ايران آنلاین آغاز به کار کرد... سرويس بين المللش رو هم چند بار توي روز ببينيد و به صورت مداوم اخبار رو کليک کنيد ، باشد که رستگار شويد ... تورات جلد دوم--> Click here Reply
...


آب دریا را اگر نتوان کشید...هم به قدر تشنگی باید چشید
حضور احمدينژاد در اجلاس شوراي همكاري خليج فارس به يكي از خبرسازترين اتفاقات در رسانههاي داخلي و خارجي طي روزهاي گذشته تبديل شده است.
شوراي همكاري خليج فارس (PGCC) يك تشكل منطقهاي است كه با حضور كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس و درياي عمان با هدف اصلي و اوليه مقابله با جمهوري اسلامي ايران در سال 1358 ايجاد شده بود و هدفهاي ديگري از جمله تقويت همكاريهاي اقتصادي، سياسي و نظامي بين اين كشورها را نيز پيگيري ميكرد كه البته شورا در دستيابي به هدف اوليه خود از بدو تاسيس چندان با موفقيت مواجه نشد.
دعوت از احمدينژاد براي حضور در بيست و هشتمين اجلاس اين شورا، به چند دليل اهميت ويژهاي دارد. اين اولين بار است كه از يكي از روساي جمهور ايران، براي حضور در اين اجلاس به عنوان عضو ناظر دعوت انجام شده است كه نشان دهنده وزن سياسي امروز ايران در منطقه و همچنين رنگ باختن روحيه ايرانيستيزي و فارسيستيزي اين كشورها در دور جديد است.
به خصوص بعد از كنفرانس آناپوليس كه همه تاكيد آمريكا -گرداننده اصلي آن- اين بود كه ايران را كشوري منزوي معرفي نمايد، دعوت رسمي شوراي همكاري خليج فارس از ايران براي حضور در اين اجلاس – كه سابق بر اين حتي هدف ايرانيستيزي هم داشته است- نشان داد كه اين هدف تبليغاتي آمريكا محقق نشده است.
نكته ديگر اينكه يكي از سياستهاي اصلي جمهوري اسلامي ايران در قبال كشورهاي همسايه در سند چشمانداز بيست ساله نظام، گسترش همكاريها در عرصههاي مختلف بين ايران و همسايگان و احتمالاً رفع تنشهايي است كه به عنوان موانع اين همكاريها به شمار ميرود. دعوت رسمي از ايران و حضور كشورمان در اين اجلاس، كمك شاياني به حركت ايران در اين پروسه خواهد كرد.
علاوهبر اين، احمدينژاد طي اين سفر توانست پيشنهادهاي دوازده گانه خود را براي تقويت فعاليتهاي همگرايانه در منطقه به اعضاي شوراي همكاري خليج فارس ارائه دهد.
.
.
* اگر خاتمي در اجلاس شوراي همكاري شركت ميكرد؟
اما از آنجايي كه رسم اصلاحطلبان و ديگر اپوزيسيونهاي دولت نهم اين است كه هر اقدامي از اين دولت هر چند مثبت، بايد مورد بررسي قرار بگيرد و منفيترين تفسير از آن، به خورد افكار عمومي داده شود، اقدام اخير احمدينژاد هم شامل اين نوع برخوردهاي رسانهاي قرار گرفت.
به عنوان نمونه، رسانههاي همسو در اظهار نظر اوليه اين سوال را مطرح كردند كه چرا احمدينژاد در اجلاس اين شورا كه هدف از تاسيس آن، مقابله با جمهوري اسلامي بوده، شركت كرده است. تصور كنيم اگر اين حركت را محمد خاتمي انجام ميداد، الان بايد چه نوع تحليلها و تيترهايي را از روزنامهها و سايتهاي خبري مذكور ميخوانديم؟
«پيروزي ديپلماسي ايراني»،
«خاتمي اعراب را به زانو درآورد»،
«سخنراني مهم خاتمي در اجلاس شوراي همكاري خليج فارس»،
«خاتمي «چالش» شوراي همكاري را به «فرصت» تبديل كرد»،
«حضور در اجلاس PGCC گامي در جهت رفع تنشهاي فيمابين»،
«پيروزي منطق گفتگوي تمدنها در برابر گفتمان اقتدارگرايانه»،
«دعوت از خاتمي؛ اذعان به وزن سياسي ايران»،
... و تيترهايي از اين قبيل.
.
.
همچنين، سايتها و روزنامههاي مذكور با پرداختن به نكات حاشيهاي اما جنجالبرانگيز، سعي كردند اذهان عمومي را از اهميت انجام چنين دعوتي منحرف كنند و حتي اذهان را نسبت به اين حضور منفي نمايند. اين رسانههاي رسمي و غيررسمي با طرح اين سوال كه چرا احمدينژاد در جلسهاي كه روي تابلوي آن نوشته شده «اجلاس شوراي همكاري خليج عربي» شركت نموده، تلاش نمودهاند با برانگيختن روح ايرانيدوستي هموطنانمان، حضور در اين اجلاس را به ضرر ايران وانمود نمايند.
جالب اینجاست که منطق حاکم بر این بهانه جویی آنها از تحریف در ترجمه عبارت "مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه" ناشی می شود. در واقع، "العربیه" صفتی برای کلمه "الدول" به معنای دولت ها است ، زیرا در زبان عربی، برای جمع مکسر، صفت مفرد مونث به کار می رود و اگر قرار بود کلمه "العربیه" صفت برای کلمه خلیج باشد، باید به صورت "العربی" ذکر می شد. به عبارت دیگر ، آنها " شورای همکاری دولت های عربی خلیج" را "شورای همکاری دولت های خلیج عربی" ترجمه کرده اند.
اما تصور كنيم، اگر خاتمي رئيسجمهور سابق به اين اجلاس ميرفت. احتمالاً هيچ خبري از اين حاشيههاي نسبتاً جنجالي به گوشمان نميرسيد و اگر ميرسيد، همين رسانهها در جواب ميگفتند:
«نبايد دستاوردهاي بلند مدت چنين سفر مهمي را با حاشيههاي زودگذر آن كمرنگ كرد»،
«حضور ايران در اين اجلاس، مقدمهاي براي به كرسي نشاندن منطق ايراني در مورد جزاير 3گانه و خليج فارس است»،
«از نظر حقوقي، حضور در اين اجلاس رسميتي به ادعاهاي واهي اعراب نميبخشد»،
«برخي با حاشيهسازي به دنبال كمرنگ نمودن حضور ايران هستند»،
... و جملاتي از اين قبيل.
.
.
* اگر احمدينژاد در اين اجلاس حضور پيدا نميكرد؟
اما اگر احمدينژاد عليرغم دعوت رسمي امير قطر، در اين اجلاس حضور پيدا نميكرد، چه ميشد؟ احتمالاً مجبور بوديم اين تيترها و مطالب را در روزنامهها و سايتهاي مذكور بخوانيم:
«احمدينژاد فرصت حضور ايران در اجلاس شوراي همكاري را از دست داد»،
«احمدينژاد ايران را در لاك انزوا نگه داشت»،
«احمدينژاد دست همكاري كشورهاي همسايه را پس زد»،
««فرصتي» كه با بيتدبيري به «چالش» تبديل شد»،
«احمدينژاد: در انزوا ميمانيم...»،
«ادامه سردي روابط ايران و اعراب با اقدام احمدينژاد»
...و تيترهايي از اين قبيل.
.
.
* اگر خاتمي در اين اجلاس حضور پيدا نميكرد؟
اما اگر خاتمي عليرغم دعوت رسمي، در اين اجلاس حضور پيدا نميكرد احتمالاً تيترهايي با اين مضامين را در سايتها و روزنامهها ميديديم:
«خاتمي اقتدار ديپلماسي ايراني را به رخ اعراب كشيد»،
«جواب «نه» خاتمي به ادعاهاي واهي شيخنشينها»،
«رئيسجمهور ايران يك سر و گردن بالاتر از امير قطر»،
«ايران PGCC را از رسميت انداخت»،
... و تيترهايي از اين قبيل.
به نظر ميرسد مشكل اصلي برخي رسانههاي منتقد دولت، عدم پايبندي به اصول ثابت در برخورد با پديدههاي يكسان و جناحزدگي بيش از حد آنهاست. مهمترين نتايج چنين رويكردي، سردرگمي افكار عمومي در تجزيه و تحليل پديدهها، بدبيني فراگير به همه گروهها و جناحهاي سياسي اعم از اصلاحطلب و اصولگرا و همچنين بدبيني به مجموعه تصميمات، اقدامات و دستاوردهاي نظام است.