چه زود طي شد مسافت شوق كودكانه تا مقصد شوم افسردگي . مهمان ناخوانده تنها بودن. چهار ديوار اتاق و يك در كه پشتش كسي به انتظار نيست--> Click here Reply
Be paye Gol anghadr maneshin ta KHar shavi.
شايد آن روز که سهراب ندا سر می داد
خانه ی دوست کجاست
بهر آن قايقی ساخت و انداخت به آب
اندکی صبر و اميد در دل داشت
پی ِ آن تا نا کجا آباد می گشت
و ز تنهايی خود بانگ می زد
عشق صدای فاصله هاست
راستی
تا نا کجا آباد چقدر فاصله است؟
و نگران بود از گــِل شدن آب
خوب می دانست حوض او بی ماهيست
واندر آن حوض به دنبال پريان می گشت
پريانی که سر از آب به در می آرند
او که باران را می فهميد
با دوست زير باران می رفت
شايد آنجا بود که چشمهايش را شست
و جور ديگر ديد
و نمازش را جور ديگر خواند
و برای دل خود خواند بلند
دل خوش سيری چند؟
شايد او از دل خود خبری داشت
که در ِ گوش ِ من و تو
از اميدش می خواند
و درش را بهر همه باز گذاشت
خوش به حال سهراب
چه اميدی، چه اميدی ...
کاش می بود و برای دل نا اميد من
شقايقی تازه می کاشت...
اينو فقط واسه خالی نبودن عريضه نوشتم، اگه خوشتون نيومد به متنای قشنگ خودتون ببخشيد.
- اااا می دونی چند وقته با کسی درد دل نکردم
- همچين می گه درد دل هر کی ندونه...
- راست می گی واقعا چيزی ندارم که بگم
- يعنی چی؟
- چند وقته خيلی چيزا تو دلم مونده، خيلی چيزا به خيليا نگفتم، نه اينکه نخوام، نمی شه... واقعا يعنی تو دلم مونده اما نمیشه، نمی ياد ...
- می فهمم، شايد نبايد بگی...
- يعنی چی؟
- قسمت و اين حرفا
- اعتقاداتم داغونه، نمی دونم... هر دفه يه مشکلی پيش می ياد. اين دفه چند تا...
- شايد خيلی سخت می گيری
- نه، اين دفه نه... اين دفه واقا خودش سخته... باورش سخته
- عشقو عاشقی باز؟؟
- باز؟؟ ولمون کن بابا
- باشه ولی همه می دونن چته
- نه، کی می دونه؟
- ديگه هر کی ندونه من که می دونم :( بابا تو هر چی بگی من تا تهشو می خونم...
- چيه ؟ ادعای صميـميـَّـتـِـت می شه؟ تو موقعای ديگه کجايی؟برو آقای من...عمراً بدونی
- هر کسی مشکلات خودشو داره. منم خوب وقتايی که نيستم دنبال کارای خودمم
- الآنم برو دنبال کارات
- نه نمی خواستم منــّت بذارم، ولی بدون نباشمم به يادتم...
- من کسيو که به يادم باشه رو نياز ندارم. من کسيو می خوام که پيشم باشه...
- ازدواج ناکس؟؟
- مگه ديوونم؟ نه ولش کن
- خوب اونجوری که تو می خوای بايد با طرف ازدواج کنی
- اه گــِــل بگيرن اون مغزتو
- نمی دونم خب شايدم نخواد. ولی من هميشه نمی تونم پيشت باشم ( ما هر دو تامون پسريما)
- واقعا گل بگيرن...
- خب اين مسأله که حل شد . بريم سر بقيه مشکلاتت
- دددد همينه حرف من ديگه. هيشکی اهميتی که من به بعضی چيزا می دم نمیده.
- تو با همه فرق می کنی.
- اين خوبه يا بد؟
- خودت قضاوت کنی بهتره ولی به نظرم در کل خوب نيس برات، اذيـتت می کنه
- موافقم
- تو بايد يه تغيير کلی بدی به حودت
- توام حرفات مثه همه. آدما هيچ وقت تغيير نمی کنن، البته عوض ميشن،شايدم عوضی بشن اما مهم اينه که همشون فيلم بازی می کنن.
- شايد
- خيلی وقته دارم بی هدف زندگی می کنم، نمی دونم بقيه هم همچين مشکليو دارن يا نه، ولی واقعا عذابم می ده، اينکه روزا پاشم ول بگردم ظهر بخوابم بعد از ظهر پاشم باز ول بگردم شبم بدون اينکه کاری بکنم تا 2 و 3 بيدار بمونم . نه ديگه حوصله دارم کتاب بخونم نه با کسی برم بيرون نه کار مهمی انجام بدم، خسته شدم
- اينو که همه اينجورين، فقظ بقيه الکی خودشونو سرگرم می کنن...
- نه همه اينجوری نيستن ،تو دلم يه دنيا حرفه، چقد بده آدم نتونه احساسشو بگه
- مخصوصا وقتی کسيو دوس داری
- تو؟ کيو دوس داری؟
- غير از تو يه نفر ديگه هم هس که...
- خب تعريف کن ببينم، نگفته بودی يکی پيدا کردی، البته با اين رفتار تابلوت می شه حدس زد
- واقعا تابلوم؟
- نه حالا بگوووووووو
- بذار قطعی بشه بعد می گم
- وا ! مگه می خوای ازدواج کنی که منتظری قطعی شه
- ااام راستش آره...
- دروغ می گی، چرت نگو
- به جون خودم
- تو مگه ديوونه شدی؟ چيکار داری می کنی؟
- مگه ازدواج ديوونگيه؟
- الآن آره ،اونم واسه تو... تو هنوز خيلی بچه يی
- نه تو اينجوری فکر می کنی،
- واقعا ازت قطع اميد کردم. هم واسه اينکارت، هم اينکه خير سرت خودت ميگی دوست صميمييی، الآن به من میگی ... من بد بخت گير کی افتادم. يه بار اومديم درد دل کنيم سريع سو استفاده کرد حرفشو زد
- نه قبلا می خواستم بهت بگم ولی نشد
- اااااا خب پس مبارکه، الآن برو ديگه نبايد با مجردا بگردی، بالاخره خانوم بچه داری ديگه