Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

Julifield

Top Page  |  Blog  |  Friends

Add

Julifield is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Fri Jun 15, 2007 Member since August 2006

دلم تنگ شده

1 - 5 of 107 First | < Prev | Next > | Last

A Lazy Daisy Full Post View | List View

I don't know yet what i will write here or if i'll write at all, I just felt like creating this Blog.

ماهي
ماهي magnify

Love, Love, Love

هر چند وقت يه بار كه آدم به اينجا سر مي زنه يهو از چيزايي كه نوشته تعجب مي كنه يا يهو حس مي كنه آخي چه حسّي داشتم اون موقع، بازم مي خوام
به هر حال فعلا كه به نظر مياد
Love
درست مثل يه ماهي ليز شده، تا مي آيي بفهمي چي به چيه سر مي خوره و ميره
فقط احساس نياز بهشه كه عوض نميشه
يكي بياد به من ماهي گيري ياد بده
Friday May 8, 2009 - 12:21am (IRST) Permanent Link | 2 Comments
Feeling Even Better

Love Love Love...........

Life is soooo GOOD and I believe it can get better

Greedy Me but I do want more.....soo Gimmeee more...........

http://blog.360.yahoo.com/blog-hVuun1Q7bqoI9JCM0b_7EHWe?p=258

Friday April 10, 2009 - 02:18am (IRST) Permanent Link
Feeling gOOd

I've been reading my own writings again. I guess when you stop reading them I start reading again and again and again.

Well of course a part of me has always been writing these for me, It feels good to go through the old feelings and see what WAS and what IS. But I realized today the sadness in this web log beats the happiness, like I've realized a million times before.

Why, I was wondering.

Well for one thing I think the past couple of years have been a tough time, loads of Ups and downs and challenges of knowing myself, change after change...........But even so there were many happy times....... soooo much love..... sooo much happiness......

I guess I talk about sadness easier than I talk about happiness. When I feel happy the feeling sort of.................... well it's happening now

I have to figure out what stops me from shouting out my happiness. Pain I can Word, Pleasure I can't.

The whole point of all this gibberish is to say I feel Happy I'm Happy with my job, although the workload is high, I'm happy with myself specially with losing weight, I'm happy with my new Car , I'm Happy Happy Happy .........I have even found a new source of happiness that tops all the rest

Life is good and will get better

Just missing my firends Misssssss Yooooouuuuu Saharoooo, Hesaam Tehrani, Taraneeeeeeeh ( hanooz narafte miss you), Pargolak o Neginooooooo ,Shaghayegh (hanooz ghosse daram ke nadidamet), Cyrus the great, Morettioddoleh A'zam, Amirali va hameye doostan va dastandarkaaraan e Takhliye mamlekat......

Monday September 15, 2008 - 12:00pm (IRST) Permanent Link
صلح
پست قبلی خیلی غمگین بود
خودم الان خوندمش و دوباره اشکآلود شدم، البته من تازگی زیادی دل نارک شدم
به هر حال دلم می خواد یه مدت اینجا چیز غم انگیز ننویسم
واینجا بود که یه کشفی کاشف به عمل آوردم معمولا غم و غصه رو یه جوری میاریم تو نوشته تا بار خودمون کم شه، یا حد اقل من که اینتوریم ، ولی وقتی پر از انرژی و خوشی هستم نوشتن مهم نیست یا حیفه و ممکنه با نوشتن شدتش کم شه یا شایدم خودم انقدر پرم از خوشی که فکر می کنم یه کلمه هم کافی که مثل یه بمب انرژی منفجر شه مثل اون نوشته قبلی قبلی
مممممممم قرار غمگین ننویسم ولی شاد هم نیستم
فکر کنم تو اون مرحله ایم که دارم با پیر شدن کنار میام
می دونم کلمه پیر اونم برای کمتر از سی سال عمر خنده داره ولی کلمه دیگه ای برای این تغیراتی که سال به سال با بیشتر شدن سن میاد سراغ آدم ندارم
علاوه بر پیر ی تصمیم گرفتم با تنهایی هم حال کنم
عجب تصمیمی

Wish Me luck

یکی دو تا صلح دیگه هم لازم با خودم بکنم
Wednesday July 30, 2008 - 09:26pm (IRST) Permanent Link | 2 Comments
تنهای تنها
تنهای تنها magnify
..........تنهایی
..............چیز جدیدی نیست
................خیلی وقته تنهام
..............شاید همیشه تنها بودم
.ولی انقدر خوش شانس بودم که همیشه دوستهایی داشتم که میو مدن و به یه گوشهء این خلوت تنهایی نفوذ می کردن
شاید برای یه لحظه، گاهی برای یه ساعت گاهی برای چند روز ، این لحظه ها کنار هم انقدر پر رنگ و زیاد بود که تنهایی کمرنگ میشد
.شاید خیلی خودخواهانه باشه که خودت باعث تنهایی خودت باشی و منتظر بمونی دوستهات بیان فشارشو از رو دوشت بردارن
من خوش شانس بودم، خیلی خوش شانس
..........رفتن
.............خیلی هاشون ، عزیزترینهاشون
...........اونهایی که نرفتن دارن می رن
.برای رفتنشون خیلی غصه دارم ولی از همه چیز سختتر اون لحظهایه که احساس می کنم تو جمع حاظر دیگه پذیرفته نیستم
.............وقتهایی که احساس می کنم حذف شدم یا ازم دوری میشه
........وقتهایی که احساس می کنم وجودم باریه برای دوستهام و آذار دهندست
......احتمالا خودم دارم یه کاری می کنم که تنهاتر شم
.یه راهی می خوام که از این گوشه تنهایی در بیام
.امروز به یه دوست نصیحت کردم که لازم نیست همهء دنیا رو راضی کنی، و این دقیقاَ همون گندیه که من میزنم
.وقتی سعی کنی همه راضی باشن همه نا راضی خواهند بود و اخرش این خودمم که بیشتر از همه از خودم ناراضیم
Monday June 23, 2008 - 09:31pm (IRST) Permanent Link | 4 Comments
1 - 5 of 107 First | < Prev | Next > | Last