شنیدم که برخی خانوادههایی که عزیزانشان به خاطر برگزاری تجمعات غیرقانونی حامیان موسوی لطمه دیدهاند یا کشته شدهاند، میخواهند علیه حسین موسوی طرح شکایت کنند. برای همین، سایتهای حامی موسوی احساس خطر کردهاند و شروع به مظلومنمایی و مقصر دانستن طرف مقابل در کشته شدن این افراد میکنند. سایت روزآنلاین که مواضع تندی علیه نظام دارد و در رده سایتهای ضدانقلاب خارج نشین قرار دارد، یکی از این سایتهاست که تلاش کرده به نوبه خود وظیفه خطیرش را انجام دهد، اما با گافی که داده، ضربه مهلکی به وجهه رسانهای خود و اصلاحطلبان که ادعای «صداقت» دارند، زده است امروز در وبلاگ یکی از دوستان سابق، بلستی دیدم که توجهم را به خود جلب کرد: «گفت و گو با مردی که همسر و دخترش را در تهران از دست داد:اسلحه به دستان مسئول این قتل ها هستند»... ـ بلست به آدرس مطلبی از سایت «روز آنلاین» وابسته به اپوزیسیون ضدنظام لینک شده بود.. (البته اگر این مطلب را حذف نکنند؛ گرچه صفحه ذخیره شده موجود است)ـ . با دیدن مصاحبه سایت روزآنلاین و مصاحبه این سایت با آقای رجبپور حسابی تعجب کردم و خندیدم.. خندهام از حماقت گردانندگان این سایت بود که ادعای صداقت و حرفهای بودن از سر و کول کلام آنها بالا میرود . برداشته بودند مصاحبه چند روز پیش «شبکه ایران» با آقای ابراهیم رجبپور، پدر و همسر دو قربانی ناشی از تجمع غیرقانونی روز دوشنبه حامیان میرحسین موسوی را (که در این مصاحبه میرحسین موسوی را مسئول کشته شدن اعضای خانواده خود دانسته بود،) تغییر داده بودند و با پاسخهای ساختگی به پرسشهای خود منتشر کرده بودند؛ آن هم با عکسی که در خبر شبکه ایران منتشر شده بود . کارشان خیلی بامزه بود.. اطلاعات مصاحبه خبرنگار ما را استخراج کرده بودند و با استفاده از آن، یک مصاحبه ساخته بودند و علیه بسیج و به نفع میرحسین تیتر زده و منتشر کردند . این که خدا میگوید : «و مکروا و مکرالله ان الله خیر الماکرین» همین جاست. گذشته از شباهت زیاد مصاحبه چند روز پیش ما و مصاحبه ساختگی امروز روزآنلاین در نحوه پردازش و ویرایش و مشخص بودن تقلید گزارشنویس این رسانه دروغپرداز از مصاحبه اصلی، یک موضوع به شدت ساختگی بودن مصاحبه را تو ذوق میزد: تنها اطلاعاتی که در مصاحبه شبکه ایران حرفی از آن به میان نیامده بود، محل زندگی این بندگان خدا بود.. گزارشنویس ناشی که ظاهراً قوه تخیل خوبی هم داشته، «طرشت» را به عنوان محل زندگی حدس زده و «بند را آب داده».درحالی که تا آنجایی که یادم بود، خبرنگار ما گفته بود که خانه آقای رجبپور پایین چهارراه ولیعصر است. برای اینکه شکمان برطرف شود، به خانواده رجبپور زنگ زدیم و یقین پیدا کردیم که سایت روزآنلاین ، به طرز«خفنی» سوتی داده . پسر آقای رجبپور گفت که اولاً خانه ما طرشت نیست؛ پایین چهارراه ولیعصر است و ثانیاً پدر بنده با همچین سایت ضدانقلابی مصاحبه نکرده و بعدش هم گفت: با این کارهایی که میکنند، ما را در شکایت قانونی علیه موسوی مصممتر میکنند . . اینطوری است که خدا دست متقلبان و دروغگوهای واقعی را رو میکند؛ حالا هی با دروغپردازی، دیگران را متهم کنند... اما این خداست هرکسی را لازم بداند، عزت میدهد و هر کسی را لازم بداند، ذلیل میکند
کدام گزاره صحیحتر است؟
امثال روزآنلاین فقط بلدند شعار «صداقت» بدهند و دیگران را «دروغگو» بخوانند
29
از این ترفند روزآنلاین خوشم آمد و امیدوارم همین سیاست ادامه یابد
2
کار روزآنلاین درست بود چون هدف وسیله را توجیه میکند
3
از روزآنلاین با این همه ادعای حرفهای گری بعید بود
این شبها، شبهای جالبی است و به یاد ماندنی هم خواهد شد. در برخی محلههای تهران کم یا زیاد، صدای «الله اکبر» به گوش میرسد. اولین نکته جالبی که در مورد «الله اکبر»ها وجود دارد این است که خدا را شکر، موج سبز میرحسین، معنویت را به سمت محلههای کمتر مذهبی تهران و همچنین محلههای عموماً مرفهنشین سرازیر کرده و در محلههایی مثل شهرک غرب، آریاشهر، جنت آباد، تهرانپارس و از این قبیل، مردم به ذکر خدا روی آوردهاند اما در محلههایی مثل دهکده المپیک، شهرک راه آهن در غرب تهران، محلههای منتها الیه شرق تهران و محلههای از انقلاب به پایین، که مردم مذهبی بیشتر حضور دارند، یه چند وقتی است مردم از یاد خدا غافل شدند! (خرده نگیرید که محل ما اینقدر که گفتی الله اکبر نمیگویند؛ اونقدر میگویند یا اصلاً نمیگویند یا خیلی میگویند؛ چون این اطلاعات به صورت کلی است و برآیند این چند شب است) ـ . توی یکی از سایتها که در مورد «الله اکبر» گفتنها، مطلبی نوشته شده بود، یک نفر آمده بود و کامنتی بر این مضمون گذاشته بود: این خانم همسایه بقلی ما، پدر ما را درآورده.. تا قبل از این اتفاقات، از سروصدای پارتیاش، آسایش نداشتیم، الان از جیغ و فریادهای «الله اکبر»ش.. هر شب ساعت 10 با سگش، میرود بالا پشتبام تا «الله اکبر» به جا آورد! ـ گرچه برای من تعجبآور نیست. وقتی "دور گردن سگ هم پارچه سبز ببندند"!، الان هم در معیت سگه باید بروند «الله اکبر» بگویند!ـ . خدا را شکر، این «صدای آمریکا» که تا قبل از انتخابات، با نمادهای مذهبی ایران سر جنگ داشت و همین صوراسرافیل که به گردانندگان صدای آمریکا پیوسته (و از زمان آمدنش، کارکنان زن صدای آمریکا از دستش آسایش ندارند و این، ضرب المثل شده که کسی با صوراسرافیل داخل آسانسور نمیرود!)، تا قبل از این، فحش را به اسلام و نمادهای اسلامی میکشید، اما الان از صدقهسر معنویت دربرگرفته حسین موسوی، حسابی به راه آمدهاند و از مردم میخواهند هر شب از ساعت 10 تا 10:30 از ذکر خدا غافل نشوند!ـ صهیونیستهای فلانفلان شده را بگو! آنها که تا قبل از این همهجوره با هر وسیله ممکن، مسلمانکشی میکردند، الان از «الله اکبر»های ما احساس خوشنودی میکنند.. خدا را شکر، موسوی اگر انقلاب را نتوانست به اسراییل صادر کند، موج سبز را صادر کرد (عکس تزئینی است)ـ . میگویند وقتی چیزی را در جایش به کار نبریم، به خاطر ناهنجاری و احمقانه جلوه کردن، خندهدار میشود. مثلاً برای شنا کت و شلوار بپوشیم، یا برای رفتن در ملاءعام شرت پایمان کنیم..! اما بعضی مواقع، این "استفاده از یک چیز در غیر از محل خود"، باعث آسیب هم میشود. این نمونه در تاریخ هم اتفاق افتاده.. در جنگ صفیــن، در حالی که امام علــــــــی علیهالسلام به عنوان قرآن ناطق، تنها مرجع مورد اعتماد برای مسلمانان بود، آنقـــدر دشـمن فضــا را «فتنهانگیز» کرده بود که یاران علـــی علیهالسلام نتوانستند سره را از ناسره تشخیص دهند و «قاطی» کردند. فکر کردند که این «نماد» قرآن است که مهم است نه «روح» آن. برای همین، هم به حکومت امام علی علیهالسلام در جریان این جنگ آسیب زدند و هم عقوبت اخروی برای خود خریدند . قدیمیها میگویند «وقتی آب سربالا برود، قورباغه ابوعطا میخواند».. اگر قدیمیها الان بودند حتماً این را ضرب المثل میکردند که وقتی میرحسین 11 میلیون اختلاف را تقلب بداند، تلویزیون «صدای آمریکا» هم «الله اکبر» سر میدهد . دارم به این فکر میکنم که این «الله اکبر»های شبانه مثل "نماز جمعه خواندن در روز شنبه" فقط خندهدار است یا اینکه، مثل "روزه گرفتن در روز عید فطر" علاوه بر خندهدار بودن، برای استفاده کنندگان عقوبت هم دارد.. دستکم این مسئله قطعی است اگر صفینیها «عقل» خود را به کار می انداختند، میتوانستند بفهمند نباید روح دین را قربانی نماد کنند و وقتی نماد، خودش مخالف روح دین شود، باید با آن مقابله کرد . به خبری که هماکنون به دستم رسید توجه کنید: ظاهراً برخی از «الله اکبر»گوها همانطور که این عبارت را غلط ترجمه کردهاند، الله اکبر را نیز به صورت «"اکبر" خداست!» ترجمه کردهاند که در این صورت مشکلی نیست و میتوانند به الله اکبر ادامه دهند و ثواب اخروی را شاید نه؛ ولی ثواب دنیوی را از همان "اکبر" بگیرند . آخر مجلس، دعا میکنم: خدایا.. به همه ما «عقل» بده و ما را عاقبت به خیر بمیران
شما از کدام دسته از آدمهای زیر هستید؟
اللهاکبر را برای اعتراض به کار میبرم
18
به کار بردن اللهاکبر آمریکایی را دارای عقوبت میدانم
18
معترضم؛ اما استفاده از اللهاکبر در چنین موضوعی را درست نمیدانم
دوستان سلام! من این نوشته رو نه برای خنک شدن دل خودم و نه برای ضایع کردن هواداران آقای موسوی مینویسم. من این نوشته رو برای این مینویسم که شما رو از اتفاقاتی که داره میفته مطلع کنم. پس جداً درخواست میکنم نه از روی لج و لجبازی، بلکه از روی حس وطندوستی که در همه طرفداران آقای موسوی و طرفداران آقای احمدینژاد هست، بدون این که همدیگر رو متهم به خیانت و وطنفروشی و این قبیل عبارات مزخرف کنیم، در مورد این نوشته فکر کنیم دلایل موسوی برای تقلب در انتخابات دوستان، اتفاقی که در حال افتادن است، اصلاً بحث نتایج انتخابات نیست. آقای میرحسین موسوی خود فردی است که از نزدیک در جریان انتخابات زیادی بوده و خودش به خوبی میداند که تقلب ممکن است در یکی دو میلیون رای آن هم اگر دست بالا حساب کنیم، جواب بدهد. اما تقلب در 11 میلیون رای هیچ وقت عملی نیست . گذشته از این بیایید بررسی کنیم و ببینیم که دلیل آقای موسوی برای تقلب در انتخابات چیست؟ آقای موسوی در هفت دلیلی که برای شورای نگهبان ذکر کرده، در بند اول آورده که احمدینژاد در مناظرات تلویزیونی به آقای هاشمی توهین کرده و در بند دوم یادآور این طور گفته که احمدینژاد در جریان انتخابات از اموال دولتی استفاده کرده. اولاً که اثبات این اتهامات نیاز به مستندات دارد. دومماً به فرض محال، اگر فرض کنیم این مسائل هم وجود داشته، این چه ربطی به تقلب در آرا و شمارش دارد. اگر این طور باشد که آقای موسوی و طرفدارانش هم 10 میلیون سیدی تخریبی 90 سیاسی را علیه احمدینژاد پخش کردند یا در رسانه 50میلیونی، با استناد به آمارهای دستکاری شده، احمدینژاد را دروغگو خواندند. اگر بخواهیم از مدل استدلالهای موسوی پیروی کنیم باید بگوییم از این 13 میلیون رای، 10 میلیون نه، اما حتماً 5 میلیون رای تقلبی بوده یا این که آقای موسوی در بخشی از دلایل هفت گانه خود برای اثبات تقلب در انتخابات گفته: سایت رجانیوز یا خبرگزاری فارس یا ایرنا، پیش از پایان رایگیری از پیروزی احمدینژاد خبر داده بودند. در حالی که خود آقای موسوی و سایتهای حامیاش ساعت 11 شب در بیانیه خود اعلام کردند که طبق اطلاعاتی که به ما رسیده، موسوی با رای بالایی پیروز انتخابات شده و ابوالفضل فاتح از روسای ستاد موسوی در سایت قلم نیوز ادعا کرد که موسوی 30 میلیون رای به دست آورده و اگر غیر از این باشد، مردم بدانند که تقلب شده! گرچه هر دو طرف، برای ایجاد فضای پیروزی کاندیدای خود، برآوردهای رسیده را به عنوان خبر پیروزی کاندیدای خود منتشر کردهاند و اگر اقدام نادرستی بوده، برای دو طرف نادرست است البته آقای موسوی به دلایلی چون کم بودن تعرفه برای رای در ساعات پایانی و همینطور به این مسئله که در ساعات پایانی، صندوقها بسته شده و رایگیری به پایان رسیده هم اشاره کردهاند. که این مسئله حتماً در شورای نگهبان بررسی میشود، اما سوال این جاست که آیا همه طرفداران آقای موسوی بر فرض درست بودن این ادعا، گذاشتهاند ساعت 10 شب به بعد بروند و رای بدهند؟ یا آیا همه کسانی که مثلاً تعرفه به آنها نرسیده، یا در حوزه به روی آنها بسته شده روی پیشانیشان نوشته شده که طرفداران آقای موسوی بودهاند؟ یا اصلاً همه این ساعت 10 شب به بعدیها، فرض محال بگیریم طرفداران آقای موسوی بودهاند؛ آیا این تعداد به یک میلیون میرسند؟ دلایل همسر موسوی برای تقلب در انتخابات دلایل خانم زهرا رهنورد هم برای اثبات تقلب در انتخابات خیلی جالب است: ایشان در مصاحبه با بیبیسی فارسی، این طور گفته که همسر من ترک است و مگر میشود آذریزبانها فرزندشان را بگذاردند و بروند به کس دیگری رای دهند! یا این که من لر هستم و مگر میشود مردم لرستان به آقای موسوی که ایشان را «داماد لرستان» میدانند رای ندهند! یا اینطور گفتهاند که هواداران آقای احمدینژاد در مقابل هواداران آقای موسوی که به استقبال میآمدند، در حد یکصدم بودند. این یکی را همه ما شاهد بودیم که احمدینژاد بعد از مناظره هرجا رفت، جمعیت میلیونی به استقبال او آمد. اصفهان برای اولین بار در تاریخ در حدود یک میلیون نفر به استقبال احمدینژاد آمدند که برای خاتمی که بعد از احمدینژاد به آنجا رفت، به اذعان سایت قلم نیوز 110 هزار نفر سر پر به استقبالش رفتند. مازندران همینطور؛ مشهد و اهواز و حتی تبریز جمعیتی بالای پانصدهزار نفر آمده بودند. در همین تهران، هم در مصلا و هم از انقلاب تا آزادی، جمعیتی برای حمایت از احمدینژاد آمدند که حامیان میرحسین نتوانستند همچین جمعیتی جمع کنند. یک روز بعد از همایش طرفداران احمدینژاد در مصلا، حامیان موسوی به دلیل این که نتوانستند جمعیت مورد نظر را جمع کنند، همایششان را در ورزشگاه حیدرنیا انداختند تا مردم نتوانند در مکان مشابه، مقایسه انجام دهند. گرچه همان ورزشگاه هم فیلمهایش نشان میداد که عقب محوطه فوتبال که خیلی بزرگ هم نبود، از جمعیت خالی بود گذشته از این، من دلایل آقای موسوی را برای تقلب در انتخابات ملاک قرار میدهم. چون به صورت رسمی و قانونی مطرح شده و نهادهای ذیربط هم روی همین دلایل که از سوی آقای موسوی مطرح شده بررسی انجام میدهند. وگرنه، الان بازار شایعه حسابی داغ شده است و دلایل عجیب و غریب هم برای مخدوش کردن انتخابات زیاد است. البته مطمئن باشید اگر این دلایل عجیب و غریب حتی یک درصد واقعی بود، از سوی آقای موسوی به شورای نگهبان اعلام میشد. پس دلایل آقای موسوی ملاک خوبی هم برای ما و هم خودشان است که نشان دهد مابقی دلایل، شــــــا یــــعــــــــــــــــه است. این که فلان کس گفته که من دیدم که نماینده موسوی را بیرون انداختند و چیزهایی از این قبیل، ملاک نیست چون بازار شایعه حسابی داغ شده و هرکسی هرچیزی دوست دارد را داستان می کند. بنابراین، ملاک، اشکالات مطرح شده از سوی آقای موسوی است نظرسنجیهای بی طرف از پیروزی چه کسی خبر میدادند؟ نظرسنجیهای بیطرف و مستقل که با هر موبایل یک راییا با هر کد ملی یک رایمیگرفت هم از پیروزی احمدینژاد خبر داد. حتی یک موسسه مستقل نظرسنجی آمریکایی دو روز قبل گزارش داد که پیروزی احمدینژاد قطعی بوده و سیاستمداران آمریکایی را سرزنش کرد که چرا به بهانه «حمایت از مردم ایران»، از «تشکیک در سلامت انتخابات» که از سوی اصلاح طلبان ایران مطرح شده حمایت میکنید؟ من نظرسنجی سایت تبیانرا واقعاً قبول دارم. این سایت تنها مرجعی بود که در دور قبل از پیروزی احمدینژاد علیرغم نظرسازیهای سایتهای دیگر خبر داد. این سایت این بار نیز در یک نظرسنجی پیشرفتهتر که با هر موبایل، یک بار هر کس میتوانست رای دهد از پیروزی 60 درصدی احمدینژاد آن هم در فضای اینترنت خبر داد کشته شدن 7 نفر در جریان درگیریها در این میان، متاسفانه اتفاقی که تئوریسینهای جریان اصلاحات هم به دنبال آن بودند اتفاق افتاد. س.ح پیش از انتخابات گفته بود که اصلاحات برای این که به پیروزی برسد، خون میخواهد و باید طی اتفاقی، تعدادی کشته شوند و این به نفع جریان اصلاحات تمام شود. ب.ن. گفته بود برای پیروزی، انتخابات ایران باید پاکستانیزه شود یعنی بینظیر بوتویی فرجام یا نافرجام ترور شود تا آصف علی زرداری پیروزی برسد که این مسئله در جریان انتخابات، به خاطر حفاظت شدید دستگاههای امنیتی از میرحسین و خانوادهاش در جریان انتخابات محقق نشد. اما بعد از اتمام راهپیمایی مثلاً آرام حامیان موسوی از انقلاب تا آزادی، عدهای از تندروهای این جمعیت به یک پادگان نظامی حمله بردند که متاسفانه در جریان این درگیری 7 نفر کشته شدند. یک خانم جوان که مربی مهدکودک در همان حوالی بوده و مادر ایشان که به خاطر نگرانی از حال دخترش به مهدکودک رفته، متاسفانه در جمع قربانیان این حادثه هستند. آقای رجبپور پدر این دختر و همسر زن بیگناه، طی مصاحبهای گفته که اطلاع دارد که دو طرف مسلح بودهاند و ظاهراً اغتشاشگران در این درگیری از اسلحه گرم استفاده کردهاند. او گفته که موسوی و هوادارانش را مسبب این فاجعه میداند، چون اگر آنها از مسیر قانونی اعتراض خود را مطرح میکردند، الان این عزیزان من زنده بودند. اما متاسفانه، آقای موسوی و شاید کسانی که پشت سر آقای موسوی هستند وبیانیههای او را مینویسند، در بیانیه آخر با بهرهبرداری سیاسی از کشته شدن این افراد بیگناه گفته اند: برای سوگواری «شهدایمان» با لباس سیاه باید در تجمع دیگری حاضر شویم. که این نوع از سواستفاده واقعاً تاسفبرانگیز است دلیل اصلی درگیریها چیست؟ سوال این است که با مشخص بودن این که تقلبی در انتخابات حداقل با آن وضعی که مورد تاکید موسوی است صورت نگرفته، پس این اعتراضات و درگیریها و اغتشاشات که این روزها شاهدش هستیم چیست؟ برای یافتن جواب آن باید به نامه آقای هاشمی رفسنجانیبه رهبر اشاره کرد که در حالی که هیچ خبری از این نوع درگیریها در میان نبود، چند روز مانده به رایگیری گفت: در صورتی که من صبوری کنم، موج اعتراضات قبل و بعد از انتخابات را نمیتوان کنترل کرد. همسر هاشمیروز رایگیری برای اولین بار به صحنه سیاسی آمد و گفت: موسوی برنده است. اگر برنده نشود تقلب شده و مردم به خیابانها میریزند. فائزه هاشمیپریروز با سخنان تندی علیه خاتمیو دیگر اصلاحطلبان به خاطر حمایت نکردن کافی از پدرش گفت: این اعتصابات باید فعلاً ادامه پیدا کند. چندی قبلتر، سایتها از حمایت مالی یک"آقازاده" از اغتشاشگران برای ادامه درگیریها خبر دادند. آقای موسوی خود به خوبی میداند که بحث تقلب مطرح نیست پس کاش کمی تقوای سیاسی به خرج دهد و به این بازی سیاسی که از مردم در جهت اهداف حزبی استفاده شده، پایان دهد
به نظر شما کدام گزاره بیشتر درست است؟
بهترین راه برای حصول اطمینان، شمردن تعدادی از صندوقهاست
4
بحث تقلب بهانه است و درگیریها از ماهها قبل برنامهریزی شده بوده
50
بهترین راه برای حصول اطمینان، شمردن دوباره همه صندوقهاست
یک اخلاق بد اصلاحطلبان این است که دموکراسی را وقتی قبول دارند که به نفع آنها باشد. درحالی که میرحسین موسوی قبل از انتخابات از پذیرش رییسجمهور آینده هر کس که باشد، صحبت میکرد، دیشب ساعت 11 با مشخص شدن برآورد آراء و پیشبینی نزدیک به واقعیت برتری با فاصله احمدینژاد از دیگر رقبا، درحالی که هنوز شمارش آرا شروع نشده بود، اعلام کرد که تقلب شده!ـ . خدا را شکر در این دوره از انتخابات، نمایندگان کاندیداها در هر حوزه، موقع اخذ رای و همچنین شمارش آرا حضور داشتند و پای صورت جلسه شمارش آرا را هرکدام امضا کردند . باز هم خدا را شکر که اختلاف بین آرا آنقدر زیاد است که هرچه قدر هم بهانه گیری کنند، باز هم نمیتوانند پیروزی احمدینژاد را زیر سوال ببرند.. بیست و چهار میلیون رای شوخی نیست. یازده میلیون رای اختلاف هم شوخی نیست . واقعاً برای میرحسین باید تاسف خورد که اینطور بچه گانه عمل میکند تا شکست خود را موجه جلوه دهد. البته به نظر من طبیعی است که اینقدر عصبانی باشد چون برای این انتخابات، هم هزینه مادی و هم هزینه حیثیتی زیادی کرده بود و اختلاف یازده میلیون رای، واقعاً انسان را ویران میکند؛ آن هم با همان کسی که تا دیروز به او توهین میکرد. سخت است آدم ببیند بین توهماتی که در ذهن خود بافته، با آن چه که در واقعیت وجود دارد، بیش از یازده میلیون تفاوت رای وجود دارد . گرچه با توجه به نظرسنجیها، شکست میرحسین قبل از انتخابات برای حضرات مشخص شده بود. تکاپوی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ابتدا برای نوشتن نامه و سپس برای دیدار با رهبر انقلاب و تلاش برای بحرانی جلوه دادن وضعیت در صورت پیروزی احمدینژاد در همین راستا بود. صحبتهای عفت شریعتی همسر هاشمی رفسنجانی صبح روز رای گیری هم دقیقاً از اشراف خانواده هاشمی به شکست میرحسین خبر میداد که اعلام کرده بود اگر غیر از میرحسین به عنوان رییس جمهور انتخاب شود، شورشهای خیابانی شکل میگیرد. به کار بردن القابی مانند خوارج برای هواداران احمدینژاد نشان میداد او تا چه حد از پیروزی احتمالی احمدینژاد خشمگین است .
البته نظرسنجیهای معتبر از پیروزی احمدینژاد خبر میداد: سایت تبیان تنها سایتی بود که در دور قبلی انتخابات ، نتایجش منطبق بر نتایج انتخابات بود و در این دوره نیز از پیروزی 60درصدی احمدینژاد خبر داد. در این سایت با هر موبایل، یک رای میشد داد. سایت دیگری به اسم منجم هم که با هر کد ملی یک رای میشد، داد از پیروزی 70درصدی احمدینژاد خبر داده بود . رای بالای احمدینژاد به دلایل زیر بود:ـ الف- در حدود هشتاد درصد از جمعیت 13 میلیونی واجد شرایط رای دادن در روستاها هستند که به دلیل اقدامات عمرانی و خدمات رسانی دولت نهم و همچنین به دلیل مشی ساده زیستی احمدینژاد، به او رای دادند ب- اغلب شهرهای کوچک ایران که 20 میلیون نفر واجد شرایط رای دادن در آن ها وجود داشت، به دلیل افزایش ساخت تجهیزات و امکانات شغلی، بهداشتی، رفاهی و خدماتی و همچنین سفرهای استانی احمدینژاد، بین شصت تا هفتاد درصد به او رای دادند ج- در برخی شهرهای بزرگ که مابقی این جمعیت را به خود اختصاص میدهد، مثل اصفهان، مشهد، شهرهای مازندران، شیراز، بوشهر و ... احمدینژاد بیشترین رای را کسب کرد د- گرچه در شهر تهران با مجموع 5میلیون رای داده شده، میرحسین و احمدینژاد تقریباً برابر بودند، اما در شهرهای اطراف تهران مثل شهریار، ورامین، پاکدشت، تا حدودی کرج و دیگر شهرهای استان تهران، برتری جدی با احمدینژاد بود هـ -احمدینژاد رقیب اصلی خود را در مناظره، نه میرحسین موسوی بلکه هاشمی رفسنجانی معرفی کرد و با این کار بخشی قابل توجهی از رایهای خاموش مخالف با هاشمی رفسنجانی را نیز به خود اختصاص داد و- یکی از دلایل رای زیاد احمدینژاد، تخریبهای گسترده جریانهای مختلف بود و اینگونه تداعی مینمود که احمدینژاد در عرصه انتخابات تنهاست ز- یکی از دلایل رای جمعیت تحصیلکرده به احمدینژاد اهتمام او به مسئله فناوریهای نو (هستهای، نانوتکنولوژی، فضایی، سلولهای بنیادی و ...) بود. اهتمام احمدینژاد به بحث انرژی هستهای و به پایان رساندن بحرانهای پیرامونی آن و نوع عملکردش در سیاست خارجی، یکی از دلایل مقبولیت او در میان مردم بود آن چه در روز رای گیری اتفاق افتاد:ـ الف- در روز رای گیری میرحسین علیرغم نص صریح قانون، در حوزهها حضور مییافت و ضمن خوش و بش با نمایندگانش در شعب، در حوزهها سخنرانی میکرد؛ درحالی که امری کاملاً غیرقانونی است ب- ساعت 8 شب به بعد، خبرگزاری فارس از احتمال پیروزی 60درصدی احمدینژاد خبر داد که مبتنی بود بر برآوردهایی که نهادهای برگزارکننده انتخابات در مورد نتایج آرا انجام داده بودند. ساعت 11 شب تقریباً این پیشبینی قطعی شد و مشخص شد احمدینژاد این تعداد از آرا را کسب کرده.. میرحسین موسوی با اطلاع از این پیشبینی ، شروع به فرافکنی و فرار به جلو کرد و درحالی که هنوز شمارش آرا شروع نشده بود، وزارت کشور را متهم به تقلب کرد ج-حدود ساعت سه صبح، شورای نگهبان آرا را شمارش کرده بود و رای بیست و چهار میلیونی احمدینژاد مسجل شده بود. اما چون وزارت کشور تنها مرجع رسمی اعلام آرا است، به تدریج از ساعت 1 بامداد شروع به شمارش آرا کرد و به تدریج، نتایج آرا را اعلام نمود اس ام اس چرا قطع شد؟ تندروهای اصلاحطلبان که از شکست سخت میرحسین اطلاع پیدا کرده بودند، درصدد بودند با اعلام پیروزی احمدینژاد، اغتشاشات خیابانی را شروع کنند. این نکتهای بود که هم خود هاشمی رفسنجانی و هم همسرش، به آن اشاره کرده بودند که در صورت عدم اعلام میرحسین به عنوان رییس جمهور، مردم به خیابانها خواهند ریخت در همین رابطه، رمضان زاده و تاج زاده از تندروهای جریان اصلاحات به همراه حدوداً ده نفر دیگر، در یک خانه تیمی در قیطریه که مملو از سلاح سرد بود، توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر شدند. گرچه بعد از اتمام حجت با ابن دو فرد، آنها آزاد شدند به همین خاطر، به دلایل امنیتی سیستم اس ام اس مانند روزهای 18تیر بسته شد تا از سوی تندروها این فاجعه دوباره تکرار نشود که خوشبختانه، با تدبیر نهادهای امنیتی، همین اتفاق افتاد و از سازماندهی اغتشاش گران جلوگیری شد . در آخر، متاسفم از این که چنین حرکاتی را از آقای موسوی میبینیم و باعث تاسف است که ایشان با بی احترامی به آرا مردم، شیرینی این انتخابات پرشور را با تلخی شکست خودشان، جمع میکنند
دوستانی که هنوز تصمیم نگرفتهاند در انتخابات شرکت کنند یا به چه کسی رای دهند، توجه کنند هیچ کس کامل نیست و نمیتوان از او انتظار داشت که همه چیز تکمیل باشد؛ به همین خاطر ما به صورت نسبی و مقایسهای باید بهترین گزینه را انتخاب کنیم . به نظر من، از میان کاندیداهای موجود، بهترین گزینه احمدینژاد است و برای این مسئله، دلایلی دارم الف- تعداد اقدامات عمرانی که احمدینژاد در طول این 4سال انجام داده، قابل مقایسه با دولتهای قبلی نیست و تعداد بعضی از این اقدامات، از مجموع اقدامات دولتهای قبل در این زمینه بیشتر است. بسیاری از کارهایی که دولتهای گذشته جرات ورود به آن را نداشتند و یا در این بیست سال نیمه کاره مانده بود، توسط احمدینژاد به اتمام رسید. (فقط برای یک نمونه کوچک: پل بلند ارومیه یا بیمارستان مجهز و تخصصی بوشهر). همین حجم انبوه کارهای عمرانی دولت نهم، یکی از دلایلی بود که باعث افزایش نرخ تورم در دو سال گذشته شد اما از آغاز امسال، دولت توانست نرخ تورم را پایین بیاورد. دولتهای قبلی، به دلیل واهمه از افزایش نرخ تورم، ساخت بیمارستان ، کارخانه، کارگاه ،وسایل رفاهی و غیره در شهرهای محروم را دارای توجیه اقتصادی نمیدانستند و امکانات متمرکز در تهران و شهرهای بزرگ، باعث مهاجرت مردم از روستاها و شهرهای محروم به شهرهای بزرگتر شده بود. اما احمدینژاد، با ساخت امکانات شغلی، بهداشتی و رفاهی در شهرهای کوچک و روستاهای بزرگ، برای اولین بار در تاریخ پنجاه ساله، باعث مهاجرت معکوس شد. گرچه توجیه احمدینژاد فقط اقتصادی نبود بلکه معتقد بود که آنها هم شهروند ایران هستند و این حق آنهاست . ب- احمدینژاد در سیاست خارجی دیپلماسی ایستادگی در برابر توقعات فزاینده غرب را به اجرا گذاشت و علیرغم دولت قبل که در این زمینه ناموفق عمل کرد و میرفت تا بحث هستهای را به توقف کامل بکشاند، دولت نهم توانست با تدبیر، در عین مدیریت صحنه سیاسی بحث هستهای، بحث فنی هستهای را تا کامل شدن چرخه سوخت و بهرهبرداری از این فناوری جلو ببرد. اما اینطور که معلوم شده، آقای موسوی قرار است آقایان خرازی یا روحانی را به عنوان وزیر خارجه یا دبیر شورای عالی امنیت ملی انتخاب کند که این کابوس بازگشتن به دوران عقبنشینیهای مکرر را زنده میکند . ج-احمدینژاد به فناوریهای نو اهتمام جدی دارد. درحالی که کشورهای قدرتمند سعی میکردند فناوریهای ماهوارهای و فضایی را به انحصار یک کلوپ در آورند، دولت نهم با تسریع کردن فرآیند ساخت ماهواره امید، اولین ماهواره ایران را به فضا فرستاد که اطلاعات مهمی چه در زمینه علمی و چه در زمینه مسائل استراتژیک و نظامی برای ما مخابره کرد و در ضمن دومین ماهواره، از امید بسیار پیشرفته تر و با کارایی بیشتر است که قرار است در آینده نزدیک به بهرهبرداری برسد. علاوه براین، ایران در دولت نهم در موضوع فناوری نانو از رتبه شصت و چندم به رتبه بیست و ششم رسید. در زمینه فناوریهای پزشکی هم ایران پیشرفتهای خوبی داشت که یک نمونه آن ، پیشرفت در موضوع سلولهای بنیادین بود . د-احمدینژاد طرحهایی از جمله سهمیهبندی بنزین را که هیچ کدام از دولتهای قبل به خاطر هزینه از دست دادن طرفدارانشان، حاضر به انجام آن نبودند را به دست گرفت و انجام داد. در زمان دولت آقای خاتمی قرار بود این طرح اجرا شود، اما به خاطر واهمه از از دست دادن رای مردم و بالارفتن نرخ تورم در کارنامه اقتصادی دولتشان، از اجرای آن طفره رفت. اما احمدینژاد با هدف سد کردن حجم عظیمی از قاچاق بنزین از ایران به کشورهای همسایه، هزینه این کار را به خود خرید و این کار را انجام داد و قاچاق آن حجم عظیم را تقریباً به صفر رساند. گرچه احمدینژاد معتقد بود اجرای این طرح باید به تدریج باشد تا تورم ایجاد نشود اما مجلس با طرح چندفوریتی ، دولت را موظف به اجرای سریع طرح کرد که باعث بالا رفتن نرخ تورم در دو سال اخیر شد. اما باز هم با کم شدن التهاب ناشی از اجرای این طرح، این تورم پایین آمد . هـ-علیرغم خوردهگیریها در مورد مسائل ورزشی به دولت نهم، اما باز تدابیر ورزشی این دولت، نسبت به دولتهای قبلی بسیار بهتر بود که نشانه آن، تعداد مدالهای واقعاً زیاد کسب شده توسط ورزشکاران در طول مدت این دولت بود که قابل مقایسه با دولتهای قبل نیست . و-در آخر اینکه، احمدینژاد با مشی سادهزیستی خود باعث شد مردم محروم هم، او را از خودشان بدانند و فاصله طبقاتی را محصول حکومت ندانند بلکه آن را ناشی از تفکر یک قشر خاص فرصتطلب تلقی کنند . . جمعبندی: دوستانی که بین احمدینژاد با موسوی و کروبی مردد هستند، توجه کنند که در صورت پیروزی موسوی، تندروهای جریان اصلاحات که الان در ستادهای این کاندیدا مشغول به فعالیتهای گسترده هستند روی کار میآیند و به قول خاتمی، که هر 9 روز یک بحران را تجربه کرده، در دوره موسوی هم به خاطر تندرویهای آقایان، مردم هر چند وقت یکبار، باید با بحرانهای سیاسی دست و پنجه نرم کنند. در حوزه سیاست خارجی هم با روی کار آمدن تیم قبلی، چهره عزتمندی که از ایران در اذهان جهانی شکل گرفته، با عقب نشینیها و اعتمادسازیهای بیمورد از بین میرود چرا که اگر مذاکرهای هم لازم است صورت گیرد، تجربه نشان داده که باید از موضع بالا و موضع قدرت انجام شود نه توافقاتی که مثلاً در سعدآباد یا بروکسل توسط دولت قبل انجام گرفت. در مورد مسائل اقتصادی، در نهایت مطلوب طرحهای غربی اقتصادی اجرا میشود که کارهای عمرانی و خدماتی در شهرهای محروم را دارای توجیه اقتصادی نمیداند که این خود باعث افزایش فاصله طبقاتی میشود.در ضمن، توجه کنید هواداران این کاندیدا چون نتوانستند بهانهای برای نفی احمدینژاد پیدا کنند بحث دروغگو بودن را مطرح کردند که من در موضوع تورم و هاله نور، به نادرست بودن این ادعاها اشاره کرم. در ضمن، آقای موسوی خودشان هم در مورد دروغگویی در مظان اتهام است. در مورد بحث دکتری خودشان، بحث دکتری همسرشان و مردم فریبی که در فیلم تبلیغاتیش (آوردن بازیگر برای نشان دادن افزایش اعتیاد در طول دوره دولت نهم) و در جریان مناظره با کروبی انجام داد . دوستانی که بین احمدینژاد و رضایی مرددند توجه کنند که قدیمیها خوب گفتهاند که «دیکته نانوشته غلط ندارد».. آقای رضایی برنامهای داده که اجرا و به سرانجام رسیدن آن، البته اگر اجرایی باشد حداقل 10 سال طول میکشد. همچین انقلاب اقتصادی که ایشان از آن سخن میگوید، توسط هاشمی با آن سیستم کارگزاران که در اقتصاد ایران ریشه دوانیده، نتوانست محقق شود؛ چطور از طرف آقای رضایی که این همه سال و از بعد از جنگ، سمت اجرایی نداشته و حزبی هم ندارد که او را برای انجام چنین انقلاب بزرگی یاری کند و در ضمن، با ساختار بروکراتیک امروزی آشنا نیست، قرار است اجرا شود؟ احمدینژاد در جریان مناظره با رضایی چند سوال مطرح کرد که رضایی پاسخ شفافی به آن نداد: 1- چطور فدرال اقتصادی را اجرا میکنید؟ اگر مشابه این کار در زمان جنگ و در سپاه انجام شده، به خاطر ساختار نظامی و لزوم حرف شنوی هر فرد از مقام بالاتر است. در سیستم اداری که هر بخشداری خود را یک رجل سیاسی میداند، چطور میتوانید این طرح را اجرا کنید؟ .... 2- چطور میتوانید از صندوقی که از آن نام بردید ماهی صدهزار تومان پول بیاورید و به شصت هفتاد میلیون نفر مردم ایران بدهید؟.... 3- چطور میتوانید کارفرمایان را تشویق کنید که بر روی صنایع انرژی، سرمایه گذاری کنند درحالی که انرژی با قیمت پایینتر در اختیار آنها هست.... به هر سه سوال، آقای رضایی جواب روشنی نداد. بنابراین درست گفتهاند که دیکته نانوشته غلط ندارد . به نظرم، از میان گزینههای موجود و در حالت مقایسهای، احمدینژاد بهترین گزینه در شرایط موجود است و به شما دوستانی که مردد هستید و یا حتی شما دوستانی که طرفدار کاندیدای دیگری هستید پیشنهاد میکنم به این نکات توجه کنید