- جشنواره ی موسیقی فجر نیز برای تهرانی ها - که انگار بافرهنگ بودن و سینما و کنسرت و نمایشگاه کتاب و جشنواره ها و تئاتر و کتابفروشی ها و امکانات و هر کوفت و زهرمار دیگری باید مخصوص ایشان باشد - آغاز شده است . اما نکته ی عجیب و شاید مسخره ی این جشنواره حضور موسیقی سخیف و سهل پاپ است . در هیچ کجای دنیا در جشنواره های جدی و هنری موسیقی ، پاپ جایی ندارد . در عوض پاپ برای خودش برنامه هایی دارد ، مثل ووداستاک 99 ( در سالهای اخیر ) یا تاپ پاپ و ... که ملاک های خاص ( و اغلب غیرهنری و حاشیه ای ) خود را دارد . ( و نکته ی جالب اینجاست که یک شبکه ی رادیویی هم برنامه های جشنواره را پخش مستقیم می کنند ، حتما می گویید چه خوب غیرتهرانی ها هم می شنوند ، اما زهی خیال باطل ، این شبکه ی رادیویی " رادیو تهران " است ! ) ه
در حقیقت با این کار هویت هنری جشنواره کاملا زیر سوال می رود . اما در کشور ما اولا بسیاری از این ملاک ها - چه خوب چه بد - کمرنگند . در ثانی بسیاری هنوز هر موسیقی غیر کلاسیک غربی را پاپ می دانند و تفاوت سبک های متاخر تر موسیقی غربی با پاپ را نمی دانند .
نکته ی بحث برانگیز دیگر این است که بر اساس چه ملاکی هنرمندان ( ! ) پاپ جشنواره برگزیده می شوند ؟ براساس میزان پیچیدگی موسیقیایی و کیفیت هنری اجرا یا میزان استقبال تماشاگران ؟ در صورت اول که نمی توان موسیقی ای را که پیچیده و قابل توجه باشد پاپ نامید . در صورت دوم هم بهترین بودن بی معناست و لفظ محبوب ترین یا سرگرم کننده ترین مناسب تر به نظر می رسد . البته در این صورت باز هم وجهه ی هنری جشنواره کاملا زیر سوال می رود .
نکته : برنامه ی فرضی یک شب جشنواره ی فجر : رسیتال پیانوی فلان ، سوییت سمفونی بهمان از فرانسه ، کنسرت گروه های سه گانه ی شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی ، و ... قاسم افشار ! ( احتمالا اگر خوب ادای ابی را در بیاورد اول می شود )
---------------------------------------------
- و باز هم ناظری . او که بسیار بیشتر و پیشتر از شجریان کارهایش جنبه ی پیشرو بودن داشته ( چه اصولی و به جا و چه غیر از آن ) در آخرین آلبوم منتشر شده ی خود در ایران ژانگولربازی را به اوج رسانده . ( البته ظاهرا در اوایل سال جاری آلبومی تحسین شده به نام " سفر عسرت " را در خارج از ایران در بازار عرضه کرده است )
استفاده از تکنیک های گیتار مثل آرپژ روی عود ( به نوازندگی محمد فیروزی ، عضو سابق کانون چاووش ، گروه آوا ، عارف و ... ) و سه تار ( به نوازندگی آهنگساز و تنظیم کننده ی بیشتر قطعات آلبوم یعنی حافظ ناظری پسر شهرام ناظری ) ، تکنوازی سه تار حافظ ناظری که بیشتر شبیه آثار فلامینگو و حتی سولو های بلوز است تا موسیقی ایرانی ، و ... از این جمله اند که بعضی هایشان چندان سنخیتی با موسیقی ایرانی ندارند .
از طرفی تاکید های اغراق آمیز ناظری روی حروف " پ " و " ش " و برجسته تلقط کردن این دو واج در قطعه ی " شیدا شدم " ، شاید بعضی جاها لبخندی از سر تمسخر روی لب شنونده هم بنشاند ( به جای این که او را به وجد بیاورد و سماعی عارفانه را موجب شود ! ) . کلام همین قطعه نیز در نوع خوب جالب است : " پیدا شدم شیدا شدم پیدا شدم شیدا شدم پیدا شدم شیدا ..." و این را هی ده دقیقه با خودتان تکرار کنید ! ( البته پ و ش را با تمام قدرت بخوانید ) .
صدالبته دوستان من را به خاطر این جسارت می بخشند ، به هر حال این نگاه یک نوع نگاه سلیقه ایست و اگر خارج از حوزه ی موسیقی ایرانی و با دیدی کاملا باز به آن نگاه شود ، شاید این اظهار نظر ها چندان درست نباشد اما بهتر است بدون تغییر ماهیت موسیقی ایرانی به دنبال بیانی نو باشیم ( چنان که خود شهرام ناظری طی سالهای فعالیت خود هر چند نه کامل اما خیلی وقتها تا حدی به آن رسیده ) .
از نقاط مثبت این آلبوم هم نباید چشم پوشی کرد ، مثل چند صدایی های قابل توجه( مانند قطعه ی دوصدایی شهرام و حافظ ناظری - به نظر میرسد استفاده از چند صدایی ها در موسیقی ایرانی به دغدغه ی اصلی بسیاری از تجدد گرایان موسیقی اصیل ایرانی تبدیل شده است ) ، فضاسازی های دلپذیر کمانچه و فضای ابرگونه ای که زیر مضراب های سه تار و عود به وجود میاورد در راستای باز هم استفاده از چندصدایی ها و القای بهتر حس کلی اثر ، نوازندگی بسیار خوب کمانچه ی شروین مهاجر و ... ه
-----------------------------------------------------
- دوساز جدید ساخته شده توسط محمدرضا شجریان عموما از سوی کارشناسان با واکنش های منفی مواجه شده است ، بخوانید این لینک را . -------------------------------------------
- مجله ی رولینگ استونز چند سالی هست که 500 ترانه ی برتر تاریخ را به انتخاب منتقدان خودش معرفی کرده است . لازم نیست مثل من وقتتان را ( البته نه در همه ی موارد ) تلف کنید و به این 500 ترانه گوش دهید ، بلکه فقط و فقط نگاه انداختن به اسامی این برگزیدگان کافیست تا ماهیت غیرهنری این انتخاب ها مشخص شود . خودتان قضاوت کنید فهرستی که الویس پریسلی و آرتا فرنکلین و امینم ! و ... جزو اسامی اصلی اش باشند چه وضعی دارد . ( البته گفتم که موسیقی خوب هم در این فهرست به چشم می خورد )
- اگر به بروشور کاست " بی تو بسر نمی شود " ( علیزاده ، شجریان ، کلهر ) دقت کنید به قطعه ی بر می خورید با نام " تصنیف غم با طبیبان " در حالی که این قطعه ی بسیار شنیدنی و زیبا ، دارای ریتمی کاملا آزاد است و به نظر آوازی می آید . این نکته چند وقتی برای من سوال بود ( البته می شد حدس زد شاید اینجا آواز آواز رایج نیست چون آشکارا چندان به نظام گوشه پایبند نبود و قطعه دقیقا آهنگسازی شده است اما در حقیقت معمولا به قطعه هایی با ریتم کاملا آزاد قطعه ی آوازی می گویند ) گذشت تا در یک مغازه ی نوار فروشی چشمم به سی دی ای خورد با عنوان " بزرگداشت رضوی سروستانی : شجریان ، علیزاده و همایون شجریان " . تصنیف غم با طبیبان با همان ملودی این بار کاملا ریتمیک در همان مراسم اجرا می شد ، اگر این سی دی را گیر آوردید ببینید جالب است . ( " تصنیف چهره به چهره " در آلبوم فریاد علیزاده و شجریان و کلهر هم چنین وضعی دارد ) .
-----------------------------------------------
- امروز یکی از شماره های سال گذشته ی چلچراغ را می خواندم و به پرونده ای که برای موسیقی با عنوان " صداهای کاراکتر دار " نوشته شده بود برخوردم و مطلب نویسنده ی محترمش در رابطه با محسن نامجو که او موسیقی سنتی را با سبکهایی مانند پاپ ( ! ) و جاز و بلوز و راک و... تلفیق کرده . کاری با خوب یا بد بودن نامجو ندارم ، اما یکی دو سوال برای من پیش آمده : 1 – سبکی به نام سبک پاپ داریم که بخواهد با چیزی تلفیق شود ؟! 2- کدام یک از آثار نامجو به حیطه ی موسیقی پیچیده ی جاز نزدیک می شود ؟ 3- آیا نویسنده ی محترم وجدان درد نمی گیرد که بابت این گلواژه ها حق التحریر دریافت می کند ؟ 4 – آیا ایشان اصولا تعریف اولیه ی جاز و پاپ و تلفیق و ... را می دانند ؟
برای تمام خواننده های این مجله ی وزین و پرتیراژ از صمیم قلب متاسفم که چنین خزعبلاتی به خوردشان داده می شود . ( خود من هم یکی از آنها هستم )