Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

Xusraw Anushag-ruwan < Y! ID: a_mosavian >

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists  |  Groups

  • School: Unversity Of Tehran, Medicine School

Add

Xusraw Anushag-ruwan is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Wed Feb 11, 2009 Member since April 2007

دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی است ... که اگر بازستانند دو چندان گردد - صائب تبریزی--> Click here Reply

1 - 5 of 73 First | < Prev | Next > | Last

Amir Mousavian's Blog Full Post View | List View

آنچه باید نوشت

مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟

اینکه این جور پست ها شاید سالی یک بار در زنگوله دیده شوند را که لازم نیست بگم؟ من همیشه از نق زدن تو وبلاگم خودداری کرده ام ، هر موقع هم عصبانی هستم اصلآ دور و ور آدرس هایی که به زنگوله ختم میشه نمی پلکم. وضعیت شبکه های اجتماعی تو ایران همیشه از جمله چیز هایی بوده که دوست داشتم راجع بش گله کنم الان هم دیگه ماجرای اخیر فیس بوک کاسه صبرمو لبریز کرده که حرفمو بزنم.

* اگر در طی چند سال اخیر در اینترنت فعال نبوده اید این مطلب را به درستی درک نخواهید کرد.

قبلآ یک سری آدم حسابی می دونستند شبکه اجتماعی چیه و مثل آدم داشتند ازش استفاده می کردند (تقریبآ اوایل دوران اورکات) بعد اورکات بسته شد و یک سری از آدم حسابی ها از خارج از ایران همچنان به استفاده خودشون ادامه دادند و یک سری آدم حسابی هم تو ایران قیدش را زدند. یه مدت خبری ازاین چیزا نبود تا سر و صدای یاهو ۳۶۰ در اومد. از اونجا که هر ایرانی حداقل یک یاهو آی دی داشت پس ۳۶۰ پتانسیل بالایی برای محبوب شدن در ایران داشت که همینطور هم شد. اون آدم حسابی هایی که قید اورکات را زده بودند و حتی یک سری از کاربر های خارجی هم از اورکات اومدند به سیصد و شصت. ۳۶۰ وضع قابل قبولی داشت تا وقتی سر کله یه مشت $@!@% (مراجعه شود به پایین صفحه) پیدا شد. ۳۶۰ به صورت انفجاری مورد استقبال قرار گرفت اما در کمال تعجب هیچ وقت مسدود نشد ، به چند دلیل!

اولآ جمعیتی که چیزی غیر از Flirt ، Ajeghetam یا نهایت Ejghe Mani :x :x Boos Boos بینشون رد و بدل نمیشه خطری محسوب نمیشه (مثلآ در مقایسه با جمع اعضای بالاترین!!).

دومآ مسدود شدن این سایت موجب بیکار شدن هزاران نیروی جوان در سطح کشور ، صد ها دختر تن فروش و تعطیلی تعداد زیادی کافی نت و آی اس پی در نتیجه رکود اقتصادی می شد.

سومآ مسدود کردن سایت بسیار مفیدی مثل ۳۶۰ به سادگی سایت های زرد و به درد نخور و کم طرفدار مثل ویکی پدیا (!) نیست که مسدود بشه و کسی صداش در نیاد و احتمال شورش در کشور توسط ملت متحد ایران به ریسک انجام این کار نمی ارزد.

چهارمیشو می ترسم بنویسم!

پس این یک سری آدم $@!@% همیشه به ۳۶۰ دسترسی داشتند و با فعالیت های خودشون ۳۶۰ را رسمآ به گند کشیدند و کم کم اون آدم حسابی ها قیدش را زدند و دوباره سرگردون شدند.

این سرگردونی ادامه داشت تا وقتی سر و کله غول بزرگ یعنی فیس بوک پیدا شد. فیس بوک اول تو خارج از کشور توسط (نه فقط) ایرانیان به عنوان یک ابزار جاسوسی بین دوستان و فامیل مورد استفاده قرار می گرفت (و می گیرد). ملت دوستان و فامیل را اد می کردند و جستجو می کردند برای سوژه های جدید برای خاله زنک بازی های ایرانی. کم کم سر و کله افراد مقیم ایران هم پیدا شد ، خصوصآ وبلاگ نویس ها. فیس بوک سریعآ فیلتر شد و تنها قشری که در ایران از فیس بوک استفاده می کردند اکثرآ وبلاگ نویس ها یا حداقل آنهایی شدند که می دونستند اول ایمیل وب نمی گذارند! و حداقل بلد بودند چطوری هیتلر! را دور بزنند.

همین جا فیلتر نقش بسیار مثبتی بازی می کرد و جلوی دسترسی اون افرادی که نباید می آمدند را به خوبی می گرفت (هر چند که حق خیلی های دیگه هم ضایع می شد) تا اینکه فیلتر فیس بوک برداشته شد و دیگه ۳۶۰ باز های ایرانی اعلام کردند که ۳۶۰ خز شده و الان فیس بوک کلاس داره و همینطور جمعیته ۳۶۰ بازه که داره گله گله به فیس بوک هجوم میاره.

از جمله عادات ، فواید و فعالیت های مفید $@!@% ها میشه به موارد زیر اشاره کرد:

- قرار دادن عکس های مهمونی برای زدن پوز اونهایی که دعوت نشده بودند.

- تهدید با انواع مختلف به اینکه از لیست دوستان طرف حذف میشید :)))

- پر کردن صفحه کامنت دوست دختر / پسر با فلیرت هر پنج دقیقه یک بار برای اینکه دیگران حساب کار دستشون بیاد…

- داشتن ۳۰ پروفایل مختلف که با عدد روی عکس آنها مشخص شده و در هر کدام اعلام شده این پروفایل پر شده و به پروفایل بعدی بروید.

- مهم نیست که شما سایه منو با تیر می زنید ، شما میاید و برای من یک Testi (لغت کامل Testimonial است ، یعنی گواهی ، شهادت) می ذارید که من پرچمم بالاس کسی برام شاخ بشه با تو طرفه خفنم دختر کشم تریپم تکه و… بعد من هم همین کارو واسه شما می کنم. تستی های بیشتر برابر با اعتبار بیشتر است.

- برگذاری فستیوال های مختلف برای انتخاب ۳۶۰ Miss :))))

- ایجاد رقابت سالم بین جوانان برای کسب کامنت ، تستی و بازدید صفحه بیشتر.

- گفتن «بلاگ» به هر «پست» وبلاگ.

- کپی پیست کردن شعر های عاشقانه انگلیسی که خودشون نمی دونن یعنی چی.

- اعتقاد به اینکه نوشتن به زبان فارسی در اینترنت «خز» است. (یه طرف یه «چیز» گشاده و یه طرف هم QWERTY Farsi Keyboard Layout!!)

- ابتکار در فینگلیش نوشتن ، MelikaW , MilaWd , Pesmale Khojjel , Dokhmal….

و…

با توجه به قابلیت های بسیار بیشتری که فیس بوک نسبت به ۳۶۰ داره به خوبی میشه فهمید که اگر فیس بوک تو ایران مسدود نباشه به سرنوشت ۳۶۰ دچار خواهد شد. فرقی که الان بین ۳۶۰ و فیس بوک هست دقیقآ مثل فرقیه که بین پرشین بلاگ و وردپرس هست. (همون جریانات «وب خوبی داری…» و قلب و گیتار آسکی و….)

خواهشمندم سایت فیس بوک را دوباره برای مشترکین گرامی مسدود و ما مشترکین غیر گرامی را به حال خود رها کنید!

$@!@%: از اینا که عمومآ با موبایل جلو آینه از خودشون عکس می گیرن روی عکس هم اسمشون رو با برنامه نقاشی می نویسند بک گراند گوچی و پلی بوی و اینا میندازن اول و آخر اسمشون هم ده دوازده تا اسپشیال کاراکتر آسکی داره…

پ.ن: این نوشته صرفآ برای درد دل با افرادی نوشته شده است که مضمون آن را درک می کنند و نویسنده قصد امر و نهی کسی برای انجام دادن یا ندادن کاری ندارد. هر کس آزاد است که در چهارچوب قوانین هر شبکه اجتماعی پروفایل شخصی اش را به سلیقه خودش تنظیم و از آن سرویس به نحو دلخواه استفاده کند.

پ.ن: اگر متوجه این مطلب نمی شوید یعنی برای شما نوشته نشده است.

آیا فیس بوک برای شما در دسترس است؟ ممکنه جواب را به همراه نام آی اس پی تان در قسمت نظرات بنویسید؟

-----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن خودم: برگرفته از سایت زنگوله با کمی تغییر جهت سازگاری با ناسازگاری 360 بلاگ

Saturday February 28, 2009 - 11:28pm (IRST) Permanent Link | 4 Comments
سوغات مشهد!
سوغات مشهد! magnify
مکان: مشهد، بازار رضا
Tuesday February 10, 2009 - 02:54am (IRST) Permanent Link | 3 Comments
متن کامل وصیت نامه آدولف هیلتر (آوریل 1945)
متن کامل وصیت نامه آدولف هیلتر (آوریل 1945) magnify
از زمانی که داوطلبانه و در کمال فروتنی در جنگ اوّل جهانی که به کشور رایش تحمیل شد خدمت کردم ، سی سال می گذرد. در این سه دهه ، تنها راهنمای من در تمام افکار ، اعمال و زندگیم ، عشق و وفاداری نسبت به این ملّت بوده است. این عشق و علاقه به من قدرت می داد تا بتوانم پیرامون دشوارترین مسائلی که تاکنون در برابر یک موجود فانی قرار گرفته است ، تصمیم بگیرم. در این سه دهه ، تمام سلامت و نیرویم را صرف کرده ام.

اینکه من و یا هر کس دیگری در آلمان در سال ۱۹۳۹ خواستار جنگ بوده ایم ، به هیچ وجه واقعیّت ندارد. این جنگ ، به ویژه ، خواستهٔ دولتمردانی بود که یا خود یهودی بودند و یا در راه منافع یهودیان فعالیّت می کردند و همانها بودند که به جنگ دامن زدند. در پی شش سال جنگی که علیرغم تمام موانع ، روزی از آن به عنوان با شکوهترین و قهرمانانه ترین جلوهٔ مبارزات یک کشور به منظور بقای یک ملّت ، یاد خواهد شد.

من نمی توانم از شهری که پایتخت این کشور است ، دست بردارم. از آنجا که نیرویمان ناچیز تر از آن است که بتوانیم بیش از این در برابر حملهٔ دشمن مقاومت کنیم و مقاومت ما نیز به تدریج به وسیلهٔ مردانی کور و بی اراده تحلیل خواهد رفت ، آرزو می کنم که در سرنوشت میلیونها انسان دیگری که تصمیم گرفته اند در این شهر باقی بمانند ، شریک باشم. گذشته از این ، هرگز در دستهای دشمنانی که خواستار نمایشی تازه جهت توده های دیوانهٔ خود هستند ، نخواهم افتاد.

بنابراین تصمیم گرفته ام در برلین بمانم ، و در لحظه ای که مطمئن شوم که وضعیت پیشوا و حکومت در معرض خطر و سقوط حتمی قرار گرفته است ، مرگ را داوطلبانه پذیرا شوم. با قلبی شاد و آگاهی از یک وحدت بی مانند در تاریخ ، از فداکاری ها و دستاوردهای سربازانمان در جبهه های جنگ ، زنانمان در خانه ها ، دهقانان و کارگران و جوانانمان تشکّر و قدردانی می کنم. آرزو و درخواستم این است که ملّت آلمان ، هرگز و تحت هیچ شرایطی در هیچ مبارزه ای تسلیم نشوند و با تمام توان خود ، و با وفاداری نسبت به مبانی و اصول «کلاوزه ویتز» علیه دشمنان سرزمین مادری خود بجنگند.

از وفاداری سربازان آلمان و نیز از مشارکت و همدلی من با آنها در مرگ ، بذری در زمین پاشیده خواهد شد که روزی در تاریخ آلمان رشد خواهد کرد و در نتیجه یک ملّت متحد واقعی تحقق خواهد بخشید…
پیش از مرگ ، رایش مارشال هرمان گورینگ را از حزب بیرن می اندازم و تمامی حقوق را که به موجب حکم روز بیست و نه ژوئن ۱۹۴۱ و نیز سخنرانی در رایشتاگ در اوّل سپتامبر ۱۹۳۹ به وی تفویض کرده ام ، از او می گیرم.

گورنینگ و هیملر ، جدا از عدم وفاداری نسبت به من ، با مذاکرات محرمانه با دشمن که بدون آگاهی و بر خلاف میل من انجام گرفت ، و نیز اقدام به اعمال غیر قانونی برای کنترل کشور ، شرمندگی جبران ناپذیری برای کشور آلمان به بار آوردند. به منظور تقدیم دولتی که از مردان با شرف تشکیل شده ، و قادر است وظیفهٔ ادامهٔ جنگ را با تمام نیرو انجام بدهد ، افراد زیر را به عنوان کابینهٔ جدید منسوب می کنم: • رئیس جمهور: دونیتس • صدر اعظم: دکتر گوبلز • وزیر حزب: بورمن • وزیر امور خارجه: زایس اینکوارت باشد که کابینهٔ جدید ، نسبت به وظیفهٔ خود که برقراری نظام ناسیونال سوسیالستی در کشور است آگاه باشد و شرایطی را بوجود آورد که هر فرد آلمانی ، خدمت در راه منافع عموم را به منافع شخص خود ارجح بداند.از ملّت آلمان ، تمام مردان و زنان ناسیونال سوسیاليست و نیز تمام افراد ارتش می خواهم که تا دم مرگ نسبت به دولت و رئیس جمهور جدید وفادار بوده ، از اوامر آنها اطاعت کنند. از این مهمتر ، اینکه به دولت و ملّت آلمان دستور می دهم که همواره قوانین نژادی را مورد مراقبت و ملاحظه قرار بدهند.

29 آوریل 1945
آدولف هیتلر

منبع نوشتار: خبرگزاری پارسینه

پ.ن: تقدیم به یک دوست بسیار عزیز که هنوز از دیدن صحنه سقوط برلین در فیلم گریه می کند و ما هم با او گریه می کنیم
Friday November 14, 2008 - 12:13am (IRST) Permanent Link | 4 Comments
پیغام گیر تلفنی
پیغام گیر فردوسی

نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب


پیغام گیر خیام

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد


پیغام گیر منوچهری

از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم


پیغام گیر مولانا

بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم


پیغام گیر بابا طاهر

تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قوربون صدایت
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت


پیغام گیر حافظ

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور


پیغام گیر سعدی

از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم


پیغام گیر نیما

چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش


پیغام گیر شاملو

بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است


پیغام گیر سایه

ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان


پیغام گیر فروغ

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم
Thursday September 11, 2008 - 09:49pm (IRST) Permanent Link | 1 Comment
شکم، وطن پرستی نمی فهمد!
شکم، وطن پرستی نمی فهمد! magnify
در ایامی که دولت آلمان با فرانسه سر جنگ داشت، روزی بیسمارک را به میهمانی باشکوهی دعوت کردند. سر میز ناهار، پیشخدمت چنانکه رسم اروپاییان است از بیسمارک پرسید چه نوع مشروبی را دوست دارد. بیسمارک بدون اینکه لحظه ای به موقعیت سیاسی دو دولت فرانسه و آلمان بیندیشد و متوجه شود که معمولا در حال جنگ، استعمال کالا و محصول دولت متخاصم برای هر فرد وطن پرست حرام است و با آنکه بهترین مشروب آلمانی هم مهیا و حاضر بود به پیشخدمت دستور داد شامپاینی برای او بیاورد.

یکی از اطرافیان بیسمارک که مانند سایر حاضرین از این امر تعجب کرده بود، طاقت نیاورد و آهسته به صدراعظم آلمان گفت: هیچ کس در وطن پرستی شما و تعصب شدیدی که برای ایجاد و به عظمت رساندن آلمان دارید تردید ندارد. تعجب ما در این است که با آنکه با فرانسه در حال جنگیم و بهترین مشروب آلمانی هم در اختیار شماست، شما بدون رعایت حرمت استعمال کالای دولت متخاصم و دشمن ما دستور می دهید مشروب فرانسوی برای شما بیاورند.

بیسمارک با شنیدن این اعتراض بی اختیار خندید و چنانکه رسم او بود با صدای کلفت و درشت خود فریاد زد: شکم که دیگر وطن پرستی نمی فهمد!


منبع: هزار و یک حکایت تاریخی، جلد 1، ص 131، محمود حکیمی، به نقل از خواندنیها، 13 آبان 1323
Wednesday August 13, 2008 - 11:33pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments
1 - 5 of 73 First | < Prev | Next > | Last

HIGHLIGHTED POSTS