Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

majid khan

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists  |  Groups

Add

majid khan is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Wed Nov 19, 2008 Member since April 2005

ما را هوای چشمه ی خورشید در سر است--> Click here Reply

1 - 5 of 37 First | < Prev | Next > | Last

mrezazadeh Full Post View | List View

یاد رنگینی در خاطر من

Entry for May 31, 2009
Entry for May 31, 2009 magnify

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام

Sunday May 31, 2009 - 12:13pm (PDT) Permanent Link | 0 Comments
Entry for January 31, 2008
Entry for January 31, 2008 magnify

با گریه می نویسم:

با گریه پا شدم

دستم هنوز

در گردن بلند تو

آویخته ست

و عطر گیسوان سیاه تو

با لبم

آمیخته ست

دیدار شد میسر و ...

باگریه پاشدم

ه. ا. سایه

Thursday January 31, 2008 - 11:20pm (PST) Permanent Link | 0 Comments
هنوز از شب
هنوز از شب magnify
هنوز از شب دمی باقی است، می خواند در او شبگیر
و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل می زند سوسو.

به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
به مانند دل من که هنوز از حوصله وز صبر من باقی است در او
به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند

و مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
نگاه چشم سوزانش ـــ امیدانگیزـــ با من
در این تاریک منزل می زند سوسو
Thursday January 24, 2008 - 02:11pm (PST) Permanent Link | 0 Comments
آهنگر
آهنگر magnify

در درون تنگنا، با کوره اش، آهنگر فرتوت
دست او بر پتک
و به فرمان عروقش دست
دائماً فریاد او این است، و این است فریاد تلاش او:
" ـــ کی به دست من
آهن من گرم خواهد شد
و من او را نرم خواهم دید؟
آهن سرسخت!
قد برآور، باز شو، از هم دوتا شو، با خیال من یکی تر زندگانی کن!"

زندگانی چه هوسناک است، چه شیرین!
چه برومندی دمی با زندگی آزاد بودن،
خواستن بی ترس، حرف از خواستن بی ترس گفتن، شاد بودن!
او به هنگامی که تا دشمن از او در بیم باشد
( آفریدگار شمشیری نخواهد بود چون)
و به هنگامی که از هیچ آفریدگار شمشیری نمی ترسد،
ز استغاثه های آنانی که در زنجیر زنگ آلوده ای را می دهد تعمیر...

بر سر آن ساخته کاو راست در دست،
می گذارد او ( آن آهنگر)
دست مردم را به جای دست های خود.

او به آنان، دست، با این شیوه خواهد داد.
ساخته ناساخته،یا ساخته ی کوچک،
او، به دست کارهای بس بزرگ ابزار می بخشد.
او، جهان زندگی را می دهد پرداخت!

Thursday January 17, 2008 - 12:27pm (PST) Permanent Link | 0 Comments
نا کجا آباد
نا کجا آباد magnify
در زمین بی زمانی ناکجاآبادی ام / شهروند روستای هرچه بادا بادیم
چشمهای مهربانی از نظردورم نداشت / ای بغل آینیه تن آغوش ها بگشادی ام
سنگ بودم مردگی می رفت تاخاکم کند / با دم گلسنگی ات دنیای دیگر دادی ام
پیش آتش بازی چشمت زمستان قصه ایست / ازتومی گویند پیران شب آبادی ام
شیون فومنی
Thursday January 10, 2008 - 01:38pm (PST) Permanent Link | 1 Comment

Add mrezazadeh to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 37 First | < Prev | Next > | Last