لباسهای خانواده ی بزرگ مردک را می ترساند زیرا خودش کوچک است و لباسها بزرگ . پل الوار
خواهر رو به برادرها کرد و گفت: برادرها، گل بدهم یا ندهم؟برادرها گفتند: گل نده ، گل ندهپدر عصبانی شد، رفت گل را بچیند، از تن درخت خار رویید. دست پدر خونین شد.گفت:" حالا که دست پدرت را خونین کردی ، گلت را می چینمخواهر رو به برادر کرد و گفت:برادرها گل بدهم یا ندهم؟برادرها گفتند: گل نده،گل ندهپدر طاقت نیاورد و با عصبانیت گل سرخ را چیدخواهر مردبرادرها پژمردند،سر در شانه ی یکدیگر گذاشتند و زار زار تا شب گریستند. شب که هوا تاریک شدخواهر را توی یک تابوت گذاشتند وبه آسمان رفتندحالا اگر شبی به آسمان نگاه کنیم ، هستندچهار برادر، چهار گوشه ی تابوت را بر دوش دارند، سه برادر پیشاپیش می روند، و همه با هم می خوانند"گل نده ، گل نده"......الان،همین الان، این تنها کتابیه که توی این شرایط منو سرپا نگه میداره.چرا دوباره رفتم سراغ اینکاغذها نمی دونمدیگه نمیدونم فریدون الان چند تا پسر داره
Obviously this album crushrapesssssssss \m/
it is outstanding with great atmosphere and great spiritual chaotic melodies that satisfies your individuality entirely.
um...master needs no statement!
enjoy it nuts:

Add در انتظار چه هستيم؟ یک زن؟ دو درخت؟ سه پرچم؟.. هیچ to your personalized My Yahoo! page: