Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

♥vahiddoleh→

Top Page  |  Blog  |  Friends  |  Groups

Add

♥vahiddoleh→ is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Tue Mar 10, 2009 Member since March 2008

ツ اگر بار گران بودیم رفتیم ،اگر با دیگران بودیم رفتیم، اگر خوبی و بدی دیدین توهم زدین چون من به کسی کاری نداشتم، به هر حال خداحافظ Reply

1 - 5 of 13 First | < Prev | Next > | Last

♥دیر اومدی رفتم♥ Full Post View | List View

♥Never say Never♥

رئیس جمهور به روایت تصویر
رئیس جمهور به روایت تصویر magnify

:::فقط همینو بگم که اگه این عکس ها رو نگاه نکنین از دستتون رفته
Image hosted by allyoucanupload.com
از کودکی علاقه به علم و دانش داشت. در خانواده­ای فقیر، زاده شده بود.
می­شد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.
Image hosted by allyoucanupload.com
مردی ناشناس که مشخصا به روحانیت زمان خودش، احترام خاصی می­گذاشت.
Image hosted by allyoucanupload.com
جنگ شد با دوستانش به جنگ رفت. دوستانی که بعدها هر کدامشان زنده ماند، به قدرت رسید.
Image hosted by allyoucanupload.com
یک روز ساده که مثل همیشه خواب بود،
Image hosted by allyoucanupload.com
کسی صدایش کرد و او با روی خوش، از خواب بیدار شد.
Image hosted by allyoucanupload.com
صبحانه­اش را خورد،
Image hosted by allyoucanupload.com
ورزش روزانه ­اش را کرد
Image hosted by allyoucanupload.com
و کفش­های­اش را پوشید که به مسجد محل برود.
Image hosted by allyoucanupload.com
سر نماز بود که کسی او را صدا زد.
Image hosted by allyoucanupload.com
گفت : الان می­آیم و سریعا از مسجد بیرون آمد و کفش­هایش را پوشید.
Image hosted by allyoucanupload.com
با لبخند همیشگی پرسید: چه کسی ممکن است با آدمی مثل من کار داشته باشد؟
Image hosted by allyoucanupload.com
گفتند: مهم شده­ای و باید بروی و خودت را در رادیو تلویزیون به مردم معرفی کنی.
Image hosted by allyoucanupload.com
گفت : هنوز زود است. ببین هنوز ساعت پنج صبح هم نیست!
Image hosted by allyoucanupload.com
چون کسی او را نمی­شناخت، مجبور شد وقتی برسد، خودش را با صدای بلند معرفی کند..
Image hosted by allyoucanupload.com
وقتی او را شناختند، او را بردند پیش آقای حیاتی.
Image hosted by allyoucanupload.com
و کمی که گذشت، توانست با ضرغامی هم دیدار کندو طبق معمول با شوخی و خنده او را سر ذوق بیاورد.
Image hosted by allyoucanupload.com
قرار شده بود که رییس جمهور شود و مشت محکمی به دهان یاوه ­گویان شرق و غرب و مخصوص اصلاح طلبان بزند.
Image hosted by allyoucanupload.com
او در دو مرحله مشت­های­اش را گره کرد.
Image hosted by allyoucanupload.com
برای اولین بار که جلوی دوربین و میکروفون خبرنگاران قرار گرفت، کمی گیج شده بود.
Image hosted by allyoucanupload.com
و علامت گروه هویت خواه تورک را به مردم نشان می­داد!
مردم از این ساده ­گی او لذت می­بردند و به چشم آدمی ساده دل نگاه می­کردند.
Image hosted by allyoucanupload.com
که گاهی ابراز احساسات شدیدی می­کند.
Image hosted by allyoucanupload.com
و گاهی در هجوم ابراز احساسات مردم، کارش به جاهای باریک می­کشد!
Image hosted by allyoucanupload.com
از خدا کمک خواست و
Image hosted by allyoucanupload.com
شناسنامه ­اش را برداشت و به پای صندوق رای رفت تا به خودش رای بدهد.
Image hosted by allyoucanupload.com
مسیر از اول مشخص بود.
Image hosted by allyoucanupload.com
فقط کافی بود او دوباره کفش­هایش را به پا کند
Image hosted by allyoucanupload.com
و لباس رزم بپوشد
Image hosted by allyoucanupload.com
و از قویترین مردان جهان کمک بگیرد
Image hosted by allyoucanupload.com
تا به حلقه ­ی قدرت، وارد شود.
Image hosted by allyoucanupload.com
تا بتواند به پشتوانه ­ی قدرت نظامی،
Image hosted by allyoucanupload.com
و محبوبیتی که در بین نیروی مسلح داشت،
Image hosted by allyoucanupload.com
و کمک «هوگو»ی خوبش،
Image hosted by allyoucanupload.com
راه امامش را ادامه دهد.
Image hosted by allyoucanupload.com
البته در این راه، دعای معلم کلاس اولش هم، بسیار کارساز بود.
Image hosted by allyoucanupload.com
تواناییهای خودش نیز به کمکش آمدند
Image hosted by allyoucanupload.com
تا با نیرویی الهی و غیبی، در هاله ­ای از نور فرو برود.
Image hosted by allyoucanupload.com
و در هنگام عبادت، کفش­های­ کذایی را به پا کرد
Image hosted by allyoucanupload.com
تا به سمت قدرت، حرکت کند
Image hosted by allyoucanupload.com
و شیوخ کوچک منطقه را در تسلط قدرت بگیرد .
او چهره­های دوست داشتنی فراوانی دارد.
Image hosted by allyoucanupload.com
گاهی رفتگر شهرداری ست،
Image hosted by allyoucanupload.com
گاهی یک بلوچ
Image hosted by allyoucanupload.com
گاهی یک لرستانی غیور
Image hosted by allyoucanupload.com
گاهی یک تاجیک شش آتشه
Image hosted by allyoucanupload.com
گاهی یک روستایی شاد
Image hosted by allyoucanupload.com
گاهی یک عرب تمام عیار
Image hosted by allyoucanupload.com
و گاهی نمی داند که دیگر کیست؟
Image hosted by allyoucanupload.com
اما همیشه کفش­های آهنینش را به پا دارد
Image hosted by allyoucanupload.com
و با اتکا به خدا در هرجایی
Image hosted by allyoucanupload.com
ولو در خانه ­ی خدا
Image hosted by allyoucanupload.com
برای رسیدن به حق مسلم مردمش، دل­سوزی می­کند.
او از خودش چنین سیاست­مداری را به تصویر کشیده است:
Image hosted by allyoucanupload.com
خدا عاقبت به خیرش کند. ان­شاءالله.
!البته سوء تفاهم نشه من خودم از این رئیس جمهور خاص خوشم میاد
Friday January 2, 2009 - 01:48pm (GMT) Permanent Link | 6 Comments
!!طلبه جوان و دختر فراری
!!طلبه جوان و دختر فراری magnify

طلبه جوان و دختر فراری

هشدار به زیر18و بالای 18ساله ها

+این داستان کاملا واقعی است+

شبی طلبه جوانی به نام محمد باقردر اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد و در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باش

.

دختر گفت : شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق نشست و محمد به مطالعه خود ادامه داد

.

از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند

.

صبح که دختر از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و

....

محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟

محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... لذا علت را پرسید طلبه گفت : هنگامی که آن دختر وارد حجره من شد با خودنمایی وافسونگریهای پی در پی خود می کوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف سازد.

نفس اماره نیز مرا مدام وسوسه می نمود اما هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان خود را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند

.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند.

از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره نمود

.

نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند

.

قران کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه 53) انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه می برند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفظ می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند

Sunday December 14, 2008 - 03:38pm (GMT) Permanent Link | 4 Comments
!!همه چهار زن دارند
!!همه چهار زن دارند magnify

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد.

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

" من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"

زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت :

" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

" تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد :

" من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."

در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

Monday October 6, 2008 - 08:20am (BST) Permanent Link | 2 Comments
!!برج میلاد فقط متری 4 میلیارد تومان
!!برج میلاد فقط متری 4 میلیارد تومان magnify

گرانترین و عجیبترین تبلیغ ایران همینه که میبینید

....→←

20000000000000000حالا تعداد صفر یه اتاق 50 متری رو بشمر

→←

اگر هر کارگری یه متر کلنگ زده باشه یک میلیارد به ارزش برج اضافه کرده

دیگه باید اسم این برج رو از برج میلاد به برج میلیارد تغییر بدیم

Sunday October 5, 2008 - 03:57pm (BST) Permanent Link | 0 Comments
به نظرشما کدام تیم در دربی 6 بر صفر پیروز میشود؟
به نظرشما کدام تیم در دربی 6 بر صفر پیروز میشود؟ magnify

1

2

3

4

5

6taiyaa...!!

6taiyaa....!!

6taiyaa....!!

6taiyaa....!!

6taiyaa....!!

6taiyaa....!!

6taiyaa....!!

6taiyaa....!!

6taiyaa....!!

به نظرشما کدام تیم در دربی 6 بر صفر پیروز میشود؟
پرسپولیس زلزله
0
تیم افشین امپراطور
0
تیم کریم باقری و بروبکس
0
تیمی که سرور همیشه سرور استقلال است
0
قرمزترین ومحبوب ترین تیم ایران
0
تمام موارد بالا قبول است
5
هیچ یک از موارد بالا غلط نیست
1
Sign in to vote
Wednesday October 1, 2008 - 08:34am (BST) Permanent Link | 0 Comments

Add ♥دیر اومدی رفتم♥ to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 13 First | < Prev | Next > | Last