Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

Zahra R < Y! ID: hamhameie... >

Top Page  |  Blog  |  Friends  |  Lists  |  Groups

Add

Zahra R is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Sun Jun 07, 2009 Member since February 2008

Tag Cloud

سلام،پست جدید گذاشتم خداحافظی،تشکر وحلالیت،ممنون میشم بخونین،یعنی یا میخونین یا باید بخوند یا اگه نخونین و کامنت نزارین به دست مبارک بنده شهید میشین:دی!این رسم جدیدِ،بدو بیا دیگه

1 - 5 of 69 First | < Prev | Next > | Last

hamhameie sookot Full Post View | List View

خوش آمدید

به دلیل آواره شدن از طرف یاهو،خداحافظی تشکر و حلالیت
به دلیل آواره شدن از طرف یاهو،خداحافظی تشکر و حلالیت magnify
بسم الله الرحّن الرحّیم
سلام و عرض ارادت به همه ی دوستای خوبم
من میخواستم توی خونم بمونم تا شاید یاهو دلش به رحم بیاد و از خونم بیرونم نکنه،واسه همین نمیخواستم پست خداحافظی بزارم،اما ترسیدم یاهو بیرحم باشه من شهیده بشم و حلالیت نطلبیده باشم.
این روزا توی هر پیجی که رفتم و دعوت شدم، بحث از رفتن و پیام خداحافظی بود،همه دارن اسباب اساسیه جمع میکنن که برن توی یه محله دیگه توی یه خونه ی جدید!همه تصمیم گرفتن که به جایی برن که کناره همه ی دوستای قدیمی باشن و یوقت زبونم لال از هم دیگه دور نشن!
این روزا پیام خدا حافظی رو که میبینم دلم میگیره ،واسه همه دلم یهویی میتنگه!
2سال و نیم پیش من به خاطر اسرار بعضی از دوستام و کنجکاوی خودم و تجربه ی داشتن یه خونه زندگی مستقل مجازی،تصمیم گرفتم پولامو خرج کنم و یه خونه مجازی 360 برای خودم بخرم!
از دنیای مجازی متنفر بودم،چــرا؟واسه دروغ هایی که دیده وشنیده بودم توی این دنیا!من نمیتونستم مثله بعضیا(دور از جون شما) واسه بالا بردن و نشون دادن خودم دروغ بگم،کسی و با حرفام خورد و له کنم! یا اینکه بگم چون مجازی هست و رویت نمیشم خلاف و گناه آزاده و......ه
اما میدونستم همه مثل هم نیستن و تصمیم گرفتم که بیام و آدم های این دنیا رو بشناسم! اومدم کلید وتوی در چرخوندم و در و باز کردم!با دعوت دوستای قدیمیم به خونم شروع کردم!هیچی هم که بلد نبودم،هی اینترنت سوزوندم تا یاد گرفتم!بعد هم پست اول رو گذاشتم و رفتم تو کوچه و خیابونای 360 چرخیدنو به آدما سلام کردن!........آدمای زیادی منو به خونشون دعوت کردن و منم خیلی هارو به خونه ی خودم دعوت کردم، با خیلی ها دوست شدم!خیلی همونیژه بودمو(البته هستم):دی ،اوایلش فکر میکردم اگه با یه آقا حرف بزنم کار حرام انجام دادم،نه به این شوری ولی....!!!!!خوب چیه؟؟؟بعدش این رو درک و پذیرا شدم که با حفظ حریم و حرمت ها مشکلی نداره و بستگی به خود آدم و اینجا هم مثل جامعه هست اما مجازی! (میبینین چه صداقتی دارم):دی!بخش تعریف از خود بود.نکته های مهمی هم از بعضی آقایون یاد کرفتم!ممنونم ازتون
الحق و النصاف توی این تقریبا 3سال از همه ی شماها جز صداقت،دوستی،مهربونی،رفاقت و.... هیچی ندیدم!ا
تو پیج ملیکه جونم بحث اعتقاد شد،از نظر اعتقادی پس که نرفتم خیلی خیلی متوجه تر و آگاه تر هم شدم و روی ایمانم خیلی محکم تر از قبل!که خدا رو شاکر میشم وممنون از کمک هاتون
اینجا واسه ی من یعنی دوست داشتن،مهربونی،دوستی رفاقت و....ه
این دوستیا انقدر خوب بود که بر خلاف وجود تضاد سیاسی و اعتقادی توی جریانات انتخاباتی حاکم نتونست از همدیگه دورمون کنه.ه
سرتون و درد آووردم!به رسم جدید و مد شده و همینطور معرفت و ادب،لازم میدونم اسم همه ی دوستای نازنین رو بگم!
اول از یه دوست،یه رفیق و همدل و سنگ صبور که پیج خالیش همیشه جزو ادد لیستامه شروع میکنم:کبوتر آزاد عزیز دوست داشتنی،بینظیر و....که از ته ته قلبم دوسش دارم و خدارو واسه دادن این هدیش به من همیشه شاکرم!
ابتدا بانوان،آقایون ناراحت نشن،این از حس دخترونه بودنه دیگه که اولویت رو به خانم ها دادم!نه جدا از شوخی چون تعداد بالاتر هست
از مریم(مَری)شروع میکنم:آبجی دوست داشتنی و دردونه خودم و دختر خاله جون جونیم!واقعا جای آجی نداشتم رو برام پر کرد!...سورنا عزیزم،مهربون و دوست داشتنی.....شیرین جونم،یه دوست خوب وبی نظیر...زهرا که هنوز عدس پلوی نذریش رو به من نداده!2ماه به ذوق این عدس پلو هیچی نخوردم!....ملیکه مهربون فعال خودم،که شونصد تا خونه داشت!....آخرین خورشید،یه همشهری فعال و دوست داشتنی،که من.و با مشورتس از انداختن توی یک بلای آسمونی نجات داد....فردای روشن،یه بانو ماه،فعال،عزیز....مبینا مهدوی که قبلنا فعال بود تازگی ها کم پیدا شده،خیلی دوسش دارم،....دختر مهربون(زهرا)،واقعا مهربون،...اِف اِس اِن،ماه بود،...غزاله مهربون خودم،که با تمام تضاد های سیاسی بازم دوستم موند و دوسش دارم،...نی نی گُل مهربونم،...میثاق عزیزم با دعای خوشمل و حوس انگیزش!!...ریحانه مهربونم،...سکرت آجبی کوشولوی خودم،...الهام اِس پی،که انرژی مثبت کنکور من بود،واقعا خانم و دوست داشتنیِ،..زهرا افشار نازنین که شد نقطه اتصال،حسابی بانی خیر شد،....فاطیما که حسابی مخلصشم،...یوسف،یه دخمل مهلبون و با مرام،...علیه دوست جدید مهربونم،.....لیلا که پست گذاشتناش خوره ی کامنت بود،خیلیم ماه و مهربون،.....فانوس دریا فعال در انتخابات،...نسرین خانوم گل و عزیز،...آیدین عزیز یه مامان ماه،با پسل خوشملش،....71....یه دختر خانم ماه و فعال،...طَلیهه....حمیده مهربون خودم،...فاطمه به توان 3همشون ماه و مهربون،....مریم نادری عزیزم،..میترا رضایی،عزیز،...بهار جاویدِ گُلِ خودم،...بهار خانوم مهربون،...غزاله با معرفت،..بی همتا عزیزم،...آفرینش عزیز که یه زمانی مسیج هاش مسیج دونیم رو پر میکرد،....مریم به توان 3همشون بینظیر،...مریم قَ،عزیز"،...یک مریم، عزیز...
سپیده گل..شیوا جان...شیدا که که این جریانات با تمام ضدیت سیاسی نزدیکمون کرد بهم....الهام اسفندیاری گل....ساره عزیزم...سبوی عشق گُل...زینب جان...فهیمه جونم...مِرضیه جونم(مَرضی)....سارا جان...اِن.کالاری.....فاطمه ب عزیزم....فرشته خانم...راحیلا گل...عطیه جونم...پوپک خانم گُل و ماه....سارا اِس دکتر،یه خان گُل تیری مثل خودم....سُما حاجیان عزیز....مهرنوش عزیز،...سُها نازنین....ملیکا خانم گل...سارا شِ عزیز...خانم کارِن کوردل اون ور دنیایی که آخرش نفهمیدم چه جوری اددم کرد!...مهسا جان...هِلیا اِس....مینا جان...دل آرا عزیزم....زینب خانم...فائزه پی...اِس اِم....نگین خانم،..ایران عزیز...جاست استار....پردیس م عزیز..دریا....الهام فلاحی عزیز...آرام حان با دخمل نازشون،..باران عزیز...سمیرا خانم...اِس عرفانی عزیز...فکر کنم کسی از قلم نیوفتاده اگه کسی رو جا انداختم شرمنده حتما بگه....
خوب حالا آقایون:اول چادُر بپوشم و دستکش واسه تایپ آخه نامحرم هستین:دی!!! شوخی کردم
از آقا امین آ شروع میکنم،نسبت فامیلی هست،نام بردن در ابتدا لازم برای جلوگیری از خونریزی!پسر خاله جالب بنده،.....آقا سعید(عموی سعید خودم) ،یه عموی بینظیر و منطقی ،که واسه خاطر چشمای ایشون بنده فارسی نویس شدم و تایپ فارسیم محشر شد!!.....آقـا صـابـر،یه دوست خیلی خوب،صادق و معتقد وقابل احترام.... یه شاعر موفق میشن اینشاالله....آقا رضا(مجنون سابق)که بنده رو به تایپ فارسی در اوایل خونه دار شدنم دعوت کردن اینشاالله موفق باشن .....آقای روح الله مهدوی که الحق خیلی کنفرانساشون جالب بود و فعال بودن،که جدیدا کم پیدا شدن...آقای این الحسنیون،واسه ساخت پروفایل جدید حسابی بنده رو یاری کردن،دستشون درد نکنه....آقای سِر علی،که به بنده لطف دارن و احترام زیادی واسشون قائلم.....آقای سید علی که قرار هست از اون سکه ها به من کادو تولد بدن!!...آقای علی اِف که غلط املایی بنده رو میگیرن،که بنده یوقت ضایع نشم...آقای یاس کبود،فعال ،با کامنت های زیباشون،....علی آقای خِرمشهری که بنده رو با لطف و کامنت هاشون شرمنده کردن...آقای لوبیا درایور همیشه خندان،اینشااالله خدا این خنده رو از ایشون نگیره،....آقا دانیال....آقا محمد حسین...آقا امید پسر شمالی...آقا حسن نوفالو...آقا مسطفی ک که لطفاشون به بنده و محبتشون همیشه شرمندم کرده....سـتـاد....آقای مَهدی بوشهریان با نامه های زیباشون...آقای ایر آل یاسین...جبرئیل 2 ماشاالله،فعال و خستگی ناپذیر....هیئت یا زهرا.....آقای اِم اِ اِس....علی ت... تشنه ی حقیقت ... نیکول..کامی...کامیار....44...مهدی امیری...مهدی 313.....سایه روشن...آقای حصاری...آقا مصعود...سید با تشکرات ویژه از ایشون....عمو رجب...نور...جوپیتر....عِزَتی...سید مهدی....آقا محمد...امیر اِف...A
شیعه الزهرا....امیر پ....احسان...آقای قاصدک...آقا کیوان اِچ...حامد جنتل من!...حامد بی اِم،عاشق استاد شجریان....سلامتی مهدی......کبوتر حرم، فعال.....دِیوید،...آقا فرزین اِچ....نور هود....گیلی پرسپولیس...آقا امیر...محمد اِچ...فراش...پروگرمر....جیم دِندی...آر کا...احسان خان...
اینشاالله که کسی از قلم نیوفتاده باشه
از همه ممنونم تو این مدت در حقم حسابی لطف کردین،خیلی چیزا یاد گرفتم از شما،متوجه خیلی چزا شدم و...ه
همسایه ی خوبی نبودم به بزرگواری خودتون ببخشید و حلالم کنین،اینشاالله اگه عمری باشه توی او ن خونه در حقتون همسایگی کنم!ا
از همه التماس دعای فراوون دارم،منو فراموش نکنید،منم یقینن کسی رو فراموش نمیکنم!!!ا
حق پشت و پناه همگی باشه
اللهم عجل الولیک الفرج
Saturday July 4, 2009 - 03:39am (IRST) Permanent Link | 30 Comments
11/4/1388 امروز من به دنیا اومدم!متولد شدم!هـــــورا
11/4/1388  امروز من به دنیا اومدم!متولد شدم!هـــــورا magnify

دنیای جدید و شیرین 20سالگی سلام

این روزا توی هر پیجی میرم صحبت از خدا حافظی!اما من اینقدر توی خونم میمونم که یا از بیرون کردنم منصرف بشن یا این که خونمو توی سرم خراب کنن!

امروز من از دیروزم یک سال بزرگتر شدم!امروز دفتر زندگی 19سالگی من تمام شد و بیستمین دفتر زندگیم باز شدو برگ اولش نقاشی شد!

امروز یعنی 11/4/1388 من 1سال به سنم یهویی اضافه شد!1سال قرار خانم تر بشم!!!پــــیــر شدم!:دی

ساعت 11:58دقیقه رفتم مقابل آیینه ایستادم 1دقیقه به خودم خیره شدم و چشمم رو بستم تا ساعت 12:00:01 بعد چشمم رو باز کردم!باز به خودم خیره شدم،اما هیچ تغییری احساس نکردم!!!آخه بچه که بودم فکر میکردم روز تولدم،هم به قدم اضافه میشه هم به وزنم و هم چهرم عوض میشه!

گذر عمر خیلی آدم رو غافلگیر میکنه!مامانم میگفت انگار همین 3/4سال پیش بود که دخترم بدنیا اومد،بابا میگفت النگار همین تازگی ها بود که مامانت یادت میداد بابا مامان گفتن رو یاد بگیری و با زبان کودکانت ،کلمه ی بابا رو به زبون بیاری و من از ته قلبم پدر شدن رو احساس کنم و شیرینی کلانت بهم آرامش بده!

احمدرضا(داداشی)اون میگفت واسش خواهر بزرگ خوبی بودم و محرم اسرار ........

امروز همه با حرفاشون حسابی غافلگیرم کردن!حرفایی که استحقاقش رو نداشتم!

قسمت کادو ها از همش خوشمزه تر بود!

واسه مهربونی و لطف ها بغضم گرفت،اشکام سرازیر شد،اشک شوق! امروز رو خیلی دوست داشتم.

هر سال روز تولدم از مامان میخواستم که از هیجان و حس بدنیا اومدن و مدل دنیا اومدنم واسم بگه؛همیشه واسم تازگی دارن و شیرین!

خیلی زود 20سالم شد،نه یعنی وارد 20سالگی شدم!روز تولد خیلی حس خوشکلی داره!

دلم میخواست احساسم رو بگم اما تایپ کردن واسم سخته!ا

امروز با صدای بلند از خدا تشکر میکنم،خیلی خیلی بیشتر از همیشه از خدا ممنونم،خـــدا حسابی مخلصتم و دوست دارم!ممنونم که اجازه دادی به این دنیا پا بزارمو همه چیز رو تجربه کنم!

ممنونم ازت بخاطر داشتن بهترین مامان بابا و داداشی گل دنیا!

ممنونم واسه هدیه دادن بهتری دوست ها بهم،واسه داشتن کبوتر!!واسه داشتن همه ی دوستام؛مخصوصا شما...ه

خدایا از همه ی مقدراتت ممنونم،خیلی دوست دارم!

مامان میگه وقی به دنیا اومدی حافظ 3بار باز کردن و این شعر باز شد:

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد*****دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد

.

.

چون خیلی دوسش داشتم نوشتمشا،نه از روی اعتماد بنفس:دی

نقاشیم 3سال پیش کشیدم!از آثار چپکی خودمه!اون موقعه ها که تازه تصویر سازی یاد گرفته بودم:دی
دعــام کنین لطفا
Thursday July 2, 2009 - 01:18am (IRST) Permanent Link | 6 Comments
کنکور تمام شد!هــــورا هــورا هــورا
کنکور!یه واژه مثله همه ی واژه ها،اما شاید کمی متفاوت تر،واژه ای که تعبیرش یه میدون مسابقه و رقابتِ،که پیروز شدنِ درش تلاش و همّت میخواد،مثله اون موقع هست که میگن هرچقدر پول بدی آش گیرت میاد،
یا :نابورده رنج گنج میسر نمیشود،مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.ه
یه محک هست، سرنوشت ساز،وشاید همراه با دلهوره و نگرانی!
تو این مد ّتی که 1سال تقریبا میشه،به کنکور به دید همه ی امتحان هام نگاه کردم،امّا با این تفاوت ها که جای یک کلاس 20/30 نفری و رقابت با هم کلاسیای دیگم،اینبار توی یه فضای گسترده تر قرار میگیرم، و با دوستای نشناخته و ندیده خودم رقابت میکنم،دوستایی که همه یه هدف دارن:پیروزی در این آزمایش،امّا یادمم نرفت که این کلاس خیلی وسیع تر از اون چیزی که در تصورم هست.
با کنکور خیلی راحت کنار اومدم و فهمیدمش،اصلا ازش ترس نداشتم،اونم با من خوب کنار اومد!رفیق شدیم!!!!ا
امّا این روزها کنکور و فکر آینده و نتیجه داشت دق مرگم میکرد،4روز بی خوابی و کابوس،ترس و دلهوره!!چیزی که از زهرا بعید بود!کنکور شد یه فیل و منم مورچه،استرس کُـله وجودم رو خورده بود،تا پریروز!
تصمیم گرفتم واسه این حال خراب یه فکری کنم! که زحمات 1سالم حروم نشه و با استرس بیجا زحمات خودمو بقیه رو بینتیجه نزارم! کتابامو دور خودم چیدمو بهشون این اطمینان رو دادم که دیگه رنگ منو هم نمیبینن!بهشون قول دادم امسال دیگه بخودم سخت نگیرم و حساسیت اضافه بخرج ندم واسه شهر و رشتم،هر جا قبول شدم با در نظر گرفتن شرایط برم!کتابامو جمع کردمو گذاشتم تو کتابخونه،هر کار مثبتو دوست داشتنی که میخواستمو انجام دادمو احساسمو نقاشی کردم!
این هفته های آخر خودمو زیادی به خدا نزدیک کردمو خواستار این شدم که هرچی به صلاحم هست بشه،حتی اگه...! به هزینه موبایل فکر نکردمو با خیال راحت 1ساعت رو صحبت کردم!خدا بهم رحم کنه با قبض موبایل این ماه،تازه شارژ ایرانسل هم میل نمودم و حسابی در بیخیالی به سر بردم! اما صحبت عادی نبودو تمام انرژی مثبتی که یه آدم دار رو هدیه گرفتم یاد کرفتم که چیکار کنم واسه آرامش،امیدم چندین برابر شدو انرژیم شد انرژی 2نفر،!چرا؟حالا دیگه....!ا
عبادت خالصانه و صحبت رفاقتی و دوستانه با خدا(که هم آرومت میکنه هم اینکه به خدا زیادی نزدیک میشی)
دوش آب ولرم!
قبل از اینکه آماده ی رفتن بشم روی قالی دراز کشیدم،چشمامو بستمو چندتا نفس عمیق کشیدم،بدنم رو کامل کشیدمو به چیزهای دوست داشتنی فکر کردم!اونقد آروم بودم که بی اختیار واسه این چیزایی که شادم کرده بود اشک شوق ریختم!وقتی بلند شدم خیلی خوب بودم،آروم،پر انرژی و محکم
پاشودم و روی 2تا پاهام وایسادم،مشتم و محکم بستم و مثله آدمی که میخواد تکبیر بگه سمت آسمون بردم و بخودم گفتم من میتونم،میخوام و با توکل پیروز میشم.... قرآن و برداشتم سوره ی واقعه باز شد خوندم و آماده شدم و رفتم!
دانشگاه چمران،دانشکده ی کشاورزی!اینجارو فوت آب بودم!تمام دانشکده رو دور خوردم و راه رو هارو گشتم،جام رو پیدا کردم،تفتیش شدم و دوستامو دیدم و باهم رفتیم سر جلسه!جاتون خالی دیدن دوستا از همش بیشتر کیف داشت بعد هم مقدمات آزمون و پخش قرآن........ه
.شروع آزمون:ساعت 3بعداز ظهر باید انجام میشد که با تاخیر 30دقیقه ای ساعت 3:30 آغاز شد، برگه هارو دادند،آیت الکرسی،3بار انا انزلنا،دعای فرج،حمذ و سوره و...نگاه برگه کردمو توکل کردمو بعد هم شروع، اول عمومی،ادبیات شروع خوبی بود،آرامش دهنده!عربی،دین و زندگی . زبان 100تا سوال 75دقیقه زمان!.هر سوالی رو که بلد نبودم نزدم اونایی رو که شک هم داشتم نزدم،بعد برگشتم به سوال های شک دار و با تفکر فراوان بعضی هارو زدم!مجموعا 80سوال البته زبان فقط 11سوال حسابی در زبان گند زدم!اما همونم نهایت هنرمندیم بود:دی
خیلی آروم بودم،بعضیا از استرس خود خوری میکردن،یکی خون دماغ شدو بعضیا هم مثل من در آرامش کامل بودند و بعضیا هم خواب تشریف داشتن یا در برگه سوال نقاشی میکشیدن!عمومی رو کامل دادم و 1دقیقه هم وقت اضافه آوردم!
دفترچه شماره 2!درک عمومی هنر و ریاضی فیزیک مجموع 60سوال ساعت 4:45 آغاز شد،تخصصی اون مثل عمومی اما بسیار مشکل و نیدونم...اما جمعا راضی بودم!وقتی به سوال های ریاضی رسیدم هنگ کردم!چرا؟چون نخونده بودم،یعنی ریاضی کم و فیزیک هیچی!وای با تلاش فراوان از 30سوال ریاضی فیزیک 14تارو زدم 11تا ریاضی 3تا فیزیک!تازه فیزیکم هرچی از اول دیرستان بلد بودم جمع کردم و شد جواب 3سوال،اینم کلی هنر بود!دینگ دینگ وقت تمام شد!آخیش دفترچه 3 و شروع تخصصی ها!
ساعت 5:50 آغاز دفترچه 3تا ساعت 17:15 اینارو نسبتا خوب دادم اما واقعا سخت بود از 100سوال 79تا پاسخ دادم!7:05از جلسه بلند شدم 10دقیقه هم اضافه آووردم!
و بعد هم که...................ه
اومدم خونه و با خیال راحت دور از استرس و نگرانی نشستم و تایپ کردم!
امتحان خوبی بود!خیالم راحت شد که تمام شد و توکل به خدا کردم و تابع مصلحتش میمونم تا نتیجش بیاد!نگران هم نیستم چون به خواست خدا اطمینان دارم!شما هم دعام کنین
اما آزاد مونده
از همتون واسه دعاهاتون و امید ها و روحیه دادنتون ممنونم،مخصوصا از تو که انرژیت رو بهم هدیه دادی!ا
Thursday June 25, 2009 - 10:45pm (IRST) Permanent Link | 7 Comments
حرفای مونده تو دلم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
میخواستم فعالیت هامو تو 360ببندم و کم کنم تا بعد امتحانم،امّا این شایعه پراکنی ها این حرفا این اتفاقای اخیر بد جوری ریختتم بهم دیگه،حرفایی که یه سری از آدما تو پیجاشون میزنن،تو سایتاشون بیان میکنن،تو روزنامه هاشون چاپ میکنن و...!ا
آخه مسلمون خدا تو که هیچی نمیدونی چرا واسه خودی نشون دادن جلوی دیگران،توی پیجت شایعه پراکنی میکنی؟بخدا انتخابات تمام شد!دیگه کاندیدای تو با این دروغ ها بالا نمیاد!دیگه عزت و آبروی از بین رفتش بر نمیگرده!
حداقل 2تا تیتره روزنامه بخون تا یه چیزی دستت بیاد!2تا خبر رو بیطرفانه گوش کن تا ببینی دنیا دسته کیه!تا ببینی کسی که تشنه ی قدرت نبود،کسی که احساس خطر وبی آبرویی واسه مملکت کرده بود،با دستور واسه تظاهرات چه بنایی رو توی ایران گذاشت!
فکر میکردم با توجه به صحبت های مقام معظّم رهبری،با توجّه به فصل الخطاب ها خیلی از جریانات تمام بشه خیلی ها دروغاشون رو جمع کنن،حداقل واسه اون کسایی که ادای حمایت از رهبری رو دارن!
امّا...............
دیروز،دیشب و امروز واسه تمام تصاویری که دیدم بدجوری دلم شکست و غصم گرفت!به جرم چادور سر داشتن،به جرم ریش و ظاهر مذهبی داشتن،کتک خوردن رو به وضوح دیدمو چشیدم!
این روزا توی خیلی از شهرهایه عده آشوب راه میندازن،تظاهرات میکنن،امّا بدتر و نا امن تر از همه جا تهران هست!
تهران در این اواخر یعنی=خونین شهر
جیزایی که دیدنو شنیدنش خیلی آزارم داده این روزا:
1_دیدن بچه ایی که توی خیابون باباشو با وحشت بغل کرده بودو سره خونی باباشو میبوسید که درده باباش تسکین پیدا کنه،که شاید به خاطر اون دختر کوچولوی نازنین کسی دیگه به باباش حمله ور نشه!جرم اون مرد لباس روحانیت بود!
2_دیدن چهره ی بهت زده ی پیرزنی که به جرم چادر سر داشتن،چادرش رو از سرش کشیده بودندو تیکه تیکه کرده بودندو پیرزن بیچاره هم به خاطر عمل وحشیانه ی اون آشوب گرا روی زمین نشسته بودو با چشم گریون دعای فرج میخوند!
مادرو دختری رو که توی مهد کودکی که بهش پناه برده بودن قتل عام کرده بودند!
4_اون 2 سربازی که به پایگاهشون حمله کردن به طور مصلح،خلع صلاحشون کردند و بهد هم کشتنشون!
5_اون اراذلی که رفتند کوی دانشگاه با ظاهر مذهبی و شعار های انقلابی و رهبریت و دست به اغتشاش زدند!
6_صحبت های مقام معظم رهبر(آیت الله خامنه ای)که دلش رو......
و تمام اتفاق ها و آسیب های این چند روزه که خون به دل و اشک رو از چشم ها جاری میکنه!
شما که ادعای تشنگی قدرتت نمیشود!اتشت و گرسنگیت واسه قدرت رو نشون دادی!
شما اگه مسبب این حرکات نیستی اما بیتقصیر هم نیستی!چرا؟؟؟ه
شما کسی هستی که فردی رو که برادر خودت نامیدی در همین جریانات انتخاباتی 1هفته قبل از رای گیری به مصر فرستادی تا با چند هیئت از جمله 2تا هیئت آمریکایی ملاقات کردو تو صحبتاش اظهار داشت که شکست خورده ی میدون میشین اون ها هم با کمال بیشرمی این برادر شما رو به آشوب بعد انتخابات دعوت کردو او هم سکوت کرد!
البته این برادر محترم شما قبل انتخابات ذکر کرده بودن که اگه ببریم ینی انتخابات سالمه اگه نبریم یعنی تقلب بوده واین یعنی شروع اغتشاشات!
شمایی که پشت سر هم دستور راهپیمایی میدی و از حامیات میخوای که اعتراض کنند به این دولت حاکم،همونی که توی یه جلسه سران گروهت طرفدارانتو اکثرا اینجور خطاب کردی:جوان هایی قرتی و بیقیدو بند،کسانی که قر در کمرشان خشکیده و دنبال راهی برای ارضاء هستند!ا
یه لطف کن جای اون همه اعتراض بی سند یه نامه یا یه اطلاعیع ی محکم بده به حامیات تا آروم شن!تا حقیقت رو بپذیرن!الان وقته نامه دادنه،وکاری واسه آرامشه مردوم!ا
من جای شما بودم خجالت میکشیدم و دعا میکردم زمین دهن باز کنه و من رو ببلعه!!ا
شما همونی که گفتی ایران بی آبرو شده ایران در خطره ایران....اما بروز این خطر ها با حضور شما در صحنه و گروهکی که شما رو بازیچه قرار دادند شرو شد!شما فرصتی دادی به آشوب گرا که قاطی تظاهرات شما بشند خون و خون ریزی راه بندازند!ا
اما با این کارها کاری کردی که دهن یه سری از بیگانگان باز بشه و اجازهی حرمت شکنی به خودشون بدن!ا
قدرت با زور ماله کسی نمیشه!قدرت حقه شما نبود و با زور صاحبش نمیشی،کاش جایی میزاشتی واسه دور بعد کاندید شدنت!کاش با بازیچه قرار گرفتن خودتو خراب نمیکردی.......!ا
شما دولت را دروغگو خطاب کردی اما دروغ هایی که شما به صورت النی در تلوزیون و روزنامه گفتی فقط بی آبرویت کرد ونشان داد که دروغ گو کیه!؟ا
اگه به حقت ایمان داری اگه مطمئنی این تخت ماله شماست،پس دسته خالی به شورای نگهبان نرو و استناداتت رو با خودت ببر!ا
تا حداقل ادعایی که داری قابل پیگیری بشه!!ا
صحبت های رهبر همه رو روشن کرد!جای شما و اون نخبه های سیاسی و خانواده های برتر به جای مونده از سران سابق دولت ها که از شما حمایت کرده بودند بین جمعیت مشتاق بیعت با رهبری خیلی خالی بود!هرچند که.....................ه
این پست واسه خورد کردن و اصلح کردن کسی نیست،این پست جواب حرفهای یه سری حمایت کننده هست که حتی اندک اطلاعاتی هم ندارند!ا
این آشوب ها این تفرقه و دودستگی ها یعنی دخالات بیجای سود جویان و نفع کشور های بیگانه!ا
یزره با دید باز تر و بی طرفانه تری به این اتفاق ها نگاه کنید!فکر کشورمون باشیم با وحدت و یکدلیمون دهن دشمن رو ببندیم!ا
انتخابات تمام شده و همه قول دادیم قبل انتخابات که حامیه دولت باشیم حالا هرکی که باشه!ا
پس بیاین متحد شیمو کشورمون رو از این اختشاشاتو نا امنی ها دور کنیم!
الهم عجّل لولیّک الفرج
التماس دعا
Sunday June 21, 2009 - 03:42pm (IRST) Permanent Link | 52 Comments
سخنی عجییب و قابل تامل!!!
سخنی عجییب و قابل تامل!!!ا
دولت 9نهم آبروی ما را در جهان برده است!!!!ا
جناب میر حسین کاندیدای محترم ریاست جمهوری...اگر دولت نهم با ما اینگونه کرده است،پس دولت هفتم و هشتم با ملت و دولت ما چه کردند و چه بلایی بر سر ما آوردند؟
در آن زمان با آن وضع به روال نظر دادن های شما اگر بخواهیم پیش برویم و نتیجه ای با عقل بگیریم،یحتمل به این نتیجه میرسیم که ملت و دولت ما نابود شده است!ا
جناب میر حسین سوالی میشود!؟؟
که شما در این 20سال کجابودید که خود نمایی کنید و دولت را به سمت خوبی سوق دهید؟
چرا آن زمان که وظیفه ی شما ماندن در صحنه بود از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردید؟زمانی که امام از شما خواستند که بمانید وبه وظیفه ی خود عمل کنید...ه
اما شما این موضوع را دست گرفتید ودر تیزر های انتخاباتی خود به نفع تبلیغات انتخاباتی خود استفاده میکنید ومیگویید امام حامی من بوده اند!اما در حالی که امام از شما خواستند که بر خلاف تمام کوتاهی وکاستی هایتان در عمل به وظیفیتان بمانید وبه کار خود ادمه دهید وفکر جدیدی در آن زمان نتراشید!ا
البته جناب میرحسین بر این عقیده هستند که دولت در آن زمان دیگر ظرفیت حضور ایشان را نداشته...!ا
در طول این 20سال هم ضعفی احساس نکردنده اند و دولت به این بدی نرسیده بود واحساس ضعف در دولت نکرده بودند که بخواهند پا به عرصه بگذارند!ا
بله چون اصلاح طلبان و 2خردادی ها حضوری مستمر داشتند وبه اندازه ی کافی به تخریب پرداختند و بر همه چیز نظارت کرند!ا
البته جناب میرحسین خود را اصلاح طلب اصول گرا میدانند!اما کجاست این اصولگرایی؟
زمانی که بدحجابی را هم کیشان وهم گروهان شما با بیان این جمله (آزادی جوانان )رواج دادند چه؟؟؟
آزادی که معنای آ:ن را نمیدانستند و آن را در ترویج فرهنگ فرهنگ غرب میدانستند!ا
مذاکرات با دشمن چه؟که به دشمن اجازه ی توهین به مقذسات مارا داد،به آن ها اجازه ی این را داد گه ایران وبنای ساختاری آن را بر پایه ی شرارت بدانند!ا
به قول جناب کروبی مشکل ما مشکل بزرگی نیست با آمریکا،انگلیس و... وبا مذاکره حل میشود(عجب)!!!ا
این حرف ها دولت را به هیچ جا نبورد فقط از اصل ما دور کرد.
جناب آقای کروبی شما!
شما هم که مدام بین فرمایشات خود اعلام کردید ،من کاری به دولت 4سال پیش ندارم،اما هنوز حرفتان تمام نشده شروع به تخریب و خرد کردن دولت دکتر احمدی نژاد با زبان خود میکردند!
(البته این دولت به این آسانی ها خرد نمی شود)
بنابر فرمایشات جناب کروبی بدترین دولت بود!چون به مذاکره با آمریکا نپرداخت!ا
آخه بوش و اوبامایی که حرف به گوششون نمیره ارزش مذاکره دارن؟
دولت نهم چون در ژنو مشت محکمی کوبید بر دهان مخالفان،چون حقش را می خواست،چون بر پاییه ی اصول اخلاقی بود....
دولتی بد بود ومارا بی آبرو کرده بود!ا
حال اگر شما به ریاست رسیدید بر خلاف دولت 9 مذاکره کنید،تا ببینیم ره به کجا میبرید !!!!ا
شما هم دست چین و بازیچه های اصول گرایان و 2خردادی هستید،مثل زمانی که جناب آقای خاتمی را به عرصه فرستادید و تمام عرایض شمارا به کرسی میبرد،اما در آخر چون به نظرات شما نبود او را از عرصه بدور کردید،و اینک نوبت جناب میرحسین است که جایگزین او شود!ا
بـــــــــازی سـیـاسـت!ا
گروه سیاسی که رهبر و ولی فقیه خود را قبول نداشته باشد،آن گروه گروهی......ه
پس تو اگر رهبرت را قبول داری،ابتدا گروهت را اصلاح کن بعد دم از دولت اسلامی،مردمی...
در تیزرهای تبلیغاتی جناب میرحسین نه نامی نه عکسی از رهبر انقلاب بود،اما بر حسب نسبت فامیلی دور با آقا روزنامه ی ..... عکسی از آقا در منزل پدری میرحسین زده بودند!وآن را دلیلی بر حمایت آقا از جناب میرحسین دانستند!!!ا
این هم دلیل است؟؟؟؟؟؟؟
تمام سخنان شما تخریب دولت نهم بود،لطفا بگویید اهدافتان چیست ته حامیانتان از هدف های شما هم بدانند،نه که کور کورانه رای دهند!ا
هدف بعضی ها که اکثرا جوان بودند دلیلشان برای رای به شما برداشتن گشت ارشاد بود!!ا
................................و سکوت از روی ناراحتی برای شما که تنها دلیلت این بود!ا
کاندیدای محترم لطفا به تخریب و ...نپردازیدفقط اهاف خود را بگویید!این اصل است؛نه بد نام کردن!!!!ا
دکتر حرف خوبی زدند که داغ دلم تازه شد:ه
در چهار سال قبل ما از از ارزش ها فاصله گرفتیم:
1به دلیل دور شدن از آرزمان های خود
2به دلیل فاصله گرفتن مسئولین از آرمان ها و آرزش های دین...
ایشون متذکر شدن که مذاکره،نرمش وسازش چاره ساز نیست بعضی وقت ها باید تندی کرد و تنها راه اقتدار و شجاعت است!ا
در این 4سال اثبات شد که ما توانستی و میتوانیم!ا
قدر ما و نیاز به ما را حال فهمیدند!ا
بزرگی حرفه خوبی زدند:وقتی مورد تائید دشمن ومنافقان قرار میگیری بدان که اشکالی در کارت هست،و اگر تو را رد کردند بدان راحت درست است!
ما را در دوره های پیش زیاد دشمن تائید کرد به همان دلیل کوتاه آمدن مذاکره!ا
اما در این 4سال از ما هراس داشتند....ه
اصلا حال تایپ نداشتم اما حرف جناب میرحسین آتیشم زد!ا
التماس دعا
امید به انکه اصلح ترین انتخاب شود.
Monday May 25, 2009 - 11:00pm (IRST) Permanent Link | 39 Comments

Add hamhameie sookot to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 69 First | < Prev | Next > | Last