Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

˚°•♫ SΣPΣHЯ ♫•°˚ < Y! ID: sepehrsam... >

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists

  • School: Iran University Of Medical Science

Add

˚°•♫ SΣPΣHЯ ♫•°˚ is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Thu Jul 31, 2008 Member since July 2006

Total Page Views

8,230

زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم Reply

1 - 5 of 41 First | < Prev | Next > | Last

Vasiyat name Full Post View | List View

Pas ruze istadane eskelethaman,bar zakhme zamine derakhtani ke hicheshan andakht...

hollywood!
hollywood! magnify

اصول فيلمهاي هاليوودي

* عملیات پلیسی همیشه حتما به کلوب استریپ‌تیز کشیده میشه.
*
هر شماره تلفنی با 555 شروع میشه.
*
تختخوابها یک روکش مخصوص با فرم L دارند که خانمها رو تا سینه بپوشونه و آقایون رو از کمر به پایین.
*
در هر ساک خریدی دست کم یک نون باگت پیدا میشه.
*
هر کس میتونه یه هواپیمای در حال پرواز رو به زمین بنشونه، به شرط اینکه یک نفر از برج مراقبت بهش قدم به قدم توضیح بده.
*
ماتیک لب هرگز پاک نمیشه، حتی حین غواصی.
*
لوله‌های سیستم تهویه مطبوع در هر ساختمونی بهترین نقطه برای مخفی شدن هستند و ضمنا میشه از طریق اونها به هرجای ساختمون راه پیدا کرد.
*
اگه کسی بخواد اسلحه‌اش رو پرکنه همیشه خشاب اضافه همراه داره.
*
برای زنده موندن در هر جنگی کافیه که آدم از نشون دادن عکس عزیزانش به این و اون پرهیز کنه.
*
هر کسی میتونه بدون دونستن زبون، خودش رو با ملیت خاصی معرفی کنه، به شرط این که کمی لهجه داشته باشه. * اگه یه هیولا یا یک فاجعه، شهری رو تهدید کنه، همیشه تنها فکر و ذکر شهردار کم شدن توریستها یا بازدیدکنندگان یک نمایشگاهه.
*
اگه خانمی با موهای بلند بخواد از کسی جدا بشه و خداحافظی کنه یه دفعه باد میاد.
*
کلا تعداد خانمهای مو بلند و خوشگل و خوش هیکل میره بالا. از نظافتچی گرفته تا منشی و مدیر کل همه میتونند در مسابقه دختر شایسته، بالاترین مقامها رو به دست بیارند. ولی قیافه و هیکل آقایون تغییر زیادی نمیکنه.
*
برج ایفل ازهر نقطه شهر پاریس قابل دیدنه.
*
مردها بدون این که خم به ابرو بیارند تا جون دارند کتک میخورند، اما همین که زنی با پنبه و الکل زخمهاشون رو تمیز میکنه دادشون درمیاد.
*
ویترین مغازه‌ها فقط به درد این میخوره که یکی با کله یا ماشین از وسطشون رد بشه.
*
برای پرداخت کرایه تاکسی کافیه که یه اسکناس از کیف پول بیرون کشیده بشه. همیشه مبلغش صحیحه.
*
تولید مثل با هر موجودی در کهکشان ممکنه.
*
آشپزخونه‌ها خودشون هیچوقت چراغ ندارند. با نور چراغ یخچال میشه همه چیز رو دید.
*
هر وقت توخونه‌ای خطری، روحی، هیولایی، چیزی باشه، خانم صاحبخونه حتما با لباس زیر بدن نما باید بره ببینه چه خبره.
*
کامپیوترها هیچ سیستم یا برنامه خاصی ندارند. روی صفحه مونیتور همیشه فقط نوشته enter password و بعد از نوشتن کلمه رمز متن مورد نظر رو نشون میده.
*
مادرها همیشه در حال آشپزی هستند. مهم نیست که آخر کسی چیزی بخوره یا نه.
*
روسای پلیس همیشه یا بهترین همکارشون رو اخراج میکنند، یا بهش چهل و هشت ساعت وقت میدند که پرونده رو ببنده.
*
شعله یه چوب کبریت بزرگترین سالنها رو روشن میکنه، ولی قویترین نورافکن هالوژن اون گوشه رو که مهمتر از همه است تاریک میذاره.
*
دندونهای دهاتیهای قرون وسطی مثل برف سفید و مرتب هستند.
*
هر کس کابوس میبینه باید از جاش بپره و نفس نفس بزنه و خیس عرق بشه.
*
حتی اگه جاده صاف و مستقیم باشه باید راننده عین دیوونه‌ها فرمون رو به چپ و راست بچرخونه.
*
همه بمبها یک عالم سیم و چراغهای قرمز چشمک‌زن دارند و یه ساعت دیجیتال که نشون میده کی میرن هوا.
*
هر جا بری جلوی ساختمون مورد نظر یه جای پارک پیدا میشه.
*
پلیسها فقط موقعی موفقند که اخراج شده‌اند.
*
اگه کسی وسط خیابون برقصه همه همراهی میکنند، اونهم با هماهنگی کامل.
*
هر کامپیوتری میتونه رابطه موجودات فضایی با سفینه شون رو مخدوش کنه یا رمز ورودشون رو پیدا کنه.
*
مهم نیست که چند نفر به یکی حمله میکنند، با اینحال همیشه یکی یکی میان جلو.
*
هر وقت به اره‌برقی احتیاج پیدا کنی یکی دم دستته.
*
هر دری رو میشه با یک سنجاق سر یا کارت اعتباری باز کرد، مگه اینکه مال یه ساختمون در حال سوختن باشه و بخوای یه بچه‌رو که اون تو گیر کرده نجات بدی.
*
هر وقت تلویزیون رو روشن کنی داره اخبار نشون میده. یکی از خبرها هم همیشه مربوط به خودته.
*
زنها بلد نیستند دو قدم بدوند. همیشه میخورند زمین و مچ پاشون ضرب میبینه.
*
اسبها در برابر نیزه و گلوله و توپ و تانک روئین تن هستند، ولی در حساسترین لحظه پاشون به یه مشت علف گیر میکنه و میخورند زمین (اگه سوارکار زن باشه مچ پاش ضرب میبینه)
*
گلوله به سوپرمن اثری نداره، ولی اگه خود هفت‌تیر رو به طرفش پرت کنی سرش رو میدزده.
*
هر ماشینی به راحتی تو هر گاراژی جا میگیره.
*
سفینه‌های فضایی توالت ندارند.
*
بچه‌های با استعداد همیشه دارای والدین الکلی یا سنگدل هستند.
*
هیچ ماشینی تو جنگلهای تاریک و ترسناک به موقع روشن نمیشه.
*
هر موجود فضایی که میاد به زمین همیشه اول میره آمریکا و اول از همه بیس بال یاد میگیره.
*
هر ماشینی که تصادف میکنه بلافاصله منفجر میشه.
*
البته اگه راننده‌اش آدم خوبی باشه ماشینه اول صبر میکنه تا طرف پیاده بشه و چند متر بره اونورتر، بعد منفجر میشه.

*همیشه حق با شخصیت ضعیفه، وآخرش موفق میشه فقط اگه خودشو باور کنه، بقیش اصلا مهم نیست.

Wednesday May 28, 2008 - 07:08pm (IRST) Permanent Link | 2 Comments
Meet Anthony!
Meet Anthony! magnify
This is our new roommate , Sir ANTHONY.
Friday May 2, 2008 - 06:31pm (IRST) Permanent Link | 4 Comments
مافیایی های تحصیل کرده

نسل جديد رهبران مافيای ايتاليا مدارک دانشگاهی دارند!

نسل جديد رهبران مافيای ايتاليا دارای مدارک دانشگاهی هستند. به دست آوردن مدارک دانشگاهی برای اين تبهکاران جوان به چالش کشيدن جامعه و زورآزمايی با نهادهای اجتماعی و سياسی است.

اگر زمانی باندهای مافيايی که در ايتاليا از آنها با نام «خانواده» ياد می شود، عمدتا شامل آدم های بی سواد بودند که از نظر فرهنگی عقب مانده به حساب می آمدند، نسل جديد «مافيوزی» يا وابستگان به مافيا همه از مهم ترين دانشگاه های ايتاليا مدرک تحصيلی دريافت کرده اند.

بنابر کندوکاوی که از سوی اداره کل زندان های ايتاليا انجام گرفته است، حداقل ۳۳ درصد از سران و وابستگان مافيا دارای مدرک ليسانس عمدتا از دانشکده های علوم انسانی چون جامعه شناسی، مذهب شناسی، اقتصاد و حتی ادبيات هستند.

هفته گذشته در يکی از دانشگاه های معتبر ايتاليا که به دلايل امنيتی نامی از آن برده نمی شود پيترو آليری، توانست ليسانس خود در رشته مذهب شناسی يا تئولوژی را با ارائه پايان نامه ای در رابطه با «تاريخ مسيحيت» دريافت کند.

استادانی که در کلاسی خالی از دانشجويان و مملو از مامورين پليس در بحث اين پايان نامه حضور داشتند، پيترو آليری را با نمره صد و ده، تشويق و يک ليسانس به اين زندانی که در حال گذراندن سه حکم حبس ابد است اعطاء کردند.

پيترو آليری در ترور جوزپه فالکونه و پائولو بورسلينو، دو دادستان شهر پالرمو که نماد مبارزه با باندهای مافيايی به حساب می آمدند و پليس های محافظشان دست داشته است و يکی از خطرناک ترين عناصر مافيای پالرمو به حساب می آيد.

آليری تنها قاتل حرفه ای وابسته به مافيا نيست که در پشت ميله های زندان به تحصيلات دانشگاهی مشغول است.

فيليپو گراويانو که همراه برادرش جوزپه گرداننده باندهای مافيايی در پالرمو است، مراحل آخر تحصيلات در رشته اقتصاد را می گذراند.

فيليپو متهم به قتل کشيشی است که در محلات فقيرنشين پالرمو مردم را به مبارزه عليه مافيا دعوت می کرد.

برادرش جوزپه که به اتهام بمبگذاری در مقابل «پالاتزو وکيو»، معروف ترين موزه ايتاليا در شهر فلورانس در زندان به سر می برد دانشجوی فوق ليسانس در رشته رياضيات است.

آنتونيو ليبری، از رهبران مافيای کالابريا در رشته جامعه شناسی تحصيل می کند و کارملوموسومه چی، در ماه های آينده پايان نامه ای در رشته حقوق در رابطه با موقعيت محکومين به زندان ابد ارائه خواهد داد.

برپايه حدس هايی که از سوی مطبوعات ايتاليا زده می شود، اقتصاد، حقوق، ادبيات، فلسفه و اديان و جامعه شناسی رشته های مورد علاقه نسل جديد مافيوزی است.

روانشناسی که در يکی از زندان های ايتاليا سرگرم کار است و به دلايل امنيتی خواهان برملا نشدن نام اش است به هفته نامه «ماگازين» که ضميمه روزنامه کوريره دلاسرا است می گويد: «اين آقايان، منظورش وابستگان مافيا است، از آنجايی که قادر به کنترل احساسات و رفتارشان هستند، در تحصيل کاملا موفق اند.»

به دست آوردن مدارک دانشگاهی برای کادرهای بالای باندهای مافيايی به گفته اين روان شناس، نشان دادن برتری شان حتی در پشت حصار زندان به «پيچوتی» يا سربازان مافياست، در غير اين صورت نفوذ آنها در زندان و خارج از آن کاهش می يابد.

همين روان شناس می افزايد: « به دست آوردن مدرک ليسانس يا دکترا برای مافيوزی به چالش کشيدن نظم است و اين آقايان بيش از اين که به کسب دانش علاقه مند باشند خواهان زور آزمايی با جامعه و نهادهای مدنی و سياسی اش هستند.»

Tuesday February 5, 2008 - 01:21pm (IRST) Permanent Link | 3 Comments
مزایای تهران
مزایای تهران magnify

مزایای تهران!

*درتهران برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.

*
تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند!

*
تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند!

*
تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند!

*
در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آنها!!!!

*
در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه آن جاهايی که ديده نمی شود هم نگاه می کنند!!!!

*
همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند!!

*
تهران تنها شهری است که هم روی دشت است هم کوه و هم زمان روی فاضلاب شناور است!

*تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است!!

*
ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود!!!

*
در تهران با همان مقدار پولی که برای تاکسی دربست می پردازید میتوانید صاحب چندcd یا dvd جدیدترین فیلم ها(حتی روی پرده) شوید!

*و تهران تنها شهری است در دنيا که در شمال شهرمردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری !!!!!!!!!!

Thursday January 24, 2008 - 02:15am (IRST) Permanent Link | 9 Comments
بی نظیر،فائزه،علی آبادی،حسنی

ابراهیم نبوی

رئیس جمهور دیروز گفت: « مجلس با دولت رایزنی و مسائل را حل کند» وی افزود: « به ‏زودی لایحه بودجه را به مجلس ارائه می دهیم.» وی تکرار کرد: « طرح دولت برای مسکن به ‏زودی آماده و اعلام می کنیم.»‏

قبل از انتخابات: می شویم، می کنیم، می دهیم، می گوئیم
شش ماه بعد از انتخاب: داریم می شویم، داریم می کنیم، داریم می دهیم، داریم می گوئیم....‏
یک سال بعد از انتخاب: بزودی می شویم، بزودی می کنیم، بزودی می دهیم، بزودی می گوئیم...‏
دو سال بعد از انتخاب: بزودی خبردار می شوید، بزودی خبردار می کنیم، بزودی خبرش را می ‏دهیم، بزودی خبرش را می گوئیم....‏
سه سال بعد از انتخاب: نمی گذارند بشویم، نمی گذارند بکنیم، نمی گذارند بگوئیم...‏
پس از پایان دوره: نگذاشتند بشویم، نگذاشتند بکنیم، نگذاشتند بگوئیم...‏
ده سال بعد، در یک مصاحبه تاریخی: در آن زمان شدیم، گفتیم....‏

سخنگوی سخنان بی ارزش
البته واضح و مبرهن و طبیعی است که سخنگو نقش مهمی در گفتن سخن دارد، اما یکی دیگر از ‏چیزهایی که واضح و مبرهن و طبیعی است این است که آدم گاهی اوقات حرف هایی می زند که ‏بی ارزش است. سعید لیلاز، کارشناس اقتصادی که یکی از تخصص هایش حالگیری از دولت در ‏مسائل اقتصادی است، گفت: « اظهارات الهام درباره تورم بی ارزش است.» آگاهان توضیح دادند ‏که محدود کردن این خصوصیت اظهارات سخنگوی دولت به موضوع تورم، نوعی ظلم به ایشان ‏است و اصولا سخنگوی دولت در مورد سیاست، مسائل اجتماعی، ورزش، علم، فلسفه، انرژی ‏هسته ای، فاطی رجبی و غیره سخنان مختلفی دارد که به قول لیلاز ارزش آنها در همین حدودی ‏است که آقای لیلاز گفته است.‏

استعفا بدهیم یا ندهیم؟
در راستای این که علی آبادی گفته است: « من از احمدی نژاد خواستم استعفا بدهم.» کدام یک از ‏جملات زیر درست است و باید جایگزین جمله غلط بالا شود:
‏1) علی آبادی گفت: احمدی نژاد از من خواست استعفا بدهم؟ ‏
‏2) علی آبادی گفت: من از احمدی نژاد خواستم استعفا بگیرد؟
‏3) علی آبادی گفت: احمدی نژاد از من خواستم استعفا بشوم؟
‏4) علی آبادی گفت: احمدی نژاد از الهام خواست من استعفا بدهد؟
حکم جدید: با توجه به استعفای علی آبادی از ورزش کشور، درخواست می شود ایشان را به ‏عنوان رئیس فرهنگستان ادب فارسی کشور یا علی آباد یا ارادان منصوب شوند. ‏
‏ ‏
چرا یهودیان می روند؟
واقعه مولمه: چهل نفر یهودی ایرانی با یک پرواز به اسرائیل رفته و مورد استقبال قرار گرفتند.‏
رئیس انجمن کلیمیان ایران گفت: یهودیان ایرانی شرایط خوبی برای زندگی در ایران دارند.‏
یک منبع اسرائیلی گفت: علت مهاجرت این یهودیان از ایران این بود که احمدی نژاد گفته است ‏می خواهد اسرائیل را از روی نقشه جهان محو کند.‏
نتیجه گیری اول: چون یهودیان ایرانی شرایط خوبی برای زندگی در ایران دارند، بنابراین چهل ‏نفری که به اسرائیل رفته اند، در حقیقت به اسرائیل نرفته اند.‏
نتیجه گیری دوم: یهودیانی که به اسرائیل رفتند، از این می ترسند که احمدی نژاد اسرائیل را از ‏روی نقشه محو کند، بنا براین از ترس رفته اند جایی که قرار است از روی نقشه محو شود.‏
نتیجه گیری منطقی: فقط سخنگوی دولت نیست که سخنانش بی ارزش است. ‏

‏51 رکعت
آیت الله حسنی مرجع تقلید اینجانب اعلام کرد: « شیعه باید هر روز 51 رکعت نماز بخواند.» ‏مسوول دارالافتاء بیت دوم حسنی مذکور سایر احکام صادره از سوی وی را بشرح زیر اعلام ‏کرد: ‏
مساله 11، بر هر شیعه واجب است که حداقل یک بار و مستحب است که سه بار به شهادت رسیده ‏باشد، مگر در موردی که اذن ولی صادر نشده باشد.‏
مساله 71، بر هر شیعه واجب است که هر سال سیزده ماه روزه بگیرد و یک هفته پس از مرگ ‏افطار کند.‏
مساله 163، بر شیعه واجب است که هر سال اگر مستطیع باشد به حج برود و اگر نباشد، به جای ‏او رئیس جمهور هر شش ماه یک بار به حج برود.‏
مساله 324، بر شیعه واجب است که برای خواندن نماز وضو گرفته و برای اطمینان غسل کند و ‏مستحب است که هر وقت در حال نماز نیست، زیر دوش و در حال غسل باشد، مگر در حال ‏کشاورزی که واجب است اینقدر عرق بریزد تا بمیرد و اگر مرد او را دفن کند.‏
مساله 463، بر شیعه واجب است که جز روز دوشنبه که من کار دارم، نماز جمعه برود و اگر دید ‏نماز جمعه در محل نماز دائر نیست همانجا بنشیند تا روز جمعه شود و من برسم و برای او نماز ‏بخوانم.‏
بقیه مسائل را فردا می گویم، حالا برو....


موضوع: بی نظیر بوتو، که دو دوره نخست وزیر پاکستان بود و پدرش ذوالفقار علی بوتو قبلا ‏نخست وزیر بود و کشته شده بود و برادرش نیز سیاستمدار بود و کشته شده بود، بعد از یک دوره ‏تبعید در انگلیس و امارات و جاهای دیگر، برای شرکت در انتخابات پاکستان به کشورش ‏برگشت، او مثل دیگر شخصیت های میانه روی پاکستان متهم به فساد مالی بود. وقتی بر می ‏گشت می دانست که ممکن است کشته شود. بعد از بازگشت او به پاکستان در همان روز اول بمبی ‏منفجر شد و 140 نفر کشته شدند، او بعد از دو هفته در یک اقدام تروریستی کشته شد، دولت ‏مشرف القاعده، و القاعده دولت مشرف را متهم کرده است که بی نظیر بوتو را به قتل رساندند. ‏

سووال: اگر ماجرای بی نظیر بوتو در ایران اتفاق افتاده بود، چه می شد؟ در همین رابطه به چند ‏پرسش با گزینه های مختلف پاسخ دهید.‏

اول: اگر بی نظیر بوتو فائزه هاشمی بود و به لندن رفته بود و بعد از مدتی برمی گشت، احتمالا ‏در استقبال او چه اتفاقی می افتاد؟
‏1) برای دو سال به لندن می رفت، اما دیگر برنمی گشت.‏
‏2) برمی گشت، اما چون به او اتهام فساد مالی زده بودند، دیگر وارد سیاست نمی شد؟
‏3) برمی گشت، اما به همه می گفت به استقبالش نیایند؟
‏4) برمی گشت و خبر بازگشتش را می داد، اما کسی به استقبالش نمی آمد؟

دوم: اگر هاشمی رفسنجانی به جای ذوالفقار علی بوتو بود، چه اتفاقی برای او می افتاد؟
‏1) از کار برکنار می شد، غر می زد، اما هیچ وقت کشته نمی شد؟‏
‏2) یک نظامی به جای او می آمد و با هم دوست می شدند و او هم می شد طرفدار نظامیان؟
‏3) یک نظامی به جای او می آمد و با هم دوست می شدند و آن نظامی کم کم وارد تجارت می شد؟
‏4) یک نظامی رئیس جمهور می شد، هاشمی هم مسوول نظارت بر ریاست جمهوری می شد، ‏رئیس جمهور قبلی هم مشاور او می شد، و همه به خوبی و خوشی زندگی می کردند؟‏

سوم: اگر خاتمی به جای بی نظیر بوتو و کروبی به جای نواز شریف و احمدی نژاد به جای ‏ژنرال مشرف بود، چه اتفاقی برای خاتمی می افتاد؟
‏1) خاتمی به ایران برمی گشت، کروبی هم به ایران برمی گشت، آن دو رقیب هم می شدند، مردم ‏هم انتخابات را تحریم می کردند، احمدی نژاد هم با استفاده از وزارت کشور و سپاه رئیس جمهور ‏می شد.‏
‏2) خاتمی به ایران برمی گشت و چون دوست نداشت وارد قدرت شود، از شرکت در انتخابات ‏خودداری می کرد، در نتیجه زنده می ماند، کروبی هم رد صلاحیت می شد، در نتیجه کارگزاران ‏و اعتماد ملی و اصلاح طلبان و حزب مردم پاکستان، پسر دکتر معین را نامزد ریاست جمهوری ‏می کردند، در نتیجه احمدی نژاد رئیس جمهور می شد؟
‏3) خاتمی به ایران برمی گشت و برای جلوگیری از خشونت از سخنرانی عمومی خودداری می ‏کرد، کروبی هم مثل بی نظیر بوتو متهم به فساد می شد، تمام اصولگرایان هم از کروبی حمایت ‏می کردند، در نتیجه مردم به احمدی نژاد رای می دادند؟
‏4) خاتمی برای پرهیز از خشونت به آمریکا می رفت و فیلسوف می شد و جایزه صلح نوبل را ‏می گرفت، کروبی به ایران برمی گشت و در انتخابات شرکت می کرد و با شعار آزادی و پنجاه ‏هزار تومان برای همه در انتخابات شرکت می کرد و با سی میلیون رای در مقابل 7 میلیون رای ‏احمدی نژاد را شکست می داد، و شش ماه بعد همه مردم از او می خواستند استعفا بدهد و برود؟

چهارم: اگر فائزه هاشمی به جای بی نظیر بوتو، برای ریاست جمهوری به ایران برمی گشت و ‏قرار بود یک روز بعد در سخنرانی اش 140 نفر کشته شوند و احتمالا خودش هم به قتل برسد، ‏چه اتفاقی می افتاد؟ ‏
‏1) حسین مرعشی با فائزه هاشمی مشورت می کرد و او را راضی می کرد که از انتخابات کناره ‏گیری کند تا بعدا در شرایط بهتری انتخاب شود، فائزه هاشمی هم کناره گیری می کرد؟
‏2) فائزه هاشمی در مقابل مرعشی مقاومت می کرد، اما فردای همان روز پدرش به او تلفن می ‏کرد و سخنرانی لغو و بمب مربوطه منفجر نمی شد؟
‏3) فائزه هاشمی حرف پدرش را هم گوش نمی کرد، اما نیم ساعت قبل از سخنرانی رهبری اعلام ‏می کرد که نظام جمهوری به مدت پنج سال با حکم ولی فقیه به حال تعلیق در می آید، در نتیجه ‏فائزه به لندن بر می گشت و سه ماه بعد انتخابات برگزار می شد و احمدی نژاد رئیس جمهور می ‏شد.‏
‏4) فائزه هاشمی به حرف هیچ کس گوش نمی کرد و برای سخنرانی می رفت، اما می دید فقط ‏هزار نفر برای سخنرانی آمده اند، در نتیجه بمب گذارها هم دل شان برای او می سوخت و می ‏رفتند خانه شان. ‏
‏5) فائزه هاشمی با حضور انبوه جمعیت مواجه می شد و پس از سخنرانی به شهادت می رسید، ‏در نتیجه رهبری، مجلس، احمدی نژاد، خاتمی، کروبی، صدا و سیما، روزنامه کیهان، وزارت ‏اطلاعات، سازمان حج و زیارت، وزارت راه و ترابری اعلام عزای می کردند. ملت هم سینه ‏زنی می کردند و یک هفته بعد فائزه هاشمی در بزرگترین تشییع جنازه تاریخ ایران دفن می شد، ‏قاتلین فائزه هاشمی هم دستگیر می شدند و اعتراف می کردند که عوامل اسرائیل بودند. طرفداران ‏فائزه هم دستگیر و یک سال بعد آزاد می شدند ‏

نتیجه گیری اخلاقی: ما فرق داریم، آنها فرق ندارند.‏
نتیجه گیری سیاسی: ما اهل تهران هستیم، اهل کوفه هم هستیم، فقط اهل راولپندی نیستیم.‏
نتیجه گیری تاریخی: ما هم با خشونت مخالفیم هم با اصلاحات و هم با دولت و هم با مخالفان.

Thursday January 3, 2008 - 03:57pm (IRST) Permanent Link | 1 Comment

Add Vasiyat name to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 41 First | < Prev | Next > | Last