Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

MohammadrezA™ < Y! ID: michael_j... >

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists  |  Groups

  • School: Parand Azad University

Add

MohammadrezA™ is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Mon Jan 07, 2008 Member since December 2005

Total Page Views

13,721

in profile kharab shode.lotfan profile jadidamo add konid == click here--> Click here Reply

1 - 5 of 9 First | < Prev | Next > | Last

ANIMAL MAGNETISM! Full Post View | List View

this journal is about life,pain,and sometimes happiness!!!

بزرگراه گمشده
بزرگراه گمشده magnify
داشتم فکر می کردم تو این مملکت گل و بلبل ، با وجود خوانندگان شاهکاری مثل استاد اصفهانی ( لعن ... ) ، ما فرهنگ باختگان غربزده باید آرزوی دیدن خوانندگانی مثل بون جووی رو بگور ببریم .
بون جووی و اجرای لایو تو ایران ! غیر ممکنه ! مثل اینکه با یک دختر بسیجی بشینی و دو ساعت پ/و/ر/ن/و گرافی تماشا کنی . یعنی آخر غیر ممکن !!!
------------------------------
به خدای احساسات ، جان بون جووی :
جان عزیز ، همیشه آرزو داشتم بتونم حتی برای ده دقیقه هم شده تو رو از نزدیک ببینم . اینور دنیا ، توی کشوری به اسم ایران ، یه نفر هست که این روزا خیلی هوای آهنگ lie to me و this ain't a love song تو رو کرده .


I should have seen it coming when the roses died
Should have seen the end of summer in your eyes
I should have listened when you said good night
You really meant good bye
Baby, ain't it funny, how you never even learn to fall
You're really on your knees, when you think you're standing tall
But only fools are 'knowitalls' and I played that fool for you
I cried and I cried
There where nights that I died for you baby
I tried and I tried to deny that your love drove ne crazy, baby
If the love that I got for you is gone
If the river I cried ain't that long
Then I'm wrong, yeah I'm wrong, this ain't a love song
Baby, I thought you and me would stand th test of time
Like we got away with the perfect crime
but we were just a legand in my mind
I guess that I was blind
Remember those nights dancing at the masquerade
The clawns wore smiles that wouldn't fade
You and I were the renegades, some things never change
It made me so mad 'couse I wanted it bad for us baby
And now it's so sad that what ever we had, ain't worth saving
Oooh....
If the love that I got for you is gone
If the river I cried ain't that long
Then I'm wrong, yeah I'm wrong, this ain't a love song
If the pain that I'm feeling so strong,
Is the reason that I'm holding on
Then I'm wrong, yeah I'm wrong, this ain't a love song
I cried and I cried
There where nights that I died for you baby
I tried and I tried to deny that your love drove ne crazy
baby
If the love that I got for you is gone
If the river I cried ain't that long
Then I'm wrong, yeah I'm wrong, this ain't a love song
If the pain that I'm feeling so strong,
Is the reason that I'm holding on
Then I'm wrong, yeah I'm wrong,
this ain't a love song
Then I'm wrong, yeah I'm wrong,
this ain't a love song
Then I'm wrong, yeah I'm wrong,
this ain't a love song
uh, uh
Tuesday December 25, 2007 - 04:33pm (IRST) Permanent Link | 6 Comments
فرار
فرار magnify

می خوام از دست سَرَم فرار کنم ! پُر شُده از هوس غيرِمُجاز !

هوس بازی گُرگم به هوا ، تو یه کوچه باغ ، با یه دخترِ ناز !

هوس شکارِ عطرِ پيرهنت ، با چش بسته تو تاریکیِ شب !

هوس سرقت معصوميتت ، یا گُذشتن از چراغ قرمزِ لَب !

دِل دِل چيدن یه سيب دُرُشت ، پيش چشمای بخيل باغبون !

شادی فرارُ جا گُذاشتنِ صدای سوت سوتک یه پاسبون !

حسرت لِی لِی شوت یه ضرب گُل ! حسرتِ گردو باز ی ، بيخ دیواری !

خِشت دیوارُ شمُردن تا شاید ، تو پات از خونه بيرون بذاری !

وحشت فَلَک شُدن تو مدرسه ، وحشت تَرکه ی اون ناظمِ بَد !

تلخی دلهره ی یه امتحان ، گُم شُدن تو دالون یه مُش عدد !

تشنه ی عشقای بچّه گونه اَم ! کاش می شُد بازم به اون روزا رسيد !

کاش می شُد دوباره دَ س تو دستِ تو ، تا تَهِ کوچه ی بچّه گی دوید!

می خوام از دست سرم فرارکنم ! داره سنگين می شه روی شونه هام !

توش پُرِ فکرای ممنوعه شُده ، فکرایی که من می ندازن به دام !

فکرِ انداختن سنگ تو آبِ حو ض ، فکرِ تاروندن خواب ماهيا !

رقص چشمات پَس تورِ پشه بند ، بعدشم اشاره ... دنبالم بيا !

روی بوم نشستن شمُردنه ، همه ی ستاره های آسمون !

وعده ی قرار دَم سقّاخونه ، یا سَرِ اون کوچه ی آشتی کنون !

ترس آتيش زدن فتيله ی هفت ترقّه توی چهارشنبه سوری !

گوش دادن به صفحه ی دوسِت دارم با صدای زخمی سوسن کوری !

فکرِ پرواز با دوچرخه تو هوا ، دادِ بستنی فروشه دوره گرد !

فصل اسباب کشی تون از او ن محل ، که تموم رشته هام پنبه کرد !

تشنه ی عشقای بچّه گونه اَم ! کاش می شُد بازم به اون روزا رسيد !

کاش می شُد دوباره دَ س تو دست تو ، تا تَه کوچه ی بچّه گی دوید!

Wednesday December 19, 2007 - 09:54pm (IRST) Permanent Link | 3 Comments
روزگار غریبی است
روزگار غریبی است magnify
اِی آقا بَس کن.دست از سرمان بردار.هی می گویی عشق بورز،عشق بورز ! ما هم گوش کردیم . نشد . نه اینکه تقصیر ما باشد ها . نه! آدمها سنگ شده اند
اگر یک روز ما نباشیم ، نهایت کاری که می کنند شاید این باشد که آهی بکشند و بگویند : " هِی ! یادش بخیر ، محمدرضا زمانی ما را دوست داشت "
Monday December 10, 2007 - 04:15pm (IRST) Permanent Link | 5 Comments
EXIT MUSIC
EXIT MUSIC magnify

Wake... from your sleep
Then dry off your tears
Today.. we escape
We escape.

Pack and get dressed
Before your father hears us
Before.. all hell.. breaks loose.

Breathe... keep breathing
Don't lose.. your nerve.
Breathe... keep breathing
I can't do this.. alone.

Sing us a song
A song to keep us warm
There's such a chill
Such a CHILL.

You can laugh
A spineless laugh
We hope your rules and wisdom choke you
Now we are one
In everlasting peace

We hope that you choke.. that you choke
We hope that you choke.. that you choke
We hope that you choke.. that you choke

p.s: a present to fouad,babak and every radiohead lovers ;)

Saturday November 3, 2007 - 12:16pm (IRST) Permanent Link | 3 Comments
داستان ایرانی
نیچه میگه:انواع بسیاری چشم وجود دارد،در نتیجه انواع بسیاری حقیقت وجود دارد،در نتیجه حقیقت وجود ندارد

سلام عزیزکم،گلم،نازنینم
می گن یه روزی روزگاری،یکی از دوستان با عشق و باصفا دست دافیشو گرفته بوده که ببره پارک.اما تو پارک هر چی می گرده یه صندلیه دو نفره ی خالی پیدا نمی کنه،واسه همین دچار سرخوردگی عشقی می شه و دافشو ول می کنه و می ره زیر پل،معتاد می شه.دافیی هم از اینکه پیچونده شده دچار سرخوردگی عشقی می شه و تصمیم می گیره بره با یه پسر دیگه دوست بشه....در آخر هم به خاطر یه سری عملیات انتهاری از دوست پسر جدیدش ایدز می گیره و از خانواده طرد می شه و چون جایی برای خوابیدن نداشته اونم می ره زیر پل و معتاد می شه و اونجا دوست پسر سابقشو می بینه و اونا دوباره با هم دوست می شن.
تا اینجای داستان دختره هم معتاده،هم ایدز داره ولی پسره فقط معتاده.اما شرط تساوی حقوق مرد و زن می گه که پسره هم باید ایدز بگیره...بخاطر همین در ادامه داستان پسره هم یه سری حرکات انتهاری انجام میده و اونم ایدز می گیره و شرط تساوی حقوق مرد و زن برقرار می شه.
اما هنوز یه جای کار می لنگه.این داستان پایانش غم انگیزه و ایرانیها اصلا خوششون نمیاد. داستان باید happy end باشه.پس در آخره داستان پسره و دختره با هم به مرکز ترک اعتیاد "مجید مسافر" می رن و اعتیادشون خوب می شه.بعد هم به خیابون مولوی می رن و در اونجا یه عطاری بهشون "گل گاو زبان" می ده و اونا می خورن و ایدزشون هم خوب می شه


داستان ایرانی"
نوشته ی:محمدرضا چاکرحسینی
Monday September 24, 2007 - 12:49pm (IRST) Permanent Link | 9 Comments

Add ANIMAL MAGNETISM! to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 9 First | < Prev | Next > | Last