Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

mohammad ㋡ Nazary

Top Page  |  Blog  |  Friends

  • School: IAu FiRoOzKoOh

Add

mohammad ㋡ Nazary is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Fri Jun 13, 2008 Member since April 2007

BOGHZ bozorgtarin eteraze vali age beshkane dige eteraz nist ,ELTEMASE Reply

1 - 5 of 336 First | < Prev | Next > | Last

㋡ سکوت Full Post View | List View

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد

کجایی کز غمت ناله می‌کند عاشق وفادار
دانلود با صدای شهرام ملک زاده
دانلود با صدای کوروس سرهنگ زاده
گلنار، گلنار
کجایی کز غمت ناله می‌کند عاشق وفادار
گلنار، گلنار
کجایی که بی تو شد دل اسیر غم، دیده‌ام گهربار
گلنار، گلنار
دمی اولین شب آشنایی و عشق ما به یاد آر
گلنار، گلنار
در آن شب تو بودی و عیش و عشرت و آرزوی بسیار
چه دیدی از من، حبیبم گلنار
که دادی آخر، فریبم گلنار
نیابی ای‌کاش، نصیب از گردون
که شد ناکامی نصیبم گلنار
بُوَد مرا در دل شب تار، آرزوی دیدار
تا به کی پریشان، تا به کی گرفتار
یا مده مرا وعده‌ی وفا، راز خود نگه دار
یا به روی من خنده‌ها بزن، قلب من به دست آر
چه دیدی از من، حبیبم گلنار
که دادی آخر فریبم گلنار
نیابی ای‌کاش، نصیب از گردون
که شد ناکامی نصیبم گلنار
نشدی عاشق، نشدی عاشق
ز کجا دانی، چه کشد هر شب، دل من گلنار
لب خود بگشا، لب خود بگشا، به سخن گلنار
دل زارم را مَشِکن گلنار
Sunday May 10, 2009 - 12:00pm (MMT) Permanent Link | 0 Comments
ای گل تازه
دانلود دکلمه با صدای داریوش
ای گل تازه که بویی زوفا نیست تو را ... خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را ... التفاطی به اسیران بلا نیست تو را
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را ... تا اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را
فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود ... جان من این همه بی باک نمی باید بود
همچو گل چند به روی همه خندان باشی ... همره غیر به گلگشته گلستان باشی
هر زمان با دگری دست به گریبان باشی ... زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی ... یاد حیرانی ما آری و حیران باشی
ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد ... به جفا سازد و صد جور برای تو کشد
شب به کاشانه ی اغیار نمی باید بود ... غیر را شمع شب تار نمی باید بود
همه جا با همه کس یار نمی باید بود ... یار اغیار دل آزار نمی باید بود
تشنه ی خون من زار نمی باید بود ... تا بدین مرتبه خونخوار نمی باید بود
من اگر کشته شوم باعث بد نامی توست ... موجب شهرت بی باکی و خود کامی توست
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد ... جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد ... هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
این ستم ها دگری با من بیمار نکرد ... هیچ کس این همه آزار من زار نکرد
گر زآزردن من هست غرض مردن من ... مردم و آزار مکش از پی آزردن من
جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است ... بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است
چشم امید به روی تو گشادن غلط است ... روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است ... جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم ... چون شود خاک بر آن خاک زارت باشم
مدتی هست که حیرانمو تدبیری نیست ... عاشق بی سر و سامانمو تدبیری نیست
از غمت سر به گریبانمو تدبیری نیست ... خون دل رفته ز دامانمو تدبیری نیست
از جفای تو بدین سانمو تدبیری نیست ... چه توان کرد پشیمانمو تدبیری نیست
شرح درماندگی خود به که تقریر کنم ... عاجزم چاره ای من چیست چه تدبیر کنم
نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است ... گل این باغ بسی سر به روان بسیار است
جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است ... ترک زرین کمر موی میان بسیار است
با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است ... نه که غیر از تو جوان نیست جوان بسیار است
دیگری این همه بیداد به عاشق نکند ... قصد آزردن یاران موافق نکند
مدتی شد که در آزارم و می دانی تو ... به کمند تو گرفتارم و می دانی تو
از غم عشق تو بیمارم و می دانی تو ... داغ عشق تو به جان دارم و می دانی تو
خون دل از مژه می بارم و می دانی تو ... از برای تو چنین زارم و می دانی تو
از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز ... از تو شرمنده ای یک حرف نبودم هرگز
مکن آن نو که آزرده شوم از خوی ات ... دست بر دل نهم و پا بکشم از کوی ات
گوشه ایی گیرم و من بر نیایم سوی ات ... نکنم بار دگر یاد قد دلجوی ات
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکوی ات ... سخنی گویم و شرمنده شوم از روی ات
بشنو پند مکن قصد دل آزرده ای خویش ... ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ای خویش
چند صبح آیم و از خاک درت شام روم ... از سر کوی تو خودکام به ناکام روم
صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم ... از پی ات آیم و با من نشوی رام روم
دور دور از تو من تیره سرانجام روم ... نبود زهره که همراه تو یک گام روم
کس چرا این همه سنگین دل و بد خو باشد ... جان من این روشی نیست که نیکو باشد
از چه با من نشوی یار چه می پرهیزی ... یار شو با من بیمار چه می پر هیزی
چیست مانع ز من زار چه می پرهیزی ... بگشای لعل شکر بار چه می پرهیزی
حرف زن ای بت خونخوار چه می پرهیزی ... نه حدیثی کنی ازهار چه می پرهیزی
که تو را گفت که به ارباب وفا حرف مزن ... چین برافروزن و یکبار به ما حرف مزن
درد من کشته شمشیر بلا می داند ... سوز من سوخته داغ جفا می داند
مسکن ام ساکن صحرای فنا می داند ... همه کس حال من بی سر و پا می داند
پاکبازم همه کس طوق مرا می داند ... عاشق همچو من از نیست خدا میداند
چاره ای من کن و مگذار که بیچاره شوم ... سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم
از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت ... چهره آلوده به خونابه جگر خواهم رفت
تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت ... گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت
نه که این بار تو هر بار دگر خواهم رفت ... نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت
چند در کوی تو با خاک برابر باشم ... چند آمال جفای تو ستمگر باشم
چند پیش تو بقدر از همه کمتر باشم ... از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم
میروم تا به سجود بت دیگر باشم ... باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم
خود بگو از تو کشم ناز و تقابل تا کی ... طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی
سبزه ای دامن نسرین تو را بنده شوم ... ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم
چین بر ابرو زدن و کین تو را بنده شوم ... گره بر ابروی پر چین تو را بنده شوم
حرف نا گفتن و تمکین تو را بنده شوم ... طرز محجوبی و آیین تو را بنده شوم
اله اله ز که این قائله اندوخته ایی ... کیست استاد تو اینها ز که آموخته ایی
این همه جور که من از پی هم می بینم ... زود خود را به سر کوی عدم می بینم
دیگران راحت و من این همه غم می بینم ... همه کس خرم و من درد و الم می بینم
لطف بسیار طمع دارم و کم می بینم ... هستم و آزرده و بسیار ستم می بینم
خورده بر حرف درشت من آزرده مگیر ... حرف آزرده درشتانه بود خرده مگیر
آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم ... از تو قطع لطف و عنایت نکنم
پیش مردم زجفای تو حکایت نکنم ... همه جا قصه ی درد تو روایت نکنم
دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم ... خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم
خوش کنی خاطر وحشی بنگاری سهل است ... سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است
Sunday April 19, 2009 - 11:45am (MMT) Permanent Link | 0 Comments
نیستش
download (nistesh) p.parastooii
نيستش
نمي دونم کجاست
چه مي کنه
ولي مي دونم که ندارمش
هيچ وقت نخواستم که تو رو با چشمات به ياد بيارم
نمي خواستم که تو رو تو گم ترين آرزوهام ببينم
نمي خواستم که بي تو به ديوارا بگم هنوزم دوست دارم
آخه تو هولو ولاي پريشوني تو رو نداشتن
تو گيرودار اي بابا
دل تو هيچ حال اون خوش
اي بي مروت
ديگه دلي مي مونه که جور دل کبوتر بتپه
که با شما از جون زندگيش بگه
بگه که هنوز زندست
اگه صدا صداي منه
نفس اگه نفس تو
بذار که اون خوش غيرتاش بدونن
که دل
دل بابايي ديگه دل نيست
ديگه دل نمي شه
نه ديگه اين واسه ما دل نميشه

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

Sunday March 8, 2009 - 06:30pm (MMT) Permanent Link | 0 Comments
tavalodet mobarak azizam
چه لطيف است حس آغازي دوباره،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز...
روز ميلاد...
روز تو!
روزي که تو آغاز شدي!
تولد مبارک

salam khedmate hame 2stan.

360 bara man az ye site bishtar bud.baram mese ye khune bud.dustaie kheili ziadi peida

kardam ke ruzo shabaie khubio ba ham tu net dashtim.vali ye nafar inja peida kardam ke

kolon zendegie mano avaz kard. kasi ke baram aziz tarin kas shod.kasi zendegimo roshan kard.

alan ham ruzie ke aziz tarin kase man cheshmaie ghashangesho be 2nia baz mikone.

tavalodet mobarak azizam.

hanuz ke hanuz kadoshe nadadam

gharare barash ye naghashi bekesham

az khoda kheili mamnunam ke azizamo sare rahe man gharar dad

az khoda hamishe mikham ke salemo khosh hal bashe ke age nabashe manam nistam

Friday January 16, 2009 - 11:41pm (MMT) Permanent Link | 0 Comments
دوسم نداری میدونم دوسم نداری

دانلود دوسم نداری جهان
حس می کنم دیگه دوسم نداری
حس میکنم زیادیه وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گلِ سر سبدِ تو بودم

حس میکنم توو این روزا نمیخوای
یه لحظه هم حتی منو ببینی
کاش میدونستم عشقِ دیروزِ من
فردا که شد تو با کی همنشینی

دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم

حس میکنم حضورِ من کنارت
باعثِ دلخستگی تو باشه
شاید سفر رفتنِ من یه فصلِ تازه ای از زندگیِ تو باشه

حس میکنم باید ازینجا برم
جایی که هیشکی راهشو بلد نیست
باید برم که قدرمو بدونی
یه مدتی تنها بمونی بد نیست

حس میکنم دیگه دوسم نداری
حس میکنم زیادیه وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گلِ سر سبدِ تو بودم

دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم

دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم

http://i25.tinypic.com/1z63y54.jpg
Sunday November 16, 2008 - 03:40am (MMT) Permanent Link | 9 Comments

Add ㋡ سکوت to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 336 First | < Prev | Next > | Last

HIGHLIGHTED POSTS