Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

♪☼ poopak☼ ♪

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists

Add

♪☼ poopak☼ ♪ is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Wed Jun 10, 2009 Member since May 2007

میزان رای ملت است؟؟؟!!!!!ه

1 - 5 of 67 First | < Prev | Next > | Last

SHEYDA's Blog Full Post View | List View

love

ایران من و ایران آقای رئیس جمهور
ایران من و ایران آقای رئیس جمهور magnify
روزنامه اعتماد اینگونه نوشته است:

با آماري که محمود احمدي نژاد از وضعيت اقتصادي کشوري به نام ايران ارائه کرد، بسيار مشتاق شده ام به آنجا مهاجرت کنم.

تصور کنيد ايران کشوري است که رئيس جمهورش آنقدر در مديريت مهارت دارد که با اين حجم از نقدينگي، اين وضع مديريتي، تورمش از 14 درصد بالا نرفته است. ميزان بيکاري اش تک رقمي شده، حجم فعاليت هاي عمراني آن به طرز بي سابقه يي رشد کرده است، مردمش در بالاترين سطح اميد به زندگي هستند و بيش از يکصد کشور مشتاق الگوبرداري از مديريت ارشد آن هستند.

آقاي احمدي نژاد، اين کشور کجاست؟ چون من و ديگر شهرونداني که در کشوري به همين نام زندگي مي کنيم چنين چيزهايي که شما مي گوييد نمي بينيم. در کشور ما که اتفاقاً شباهت هاي زيادي به کشور شما دارد، تورم سفره مردم را کوچک و خالي کرده است. قيمت اجاره مسکن جيب مستاجرها را خالي کرده، فعاليت هاي عمراني تعطيل شده، بسياري از واحدهاي توليدي تعطيل شده و کارگران بي شماري از کار بيکار شده اند.

آقاي احمدي نژاد، چرا شما تا به حال به اين کشور سفر نکرده ايد که ببينيد، دانشجويانش که به قول شما شب نخوابي کشيده اند تا در دانشگاه پذيرفته شوند به راحتي ستاره به سينه شان نصب مي شود تا ميوه شب نخوابي هاشان را به خاطر تفاوت عقيده با رئيس جمهورشان با محروميت از تحصيل بچينند. آقاي احمدي نژاد، در کشور ما به رغم اينکه با کشور شما هم نام است، رئيس دولت به هر کوي و برزن مي رود يک عده مردم نيازمند را به دنبال خود مي کشاند تا به آنها مبلغ ناچيزي هبه کند.خوش به حال ساکنان ايران شما که تورم آنقدر سفره شان را کوچک نکرده که مردمش اينچنين به دنبال ماشين مسوولان شان بدوند. آقاي احمدي نژاد، جايي گفته ايد کشور شما آزادترين کشور جهان است. خوش به حال ساکنان کشور شما.

در کشور ما روزنامه ها به سختي مجوز انتشار مي گيرند. مثلاً در کشور ما و در چهار سال گذشته مجوز کمتر از پنج روزنامه صادر شده اما در مقابل مجوز ده ها روزنامه و نشريه لغو شده است. آقاي احمدي نژاد، گفته ايد حقوق بازنشستگان کشور شما 200 درصد رشد داشته است. خوش به سعادت شان. در کشور ما بازنشستگان با تورم 25 درصدي در تامين مايحتاج اوليه به خصوص داروهاي درماني شان که زندگي و مرگشان به آن بسته است مانده اند. شما جايي گفته ايد مشکلات کشورتان چهار تار موي دخترها نيست. زنده باد، فکر مي کنم جوانان کشور شما در اوج آزادي هستند اما در ايران ما گشت ها در خيابان ها و ميادين مي چرخند که وظيفه پليس ها درون اين گشت ها ارشاد جوانان به خصوص دختران و پسران جواني است که با سليقه متفاوتي در پوشش دارند.

اما من به شما مي گويم شما به کسي نگو اين جوان ها بعد از تجربه گشت ارشاد بر آن سليقه خود مصر تر و حتي لجوج تر مي شوند. آقاي احمدي نژاد، در ايران شما نمي دانم، اما در ايران ما در سينه قديمي ترين کتيبه جهان از قول يک پادشاه صالح نيايش شده که خدايا کشورم را از سه شر مصون دار؛ دشمن، دروغ و خشکسالي. اين تنها تفاوت کشور ما با کشور شماست. ما به اين سه معتقديم. خوش به حال ساکنان کشور شما. آدرس ايران شما کجاست که اين همه با ايران ما فاصله دارد.
Wednesday June 10, 2009 - 11:34am (IRST) Permanent Link | 3 Comments
میرحسین موسوی، خاتمی نیست؛ اما...
میرحسین موسوی، خاتمی نیست؛ اما... magnify
میرحسین موسوی، خاتمی نیست؛ چون فن خطابه نمی‌داند، زیاد لبخند نمی‌زند، سخنرانی حماسی و شورانگیز نمی‌کند، حتا به‌تازگی، دستان‌اش را هم به رغم اصرار خبرنگاران بالا نمی‌برد. میرحسین موسوی، خاتمی نیست؛ چون وقتی وارد سالن دیدار با اهل فرهنگ و هنر می‌شود، سالن به هوا نمی‌رود و دست‌زدن تا حد دردآمدن کفِ دست‌ها کش نمی‌یابد. موسوی، خاتمی نیست؛ چون پاسخ‌های کوبنده نمی‌دهد، هیجان یا ناراحتی‌اش را با جابه‌جا کردن پیوسته‌ی عمامه‌اش نشان نمی‌دهد، و حتا عینک‌اش را هم بالا و پایین نمی‌کند تا کمی هم با حرکات صورت و چشم‌هایش حرف بزند. موسوی، خاتمی نیست؛ چون با کلمه‌ها به شیرینی ور نمی‌رود، از واژه‌های تازه‌ساز بهره نمی‌گیرد و حتا وقتی جمله‌ای را تکرار می‌کند، تکراری بودن آن را معصومانه یادآوری می‌کند.

او خاتمی نیست، چون اصلاً نه کاریزما و محبوبیت او را دارد، نه خاطره‌ی روشنی بعد از این همه سال در حافظه‌ی جمعی ایرانیان از او باقی مانده است؛ خصوصاً که مردم ایران پیشینه‌ی درخشانی در آلزایمر تاریخی دارند!

اما...
اما من باور کردم که او به دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی ایمان دارد. باور کردم که او دروغ نمی‌گوید، و از همین روست که گاه از پاسخ صریح دادن به پرسش‌های تند ابا می‌کند، بی آن‌که با کلمه‌ها بازی کند. باور کردم که او به هر‌ آن‌چه می‌گوید، خویشتن را متعهد می‌داند و از همین روست که هیچ اصرار تبلیغی و شعاری بر آن‌ها نمی‌ورزد. من باور کردم که میرحسین با ذهنیتی مهندسی که خصیصه‌ی شخصیتی اوست، بدون پیش‌بینی و محاسبه‌ی واقع‌بینانه، حتا در عرصه‌ی فرهنگ و هنر حرفی نمی‌زند.

باور کردم که میرحسین عمیقاً منتقدِ اوضاع کنونی کشور است و نه تنها نگاهی اختصاصی از سر وظیفه‌ی یک رئیس جمهور به عرصه‌ی ستم‌دیده‌ی فرهنگ و هنر دارد که حتا دخالت عناصر فرهنگی و نخبه را در سایر عرصه‌های اداره‌ی کشور نیز ضروری می‌داند. من باور کردم که او وضعیت کنونی را ـ هم‌چنان که خود اشاره کرد ـ هم‌سان با آلمان شرقی در سال‌های آخرش می‌داند و من باور کردم ایمان او را به این حرف خودش که گفت: وقتی درباره‌ی دولت فرهنگی می‌خواهم صحبت کنم، اشاره‌ام به دولتی ست که فهم عمیقی از مسایل فرهنگی دارد و دولت غیرفرهنگی رویکردهایی را انتخاب می‌کند که به جای خدمت، مشکل ایجاد می‌کند. وقتی بحث سانسور و بستن فضا برای خلاقیت هنری مطرح می‌شود، مربوط به همین امر است.

من باور کردم نگرانی و آزردگی‌اش را از تقسیم‌بندی‌های «خودی و غیرخودی» و برآيند فرهنگ و هنر سفارشی در سال‌های اخیر، وقتی که به شوروی اشاره کرد و گفت: هیچ نمونه‌ای در جهان وجود ندارد که هنر سفارشی و دولتی، فرهنگ کشوری را نجات داده باشد و اگر در ابتدای انقلاب مثلاً هنر سینما و هنرهای تجسمی توانست شکل بگیرد و پیش برود به دلیل فضای آزاد و غیر دستوری بود. زیرا فرهنگ را فرهنگیان می‌سازند نه دولت، و دولت به هیچ وجه متصدی نقاشی، سینما، تئاتر و ادبیات نیست، بلکه این هنرمند است که آن‌ها را ایجاد می‌کند.

من باور کردم تلخی ِ کام‌اش را در لحظه‌ای که گفت: وقتی با دوستان سیاستمدار صحبت می‌کنم، همه تصدیق می‌کنند که هنر مهم است، اما همواره تصدیق آن‌ها با لبخندی همراه است که نشان‌دهنده‌ی عدم درک درونی از فرهنگ و هنر است.

من باور کردم انگیزه‌ی حضورش را که همانا ایستادن در برابر روندِ پرشتاب قانون‌گریزی در همه‌ی عرصه‌های دولتی ست. باور کردم تعهد او را به جلوگیری از قانون‌گریزی در هزینه کردن درآمدهای عظیم مادی و معنوی کشور تا قانون‌گریزی در توقیف‌ها و فیلترها و لغو مجوزها و سلب آزادی‌های مدنی، وقتی که خیلی مطمئن و مهندس‌وار، بی هیچ شعار و بیان احساسی ـ که مثلاً هواداران‌اش را خوش آید ـ گفت: من از تمام اختیارات یک رییس‌جمهور استفاده خواهم کرد تا قانون پیاده شود و حتا اگر به مشکلی قانونی بربخورم، باز هم در چارچوب قانون برای اصلاح خودِ قانون همه‌ی تلاش‌ام را خواهم کرد.

من باور کردم در این دیدار این حرفِ پیشین او را با این مضمون که: خاتمی با رفتن‌اش کاری اخلاقی کرد ولی آمدن من کاری غیراخلاقی نبود، و در آینده این را درک خواهید کرد. باور کردم تصویری را که او ـ بی آن که بگوید ـ در ذهن دارد از هزینه‌های بسیار گزاف و پیش‌بینی‌ناپذیری که مخالفان متحد، منسجم و قدرتمند خاتمی بر دوش خاتمی، جوانان، فرهیختگان و مردم می‌توانستند بگذارند. باور کردم ایمان میرحسین را به این که شاید بتواند مسیر دشوار «اصلاح» برخی امور را با هزینه‌های کم‌تری طی کند. کوچک‌ترین نکته‌ی شایان اتکای این باور، مثلاً ایستادن مجید مجیدی (با تعاریف تقریباً متفاوتی که از او در جامعه‌ی هنرمندان، مردم و نظام وجود دارد) دوشادوش میرحسین است که هرچند گویا بر اثر فشار فشارمندان از خیر سخنرانی در این دیدار گذشت،‌ ولی فیلم تبلیغاتی میرحسین ـ یا یکی از آن‌ها ـ را قرار است او بسازد.

میرحسین موسوی، خاتمی نیست و آشکار است که خاتمی هم نخواهد شد، اما من صداقت، توانایی، شهامت، ایستادگی، بی‌تعارفی‌، حسن خلق، صلح‌طلبی، جامع‌نگری، ژرف‌اندیشی، دلسوزی، میهن‌پرستی و فرهنگ‌دوستی او را باور کردم. به تعبیر استاد عباس کاظمی: "دولت اصلاحات قرار نیست گام‌های بنیادی برای تغییر جامعه بردارد. دولت اصلاحات قرار است یک سلسله اقدامات غلط یا درست را که به ناحق، دولت‌ها برعهده گرفته‌اند، انجام ندهد. در مرتبه‌ی دوم قدمی «کوچک» در سوق دادن جامعه به سمت عقلانیت و دموکراسی بردارد. بد نیست روشنفکران، هم به خود و هم به مردم تذکر بدهند که کارها و آرمان‌های بزرگ را در نظر پاس بدارند، اما در عمل از دولت‌ها اقدامات کوچک و عملی بخواهند."

میرحسین موسوی، خاتمی نیست؛ او میرحسین موسوی ست. و من باور کردم صداقتِ او را در گفتن این کلام که گفت: "باور من «دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی» ست."

پس، به احترام‌اش برمی‌خیزم، حتا اگر بدانم که حلقه‌ی فکری پیرامون او، برای میرحسینی که آماده‌ی تحولات جدیدِ فکری ست،‬ ‫شامل کسانی‌ ست که خود دچار شلختگی نظری‌اند و چه بسا او را به فضایی بکشانند که بعدها به سختی بتوان او را از آن بیرون کشيد. میرحسین برای غلتيدن به عرصه‌های نو در تفکر تحلیلی‌، به جای مشاوران فکری‌ای کنونی‌اش که گویا بصيرت نظری کافی ندارند، به مشاوران و اندیشه‌ورزانی نياز دارد که گستره‌ی ذهن‌ و قدرت تحلیل نظری‌شان بسیار فراخ‌تر، به‌روزتر و کارآمدتر باشد تا کلی‌گويی‌هایی چون «
الگوی زیست مسلمانی» از دقت نظری بیش‌تری برخوردار شود

برگرفته از سایت http://www.khabgard.com

Sunday June 7, 2009 - 11:09am (IRST) Permanent Link | 0 Comments
در چنین روزی ... 12 سال پیش
در چنین روزی ... 12 سال پیش magnify
در چنین روزی، 12 سال سال پیش مردی از جنس آسمان ، میهمان مان شده بود تا ما باشیم و او با ما بماند
از دوستی ها برایمان بگوید و عشق ، آزادی ، نیاز به با هم بودن و ایران را برایمان معنا کند
در چنین روزی ، 12 سال پیش ، سید محمد خاتمی آمده بود تا دست های کوچک مان را بگیرد و به سوی ایرانی آزاد ، مقتدر و سربلند راهنمایی مان کند
و این روزها در هوای آن دوم خرداد افسانه ای ، به مردی می اندیشیم که یادآور خاتمی محبوب ماست
خاتمی ای که تاثیر زیادی بر مردم این مرزو بوم گذاشت
خاتمی آمده بود تا سفیر رهایی از جهالت باشد
آمده بود تا فردای روشن را به ما نشان بدهد
و ما در این فردای بعد از خاتمی ، آزمون بزرگی پیش رو داریم
امروز ... سید محمد جای خودش را داده به میر حسین
امروز ... دکتر خاتمی شده مهندس موسوی
و ما حامیان خاتمی ... که روزی شعارمان بود سلام بر سه سید فاطمی ، امروز میگوییم : یک یا حسین تا میر حسین
Saturday May 23, 2009 - 10:41am (IRST) Permanent Link | 4 Comments
اردیبهشت
اردیبهشت magnify
اردیبهشت داره میاد
همیشه این ماه و دوس داشتم شاید چون ماه تولدمه، چه لذتی داره ... روز تولدمو میگما ... اگه گفتین چه روزیه؟
اردیبهشت دومین ماه از اولین فصل سال و 31 روزه ست
در مزدیسنا زندگانی عبارت است از طی مدارج سعادت و کمال در این جهان واز پرتو آن به ساحت قدس پروردگار پیوستن در جهان دیگر. (هفت مرحله روحانی- پیروی و کمک خواستن از امشاسپندان) اشا و هیشت (اردی بهشت)راستی ودرستی نام یکی دیگراز(دومین) امشاسپندان می‌باشد. در اوستا اشا و هیشت ،درپهلوی ارت وهیشت و در فارسی اردی بهشت است.جزء اولی کلمه " اشا" از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است:راستی و درستی،تقدس،قانون وآیین ایزدی،پاکی . جزء دیگر این واژه که " وهیشت " باشد صفت تفضیلی است یعنی بهتر،بهترین.پس معنی آن بهترین راستی ودرستی است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و درستی وپاکی و تقدس مزدا اهورا است و در عالم مادی نگهبانی آ تش . " قانون اشا: قانون راستی و هنجار هستی در هر دو بخش گیتی و مینو" گل مرزنگوش مخصوص اوست.
اردیبهشت زیباترین امشاسپند و نمادی است از نظام جهانی،قانون ایزدی و نظم اخلاقی در این جهان.سخن درست گفته شده،آیین خوب برگزار شده،گندم به سامان رشد کرده و مفاهیمی از این نوع،نشانه ای از اردیبهشت دارند.او نیایشها را زیر نظر دارد.آنانکه اردیبهشت را خوشحال نکنند از بهشت محرومند.این امشاسپند نه تنها نظم را در روی زمین برقرار می سازد،بلکه حتی نگران نظم دنیوی و دوزخ نیز هست و مراقبت می کند که دیوان و بدکاران را بیش از آنچه سزایشان است تنبیه نکنند.نماینده این جهانی او آتش است.از اوقات روز،وقت نیمروز (ربیهوین،رپیثوین) به او تعلق دارد.یاران او ایزدان سروش،آذر،بهرام و نریوسنگ هستند.این امشاسپند مذکر است.
Monday April 20, 2009 - 12:20pm (IRST) Permanent Link | 7 Comments
شِما رِ سال نو توشِه مِبارک
شِما رِ سال نو توشِه مِبارک magnify
Thursday March 19, 2009 - 03:56pm (IRST) Permanent Link | 4 Comments

Add SHEYDA's Blog to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 67 First | < Prev | Next > | Last

HIGHLIGHTED POSTS