نکنیم ویا آن روایت را دروغ ندانیم بلکه علمش را به اهلش که خود اهل بیت علیهم السلام هستند واگذاریم
والسلام علی من اتبع الهدی