عکس از من حرف از ما
بلورهایش در دست ما
چنان پیچیده است که رمزگشاییاش ناممکن
بی هیچ فکر اضافه وارد دیگ میشود
بر زمین میریزد
چنان ریز
که بر آن پا میگذاریم
کمی از آن پشت چشمهای ماست
از پیشانیمان میگریزد
آن را در شرابههایی پنهان
در تن خود نگه میداریم
سر میز شام
وقتی داریم از تعطیلات و دریا حرف میزنیم، آن را دست به دست میدهیم.
دختری با گوشواره مروارید: تریسی شوالیه/ گلی امامی - نشر چشمه : 2500 تومان
"مادرم نگفت که میآیند." داستان اینطور آغاز میشود.
"گرییت" به خاطر بیماری پدرش به خانه یوهانس ورمر نقاش میرود تا برایشان کار کند.
میدانم که میدانید در سال 2003 "پیتر وبر" از روی این رمان فیلمی هم با بازی "اسکارلت یوهانسن" در نقش "گرییت" و "کالین فیرث" در نقش ورمیر ساختهاست.
با این حال اگر فیلم رادیدهاید فکر نکنید همین کافی است. نه، ماجرای فیلم خیلی مختصر و مفید است و پایانبندی متفاوتی هم دارد. کتاب به شدت خواندنی است. "گرییت" عاشق مرد نقاش میشود. نویسنده بی آنکه در تمام طول این کتاب یک بار حرفی از عشق او به مرد بزند، این رابطه را نشان میدهد. در فیلم تو بازیگری داری که حس را در چهرهاش نشان میدهد اما شاهکاری است اگر بتوانی با کلمات این حس را بسازی.
در طول رمان میبینیم "گرییت" تا چه اندازه مومن و مذهبی است. در صحنهای از رمان نقاش از او که مدل نقاشیاش شده است میخواهد لبهایش را از هم باز کند و او با اینکه میداند تنها زنان "بد" در نقاش لبهایشان را باز میکنند، امتناع نمیکند. کتاب پر است از این صحنههایی که ساده به نظر میآیند اما همیشه در یادت میمانند صحنه سوراخ کردن گوش، صحنه تن دادن به پیتر شاگرد قصاب، یا صحنهای که روسریاش را از سر باز میکند و نقاش برای اولین بار موهایش را میبیند و...
من دیوانه صفحههایی هستم که نویسنده شخصیت "گرییت" را به زیبایی در رابطه با اشیاء پیرامونش تعریف میکند.
"صدای مادرم ، انعکاس قابلمهای روی اجاق و خمره سرکه."
"نام او چنان بر زبان راند که گویی دارچین در دهان دارد."
تمام کتاب مثل تابلو نقاشی پر از صحنههای بکر و ناب است.
خانم امامی هم خوب از پس ترجمه برآمدهاند مثل همیشه. در ترجمه چنین متنی است که مترجم نشان میدهد اگر استعدادش از نویسنده بیشتر نباشد کمتر هم نیست.
در مورد نویسندهها اینطوری است که وقتی کتاب خوبی میخوانند میگویند پوف چرا اینو من ننوشتم؟! در مورد ترجمه اینطوری است که تو به خودت میگویی پووف چرا من ترجمهاش نکردم؟! چه کیفی کرده مترجم موقع دست و پنجه نرم کردن با این کتاب. خوش به حالش.
نقاشیهایی که در طول رمان حرفشان زده شده در انتهای کتاب آمده است اما اگر خواستید آنها را آنلاین ببینید به اینجا سر بزنید. واقعا هم به نسبت دیگر کارهای نقاش، نقاشی دختری با گوشواره مروارید نقاشی دیگری است، انگار نقاش دخترک را با این نقاشی برای خودش نگه داشته است تا ابد.
"تریسی شوالیه" در 19 اکتبر 1962 در واشنگتن به دنیا آمد. پدرش عکاس واشنگتن پست بود. لیسانس زبان انگلیسی و فوقلیسانس نویسندگی خلاق دارد از یک دانشگاه انگلیسی در لندن. هنوز هم همانجا در لندن است. قبل از اینکه نویسنده شود ویراستار کتابهای مرجع بود. از همانجا تحقیق درباره موضوعات و درست نوشتن را آموخت. "شوالیه" نویسنده رمانهای تاریخی است. آخرین کتاب او " Burning Bright " داستان دو کودک است که همسایه ویلیام بلیک، شاعر و نقاش معروف انگلیسی، میشوند.
- پنجه مریم، رسته در شکاف صخرهای
این همه رنگ از کجا آوردهای تا بشکوفی؟
ساقهیی چنین از کجا آوردهای تا بر آن تاب خوری؟
-قطره قطره خون از صخرهها گرد آوردهام،
از گلبرگهای سرخ دستمالی بافتهآم
و اکنون
آفتاب خرمن میکنم
یانیس ریتسوس.
برگردان: احمد شاملو
اگر همچنان کودک باقی بمانیم
یکدیگر را
پیدا خواهیم کرد
از رزه آوسلندر، کتاب سرزمین مادری ترجمه حسین منصوری