Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

Ali

Top Page  |  Blog  |  Friends  |  Groups

Last updated Fri Jan 09, 2009 Member since April 2005

Total Page Views

60,752

عاشق شدم کاش ندونه Reply

1 - 5 of 43 First | < Prev | Next > | Last

The Bard's Songs Full Post View | List View

Tomorrow will take us away Far from home No one will ever know our names But the bard's songs will remain.

ولنتایم
ولنتایم magnify
موضوع انشاء : ولنتایم

اکنون که قلم در دست میگیرم که انشای خود را سرآغاز کنم خیلی خسته می باشم و تازه از کوچه آمده ام خونه.

یکی از بهترین روزِ هر سال ، روز عشق است که برای ما از ارزش بسیاری دارد . البته این روز در خارج مهمتر است و دلیلش هم این است که در آنجا میلادی می باشد . آقای کلاته معلم پرورشی ما که بسیار پولدار است و سی وِ لو دارد ، برایمان گفت که چرا روز والنتایم خیلی مهم است که ما خندیدم و او گفت زهر مار، کره خرا مثل گاو می باشن .

و من الان می خواهم برای شما تعریف کنم .

در خارج دو نفر بودند که جک و رز بودند که قاشق هم بودند و کاملاً به هم پیوسته بودند . آنها بسیار همدیگر را دوست داشتند و بی نهایت از هم خوشحال بودند . ولی بابای رز خیلی آدم زاخاری بود و نمی گذاشت که جک بیاید خاستگاری و دقیقن مخالفت می کرد.

رز هم چون همش خاستگار داشت و می ترسید که ترش شود ، هی به جک گفت که تو باید من را بگیری . جک هم که دید اینجوری نمی شود که رز را بگیرد ، سوار تایتانیک شدند و با هم فرار کردند . بابای رز هم وقتی فهمید زنگ زد صد و ده و آنها را لو داد .

رز و جک حدوداً خیلی فرار کردند و رفتند تا به یک ده رسیدند . در آنجا چون جایی نداشتند بیچاره شدند و خواستند برن مسافرخونه که نامرد آنها را راه نداد و گفت اول شناسنامه یا کارت پایان خدمت ... جک هم نه شناسنامه داشتند و نه سربازی رفته بود خاک بر سر که چه بهتر .

در آن شب خیلی بر آنها سخت بود و وقتی صبح شد ، دیدند که اینجوری نمی شود و باید زن بگیرد . که رفتند مسجد و آقای مایکل آنها را کرد ، زن و شوهر.

که از آن سال به بعد همه دنیا قاشق هم شدند و به هم کادو و شکلات دادند و همدیگر را بوس کردند و زندگی" ایله آ " شد .

این بود انشای من ...

Saturday January 31, 2009 - 10:05pm (IRST) Permanent Link | 63 Comments
You're gonna kill me ...
You're gonna kill me ... magnify

Saturday January 3, 2009 - 09:38pm (IRST) Permanent Link | 11 Comments
72
72 magnify

Monday November 3, 2008 - 10:55pm (IRST) Permanent Link | 22 Comments
No Comment ...
No Comment ... magnify

Monday October 13, 2008 - 10:47pm (IRST) Permanent Link | 27 Comments
فرار مغزها
فرار مغزها magnify

موضوع انشاء : فرار مغزها

اکنون که قلم بر دست گرفته و انشای خود را آغاز می کنم برادرم دچار فرار شده است که البته نه فرار مغزها ، بلکه یک مقداری حدوداً دزد می باشد و هم اکنون تحت پیگرد قانونی دارد که فاتحه والصلوات .

در چند وقت پیش یکی از دوستان پدرم که خیلی محرمانه است به خانه ما آمد و بسیار مهم می باشد و بهمین خاطر من نمی توانم بیشتر توضیح بدهم .

پسر همساده ما که در شهر فرانسه است و به دلیل غیبت که گناه کبیر است اسمش را نمی گویم ، همه فکر می کنند که مغز است ولی هیچ کس نمی داند که امید وقتی اینجا بود همش تجدیدی و تک ماده بود . الان هم رفته است اونجا و هنوز هم تجدید است ولی چون کسی کارنامه اش را نمی بیند ، به همه می گوید من دارم دکتر می شوم .

دور از شوخی گذشته ، یکی از بچه های کلاس ما پسر خرخوانی می باشد و عینکی است و در سال پارسال ، در مسابقات بینلمللی ریاضی تهران اول شد و مدال برنض گرفت . ما به استقبال او در ترمینال جنوب رفتیم و برایش گل کندیم و بردیم . برادرم در کوچه پلاکارت وصل کرد که با رنگ قرمز فسفری نوشته بود : "جهان پهلوان کریم" به میهن تهران خوش آمدی ، که احتمالن برادرم فکر کرده بود که کریم خپل عینکو ، کشتی گیر است .

معلم پرورشی ما ، آقای کلاته است که یک مغز افغانی است و از افغانستان دچار فرار شده و به تهران آمده است . هم افغانی بلد است و هم یه ذره فارسی که خیلی باهوش می باشد . و تصمیم گرفته است سال آینده به جای پرورشی ریاضی درس بدهد و به نظر من فرقی ندارد که چی درس بدهد چون در هر صورت ما نمی فهمیم .

بچه برادرم هم خیلی نابغه است لانسسب و همه می گویند که به مادرش رفته ، چون زن برادرم هم واقعاً کودن است . و برادرم به دلیل فداکاری که این دو نفر را تحمل می کند از سربازی معاف شد .

من خودم بیشتر از هر جای دیگر گوسفند ، مغز را بسیارتر دوست دارم حتی از چش هم بیشتر . بهمین دلیل است که همه منتظر هستند تا من یه روزی فرار کنم ولی من تصمیمم را گرفته ام و من کسی نیستم که در بروم ، چون در رفتن آدم را کوچک می کند و من تا آخرین قطره ام خواهم ایستاد .

این بود انشای من ...

Monday August 4, 2008 - 07:05pm (IRST) Permanent Link | 58 Comments

Add The Bard's Songs to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 43 First | < Prev | Next > | Last