Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

[M_B_G]

Top Page  |  Blog  |  Friends

  • School: Azad University Of Shahre-Rey

Add

[M_B_G] is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Mon Apr 07, 2008 Member since December 2006

no no no Reply

1 - 5 of 47 First | < Prev | Next > | Last

M_B_G's Blog Full Post View | List View

inast rasme donya

خاطرات مردي که زنش به مسافرت رفته بود!!!
خاطرات مردي که زنش به مسافرت رفته بود!!! magnify

شنبه

: زنم براي يک هفته به ديدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتي عالي را خواهيم گذراند. يک هفته تنها . عاليه. اول از همه بايد يک برنامه هفتگي درست و حسابي تنظيم کنم. اينطوري ميدونم که چه ساعتي بايد از خواب بيدار بشم و چه مدتي را در رختخواب و چقدر وقت براي پختن غذا توي آشپزخانه صرف ميکنم. همه چيز را به خوبي محاسبه کرده ام. وقت براي شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خريد کردن و همه روي کاغذ نوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برايم ميماند. چرا زنها آنقدر از دست اين کارهاي جزيي و ساده شکايت دارند. درحالي که به اين راحتي همه را ميشود انجام داد . فقط به يک برنامه ريزي صحيح احتياج است. براي شام هم من و پسرم استيک داريم. پس روميزي قشنگي پهن کردم و بشقابهاي قشنگي چيدم و شمع و يک دسته گل رز روي ميز نهادم تا محيطي صميمانه به وجود آورم. مدتها بود که آنقدر احساس راحتي نکرده بودم
.


يکشنبه: بايد تغييرات مختصري در برنامه ام بدهم. به پسرم متذکر شدم که هرروز جشن نميگيرم و لازم هم نيست که آنقدر ظرف کثيف کنيم چون کسي که بايد ظرفها را بشويد منم نه او! صبح منوجه شدم که آب پرتقال طبيعي چقدر زحمت دارد چون هربار بايد آبميوه گيري را شست بهتر اين است که هر دو روز يکبار آب پرتقال بگيريم که ظرف کمنري بشويم.



دوشنبه: انگار کارهاي خانه بيشتر از آنچه که پيش بيني کرده بودم وقت ميگيرد. راه ديگري بايد پيدا کنم. ازاين پس فقط غذاهاي آماده مصرف ميکنم. اينطوري وقت زيادي در آشپزخانه صرف نميکنم. نبايد که وقت آماده کردن و طبخ غذا بيش از زماني باشد که صرف خوردن آن ميکنيم. اما هنوز يک مشکل باقيست: اتاق خواب. مرتب کردن رختخواب خيلي پيچيده است. نميدانم اصلا چرا بايد هرروز تختخواب را مرتب کرد؟ درحالي که شب باز هم توي آن ميخوابيم!!


سه شنبه: ديگر آب پرتقال نميگيرم. ميوه به اين کوچکي و قشنگي چقدر همه جا را کثيف و نامرتب ميکند! زنده باد آب پرتقالهاي آماده و حاضري!! اصلا زنده باد همه غذاهاي حاضري!
کشف اول: امروز بالاخره فهميدم چه جوري از توي تخت بيرون بيايم بدون اينکه لحاف را به هم يزنم. اينطوري فقط صاف و مرتبش ميکنم. البته با کمي تمرين خيلي زود ياد گرفتم. ديگر در تخت غلت هم نميزنم.. پشتم کمي درد گرفته که با يک دوش آب گرم بهتر خواهد شد. ازاين پس هر روز صورتم را نمي تراشم و وقت گرانبهايم را هدر نميدهم.

کشف دوم: ظرف شستن دارد ديوانه ام ميکند.عجب کار بيخودي است! هربار بشقابهاي تميز را کثيف کنيم و بعد آن را بشوييم
.

کشف سوم: فقط هفته اي يکبار جارو ميزنم. براي صبحانه و شام هم سوسيس و کالباس مي خوريم.



چهارشنبه: ديگر آب ميوه نمي خوريم. بسته هاي آب ميوه خيلي سنگينند و حملشان خيلي مشکل است.

کشف ديگر: خوردن سوسيس براي صبحانه عاليست. براي ظهر بد نيست اما براي شام ديگر از حلقم بيرون ميزند. اگر مردي بيش از دو روز سوسيس بخورد احتمالا دچار تهوع خواهد شد!!



پنجشنبه: اصلا چرا بايد موقع خوابيدن لباسم را بکنم در حالي که فردا صبح باز بايد آن را بپوشم؟!!! ترجيح ميدهم به جاي زماني که صرف اين کار ميکنم کمي استراحت کنم. از پتو هم ديگر استفاده نميکنم تا تختم مرتب بماند.
پسرم همه جا را کثيف کرده . کلي دعوايش کردم. آخر مگر من مستخدم هستم که هي بايد جمع کنم و جارو بزنم؟ عجيب است ! اين همان حرفهايي است که زنم گاهي ميزند!
امروز ديگر بايد ريشم را بتراشم .. اما اصلا دلم نميخواهد . ديگر دارم عصباني ميشوم. براي صبحانه بايد ميز چيد، چايي درست کرد، نان را خرد کرد. انجام همه اين کارها ديوانه ام ميکند.
براي راحتي کار ديگر شير را با شيشه ، کره و پنير را هم توي لفافش ميخوريم و همه اين کارها را هم کنار ظرفشويي انجام ميدهيم. اينطوري ديگر جمع و جور کردن و ميز چيدن هم نميخواهد!
امروز لثه هايم کمي درد گرفته شايد براي اينکه ميوه هم نميخورم. چون ماشين ندارم و برايم خيلي مشکل است که ميوه بخرم و به خانه بياورم. اميدوارم که عفونت نکرده باشند. عصري زنم زنگ زد که آيا رختها رو شيشه ها را شسته ام؟ خنده عصبي سر دادم انگار که من وقت اين کارها را داشتم!
توي حمام هم افتضاحي شده، لوله گرفته اما مهم نيست من که ديکر دوش نميگيرم!

يک کشف جديد ديگر: من و پسرم با هم غذا ميخوريم. آن هم سر يخچال! البته بايد تند تند بخوريم چون در يخچال را که نميشود مدت زيادي باز گذاشت.



جمعه: من و پسرم در تختمان مانده ايم تا تلويزيون نگاه کنيم. ديدن اينهمه تبليغات مواد غذايي دهانمان را آب انداخته. با خستگي کمي غر و غر ميکنيم. وقتش است که خودم را بشويم و ريشم را بتراشم و موهايم را شانه کنم و غذاي بچه را آماده کنم و ظرفها را بشويم و جابه جا کنم، خريد کنم و بقيه کارها.... ولي واقعا قدرتش را ندارم. سرم گيج ميرود و تار ميبينم. حتي پسرم هم نايي ندارد. به تبعيت از غريزه مان به رستوران رفتيم و يک ساعتي را غذاهايي عالي و خوشمزه در ظروفي متعدد خورديم. قبل از اينکه به هتل برويم و شب را در يک اتاق تميز و مرتب بخوابيم، از خودم مي پرسم آيا هرگز زنم به اين راه حل فکر کرده بود؟

Saturday November 15, 2008 - 09:57pm (IRST) Permanent Link | 4 Comments
chi begam :(

من نگفتم اين کاررو نکن

وقتي چمدونتو بستي که بري

من نگفتم "برگرد پيشم عزيزم بيا يه بار ديگه منو امتحان کن"

وقتي اون از من پرسيد که دوستش دارم يا نه

من فقط نگاه کردم

اون رفت و

من الان اون چيزهايي که نگفتم توي گوشم مي پيچه

من نگفتم " منو ببخش چو نصف اشتباها مال من بود"

من نگفتم " ما دوباره سعي مي کنيم چون چيزي که ما مي خواهيم عشقه

و وفاداري و زمان"

من گفتم " اگه اين راهيه که تو مي خواي من جلوتو نمي گيرم"

اون رفت و من الان مي شنفم همه اون چيزهايي رو که نگفتم.

من نگفتم" پالتوتو بزار کنار الان يه قهوه درست مي کنم و با هم صحبت مي کنيم

من نگفتم "راهي که ميخواي بري طولاني و تو هم تنهايي و جاده بي انتها"

من گفتم " خداحافظ شانس به همراهت و به سلامت" و اون

منو ترک کرد تا زندگي کنم با همه چيزهايي که تگفتم

من اونو تو بازو هام نگرفتم و

اشکاشو نبوسيدم

من نگفتم" زندگيم بي معني ميشه اگه اينجا نباشي "

من فکر کردم به کارهاي که ميشه کرد وقتي آزاد باشم

ولي امروز کاري که من مي کنم

شنيدن

همه چيزهاي که نگفتم است.

Friday November 7, 2008 - 08:25pm (IRST) Permanent Link | 2 Comments
ريپکس " آلت تناسلي مردان متجاوز را تکه تکه مي کند!
ريپکس " آلت تناسلي مردان متجاوز را تکه تکه مي کند! magnify

مرداني که در سوئد به زنان تجاوز مي کنند به زودي يا از اين عمل دست خواهند کشيد و يا با آلت تناسلي تکه تکه شده مجبور به مراجعه به مراکز پزشکي خواهند شد. اين سلاح جديد که در سوئد جلب توجه بسياري کرده است توسط " سونت اهلرز " بانوي 57 ساله , پزشک و تبعه آفريقاي جنوبي طراحي و به جامعه زنان هديه شده است. سالانه حدود 50 هزار تجاوز به زنان در آفريقاي جنوبي صورت مي گيرد. دکتر " اهلرز " در يک کنفرانس مطبوعاتي در مورد اختراع خود و تلاش در جلوگيري از تجاوز به زنان و نيز مجازات مردان تجاوزگر به توضيحات پرداخت.او در پاسخ به سوال خبرنگاران که چگونه به فکر طراحي اين اختراع افتاده است گفت:

بيست سال قبل با زني ملاقات کردم که مورد تجاوز جنسي قرار گرفته بود.

او به من گفت: اي کاش انجايي که لازم بود داراي دندان بود.

دکتر اهلرز از آن پس در فکر اختراع و تکامل آنچه که امروز " ريپکس " نام گرفته و به مرحله بهره برداري رسيده افتاده است. ريپکس نه تنها جلوي تجاوز به زنان را مي گيرد و مردان تجاوزگر را مورد مجازاتي دردناک قرار مي دهند , بلکه همچنين از ابتلاي احتمالي زنان به ويروس " اچ آي وي " و ديگر بيماريهاي مقاربتي در صورت وقوع يک تجاوز نيز محافظت مي کند.
بانواني که مايل به استفاده از ريپکس هستند دستگاهي لوله شکل را در مهبل خود نصب مي کنند. اين دستگاه لوله اي شکل , در بيرون از ماده اي لاستيکي و انعطاف پذير ساخته شده است که صدمه اي به بدن زن وارد نکرده و استفاده از آن نيز براي زنان ناخوشايند نخواهد بود. به گفته دکتر اهلرز زنان زيادي به صورت آزمايشي از ريپکس استفاده نموده و راحتي و آسان بودن استفاده از آن را تاييد کرده اند. همچنين اثر منهدم کننده ريپکس بر روي ماکتهاي به شکل آلت تناسلي مردان نيز آزمايش شده و نتايج آن نيز بسيار رضايت بخش اعلام شده است.
قسمت داخلي ريپکس از جمله با ماده اي طراحي شده است که اولا بمانند يک " کاندوم " عمل کرده و زنان را از ابتلاي احتمالي به ويروس ايدز و ديگر امراض جنسي که مرد متجاوز ممکن است به آن مبتلا باشد محافظت مي کند و همچنين در صورتي که مردي تلاش کند تا عمل تجاوز را به صورت کامل به انجام برساند , ريپکس به آلت تناسلي مرد تجاوزگر چسبيده و قلابهاي ميکروسکوپي چسبنده آن وارد عمل مي شود. دکتر اهلرز درد وحشتناک اين تله را گارانتي کرده و همچنين اضافه مي کند که تجاوزگر با آلتي تکه تکه و پوست کنده شده مجبور به مراجعه به مراکز درماني خواهد شد که آنان نيز به نوبه خود پليس را در جريان خواهند گذاشت و اگر مردي سعي کند خود ريپکس را از آلتش جدا کند قلابهاي آن به صورت باز هم عميق تري در آلت وي فرو رفته و تنها با يک جراحي قابل جدا شدن خواهد بود. اعلام شده که ريپکس از سال آينده در سوئد به معرض فروش گذاشته خواهد شد

Saturday September 13, 2008 - 01:07pm (IRST) Permanent Link | 8 Comments
Entry for July 17, 2008
Entry for July 17, 2008 magnify

چقدر یه شکست تو زندگیت مهمه؟؟آیا باعث شکوفاییت میشه یا این که باعث میشه که نا امید بشی و دست از تلاش برداری..

If you are not big enough to lose, you are not big enough to win.

اگر این قدر قوی نیستی که ببازی ..مسلما توانایی برتده شدن را نیز نخواهی داشت

There are no secrets to success. It is the result of preparation, hard work, and learning from failure.

هیچ رازی در موفقیت وجود ندارد..موفقیت نتیجه آمادگی..تلاش سخت..و درس گرفتن از شکست هاست

The wisest person is not the one who has the fewest failures but the one who turns failures

to best account.--

همیشه زیرکترین آدم ها کسانی نیستند که کمترین میزان شکست را دارند بلکه کسانی هستند که از شکست ها بهترین درس را میکیرند...

Being defeated is often a temporary condition. Giving up is what makes it permanent.--

شکست معمولا یک موقعیت موقتی است..ولی نا امید شدن آن را به یک موقعیت دائمی تبدیل میکند

Failure should be our teacher, not our undertaker. Failure is delay, not defeat. It is a temporary detour, not a dead end. Failure is something we can avoid only by saying nothing, doing nothing, and being nothing.--

شکست باید مثل یک معلم برای ما باشه ..نه یک مانع برای پیشرفت...

شکست می تواند باعث بشه یه مقداری عقب بیافتی از کارات ولی نباید مسبب مغلوب شدنت باشد...

شکست به منزله یک وقفه توی کارات هست ولی نه یک نفطه پایان.

.تنها در صورتی میتوانی از شکست اجتناب کنی که چیزی نگی ..کاری نکنی...و هیچ چی نباشی ...

....... (یعنی در واقع پاهات رو رو به قبله دراز کنی و هیچ کاری نکنی )

If you can't make a mistake, you can't make anything.

اگرنمی تونی اشتباه کنی یعنی هیچ کاری نمی تونی بکنی

No one ever won a chess game by betting on each move. Sometimes you have to move backward to get a step forward.

هیچ کسی نمیتونه شرط ببنده که با یه حرکت قادر به برنده شدن در یک بازی شطرنج هست... یه زمانهایی لازمه تو یه قدم عقب نشینی کنی تا بتونی یه قدم به جلو بر داری

Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall.

بزرگترین موهبت این نیست که هیچ زمان شکست نخوری... بلکه این است که بعد از هر شکست بتونی دوباره بلند شی

I am not judged by the number of times I fail, but by the number of times I succeed; and the number of times I succeed is in direct proportion to the number of times I can fail and keep on trying. -

قضاوت دیگران نسبت به من روی تعداد دفعاتی نیست که شکست خورده ام..بلکه روی تعداد دفعاتی است که موفق شده ام ..

و تعداد دفعاتی که موفق شده ام دقیقا زمانی بوده که بلا فاصله بعد از این که شکست خورده ام دوباره به تلاش ادامه داده ام و موفق شده ام.... ....

Most people give up just when they're about to achieve success. They quit on the one yard line. They give up at the last minute of the game, one foot from a winning touchdown.--

بیشتر آدم ها زمانی نا امید میشن که چیزی به موفقیتشون نمونده..در یک قدمی پیروزی دست از تلاش بر می دارند...آنها در دقیقه آخر تمامی امید خود را از دست میدهند..یک قدم مانده به خط پایان و پیروزی ...

If there exists no possibility of failure, then victory is meaningless.

اگر احتمال شکست وجود نداشت ..پیروزی بی معنی بود

(طعم شیرین خود را از دست می داد)....

[M_B_G]
Thursday July 17, 2008 - 10:35am (IRST) Permanent Link | 2 Comments
Entry for May 29, 2008
Entry for May 29, 2008 magnify
عکسهای زیر مربوط به یک مسابقه ی عکاسی اینترنتی در روسیه است.شرایط این مسابقه به شرح زیر بوده:

«”یک مرد عاشق” باید از پنجره ای واقعی آویزان باشد.این پنجره نباید پایین تر از طبقه ی سوم یک آپارتمان چند طبقه واقع شده باشد.”یک شوهر” باید با تفنگش از پنجره ای دیگر به سمت “مرد عاشق” نشانه گیری کند.”زن خیانتکار” باید با نگاهی نا امیدانه از پنجره شاهد ماجرا باشد!»

1
2
3
5
6
7
8
Thursday May 29, 2008 - 10:11am (IRST) Permanent Link | 0 Comments

Add M_B_G's Blog to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 47 First | < Prev | Next > | Last