Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

maryam_firuzi

Top Page  |  Blog  |  Friends

Add

maryam_firuzi is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Sat Jul 26, 2008 Member since February 2008

حوا بودم و فقط سیب می خواستم Reply

1 - 5 of 5 First | < Prev | Next > | Last

در کوچه باد می آید این ابتدای ویرانیست Full Post View | List View

حماسه ای که هنوز خلق نکرده ای انگار تمام جاده ها بر سرت خراب شدند وسط تقاطع پشت رل و مردمکهای گشاد شده از ترس کیل

Entry for August 28, 2008
Entry for August 28, 2008 magnify
اینجا ابتدای صفحه است

خانمها و آقایان

حواستان را خوب جمع کنید

باید این چند سطر را سانسور کنید

و چشمها را که با سه شماره شروع می کند به مرور کردن

خط از روی صفحه

نور از روی صحنه

ومن از روی چارچوبی به نام سه نقطه



تازه دارید می رسید به من

نباید سوراخها را از روی دیوار جمع می کردم

که من آستین ندارد

چهار دست و پا راه نمی رود

درجا نمی زند(خسته که می شود دیوار را بغل می کند ...)

با چشمهایش نگاه نمی کند دائم می خندد

بگذار بلند بلند بخندد

چندش آور

وچینهای دامنش را توی حلقش کند تا خفه خون بگیرد

اینجا نیاز به دگردیسی کسی نیست

باید شباهتمان را شبیه سازی کنیم

تکمیل کنیم

وبعد به خانه بخت بفرستیم

و با نگاههای احمقانه بگوییم

"ما با هم تفاهم داریم"

و آرام آرام این منطق را در مغزمان فرو کنیم که من مثل تونیستم

تو مثل او نیستی

او مثل هیچکس نیست

و هیچکس مثل من نیست

این دور و برها وقتی زندگی دچار ایست قلبی می شود

در تختخوابهایمان به آن شک عصبی می دهیم

بله خیلی ساده است

کافیست کمی فکر کنید

آن کله هایتان را به کار بیندازید

فرار کنید

از آشپزخانه به اتاق نشیمن

ازاتاق نشیمن به تخت

از تخت به پنجره

از پنجره به حیاط

نه پچ پچ نکنید

افکار مالیخولیایی خودتان را با فرکانسهای پایین مخابره کنید

اینقدر نویز نیندازید بین ما

وقتی با دستهایتان چشمک می زنید

با چشمهایتان گوش میدهید

من تازه یاد می گیرم با گوشهایم حرف بزنم

بگذارید حیاط تنفسش را منظم کند

پنجره نقشه اش را

تخت ادامه خوابش را

اتاق چارچوبش را

و آشپزخانه استرسهای مداوم خانمش را ...



آقایان و خانمها اینجا آخر کمدی است

حالا به پاس خنده های مداومتان کمی بگریید

سطرهای سانسور شده را در جیب بگذارید

و با خیال راحت در خیابان قدم زنید .......
Thursday August 28, 2008 - 03:49pm (EDT) Permanent Link | 0 Comments
Entry for June 07, 2008
Entry for June 07, 2008 magnify
می بافم

کلاه برای تو

فلسفه برای ارسطو

تور برای ماهی ها

اما خوب می دانم

حتی اگر ارسطو زنده شود

و دریا بزرگ ترین آکواریوم دنیا

سر تو کلاه نمی رود

مریم فیروزی
بهار 87

Saturday June 7, 2008 - 06:37am (EDT) Permanent Link | 0 Comments
Entry for April 27, 2008
Entry for April 27, 2008 magnify


تازگیها عاشق که می شوم
نه دلم می ریزد
نه قلبم تند تند می زند
گمان کنم عشق هم مثل هزاران جنس بنجل چینی دست چندم شده است
مواظب کلاهتان باشید که باد ...
نه راستی
مواظب سرتان باشد که کلاه ...


Sunday April 27, 2008 - 02:43pm (EDT) Permanent Link | 0 Comments
Entry for February 26, 2008
Entry for February 26, 2008 magnify
... و برف مي بارد و برف مي بارد و...
رها مي شود اين شعر از هجوم معاني
هميشه نقطه كوري هست
كه امتداد ترن را در فصلهاي كاذب خوشبختي
ودر تجسم بي برگي يك درخت به پايان رساند
در مركز نگاه زمين ايستاده ايم
مانند آتش فشان خاموشي كه بيداري را به گور خواهد برد
و در كنگره هاي مفاهيم معناي برف را رسم خواهد كرد
از پله ها بالا مي آيي
در دالانهاي سكوت
در جستجوي قبر هاي بشريت سر خم مي كني
تا حجم زمان را كم كني
وشانه هايت را از فراغت لحظه ها برهاني
هميشه شكست نور رنگارنگي به بار نمي آورند
چه دستهايي كه در مسير حادثه
چيزي به جز تصويري از سراب نبودند
ما سالهاست جسدهامان را گم كرده ايم
تا ساده تر دنبال يك چراغ بگرديم
اينجا هميشه نقطه كوري هست :

که زنی با صدای ماشینی در سرت فریاد زند :

که هی تو

در حال حاضر تماس با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمی باشد

مریم فیروزی 85

Tuesday February 26, 2008 - 11:54am (EST) Permanent Link | 1 Comment
سياهي چيز بديست!
سياهي چيز بديست! magnify

سياهي چيز بديست!

آقاي رئيس جمهور

من يك سياهپوست هستم

و شايد

كمي بيش از اندازه فكر مي كنم

من در طبقه ي سوم

جامعه اي كه نفرت پرورش مي دهد

زندگي مي كنم

آپارتمان من قشنگترين توالت دنياست!

آقاي رئيس جمهور

هيچ كس به يك سياه كار نمي دهد

البته من مي توانم

به عنوان يكي از پسران گشتاپو

آدم بكشم

ولي براي خريد يك مسلسل

بايد خواهرم را حراج كنم

من يك سياه هستم

هيچ كس به يك سياه كار نمي دهد

مادرم يكشنبه ها به كليسا مي رود

و براي خوشبختي من دعا مي كند

و من نيز

با يك لبخند بزرگ "آمين" نمي گويم

مادرم مي گويد:

ما ميليونها سال پيش سفيد بوده ايم

و من با يك لبخند بزرگ

كتاب تاريخ را مچاله مي كنم

آقاي رئيس جمهور

پدرم هم وقتي سياه بود

مهمترين سرگرمي شبانه اش

بعد از 16 ساعت كار جانفرسا

كتك خوردن

از پليسهاي وظيفه شناس و سفيدهاي الكلي بود

و وقتي به خانه برمي گشت

آرزو مي كرد كه

: اي كاش يك سگ باشد

و مادرم در حالي كه صورت له شده اش را

شستشو مي داد مي گفت:

همه چيز درست خواهد نشد نگران باش!

ما ميليونها سال پيش سفيد بوده ايم

مي داني سفيدها اعتراف كرده اند

از نسل ميمونها هستند

ميمونهاي لعنتي...!

ما ميليونها سال پيش

سفيد بوده ايم...

و من با يك لبخند بزرگ

نفرت پرورش مي دهم...

آقاي رئيس جمهور!

پدرم به آرزويش رسيد

يك شب مثل يك سگ

بدن سردش را

ميان آشغالها يافتند

در حالي كه كارآگاه

از پشت گوشي فرياد مي زد:

" چيز مهمي نيست . يك اتفاق كوچك؟!"

آري

به كوچكي خل شدن مادرم

و خودسوزي برادرم

آقاي رئيس جمهور

من جسد پدرم را

در همين پيراهني كه با آن به دانشگاه مي روم

پيدا كردم

برادرم نيز يك سياه بود

هيچ كس به يك سياه كار نمي داد

اما او مثل من خجالتي نبود

خودش را در برابر چشمان نفرت خيز

و بي تفاوت سفيدها

دود كرد

و به احترام او كشيشها

يك دقيقه سكوت كردند

سكوت در برابر فرياد

حيله ي مقدسي ست؟!

..........

: " برادرت يك احمق بود

زيرا با عينك گربه اي تايسون

خودش را سوزاند

او ده دلار را هدر داد... "

اين را عمه ي فقير رواني ام مي گويد

و حقيقت دارد

عينك ده دلار مي ارزيد...

و برادرم... هيچ ...؟

آقاي رئيس جمهور

من از آينه متنفرم

زيرا به من مي فهماند

بزرگترين دروغي كه تا به حال شنيده ام

برابري ست

بزرگترين توهيني كه به من شده

احترام است

و مضحك ترين كاريكاتوري كه ديده ام

يك ترازو

در دستان دو فرشته ي خيالي ست

آقاي رئيس جمهور

من نفرت پرورش مي دهم

با يك لبخند بزرگ

موهاي وزوزي ام را شانه مي زنم

و هميشه به اين فكر مي كنم

كه...

سياهي چيز بدي ست

رسول كاظمي

Tuesday February 12, 2008 - 12:21pm (EST) Permanent Link | 1 Comment

Add در کوچه باد می آید این ابتدای ویرانیست to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 5 First | < Prev | Next > | Last