IT
| You can take electronic devices apart and see how to fix them. You are good at problem solving and at interrogating people.
|
| دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند | واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند | |
| بيخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند | باده از جام تجلی صفاتم دادند | |
| چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی | --------- | آن شب قدر که اين تازه براتم دادند |
| بعد از اين روی من و آينه وصف جمال | که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند | |
| من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب | مستحق بودم و اينها به زکاتم دادند | |
| هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد | که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند | |
| اين همه شهد و شکر کز سخنم میريزد | اجر صبريست کز آن شاخ نباتم دادند | |
| همت حافظ و انفاس سحرخيزان بود | که ز بند غم ايام نجاتم دادند |
وضعیت زندگی انسان به پادشاهی می ماند که در خواب است، هویت و مقام خود را که پادشاهی و فرمانروایی است، فراموش می کند. پادشاه خواب می بیند که دیگر پادشاه نسیت...
در رویای خود آرزو میکند که ای کاش پادشاه می بود و زندگی شاهانه داشت...
به نظر شما برای این که این پادشاه درخواب (انسان با طبیعت الهی) دوباره به مقام پادشاهی خود دست یابد ودوباره زندگی شاهانه را تجربه نماید، چکار باید بکند؟
برای این که پادشاه به لحظه های ناپایدار رنج و لذت، شادی و اندوه، پستی و بزرگی خود پایان دهد، چکار باید بکند؟...