Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

Kimiagar

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists

Add

Kimiagar is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Thu Apr 10, 2008 Member since September 2005

دل بردی از من به یغما ، ای پیر غارتگر من // دیدی چه آوردی ای نور ، از دست دل بر سر من

1 - 5 of 48 First | < Prev | Next > | Last

NoorA Full Post View | List View

"در مسلك ما شرب مدام است طريقت"

الهه ی ناز
الهه ی ناز magnify
کس ندیدست به شیرینی و لطف و نازش
کس نبیند که نخواهد که ببیند بازش
بارها در دلم آمد که بپوشم غم عشق
آبگینه نتواند که بپوشد رازش
من دعا گویم اگر تو همه دشنام دهی
بنده خدمت بکند ور نکنند اعزازش
"سعدی"
.....................................
باز از سر زاری و کشیدن بار عشقی و ناتوانی، این بدکار روزگار داد سخن داد
هرچند آن شیرین نگار ، آن جان جانان و آن یوسف بی مثال پندم بداد به خموشی و صبوری
خود دگر بار ، تیغ غم برافراشت
و بر جگر سوخته زخمی دگر نهاد
از او به هرکه جز او گریختم ، هم او بود
Monday July 21, 2008 - 04:19am (PDT) Permanent Link | 1 Comment
بهترین شهر
بهترین شهر magnify

"گفت معشوقی به عاشق کای فتی

تو به غربت دیده ای بس شهرها

پس کدامین شهر از آنها خوش تر است

گفت آن شهری که در او دلبر است

هرکجا تو با منی من خوش ترم

ارچه باشد قعر چاهی منزلم"(1)

در طریق دشوار عشق که دام ها نهاده اند و صیاد ها در آن به کمین نشسته اند، عاشق صادق و پاکباز جز به معشوق

نمی اندیشد زیرا که خوب می داند هرچه هست و هر احوالی بر او روانه می گردد ،از جانب محبوب است . همان که

دام نهاده ، چاره ی رهیدن از دام را نیز گذارده است .

این چنین است که روزی معشوقی به ناز ، نشانی بهترین دیار و شهر را از عاشق خود می جوید: "که شهرها دیده

ای و چشم بر زیبایی های فراوان گشوده ای ، بین آنها کدامین دلنواز تر و خوش تر است؟"

گفت : آن شهری که در او دلبر است

اما نشان شهر و دیار دلبر کدام است؟

هر کجا تو با منی من خوش ترم

ارچه باشد قعر چاهی منزلم

هرجایی که یاد تو با من است ،شهر و دیار توست . پس هرکجا یاد تو باشم ،تو نیز آنجا حاضری و حضور تو آتش

را گلستان و قعر چاه و زندان را دلپذیر می سازد.

آنچنان به یاد تو مشغول بوده ام که خانه و شهری از یاد تو در دلم ساخته ام و شهر دیار تو دل من است که جایگاه

جان من است پس تو هم جان من و هم جانان منی .

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند

تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی(2)

هرکجا که تو باشی و یاد تو باشد ، جان در دلم قرار و زنده ام و نفس می کشم در هوای تو و هر زمان غافلم از یاد تو

، دورم از جان خود ، مرده ای سرگردان و مفلسی بی چیزم نیازمند نگاه و کرم و دم مسیحایی تو .

باز هم مرده ام در یاد تو . . .

بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم

جان ز غم تو چون کشم بی تو بسر نمی شود(3)

.........

1-مثنوی معنوی-دفتر سوم ....2-کلیات سعدی . . . .3-دیوان شمس

باز هم

Friday May 16, 2008 - 12:49am (PDT) Permanent Link | 9 Comments
طریق مهر
طریق مهر magnify
زاهد ظاهر پرست از حال ما اگاه نیست
در حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ایدل کسی گمراه نیست
******
سخنان گاهی بر لبان ، چشمان و گاه نیز بر قلم جاری می شوند
با آنکه هر سکوتی را نمی توان معنا دار دانست
اما هر مفهوم و معنای خاص را می توان با سکوت بیان کرد
******
هر که خواهد گو بیا و هرکع خواهد گو برو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
******
هنوز هم در سفریم
سفری که آغازش را به ما نشان دادند
ولی ای داد از پایان نا پیدا
می گذریم و می گذاریم هر آنچه را
از ما نبود و ، با ما نبود و در راه ما جایی نداشت
******
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود
خود فروشان را بکوی می فروشان راه نیست
******
قطعی ترین اشتباهی که هرکسی یکبار هم شده مرتکبش می شود
یافتن سعادت است در زندان مکان و زمان
و بدتر از آن ، زندان را زادگاه خویش پنداشتن است
******
بنده ی پیر خراباتم که لطفش دایم است
ورنه ، لطف شیخ و زاهد گاه هست . گاه نیست
"حافظ"
.
"مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم"
Friday April 11, 2008 - 12:27am (PDT) Permanent Link | 3 Comments
یوسف مهرویان
یوسف مهرویان magnify
تا ز میخانه می و نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه ی پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
"حافظ"
****
سلام
سکوت، نوشتن ،... سکوت قلم یا دل؟
گاهی می شود با سکوت نا گفته ترین حرف ها را منتقل کرد
و گاه ننوشتن باریست سنگین تر از نوشتن
بر دوش آنکه می نویسد
.......
هماره وظایفمان بسته است به نوع عالمی که در آن زندگی می کنیم
عالم رویا و یا واقعیت
اینکه رویا کدام است یا واقعیت چیست و مرز این دو کدام است
درست یا غلط در کتاب های فلسفه به تفصیل بیان شده و مقصود من هم نیست
. . . .
گروهی آنقدر به خواب و بیداریهای کوتاه و پیاپی عادت کرده اند
که ما بین این دو تمایزی قایل نیستند
و این چنین می شود که افسارشان را دست هر حیوان ناطقی می دهند
****
آنکه عاشق می کند
گهگاه عاشق را شیفته ی عاشقی دیگر می کند
چونان که سه شب متوالی خواب را از چشمانش می ربایند
آتشش می زنند
و سوختنش را جشن می گیرند
****
دیوانگان را این بس
که عاقبت
در کنار هم خواهند بود
این دنیا و آن دنیا
مبارک و ارزانی طالبانشان
..............
گر دنیا و آخرت بیاری کین هر دو بگیر و دوست بگذار
ما یوسف خود نمی فروشیم ، تو سیم سیاه خود نگه دار
Monday March 3, 2008 - 11:22am (PST) Permanent Link | 7 Comments
بازیچه
بازیچه magnify
زاهد بودم ترانه گویم کردی // سرحلقه ی بزم و باده جویم کردی
سجاده نشین با وقاری بودم // بازیچه ی کودکان کویم کردی
"مولانا"
****
عاشورا و تاسوعای امسال هم گذشت و بسیار سرد گذشت . . .
عزیزی می گفت : مراسم عزای سید الشهدا ، مکان نمایش
آرایش های غلیظ و لباس های ناجور(آن هم در این سرما!!!) جوانها شده است.
در پاسخش گفتم : آیا حضرت سید الشهدا فرموده اند که به آرایش و لباس دیگران کار داشته باشید؟
پاسخی نداشت . . .
همانطور که شرایط محیط تعیین کننده ی نوع رفتار و گفتار است ، هر مکان و زمان خاص نوع
آرایش و پوشش خود را می طلبد و ما موظفیم به اعتقادات اطرافیانمان احترام بگذاریم . . .
با این همه هیچ کس تحت هیچ شرایط حق ندارد به پوشش و آرایش ظاهری دیگران کار داشته باشد
چه برسد به اینکه بخواهد ایراد بگیرد و برایشان تعیین تکلیف نماید . . .
اما مولا حسین(ع) و اسلام
................
می گویند به دلیل بد عمل کردن حکومت ،مردم نسبت به دین بدبین شده اند
!!!چه بهتر از این
چه عیبی دارد مردم از یک مشت خرافات محض و خرافه گستران خدا نشناس فاصله بگیرند؟
دینی که از آن جز نامی و از حقیقتش جز کلامی باقی نماده ، نزدیک شدن و گرویدن به آن
چه فایده ای دارد ؟
آقایان و خانم های داغ دار! تنها چند روز با شنیدن نام مولا حسین (ع) زار می زنند ولی
!در باقی ایام ذره ای هم از این نام و صاحبش شرم نمی کنند
. . .
دوست نازنینم !
هر آنکه گفته در سپاه دشمنان مولا حسین (ع) شرابخوار و قمار باز و فلان کاره بوده،
دروغ به عرضتان رسانده .طبق تاریخ همه شان نمازخوان و متشرع و فرماندهاشان از
علمای مسلم دین بودند (آیات و حدیث و علم فقه و اصول را از بر بودند)
یاران مولا حسین (ع)هم متشرع بودند اما آنچه آنها را نجات داد عشق بود
عشق به حسین نبود، عشق به حقیقت حسین بود .
و حقیقت حسین جز عشق نبود . . .
*****
دیگران به غیر تو بالند و
ما به غیر از تو نبایلم
چرا که دیگران جز تو دارند و
ما جز تو نداریم
دیگران از تو بهشت خواهند و
ما از بهشت جز تو نخواهیم
. . . . .
سجاده نشیم با وقاری بودم
بازیچه ی کودکان کویم کردی
Saturday January 19, 2008 - 01:09pm (PST) Permanent Link | 9 Comments

Add NoorA to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 48 First | < Prev | Next > | Last