Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

Times

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists

  • Work: BeToN Music Center

Add

Times is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Mon Jun 02, 2008 Member since October 2005

کاش اتفاقی بیافتد Reply

1 - 5 of 62 First | < Prev | Next > | Last

یک شب به گمانم تا صبح Full Post View | List View

چیزی در هوا

با دیگری به تک گویی می نشینم 2
این جور وقتا باید خودت بفهمی که نباید بری بابک. یعنی نمی دونم توقع دارم بفهمی. به خصوص که هر دو می دونستیم که حال دوتاییمون حال دوتاییه و باید هنوز می گفتیم. یعنی نمی دونم توقع داشتم که می گفتیم. خوبه حرف زدن مدام چون اگر حرف نزنم حالم حال بدی پیدا می کنه. خصوصن حالا که کمتر اون بیرون می پلکیم. می دونی چی می گم؟ با ماشین تو خیابونای شهر بالا پایین رفتن حرفای آدمو می ریزه بیرون. می دونم که اینو می دونی. یعنی نمی دونم توقع دارم که بدونی.ه
مسئله اینه که خب حالا زمان گذشته و زمان که می گذره خیلی چیزا عوض می شه. مثلن نیگا به پارسال بکن... معلومه که خیلی چیزا عوض شده؛ اصلن اگه عوض نمی شد که خیلی گه بود. حالا هم که عوض شده خب گهه. اصلن بی خیال بابا اینا که مهم نیست. رسمن به تته پته افتادم و گویا جدی حدی تته پته فصاحت کلاممون شده بابک. با تته پته می گم . می فهمی... یعنی نمی دونم توقعش می ره که بفهمی.ه
شایدم مهم باشه که ما بشینیم حساب کنیم از پاییز پارسال آیا فصلی بوده بدون با دیگری درهم آمیختن یا نه اما مهم ترش اینه که ببینیم تو این یه سال چقدر دل هایی می شد تنگ بشه که نشد یا شایدم شد. همه اش زیر سر آهنگ زندانه. من این طور فکر می کنم. دلم هم خب تنگ می شه. شاید دل تو هم. حتی اگر توقع هم نداشته باشم که دلت تنگ بشه.ه
Wednesday January 21, 2009 - 02:15am (IRST) Permanent Link | 3 Comments
1930 - 2008
1930 - 2008 magnify
اعتراف می کنم که بعضی وقتا تو رو از پشت یه عینک تیره دیدم، آره، بعضی وقتا از پشت یه عینک روشن، و در موقعیت های دیگه ای هم از پشت میله های پنجره ی ظرفشویی خونه، یا از پشت بوم، آره پشت بوم، وقتی داره برف می آد یا از ته راه تو مه غلیظ. یا دوباره از پشت بوم زیر نور کورکننده ی خورشید؛ نور کورکننده ی داغ که مجبورم می کرد بالا و پایین بپرم و جست و خیز کنم چون تو یه جا مونده بودم. محض خنده خوبه، نه؟ واسه یه خنده ی حسابی از ته دل؟ پس بخند دیگه. یالا. یالا بخند، محض رضای خدا... [نفسش را در سینه حبس می کند] داری گریه می کنی...ه
[مکث]
تو نمی خندیدی. داری گریه می کنی.ه
[مکث]
داری زاری می کنی. از غصه ذاری می لرزی. واسه من. نمی تونم باور کنم. واسه بدبختی من. اشتباه کرده بودم.ه

(درد خفیف - هارولد پینتر)

Friday December 26, 2008 - 04:24pm (IRST) Permanent Link | 3 Comments
با دیگری به تک گویی می نشینم
نه آیدا، من هیچ نمی توانم روانم را به کاونده بسپارم - از روی ترس -. نه می دانم درونش چیست و نه گه گاه حتی می خواهم که بدانم. من می ترسم از همه آن چه نخواسته ام و خواسته ام و می ترسم از آن چه می خواهم و این همه نه نیک است و نه بد که مدام در بی صفتی خود پایدار، سیار این مسیر کسالت بار است. باید بگذارم ذهنم به حال خودش سپوزان مرا به بر گیرد. باید بگذارم زمان برود بی آن که بدانم زمانی مانده یا نه... که گویا مانده؛ خوب هم مانده!ه
وقتی نگاه می کنم به چنین سیر سریعی ترس برم می دارد که چطور زمان این سان دوان از پیش چشمانمان گریخت و نفهمیدیم که کجا رفت که پی اش به جستن بر خیزیم. نه این زمان دیگر زمانی نمانده پنداری... بدجور از دستمان در رفته چونان که نبوده هرگز گویی. وقتی نگاه می کنم می بینم هنوز اندک اند سال های گذشته و زود کردم آن نکرده هایی را که کردنشان به بعدها مربوط بود. زود بود خیلی چیزها برایم و من اشتباه کردم. ه
حالا حوصله ام سر می رود از خیلی چیزها و به خودم می گویم نکند قرار است این بی حوصلگی به پایندگی اش بپاید! همه چیز تکرار پیشین کرده ها شده است و دیگر نمی خواهم پسین تجربیدن را تجربه کنم. برای این حوصله ی به کل سر رفته درمانی نیست آیدا؟... من توانش را ندارم...ه
دردها هم زیادترند نسبت به سن و سال اندکم... چرا دیگر همه ی شما توی سرم نمی زنید کودکی ام را؟... چرا دیگر هیچ کس مرا منع نمی کند از چیزی؟... چرا حس می کنم کم کم دارم بزرگ می شوم؟... چرا نمی خواهم بزرگ شوم؟... نام آن کاونده را نیاور می ترسم روانم کاویده شود!ه
Monday December 15, 2008 - 11:01pm (IRST) Permanent Link | 6 Comments
Zizing the time
Zizing the time magnify

I never had too much money

And I never been quite satisfied

And he was a friend of mine...

(photo by: Taraneh Mosadegh)

Wednesday November 5, 2008 - 03:59pm (IRST) Permanent Link | 8 Comments
دریابیشه 1
دریابیشه 1 magnify

Good Guys go to heaven

Bad Guys go to daryabishe

(photo by: Ida Momen nejad)

Tuesday October 7, 2008 - 05:34pm (IRST) Permanent Link | 7 Comments

Add یک شب به گمانم تا صبح to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 62 First | < Prev | Next > | Last