Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

برو با نامی دروغین برای مردمان سخن بگو،اما حقیقت را بیان کن تا گمراه نشوند. دانته--> Click here Reply

1 - 5 of 174 First | < Prev | Next > | Last

NO ONE Is Talking,Hear It. Full Post View | List View

سلام . بخونین و من رو از نظراتتون بی نصیب نکنین.خوش باشین و سلامت

...
... magnify
خدای عزیزم
از این دنیا
با تمام زیبایی ها و زشتی هایش
بیزارم
و در آرزوی پایان یافتنش لحظه ها را می شمارم
خدای عزیزم
از من آزرده مشو که تو خود می شناسیم و می دانیم
در آرزوی دیدارت پشت آبهای آبی
Sunday May 24, 2009 - 01:06pm (IRST) Permanent Link | 1 Comment
بازهم خدا
بازهم خدا magnify
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم، زتو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است، ببین غرق گناهم
دو دست دعا برآورده ام، به سوی اسمان ها
که تا پرکشم، به بال غمت، رها در کهکشان ها
چو نیلوفر، عاشقانه ، چنان می پیچم به پای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
به رسم یاری، اگر که نگیری تو دست دلم را
دگر که بگیرد؟؟؟؟
به آه و زاری، اگر نپذیری، شکست دلم را
دگر که پذیرد؟؟؟؟
-----------------------------------------------------
خدایا، سلام
امروز بارون قشنگی بارید
مدت ها بود که چشام رو به روی بارون می بستم
ولی امروز وقتی به ناچار رفتم زیر قطره های بارون
انگار یه چیزی توی دلم شکست
من امروز با اشکم ، بعد از مدت ها به زندگی لبخند زدم
اره همونی که خیلی منتظر تموم شدنش بودم
امروز بهش لبخند زدم
...
خدایا
خیلی وقته که باهات حرف نزدم
اینقدر که دیگه نمی تونم بهت بگم ، خداجون
...
می دونی، ته دلم باهات قهر بودم
اینقدر قهر که حتی بهت نگفتم، چون نمی خواستم باهات حرف بزنم
نمی خواستم بهت بگم قهرم
...
یادته اون روزا که می گفتم هر چی تو بگی؟؟؟
به نظرت چی شد؟
دروغ بود همش؟
شاید هیچ وقت باور نمی کردم همچین شه
همش فکر می کردم، خوب مگه چیه؟
مگه چی ازت کم میشه؟
چرا باید نخوای؟
تازه فکر می کردم چون می خوای خیلی اتفاقا میفته
ولی یه روزی رسید که دیدم نه
این نه آنست که می پنداشتم
آره ، یادمه اون روزا که همش بهت می گفتم چرا؟ چرا؟ چرا؟
می گفتم : مگه چی میشد آخه؟؟
و بعد کم کم دیگه باهات حرف نزدم
...
هی ی ی ی ی ی
روزگار رو می بینی خدا؟
می بینی؟؟
...
ولی تو همین گیر و دار یادمه یه قولی بهت دادم
خیال نکنی یادم رفته
خوب یادمه و هنوز سرش هستم
واسه همینم همیشه دعاش می کردم
حتی وقتی باهات حرف نمی زدم
خوب بله، گاهی ازت خجالت می کشیدم
ولی واسه خودم که نبود، این بود که بهم جرأت میداد
حالا هم ازت می خوام کمکش کنی
معنی و راه زندگی رو ، نه فقط به اون، بلکه به همه نشون بدی
و اون رو از این تنهایی لعنتی نجات بدی
اینا چیرایی که خودش خواسته بود بهت بگم و ازت بخوام
و من امیدوارم اتفاق بیفتن
...
یادته یه بار بهش گفتم واسه تنهایی ناراحتم
گفت : اگه منظورت تنهایی معمولیه برو پیش دوستات، خانواده و ... برو گردش و اینا
و اگه منظورت اون تنهایی عمیق درونیتِ
بدون همه آدما این تنهایی رو دارن برای همیشه و کاریش نمی شه کرد
راستش فکر می کنم اون روز منظورم رو فهمید و به روم نیاورد
می خواست یه طوری بهم بگه حتی با او هم تنهام
ولی من به این حرف اعتقاد نداشتم
و باور داشتم اگه اون هم مثل من فکر میکرد
ما دیگه تنها نبودیم
و راست تر اینکه ، هنوز هم همین فکرو می کنم
و باور دارم میشه تنها نبود
و احساس تنهایی نکرد
و به خاطر همین هم هست که میرم
چون می دونم حالا من با او هم تنهام
روزی به دنبال راه هایی می رفتم که بتونم این تنهایی رو تموم کنم
ولی حالا دیگه نه
حالا این تنهایی رو دوست دارم
نمی گم دل تنگ نمی شم
نمی گم گریه نمی کنم
نه
اما بهش عادت کردم
احساس می کنم اونقدرها هم بد نیست
من رو به یاد تو میندازه
یادت که هست، خیلی برای تنهاییت دلم سوخته و اشک ریختم
ای بزرگترین تنهای عالم
...
خدایا، هرکسی هم که حرفم رو نفهمه
می دونم که تو می فهمی
تو میدونی که اون
بی مهرترین و بیتفاوت ترین و بی وفاترین و سرد ترین و فراموشکارترین و قدر نشناس ترین
نبود
برعکس
همون احساسات و مهربونی هاش بود که باعث شد همه دوسش داشته باشن
و باعث تو دردسر افتادناش بود
خدایا ، جواب خوبی رو این مدلی میدن؟
:((
من به خودخواهی خودم اعتراف می کنم
و دارم سعی می کنم دیگه فکر نکنم
و ازت می خوام دعای من رو قبول کنی
اون رو از این تنهایی لعنتی نجات بده
بهس کمک کن تا معنی و راه زندگی رو بفهمه و بفهمیم
کمک کن تا ساعت های عمرش رو تو دنیای واقعی بگذرونه و بگدرونیم
و زندگی رو با دستاش لمس کنه و کنیم
و به حقیقت برسه و برسیم
...
ممنونم از اینکه بهم اجازه دادی باهات حرف بزنم
ای خدای من
Friday April 10, 2009 - 01:27am (IRST) Permanent Link | 0 Comments
...
... magnify
بذار خیال کنم هنوز ترانه هام رو می شنوی
هنوز هوام و داری و هنوز صدام و می شنوی
بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم
اگه تموم قصه مون ، هنوز ترانه سازتم
بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی
روزا به فکر دیدنم ، شبا پر از خواب منی
بذار خیال کنم تو دلتنگیات، غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه طلوع عشق و ، گفتی و دوست دارم و نگفتی
...
بذار خیال کنم منم اونکه دلت تنگه براش
اونی که وقتی تنهایی پر می شی از خاطره هاش
اون که هنوز دوسش داری، اون که هنوز همنفس
بذار خیال کنم منم، اونی که بودنش بسه
...
دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بذار ، اگرچه بی خیالمی
بذار خیال کنم تو دلتنگیات ،غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه طلوع عشق و ، گفتی و دوست دارم و نگفتی
Sunday March 29, 2009 - 10:21pm (IRST) Permanent Link | 38 Comments
...
... magnify
نه میشه باورت کنم، نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوب من باشی ، نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی ، نه جون دارم فدات کنم
نه پای موندن منی ، نه می تونم رهات کنم
...
نه می تونه تو خلوتش ، دلم صدا کنه تو رو
نه می تونم بگم بمون ، نه می تونم بگم برو
کجا برم که عطر تو ، نپیچه تو لحظه هام
قصه ام و از کجا بگم ، که پا نگیری تو صدام
...
چه جوری از تو بگذرم ، تویی که معنی منی
تویی که از منی اگر ، تیشه به ریشه میزنی
نه ساده ای نه خط خطی ، نه دشمنی نه همنفس
نه با تو جای موندن ، نه مونده راه پیش و پس
نه می تونه تو خلوتش ، دلم صدا کنه تو رو
نه می تونم بگم بمون ، نه می تونم بگم برو
کجا برم که عطر تو ، نپیچه تو لحظه هام
قصه ام و از کجا بگم ، که پا نگیری تو صدام
...
نه میشه باورت کنم، نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوب من باشی ، نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی ، نه جون دارم فدات کنم
نه پای موندن منی ، نه می تونم رهات کنم
...
نمیشه با تو باشم و ، اسیر دست غم نشم
فقط می خوام با خواستنت ، تا هستم از تو کم نشم
Thursday January 29, 2009 - 07:57pm (IRST) Permanent Link | 8 Comments
...
... magnify
بازهم آمدی تو بر سر راهم
آی عشق می کنی دوباره گمراهم
دردا من جوانی را به سر ردم
تنها از دیار خود سفر کردم
دیریست قلب من از عاشقی سیر است
خسته از صدای زنجیر است
...
دریا اولین عشق مرا بردی
دنیا دم به دم مرا تو آزردی
دریا سر نوشتم را به یاد آور
دنیا سرگذشتم را مکن باور
من غریبی قصه پردازم
چون غریقی غرق در رازم
گم شدم در غربت دریا
بی نشان و بی هم آوازم
می روم شب ها به ساحل ها
تا بیابم خلوت دل را
توی موج خسته دریا
می نویسم اوج غم ها را
...
Thursday November 27, 2008 - 02:25pm (IRST) Permanent Link | 1 Comment

Add NO ONE Is Talking,Hear It. to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 174 First | < Prev | Next > | Last