صدای حسرت
صدا ، صدای حسرت ، تو بغض مرده من
چه ساده گور به گور شد ، این دل ساده من
حسرت از این بزرگتر ،که عاشقم نباشی
برای رد کردنم ، نمک رو زخم بپاشی
اسم قشنگت امروز ، همدم این دل من
مراقب باش نذاری ، پاتو روی قلب من
نداره رنگ و رویی چشات واسه عشق من
حسرت یه لحظه لبخند ، مونده توی دل من
حسرت از این بزرگتر ، که از من رو بگیری
باقی خاطراتت رو از من پس بگیری
توی چشام نگاه کن ، عشقو داری می بینی
دست و بذار تو دستم ، از خوشی پر بگیری
منم که دیوونه ام ، دیوونه اون چشات
نذار توی دل من ، حسرت چشم سیات
حسرت از این بزرگتر ، که لایقت نباشم
تو کشتی نجاتت ، مسافرت نباشم
تنها فقط عاشق ، رنگ نگاتوو لبخند
خدا نیاره اون روز که عاشقت نباشم
برگرفته از نشریه هم قطار