يادها و خاطره هاي اركيده
از تن تو که میگذرم، حرفات و باور می کنم
تو دست بارونی عشق، خستگیمو در می کنم
میون این فاصله ها، بودن تو یه نعمته
حتی اگه یه شب باشه، سفر با تو غنیمته
شب سفر یه حادثه ست، برای تو برای من
یه فرصت بدون شک، واسه دوباره ما شدن
آخر این جاده کجاست، عبوره یا رسیدنه
حتی دروغ ولی بگو، که این شبا مال منه
Every night in my dreams
I see you, I feel you
That is how I know you go on
Far across the distance
And spaces between us
You have come to show you go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on
Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never let go till we're gone
Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we'll always go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on
You're here, there's nothing I fear,
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on and on
پلاس کهنه اندیشه را دور باید انداخت
زمان بر مغز و پوست کهنگی میتازد امروز
چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز و زمین ای دوست
بنگر بنگر زمین هم پوست میاندازد امروز
پلاس کهنه اندیشه را دور باید انداخت
زمستان هر چه بود تاریک و طولانی
دل ما هر چه شد سرد و زمستانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
به شاد باش شمیم بارش نم نم
به فال نیک دیدار گل مریم
بیا تا یک نفس شکرانه امروز
به داغ دل فراموشی دهیم با هم
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
تماشا کن در آینه نوروز
نمیبینی غبار قصه دیروز
مبادا بر چلیپای شب سرما
مسیحائی چنین بخشنده و دلسوز
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
سلام سایه سالار سرو ناز
سرود سار و سهره سرود عشق ورزی
سپیده سیل سوسن در سحرگاه
سمن بود ساعت سرشار سرسبزی
اندر دل من مها دل افروز تويي
ياران هستند ليک دلسوز تويي
شادند جهانيان به نوروز و به عيد
عيد من و نوروز من امروز تويي
بهارتان مبارك
ای بداد من رسیده، تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی، تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت، توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی، تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی، برای من تکیه گاهی
ميون اين همه دشمن، تو رفیقی جون پناهی
یاور همیشه مومن، تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری، برای من شده عادت
ناجی عاطفه ی من، شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من، از تن تو خون گرفته
اگه مدیون تو باشم، اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره، که منو دادی نشونم
Add بیا تا برایت بگویم چه انداره تنهایی من بزرگ است to your personalized My Yahoo! page: