یک سال بالایی ما داریم که اینترن ماست. برادرش هم پزشک است. یک خاطره ای از برادرش را برایمان تعریف .کرد که یک عصری نشسته بودم توی درمانگاه که آقای مسنی آمد تو. - امرتون؟
گفت: دیشب من کمرم درد می کرد، آمدم اینجا، همکارتون به قرص ضد انگل داد! - ساعت چند اومدید؟
. ساعت 3.5 صبح بود - آها، اونوقت کمرتون از کی دردش شروع شده بود؟ - از یک ماه پیش-
! حق داشت، کرم داشتی-
نمیدانم شما تا به حال توی خیابان آدم لات و لوت دیده اید یا نه؟ از اینهایی که بدنکارند. با گل و گردن عضلانی و بر و بازوی بیرون زده. سر هیکل میزون!
یک بخش عمده ای از جوانان مملکت ما، شاخ و بالند! یعنی از صبح کارشان این است که یک تی شرت چسبان بکنند تنشان با یک کوله یک کتی بیافتند توی خیابان، لخ لخ کنان تا در باشگاه. بعدش هم بروند زیر پرس و با دمبل جلوی آینه زور بزنند تا شب که یک قوطی پودر کراتین بخورند با 12 تا تخم مرغ و تن ماهی و سیب زمینی!
یک خصیصه ی مشترکی هم دارند و آن این است که اتفاقا" زیر پا که چه عرض کنم، زیر ران هرکدامشان یک موتور سیکلت هست. زیر هرکدامشان نباشد، زیر هر دوتا یا سه تاشان یکی هست.
دوترکه و سه ترکه و چهار ترکه می افتند توی جاده و خیابان به ویراژ دادن و تک چرخ.
هوا که خوب باشد از ساعت 11 شب به بعد باید چشم به راهشان بود که خونین و مالین بیاورندشان تا اورژانس. یک نره غول عضلانی با دست و پر ضرب دیده و خراشیده را چار تا نره غول عضلانی دیگر روی یک برانکارد تالاخ و تولوخ می آورند توی بخش. حالا تو که یک عمری سرت را انداختی پایین و کلاسور به دست از این کلاس به اون کلاس رفته ای، باید راه خودت را از لای این حجم گوشت و هیکل باز کنی تا برسی بالا سر طرف. به هر جایش هم که دست بزنی تنوره می کشد!
نگاه به خودت می کنی، جوجه ای! به در اورزانس نگاه می کنی، 2تا نگهبان لاغر مردنی وایساده اند که هر یکی از این قلچماق ها 4تایشان را حریف است!
شما باشی پیش خودت خیال نمی کنی، اگر یک بار دیگر داد این را در بیاورم، این غول تشنی که بغل دستم وایساده که مثل رفیق فابش است یا دآش بزرگترش است ناغافل بزند فک مرا پیاده کند؟!
نمی گویم حتما" می زند. می پرسم، شما باشی نمی ترسی؟
در همین راستا چند وقت پیش یک جغله بچه ای را چارتا گردن کلفت تر از خودش آورده بودند اورژانس، که با موتور معلوم نبود به کجا زده! رفتیم بالای سرش، همراه پزشک اسکرین که او معاینه اش کند و ما تماشا.
منظور اینکه حتی قصد نداشتیم بهش دست بزنیم! بچه پر رو می گفت: هر موقع ما اومدیم اینجا،
! گیر این دانشجو ها افتادیم
یک تک پسر جوان و عروسش را آورده بوددند اورژانس که خود کشی کرده اند. منظور اینکه قرص خورده بودند. عین رمئو و ژولیت! خیلی عاشقانه البته نشسته بودند روی صندلی جلویمان و حالشان هم از ما بهتر بود. خوشحال و خندان! از دست اذیت و آزار خانواده ی پسره قرص خورده بودند که مثلا" دوتایی بمیرند! با عروسشان خوب نبودند انگار. پدر داماد، گریه گریه که: مه وچه قرص بخرده! یعنی بچه ی من قرص خورده! هرچی می پرسیدیم چی خورده؟ چن تا خورده؟ می گفت: من چه ددومبه! شما دکترنی، شما ونه بدونین! بعنی اینکه: من چه می دونم! شما دکترین، شما باید بدونین بچه ی من چن تا قرص خورده!
آخرش فهمیدیم که پسره 3 تا دونه دیازپام خورده، دختره 4تا!
یک پسر بچه ی نوجوانی را هم آورده بودند با ساق پای ترکیده! آش و لاش! می گفتند از نردبان افتاده. عکس که فرستادند رفت گرفت، توی پایش پر از براده های فلز بود و چن تیکه از استخوان هایش توی عکس نبود!
Case تیپیک Gun shut. یعنی تایلو بود که تیر خورده! تیر تفنگ سر پر که ساچمه و باروتش توی گوشت می ترکد. خانواده حالا اصرار که نه، از نردبان افتاده! تکه های فلزی را نشانشان می دهیم، می گویند افتاد روی زمین، پر از آت و آشغال بود، رفت تو پاش!
خلاصه جراح ارتوپد آمد با هزار زار و درد سر تکه استخوان های پایش را چید کنار هم و یک فیکساتور خارجی هم نصب کرد و البته زخمش را باز گذاشت که هر روز تمیز بشود. فردایش پدر بزرگ طرف آمده، استاد را کنار می کشد که: آقا! اگر ته دس بر ننه، و ر بوریم اتا دکتر حاذق نشون هادیم!
یعنی: آقا! اگر از دست تو کا ری بر نمی آید، این را ببریم پیش یک دکتر حاذق!
منظورم از تعریف کردن این چند تا داستان این بود که دوست عزیز!
پزشک با چنان مریض آگاه و مودبی که تویی هیچ وقت دچار مشکل نمی شود. سوالی را از روی داناییت
می پرسی و پزشک جواب می دهد. اگر هم نداند خیلی راحت است برایش که پیش تو بگوید این را درست نمی دانم. اجازه بده بروم مطالعه کنم دفعه بعد که آمدی جوابت را بدهم. تو هم که پزشک را بوعلی
فرض نکرده ای. راحت می پذیری و خوشحال که حداقل اگر آن قدر مهارت به شناخت و درمان دردت نداشتیم، عوضش صداقتمان بالا بود! حالا خودت بشین حساب کن، یک پزشک در روز چندتا مریض فرهیخته مثل تو دارد، چند تا از آنهایی که فکر می کنند تو باید تعداد قرص هایی که خورده اند را هم از پیش بدانی!
ارادتمند، محمد آذربخش، دانشجوی پزشکی