Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

parviz alambeigi < Y! ID: paral84 >

Top Page  |  Blog  |  Friends  |  Lists

  • School: Amir Kabir University

Add

parviz alambeigi is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Fri Mar 28, 2008 Member since September 2006

Total Page Views

16,187

وقتی یک زن و مرد را سر سفره عقد می بینین،هیچوقت از خودتون می پرسین کدومشون قراره قاتل اون یکی بشه؟ Reply

1 - 5 of 62 First | < Prev | Next > | Last

parviz alambeigi's Blog Full Post View | List View

بعد از آنکه من رفتم به درک! میخواهد کسی کاغذپاره های مرا بخواند، میخواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند... صادق هدایت

May 01, 2009
May 01, 2009 magnify
یادم می آد سال 82 بعد از خودکشی مهدی نبوی نه فقط من ،که شاید خیلی از هم دانشگاهی هام ناگزیر دلایلشون رو برای زنده موندن مرور میکردند. جالبه از انگیزه هایی که به ذهنم میرسید یکی این بود:0
.
برای زنده مانی
شاید همین بس: 0
بزرگانی زیستند
که «من» 0
به انسان بودنم افتخار کنم
.
حتی این انگیزه های کوچک هم دیده می شد در اون زمان : یعنی همین که اینگونه افراد زندگی کردند ومطالعه آثار آنها که ذوق و نبوغشون باعث ایجاد هیجان و لذت در وجودم میشه0
و چقدر سخت میگذره زمانهایی که دلایل به چشم نمی آن و محو میشن 0
حقیقتا نومید مردم را معادی مقدر نیست0
.
اگر حافظه ام کمک کنه به چند تا کتاب و فیلم و تئاتری که این چند وقته دیدم اشاره می کنم و نمره میدم 0
.

Step brothers (*) :
ضعیف بود ولی خیلی خندیدم. یعنی میشه دو تا مرد گنده اینقدر مضحک و مسخره باشند؟

Death in a Funeral (**) : طنز موقعیت0

کتاب کاندید (ساده لوح) (**) : خیلی تعریف شنیده بودم از این کتاب ، در ضمن می دونستم تاثیر زیادی در تاریخ اروپا و انقلاب فرانسه داشته ، هم ولتر و هم این کتاب معروفش، اما خیلی خاص نبود از نظرم. این شاید به علت عدم درک ظرف زمان باشه، شاید به خاطر عدم آشنایی کافی با فرهنگ اروپا باشه و همچنین به احتمال زیاد ترجمه ضعیف کتاب0
.
تئاتر بچه کشی (****^) : تصادفا این تئاتر رو دیدم و چه تصادف شیرینی بود. یک نمایش فوق العاده با بازی خیره کننده تنها بازیگرش مژگان خالقی. از اون نمایش هایی هست که حتما باید اجراش رو دید (یعنی خوندن نمایشنامه فایده ای نداره) و کاملا وابسته به نوع بازی بازیگرشه 0

Mondays in the sun (****^) :
خاویر باردم در این فیلم یک بازی شگفت آور ارائه می ده. بیشتر زمان فیلم رو محو بازی زیبای این نابغه بازیگری بودم. فیلم اسپانیاییه و داستانش حول چند نفر کارگر دور میزنه که کارخونه کشتی سازی ای که درش کار می کردند ورشکست شده و از کار بی کار شده اند0

و در نهایت فیلم متفاوت بهرام بیضایی ، وقتی همه خوابیم (*****) که در موردش در پست قبلی نوشتم0
.
راستی لینک جوابیه شاملو به محمد رضا لطفی رو هم که قبلا در موردش صحبت کردم رو اینجا میذارم. از دست ندینش0
Friday May 1, 2009 - 09:10pm (IRST) Permanent Link | 2 Comments
April 20, 2009
تماشای آخرین کار بهرام بیضایی ، نمایش نامه نویس، فیلم نامه نویس و کارگردان محبوبم تجربه منحصر به فردی بود0
بیش از نیمی از فیلم می گذشت و اثری از بهرام بیضایی نبود،ولی با شناختی که از وی داشتم می دانستم دیر یا زود ظهور می کند0
اوضاع تغییر کرد، دوربین چند قدم به عقب برداشت تا ساختار فیلم در فیلم اثر نمایان گردد0
فیلم داخلی اثری متوسط جلوه می کرد که توسط عواملی خوشنام از حوزه سینمای هنری تهیه می شد0
دگرگونی آغاز شد، تعویض بازیگر نقش اول مرد و برداشت مجدد تمام سکانس ها ، طنز تلخ نهفته در هر تکرار و باز هم تغییر بازیگر و دوباره از نو 000
فیلم نامه به نابودی کشیده شد، هندی ترین پایان ممکن به اجرا در آمد. (در آخرین سکانس فیلم تجاری تمامی بازیگران چه دوست و چه دشمن در حال رقص و آواز در مراسم عروسی قهرمانان فیلم دیده می شوند)0
گروه خلع ید شده (دو بازیگر اصلی و کارگردان و ...) ناگزیر از هر اقدامی دچار عصبیت بارز و مبالغه آمیز گشته و در حلقه تنگ خبرنگاران و امضا گیرندگان محاصره شده اند0
بیضایی دست بردار نیست، با خلق و به نمایش گذاشتن فیلم اجرا نشده توسط بازیگران سابق، روی دیگر سینمای ایران را نیز به چالش می کشاند0
چیزی که در این فیلم دوم می بینیم روندی غیر منطقی، میزانسن های مضحک و شاید سینمای آکادمیک محض است 0
دقایق پایانی فیلم پر از خنده بودم (البته اغلب تماشاگران جدی نشسته بودند و در حال تماشا و شاید به امید یافتن کلیدی برای حل معما !!! بودند)0
در صحنه ای بسیار کش دار، تمامی بازیگران به سوی سینمای سوخته می دویدند؛ موسیقی و ضرباهنگ با هر تغییر مکان دوربین دگرگون میشود و روند تزریق استرس به طرز مسخره ای انجام می گیرد (تئوری دروس سینمایی)0
در پایان، قهرمان فیلم در کنار سینمای سوخته ( که در سردر آن نوشته شده "این ملک به فروش می رسد") که معتادین و ولگرد ها منفعلانه در حال خروج از آن هستند به قتل می رسد0
وقتی همه خوابیم فیلمی متمایز و تجربه ای بی نظیر بود ، بیضایی در سه جایگاه سه فیلم ساخته بود ، یک فیلم صرفا تجاری، یک فیلم به اصطلاح هنری و در نهایت فیلمی به نام وقتی همه خوابیم به کارگردانی خودش0
فیلم سوم هنرمندانه دوفیلم پیشین به خصوص فیلم دوم را به چالش میکشد(فیلم هایی با داعیه روشنفکری)0
سینمایی که برای متفاوت بودن تنها در نقطه مقابل سینمای تجاری قرار می گیرد و نه در سطحی بالاتر از آن ؛ که با باژگونه کردن مشخصه های سینمای تجاری به شاخص های آن می رسیم : غمگین ، کند، پر از استعاره های سطحی ، شخصیت های غیر انسانی (خدا گونه) و افسرده0
*****
متن فوق دیدگاه شخصیم بود راجع به این فیلم ، در هیچ نقدی نگاه دقیقی به فیلم ندیدم تا به حال ، بنا براین ممکنه به کلی در اشتباه بوده باشم0
Monday April 20, 2009 - 09:08am (IRST) Permanent Link | 0 Comments
Please Right click ... Encoding ... Right-to-Left Document
25 سالگی سن عجیبیه ، یک ربع قرن ، انگار داره تو مغزم کوبیده میشه که بابا بجنب ، تمام بندها داره گسسته میشه ، دیگه از مراحل تحصیلی و دانشجویی گذر کردی، این دین لعنتی رو هم که به کشورت ادا کردی و 3 ماه دیگه نه وظیفه ای داری که به حکومت بدهکار باشی و نه نیروی خارجی هست که برنامه ای از پیش تعیین شده برات چیده باشه ( هر چند که هست ولی اینو دیگه نمی خوای زیر بارش بری).
خوشحالم؛ ولی چقدر دیره... یعنی بعد از 25 سال تازه باید به نقطه صفر برسم؟

کتاب و فیلم خیلی خوب فعلا ندارم، چند مورد هست که ستاره میدم و می گذرم :
کتاب پائولا (***^) : اتوبیوگرافی صادقانه ایزابل آلنده که بیان کننده زندگی زنی با استعداد ولی از نظر فکری بسیار معمولی و عامی مسلکه.آلنده با نمایش احساسات و تفکرات ،خواستها و نیازها، تردید ها و افسوس های انسانی که ایثار ، خیانت ، خودخواهی ، افسردگی ، هیپی گری و هیجان خواهی رو در شخصیت پیچیده اش در کنار هم داره و در عین حال هیچ گونه تناقض در شخصیت پردازیش هم وجود نداره به راستی هنر نویسندگی اش رو به رخ خواننده می کشه .سوگند می خورم اگر شخصیت ایزابل از طرف فردی دیگر برای ما به صورت کاملا دقیق هم توصیف می شد ، هرگز به این نقطه نمی رسیدیم که به اینچنین زن دمدمی مزاج و شلخته و لذت طلب و هوس رانی حق بدیم.
ستاره میشود (*^): یک فیلم بد از فریدون جیرانی.
Sweeney Todd (***) : این با اون قبلیه فرق داره ،این جدید تره ، کارگردانش تیم برتونه و بازیگر نقش اصلیش هم جانی دپه.
موزیکاله، فضاش کاملا تیم برتونیه یعنی فانتزی، تیره و پر از حرکت های مسحور کننده دوربین.
Crash (****) : همون فیلم اسکاری معروف. با تمام زیبایی هایی که داشت مخصوصا در تدوین و فیلمنامه ولی... ولی دارم مجاب می شم که تمام برنده های اسکار فیلم هایی هستندکه پایانی هندی دارن. این سری هم که دیگه آب پاکی رو ریختن رو دستمون و کلا یک فیلم هندی انتخاب شد. می تونست تبدیل به یک شاهکار بشه اگه... اینجوری تموم نمی شد.
راستی جوابیه شاملو به محمد رضا لطفی رو در سال 69 خوندم در مورد موسیقی سنتی و قاه قاه خندیدم و کیف کردم. کیف کردم از قلم شاملو ، از طنز وکنایه های مستور در جملاتش و البته از منطق قدرتمندش. براستی کسی جز ابراهیم گلستان رو هنوزنیافتم که یارای جدل با شاملو رو داشته باشه. جز اون از نظر من هر که با شاملو درافتاد... برافتاد.
Tuesday March 24, 2009 - 03:19pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments
March 13, 2009

شاید زیباترین نمایشنامه ای که تا به حال خوندم «خرده جنایت های زنا شوهری» (******) بوده باشه
مدتی پیش خوندمش و غرق در لذت شدم . کاری از اریک امانوئل اشمیت نمایشنامه نویس بنام معاصر. کوتاه و گیرا ، بارها در طول نمایش جایگاه زن و شوهر از نظر موضع ضعف و قدرت تغییر پیدا می کنه. ماجرا از این قراره که بعد از رخدادی که در جریان داستان متوجه اون خواهیم شد مردی حافظه اش رو از دست میده و زنش بعد از چند روز بستری بودن وی رو به خونه برمی گردونه. نکته اینجاست که مرد حتی نمی دونه آیا این زن همسرش هست یا نه؟ و آیا رابطه شون به همون شکلی که زن تعریف می کنه بوده یا خیر. تخیلات و تمایلات زن برای ساختن مجدد مردی که همیشه آرزوش رو داشته تا کجا پیش میره؟
یاد این جمله از اینشتین افتادم : «مرد به این امید با زن ازدواج می کند که زن هیچگاه تغییر نکند ،زن به این امید با مرد ازدواج می کند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو نا امید می شوند»0

.

سه تا فیلم هم معرفی کنم و برم ، البته فقط معرفی و نه پیشنهاد :0

زندگی دو گانه ورونیک (***) : کاری از کیشلوفسکی ، دارای ریتمی کند به سبک اروپای شرقی و بازی های روانی و تصویری مشهود و زیبا 0

Road to Perdition (**) : فیلمی با تم گانگستری با بازی زیبای تام هنکس . ولی در کل بد

Tess (***) : به کارگردانی رومن پولانسکی . این هم برای من جذابیت خاصی نداشت

Friday March 13, 2009 - 12:58pm (IRST) Permanent Link | 1 Comment
March 04, 2009
چقدر به تو بی شباهتم من
.
خیلی از خصوصیاتم داره به این علت شکل میگیره که فقط و فقط نمی خوام مثل همه باشم0
مهم نیست اون رفتار معقول و منطقیه، یا باعث لذتم میشه یا نه ... فقط نمی خوام اون کارو مثل همه انجام بدم، چون در این صورت از خودم بدم میاد0
بعضی وقتا تو خیابون بدم نمیاد به دختری که باعث جلب توجه ام شده پالسی ارسال کنم ، پیامی محترمانه و جهت برقراری ارتباطی شاید کوتاه با انسانی رهگذر (از اصطلاح «تیکه» به همین علت پرهیز می کنم) ؛ولی به خاطر ندارم همچین کاری کرده باشم فقط به این دلیل که نمی خوام مثل همه (0یا اکثریت) پسر های توی خیابون باشم
این نمونه ای کوچکه که بسط پیدا می کنه به بسیاری از وجوه شخصیتی من 000
آیا این عاقلانه اس؟ از چی دارم فرار می کنم؟ شاید اشتباه می کنم ... و شاید دلیل رفتارم این نیست و دارم خودم رو فریب می دم (در مورد مثال بالا ، شاید چون از عواقبش می ترسم دست به این کار نمی زنم و نه دلیل دیگه ای)0
بعضی وقتا فکر می کنم معیارهایی که شخصیت و رفتار ما رو می سازه خیلی پیچیده است و وابسته به عوامل ناخودآگاه بسیار بسیار زیادیه0
Wednesday March 4, 2009 - 09:49pm (IRST) Permanent Link | 16 Comments

Add parviz alambeigi's Blog to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 62 First | < Prev | Next > | Last