دختر دهه 60: باید با آبروباشم
دختر دهه 70:باید تحصیل کرده باشم
دختر دهه80:باید پولدار باشم
پسر دهه 60:دارم میرم جبهه
پسر دهه 70: دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80: دارم میرم بیمارستان سم زدایی
دختر دهه 60:مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70:مرد باید تحصیل کرده باشه
دختر دهه 80: مرد باید پولدار باشه
پسر دهه 60: در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70: در 20 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 80: قبل از سن بلوغ سیگاری میشود
دختر دهه 60: 30 ساله شدم و احساس ترشیدگی میکنم
دختر دهه 70: 25 ساله شدم و احساس ترشیدگی میکنم
دختر دهه 80: 20 ساله شدم و احساس ترشیدگی میکنم
پسر دهه 60: دارم میرم باشگاه......دارم میرم زیر زمین بنوشم
پسر دهه 70:دارم میرم مهمونی....دارم میرم قلیون بکشم
پسر دهه 80: دارم میرم دوبی....دارم میرم توهم بزنم
دختر دهه 60:دوست پسریکی اونهم یه عشق پاک
دختردهه 70:دوست پسر یکی یا دو تا،چند تا هم زاپاس برای روز مبادا
دختر دهه 80:دوست پسر بین یک نفر تا یک هنگ یا تیپ در رده سنی بین 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عیال و چند تا عایله،بالاخره تو این همه جماعت آدم یکی پیدا میشه بخواد لباس عروس واسم بخره
پسر دهه 60:داریوش گوش میداد
پسر دهه 70:ابی گوش می داد
پسر دهه 80:مقلدین درجه 3 و 4 داریوش و ابی را که خواب عکس انداختن با داریوش را میبینند را گوش می دهد
دختر دهه 60:دختر بدون بکارتباید بره بمیره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگی کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80:دختر باکره یعنی امل و بی فرهنگ.،باید بره بمیره
پسر دهه 60: شریعتی میخواند
پسر دهه 70:شاملو میخواند
پسر دهه 80:هری پاتر میخواند
دختر دهه 60: به خاطر حفظ آبرو همه کار میکنم
دختر دهه 70:به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80:به خاطر پول همه کار میکنم
پسر دهه 60:خانواده و پدر ومادرم عزیز ترین چیز است
پسر دهه 70:دوست دخترم عزیز ترین چیز است
پسر دهه 80:مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیزترین چیزند
دختر دهه 60:شوهر منجی نیست،شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگیست
دختر دهه 70: شوهر شوهره شوهر.....بالشت سر شوهر
دختر دهه 80: من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست
پسر دهه 60:در هر صورت باید زن بگیرم
پسر دهه 70:باید پولدار بشم و زن بگیرم
پسر دهه 80: باید قاطی کنم و زن بگیرم
دختردهه 60:زن روز و اعتمادی میخواند
دختر دهه 70:فهمیه رحیمی و مهدی سهیلی میخواند
دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال فیلترشکن و پروکسی است
پسر دهه 60:مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70:مرگ بر اثر تصادف با ماشین و موتور
پسر دهه 80:مرگ بر اثراور دز و استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی
دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است،دختری که سیگار میکشد خراب است
دختردهه 70:گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ میکشم
دختر دهه 80:پیش به سوی آسم،سرطان حنجره،ریه،نای و غیره
جوان: دهه 60:جنگ زده بود
جوان: دهه 70:غرب زده بود
جوان:دهه 80:پوچ است
دختر دهه 60:از خدامیترسم
دختر دهه 70:از بی عشقی میترسم
دختر دهه 80:از بی پولی میترسم
جوان دهه 60:خواب صلح و آرامش می دید
جوان دهه 70:خواب بد بد می دید
جوان دهه 80:فقط کابوس می بیند
پدربرای پسر دهه 60: در حکم یک پدر مقدس بود و حرمتش کاملا حفظ میشد
پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد
پدر برای پسردهه 80:سر خره عوضی اسکل بی پدر و مادر
دختر دهه 60:اول نجابت خود را به رخ میکشید
دختر دهه 70:اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید
دختر دهه 80:اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد
داماد دهه 60:فقط پدر و مادرم،زن و بچه و کارم
داماد دهه 70: فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80:فقط عشق و حالم و کارم
عروس دهه 60:باید مثل مادرم سوخت و ساخت،این ذات زندگیست/بدبختی و خوشبختی با هم/طلاق پاک کردن صورت قضیه ست و مساله میزان و بردباری صبر و توان مدیریت منه،باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم/باید مدیریت کنم،این هنر زندگیه
عروس دهه 70:نباید سوخت و ساخت اما باید زندگی کرد و همین طور در وقت لزوم مقابله به مثل،طلاق پایان تلخیه اما خب مجبوربهم سخت بگذره ول می کنم میرم،این هنر زندگیه
عروس دهه 80:مثل دو کوه برابر هم،عوضی بره مهرمو میزارم اجرا و یه راست میرم با یکی دیگه،خوش بگذرون و سختی نکش،این هنر زندگیه
مرد دهه 60:خدا و خانواده و ثروت
مرد دهه 70:خانواده،ثروت،خیانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت،خیانت به همسر،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب
عروس دهه 60:تقسیم وظایف رمز موفقیت و آسایشه،من طی یک سند قانونی هسر این مرد هستم نه دوست او،وظیفه من خانه داریه/وظیفه مرد کار و تامین زندگی هر کس غیر از این به گوشم بخونه شیطانه
عروس دهه 70:تقسیم وظایف چیزیه که باید دوباره معنی و تعریف بشه،دلیل نداره من همیشه غذا درست کنم،من هم کلاس گیتار دارم و کلاس آواز دارم/فقط سه یا چهار در هفته ممکنه از خونم بوی غذا بیاد،اما خب میدانم که غذاپختن کارمنه نه مرد
عروس دهه 80:تقسیم وظایف یه حرف احمقانه و سنتیه/هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام میده/هر کاری که می کنم از لطف منه نه وظیفه من،پس من هر کاری تو خونه میکنم لطف میکنم. تعهد و وظیفه اعصابمو بهم می ریزه
پسر دهه 60:خدایا جنگو تموم کن
پسر دهه 70:خدایا یه خونه خالی برسون
پسر دهه 80:خدایا برسون یه دو مثقال شیره و یه دو سورت شیشه
دختر دهه 60:طلاق بعد از 10 سال آنهم یک درهزار
دختر دهه 70:طلاق بعد از 5سال آنهم یک در100
دختر دهه 80:طلاق بعد از 6 ماه الی یک سال آنهم یک در 5
پسر دهه 60:پیکان و مسافرکشی
پسر دهه 70:پراید و دختر بازی
پسر دهه 80:بی ام و و تصادف منجر به فوت
دختر دهه 60:امامزاده معصوم و دیگر امامزاده ها را شفیع می کرد/دعا و نذرمیکرد و بالاخره حاجت دل خود را می گرفت
دختر دهه 70:پیش رمال و دعانویس می رفت و حاجت خود را طلب میکرد
دختر دهه 80:در شرکت های خصوصی به هر نحو که شده رفع حاجت میکند
جوان دهه 60:خدایا آبروی مرا حفظ کن
جوان دهه 70:خدایا پول منو زیاد کن
جوان دهه 80:کارت سوخت داری داداش