Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

kakTOos

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists

  • School: Tehran University

Add

kakTOos is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Sun Jul 20, 2008 Member since January 2007

1 - 5 of 255 First | < Prev | Next > | Last

تیغ Full Post View | List View

شما به سوراخای جورابتون چی میگید ما میگیم سیب زمینی

یا مولا
یا مولا magnify

در دیده ی جان خواب آر است مرا

یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
زیرا که به دیدنت شتاب است مرا
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
گو یند که بخواب تا که به خوابش بینی
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای بی خبران چه وقت خواب است مرا
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
یا مو لا دلم تنگ او مده

شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده

ای لاله تو هم رنگ رخ یار منی
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای غنچه تو چون بهار دلدار منی
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای ما هم اگر مثل شکر خنده کنیم
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
گویند که نگار شهر گلزار منی
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
بلبل به سر چشمه چه کار آمده ای
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
یا تشنه شدی یا به شکار امده ای
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
نی تشنه شدی نی به شکار امده ای
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
دیوانه شدی دیدن یار امده ای
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده
یا مو لا دلم تنگ او مده
شیشه ی دلم آی خدا زیر سنگ اومده

.....

وسلام

................................

این ترانه ی زیبا رو باصدای بیژن بیژنی از این لینک زیر دانلود کنید

http://www.4shared.com/file/27220262/5aa05b29/Bijan_Bijani_-_Ya_Molaa.html
Saturday July 4, 2009 - 08:33am (EDT) Permanent Link | 0 Comments
کالیگولا*

مثلا اصلا نمی خواهم بگویم *اینیاتیوس اخمدی نژاد است

می خواهم بگویم دیکتاتور ها شبیه هم هستند

................................................................................................

* کالیوگولا سومین امپراتور رم و دیکتاتور ترین آن هاست

* اینیاتوس اولین و تنها اسبی است که با زور و فشار کالیگولا به مجلس سنا راه پیدا می کند

.........

کالیگولا نمایشنامه ای اثز آلبر کامو است

برای خواندن و اجرا در این زمان ها مناسب است

Tuesday June 23, 2009 - 06:05am (EDT) Permanent Link | 2 Comments
مصدق را شعبان بی مخ به زمین زد به اسم اشرافیت

خوب تاریخ را نگاه می کنم می بینم مثل اینکه رهبران این کشور نفرین شده اند

چرا باید تاریخ تکرار شود ؟

مصدق را شعبان بی مخ به زمین زد به اسم اشرافیت

کودتای سقیدی که دست سیاه آمریکایی ها در آن دیده می شد

محمد رضا بعد از مصدق مذهبیون و ملی یون را از قدرت کنار گذاشت

بعد از آن دو حزب سوری ایجاد کرد

بعد آن دو حزب را حذف کرد و به یک حذب تبدیل کرد

و بعد از آن را نیز حذف کرد و عملا دیکتاتوری خود را آغاز کرد

و کم کم به دلیل سیطره نداشتن بر همه ی امور بر زمین خورد

......

بعد از وفات آیت الله خمینی عملا نهضت آزادی ها کنار گداشته شدند

سپس دو جناح سیاسی ایجاد شد

و حال وقت آن رسیده کودتا شود که یک جناح سیاسی دیگر حذف شود و قدرت متمرکز تر شود

Saturday June 20, 2009 - 02:06am (EDT) Permanent Link | 1 Comment
چرا نمی خواهند احمدی نژاد نباشد؟

یادم است در بچگی داستانی می خواندم راجع به پادشاهی که خیاطی برای او لباسی نا مرئی دوخته بود

که تنها اهل نظر ان را می بینند

حال گروهی که طرفدار آقای احمدی نژاد هستند می گویند ، این مخالفت با احمدی نژاد جنبه های دیگری دارد که تنها اهل نظر می دانند

ما که نفهمیدیم این اسراری که از آن سخن می گویند چیست

یا حداقل گوشه چشمی هم به ما نشان ندارند

احتمالا ما اهل نظر نیستیم

و از جمله استحمار شدگان هستیم

و به انجا رسیده ایم که این فرشته زیبا و نجات دهنده ایران و اسلام را هیولای دو سر می بینیم

یا شاید فرشتگان این شکلی هستند

برادر کوچک ترم می گوید احمدی نژاد بلد نیست چتور صحبت کند

احتمالا این هم از کرامات ایشان است . یا از جهالت برادر من

من که دلم به حال مظلومیت ایشان می سوزد

ریش ریش می شود

به خاطر همین دیگر نمی خواهم این منسب ناچیز به ایشان داده شود

رئیس جمهوری ایران اصلا در سطح ایشان نیست

ایشان باید رئیس جمهور امریکا باشند

به حق که هزار برابر از اوباما بهتر است

دنیا گلستان خواهد شد

البته فکر می کنم از روی حکمت بسیاری که دارد

این پست را به اوباما وا گذارد و دو دستی به رئیس جمهوری ایران بچسپد

من به واقعیتی که احمدی نژاد می گوید ایمان دارم چون اهل نظر به ان ایمان دارند.وگرنه وضع اقتصادی و گران شدن اجناس و تحریم های جور و حور چه ربطی به ساحت مقدس ایشان دارد

و احتمالا مراجع تقلید و عملا ،کارشناسان اقتصادی سیاسی نیز از جمله گمراهان هستند

و همچنین این گروهی

بعد از چندین سال یادشان افتاده که بیایند رای بدهند تا احمدی نژاد رای نیاورد و چه ظلمی در حق خود و کشواشان مرتکب می شوند

و هی دائم می گویند به خاطر کشورشان می خواهند رای دهند.

بهتر نیست در خانه بمانند

باشد که از رستگاران باشند

Monday May 25, 2009 - 05:38am (EDT) Permanent Link | 9 Comments
تاریخچه بهاییت
یک ضرب المثل هندی می گوید اگر به دنبال مرید می گردی خود را جلو بیانداز و دیوانه بازی در بیاور گروهی مریدت خواهند شد
فرقه شيخيه از شيعه اماميه منشعب شد و مشرب اخباري گري داشت. اساس عقايد اين فرقه "رکن رابع" است؛ يعني در عصر غيبت امام مهدي، مسلمانان بايد رهبري داشته باشند که او احکام را بدون واسطه از امام مهدي(ع) دريافت کند و به ديگران برساند. (شبيه دوره غيبت صغرا و نيابت خاصه عثمان بن سعيد و...)
رئيس اين فرقه شيخ احمد احسايي بود، و پس از او سيد کاظم رشتي.
تعاليم شيخ احمد احسايي بر رکن رابع متمرکز بود. اين رکن رابع بايد يکي از برجستگان شيعه اماميه باشد که واسطه بين امام غايب و مردم قرار گيرد. احسايي در تلقي از امامان به غلو رو آورد که ائمه مظاهر پروردگارند. تکيه او بر رکن رابع نوعي تقابل با فقهاي شريعت بود که مدعي نيابت عامه امام را داشتند. شيخ احمد معتقد بود که امام دوازدهم در جسد (هورقليايي) است. به همين جهت مي‏گويد: احتمالاً در هنگام ظهور حضرت در قالب اوليه‏اش نباشد، بلکه در قالب شخص ديگري ظاهر مي‏شود.
اين افکار انحرافي شيخيه در برخي از جمله در ميرزا علي محمد شيرازي تأثير گذاشت و او را وسوسه کرد که ادعا کند و گويد من رکن رابع و يا باب حضرت مهدي(ع) هستم و اندکي بعد گفت: من مهدي موعود هستم و برخي از پيروان شيخيه هم به او پيوستند.
ادوارد براون انگليسي در مقدمه نقطة الکاف مي‏نويسد: ميرزا علي محمد شيرازي اول ادعا کرد که او باب (واسطه بين امام غايب و شيعيان) است ولي طولي نکشيد که يک قدم به جلو نهاد و ادعا کرد که او همان قائم موعود، مهدي منتظر و امام ثاني عشر است در اين هنگام لقب باب را به يکي از پيروان خويش ملا حسين بشرويه‏اي داد.
حسين خان نظام الدوله حاکم شيراز از بيم تفرقه و فتنه پديد آمده تدبيري انديشد، روزي به طور خصوصي پيش ميرزا علي محمد شيرازي رفت و گفت: بر من روشن شده که سخن و طريقه تو درست و به حق است. من ديشب در خواب ديدم که تو نزد من آمدي وگفتي در جبين تو نور ايمان مشاهده مي‏شود، ميرزا علي محمد در پاسخ گفت: توخواب نبودي، بلکه در بيداري بودي و من خودم بودم به بالين تو آمدم و اين مطالب را به توگفتم. حسين خان نظام الدوله دست او را بوسيد و گفت: من و اين همه قشون در اختيار شما.

باب گفت: وقتي که پيروز شديم سلطنت روم را به تو خواهم داد. حسين خان گفت: من سلطنت نمي‏خواهم، آرزوي من شهادت در رکاب تو است، ليکن بيا قبل از همه، حال که حجت را بر من تمام کردي، بر علما نيز تمام کن، در جلسه‏اي در حضور علما دعوت خويش را اظهار کن و آنان آن گاه که صداقت تو را دانستند و به تو ايمان آوردند، کار سهل است. او اين پيشنهاد را پذيرفت و در جلسه‏اي دعوت خويش را اظهار نمود. نظام الدوله گفت: بهتر است که دعوت خويش را با دست خود بنويسي تا هر که بخواهد، آن را بخواهد و ايمان آورد. او پسنديد و قلم در دست گرفت و چند سطري نوشت. علماي مجلس به نوشته او نگريستند و نظام الدوله بدو نگريست و گفت: با اين که هنوز چند جمله بيش ننوشته‏اي اين همه اغلاط، تو چگونه جرئت کردي که چنين ادعا کني، دستور دارد در همان جلسه هر دو پاي او را بستند و زدند و سر انجام علي محمد به ناچار به توبه و استغفار واداشت
پس از آن باب در قلعه چهریق زندانی بود و پیروان او در گوشه و کنار با نیروهای دولتی درگیر بودند. نهایتا تصمیم بر این شد که علی محمد باب، به دلیل ادعاهای دروغین خود و نیز آشوبهایی که پیروان او در نقاط مختلف بر پا می داشتند اعدام شود و بدینسان وی در 27 شعبان 1266 در میدان عمومی تبریز به فرمان امیرکبیر تیرباران شد
پس از باب، میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل (1266-1330) جانشین وی شد. او به اتفاق برادرش میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله و عده ای از بابیان به عراق تبعید شدند. در عراق مابین آن دو برادر بر سر جانشینی اختلاف افتاد و پیروانشان نیز به نزاع پرداختند . عراق که تحت الحمایه دولت عثمانی بود، نتوانست آنها را نگاه دارد، از اینرو خلیفه عثمانی این دو برادر را به قبرس و فلسطین تبعید کرد. صبح ازل در قبرس و بهاءالله در عکا در فلسطین مستقر شدند.
بها در فلسطین ادعای پیامبری کرد . واعلام داشت که در زندان به او وحی می شده است. بعد از آن پیشتر رفت و دعوی خدایی نیز نمود.

اما در ابتدا بابیان به طرفداری صبح ازل پرداختند و ازلی نام یافتند . بهائیان پیرو بهاءالله گردیدند و بهائی نام گرفتند. در ابتدا بهائیان به ازلیان حمله کردند و آنان را کافر و مرتد می دانستند. این اختلافات علنی بود ولی بعدها رهبران این دو فرقه صلاح دیدند که آشکارا چیزی بر زبان نرانند

میرزاحسنعلی نوری فرزند نوری مازندرانی در سال 1233ق در تهران متولد شد. او از کسانی بود که به باب پیوست و از یاران وی شد. بهاءالله مورد حمایت شدید سفارت روسیه در ایران بود. در تاریخ بهائیت هم آمده که سفیر روس به صدراعظم ایران هشدار داد که باید مسئول حفظ جان بهاءالله باشد. میرزا حسینعلی نوری به مراتب با سوادتر از علی محمد باب بود و انتظار داشت که جانشین باب شود، اما صبح ازل مورد توجه باب بود و به جانشینی برگزیده شد. رقابت بین دو برادر به نزاع کشیده شد و به دشمنی و عناد و انشعاب انجامید. در آغاز اکثریت را ازلیان تشکیل می دادند ولی تدابیر بهاءالله موجب شد تا ازلیان در اقلیت قرار بگیرند و به تدریج رو به انقراض نهند. صبح ازل در قبرس درگذشت، ازلیان که تعداد اندکی بودند به فراموشی سپرده شدند.بهاءالله نیز در 76سن سالگی در عکادر فلسطین اشغالی درگذشت
پس از او فرزندش میرزاعباس نوری خود را ملقب به عبدالبهاء کرد و جانشینی پدر را بعده گرفت. او پیروان خود را عباسیان حقیقی و موحد قلمداد کرد و با حمایت دولت انگلیس آزادی عمل فراوانی یافت. عبدالبهاء از دولت وقت بریتانیا لقب «سِر» دریافت نمود و تا آخر عمر به آن مفتخر بود. پس از مرگ عباس افندی یا همان عبدالبهاء، شوقی افندی ربانی راه او را تدام بخشید و در تقویت و گسترش مذهب بهائی از هیچ تلاش و فعالیتی دریغ نورزید. از آنجاکه عباس افندی به هنگام مرگ پسر نداشت تا او را به پیشوایی و رهبری بعد از خود بگمارد به همین دلیل برای رهبری بهائیت چاره ای دیگر اندیشید که عبارت بود از بنیان نهادن سلسله ولایت امرالله بر اساس آنچه عباس افندی تحت عنوان (الواح وصایا) از خود باقی گذاشت. ولی امرها باید پی در پی و یکی پس از دیگری زمام رهبری و ریاست را عهده بگیرند و هر کدام از آنها باید جانشین بعد از خود را تعیین کند. شوقی افندی بهائیت را به صورت یک تشکیلات حزبی، محافل منتخب محلی و ملی و شرکتهای تجاری قوام بخشید و در گسترش آن به شدت کوشید. بر اساس نظام کنترل اجتماعی تثبیت شده در این تشکیلات هرکس که بر خلاف نظر و تمایل شوقی افندی عمل می کرد ابتدا از تشکیلات تحت عنوان قلمرو اداری اخراج می شد و سپس از جامعه تحت عنوان قلمرو روحانی رانده و منفور می گردید و بدین وسیله مجازات می شد.

در دوران حیات شوقی افندی و پس از تشکیل اسرائیل با همراهی انگلستان فرقه بهائیت بدلیل سرسختی و عداوت علیه اسلام و قرآن مورد توجه و نظر خاص اسرائیل قرار گرفت و اموال آنان تحت حمایت در آمد و از مالیات معاف شد. شوقی افندی هم به خدمت خالصانه برای اسرائیل همت گماشت و هم او بود که برای اولین بار نام ارض اقدس و شرق الاذکار را برای بزرگداشت اسرائیل استفاده نمود و با یهودیان و صهیونیستها در اوج احترام و بزرگداشت بود و این درحالی بود که بر اساس تعالیم عباسیان مال و جان و ناموس مسلمانان را مباح اعلام می نمودند و به شکنجه و سپس شهادت آنان می پرداختند. سرانجام شرقی افندی در سال 1336ق در لندن پایتخت انگلستان درگذشت..

پس از مرگ شرقی افندی چند دستگی و نزاع در میان عناصر اصلی بهائیت شدت گرفت و بر سر جانشینی و رهبری این مذهب به اختلاف و کشمکش روی آوردند. گروهی از عباسیان، زن آمریکایی شوقی افندی به نام «روحیه ماکسول» را به رهبری انتخاب کردند، گروه دیگر «چارلز میسن ریمی» را برگزیدند و گروه سوم به سمائی ها معروف هستند.
اکنون مرکز اصلی بهائیان بیت العدل است که دربندرحیفا در فلسطین اشغالی قرار دارد. این مرکز در دامنه کوه کرمل قرار دارد و متشکل از یک هیئت 9 نفره است که هر 5 سال یکبار عوض می شوند وتحت حمایت های گسترده مالی وسیاسی اسرائیل وانگلیس قرار دارند وبه تصمیم گیری درباره چگونگی گسترش بهاییت می پردازند. اکنون بهیایان ادعا می کنند که 6 ملیون بهایی در دینا وجود دارد. .

ادامه مطلب
Saturday May 16, 2009 - 09:26am (EDT) Permanent Link | 1 Comment

Add تیغ to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 255 First | < Prev | Next > | Last