تحلیل اجتماعی سیاسی و اقتصادی
مردم ایران چه می خواهند
در سال 1357 وقتي امام خميني وارد ايران شدند مستقيما به بهشت زهرا رفتند و در يک سخنراني سرنوشت ساز در جملاتي فرمودند ما مجلس موسسات تشکيل مي دهيم و قانون اساسي را انها تدوين مي کنند...
البته در همين سخنراني بود که قبل از گفتن نام مجلس موسسان امام گفتند مجلس سنا ولي دکتر مفتح ره به گوش امام گفتند بگوييد مجلس موسسان که امام گفتند ما مجلس موسسان تشکيل مي دهيم و بقيه سخنراني.....
امام خميني و ديگر رهبران نظام جمهوري اسلامي هر گز معني و ماهيت و مفهوم جمهوري اسلامي را به مردم توضيح و تشريح نکردند هيچ وقت نگفتند معني جمهوري اسلامي يعني حکومت تحت رهبري روحانيت بعدا معلوم و مشخص و به اجرا گذاشته شد اينجا بود که بنام منافقين و گروه فرقان ياران امام را عوامل انگليس ياامريکا با همکاري عده اي از روحانيون داخلي و به نظزمن شخص دکتر يزدي بهترين فردي است که الاعاتات دست اول را دارد که چه گروهي براي چه اهدافي ياران امامره را ترور کردند ؟؟؟و استاد مطهري و دکتر مفتح و رجايي و با هنر وبهشتي و شما بقيه حاميان واقعي کوخ نشينان را و راه امام را مي دانيد که چه شد؟
هر گز مجلس موسسان تشکيل نشد بجاي ان شورايي تشکيل شد که نود نه درصد ان روحاني بودند و قانون اساسي فعلي را نوشتند و بعد چند تبصره هم به ان اضافه کردند تا کمر بندها را محکم و صفت ببندند که سي سال است اين ماجرا ادامه دارد.
بارها در نوشته هاي حدودا پنج ساله گذشته ام متذکر شده ام که سه نهاد و سه ارکان نظام غير قانوني و براي کشور عملکرد انها مسئله ساز است و در اينده اين مشکلات جدي درست خواهد کرد زيرا دوره اين گونه نهاد هاي انتصابي و ارکان ها سپري شده بايد اصلاحات انجام بگيرد که در صورت ادامه اين سه نهاد احتمال ايجاد مشکلاتي که باعث شود تجزيه کشورمان يا جنگ داخلي وجود دارد ولي اقايان گوش ندادند و هنوز هم که هنوز است گوش فرا نمي دهند.
مهمترين نهاد انتصابي که مي شود گفت اداره اصلي کشور را بر عهده دارد و همين چند ماه پيش در بودجه 88 بودجه ان توسط مجلس کنوني چند برابر افزايش يافت و اين مجمع قرار بود اختلافات ميان دو نهاد را حل کند که اين اقايان از وزير گرفته يا سياست خارجي و زدو بندهارابا استکبار ؟؟؟ در اشکار و پشت پرده انجام مي دهند که بجز خودشان همه مردم مسايل را بخوبي مي دانند.مجمع مصلحت است که همه شماها مي دانيد از اين مجمع چه قوانيني بيرون امده و حسين موسوي ها و حسن روحاني ها و ديگران که توسط وزير کشور به دادن اطلاعات سري به بيکانه متهم شده اند که در اين مورد عده اي ازادي خواه را دستگير و حتي به دادگاه کشاندند که شما چرا حرف وزير کشور را توضيح داده يا ان را تکرار کرده ايد؟
البته من در چندين نوشته بعد از انتصاب اقاي هاشمي رفسنجاني براي دومين بار به رياست اين مجمع به رهبري طبق نامه اي نوشنم که وقتي مردم تهران به وي راي براي نماينده گي مجلس نمي دهند به نظر شما انتصاب وي به رياست اين مجمع براي پنج سال اينده کار درستي است ؟!؟که ايشان طبق امعمول که همه شما مي دانيد جواب به هيچ ايميلي يا تلفني نمي دهند.
بعد به ايشان نوشتم که شما در رسانه ملي بگوييد که شمارا نماينده امام زمان معرفي نکنند و نگذاريد دست شمارا در زمان دادن سر دوشي به افسران يا مردم عادي ببوسند شما در رسانه ملي خودتان را يک فرد روحاني و معمولي و رهبر مذهبي و سياسي و منتخب مجلس خبرگان معرفي کنيد و نگذاريد شمارا نمايندهد امام زمان معرفي بکنند اينگونه اعمال در زمان شاه انجام مي گرفت که وي را سايه خدا تعريف مي کردند و وشاه را کمر بسته به امام رضا تعريف و تمجيد مي کردند.همه افسران و وزيران دست وي را مي بوسيدند و نتيجه اين اعمال را همه ما ملت ايران شاهد بوديم.
ولي هيچ عملي انجام نشد و اين کارها ادامه دارد وايشان هم در رسانه ملي اين پيشنهاد بنده را عملي نکردند که بماند.
ولي مردم در بعد از انتخابات ده مين دوره رياست جمهوري چه مي خواهند؟
ايا واقعا به نتيجه انتخابات اعتراض دارند ؟يا مسئله چيز ديگري ايست؟
من فکر مي کنم مسئله عميق تر و ريشه داردتر از ان است.
مردم ديگر تحمل افساد اقتصادي و دزديهاي بعضي از سران نظام را نمي توانند تحمل کنند از شعار دادن خسته شده اند يعني به حرف خودماني کاسه صبرشان لبريز شده است اين بار دوم خداد نيست اين يک مسئله مهم است.
رهبري فرمودند مردم ايران را نمي شود فريب داد من با بيان ايشان موافقم بلي مردم ايران را نمي شود فريب داد ولي مردم الان ديگر فريب نمي خورند.
به نظر من مردم ايران خواستار چند مسئله مهم هستند:
اول: انحلال مجمع تشخيص مصلحت
دوم: انحلال شوراي نگهبان
سوم انحلال مجلس خبرگان رهبري
چهارم :تاسيس مجلس موسسان واقعي با راي مخفي و ازاد مردم
انتخابات ازاد تحت نظارت سازمان ملل و ديگر ملتهاي ازادي خواه براي تشگيل نظر امام خميني ره تشکيل مجلس موسسان تا نماينده هاي واقعي مردم که بايد بدون در نظر گرفتن مذهب و دين و بدون دخالت و نظارت هيچ نهاد نظام جمهوري اسلامي انجام يگيرد تشگيل شود دليل عدم دخالت نهاد هاي دولتي و وابسته به نظام رفع ايجاد شبه و بهانه براي نتيجه ان است.و ان مجلس موسسان بعداز تشکيل به بررسي قانون اساسي براي تغيرات اساسي مخصوصا اصل 110 ان بايد بپردازند و بعد از مطالاعات و چاپ نسخه تصحيح شده قانون اساسي جديد در اختيار مردم به مدت يکي دوماهي قرار بگيرد تا مردم با اگاهي کامل و با دقت عمل در يک رفراندوم به ان راي بدهند.و نتيجه هرچه باشد به ان عمل شود.
راه بيرون رفت از اين تظاهرات ميليوني که هر روز در سرتاسر ايران به گوش مي رسد صداي انقلاب مي ايد و به ياد انقلاب 57 مي افتم مردم خواستار تغيرات اساسي در قانون اساسي هستند و مسئولان بلند پايه نظام نيز اين مسئله را بخوبي مي دانند.
هم زمان تغير کرده است و هم جوانان نمي خواهند ديگر ان قانون اساسي سي سال پبش که پدرانشان به ان راي داده اند به ان عمل کنند !!
ديگر سرکوب و تهمت زني هم زمانش گذشته است و مردم ترسي از کشته شدن ندارند تا کنون گويا هشت يا هفت نفر کشته شده است نيروهاي امنيتي و انتظامي مواظب نتيجه عواقب عمل خود باشند که مرد م بعد از سرنگوني نظام سلطنتي در سال 1357 که شاه بزرگترين قدرت نظامي منظقه بود چه کردند؟
مخصوصا جوانان عزيز که در نيروهاي انتظامي و امنيتي مشغول خدمت هستند و زمان انقلال سال 57 هفت را سانسور شده ياد گرفته اند بدانند مسئله ان گونه که به شما تدريس کرده اند نبوده خيلي سانسورها انجام گرفته است. مواظب عملکرد خود باشيد زيرا دوميليون نفر که بيکانه پرست يا غريبه يا امريکايي و انگليسي که نيستند اگر انگليسي بودند که بايد عضو مجمع مصلحت مي شدند!؟! نمي توانند باشند مواضب عملکرد خودتان باشيد.
پيشنهاد مي کنم تا تغير قانون اساسي برگذاري رفرندوم براي تغير قانون اساسي و نوشتن قانون اساسي جديد مجلس موسسان هر چه سريعتر تشکيل شود ان هم با نظارت غير نهادهاي خصوصي يا دولتي داخلي تا انتخابات انجام شود و ان مجلس يک نفر را به عنوان رئيس جمهور معرفي کند و ان فرد نيز از ميان همام منتخبين وقعي مردم دولت موقت تشکيل يابد تا قانون اساسي جديد اماده و به راي عمومي گذاشه شود و اين راهي است که مي تواند هم به کشور ضربه امنيتي و نظامي و خدا نکرده جنگ داخلي و از کشت و کشتار جلو گيري کند تجربه ثابت کرده است اگر هر دولتي و نظامي و حکومتي در برابر مردم به هر بهانه اي بياستد و مقاومت کند و مردم را کشتار کند و به مردم تهمت بزند وشايعه پراکني بکند وبه مردم دروغ بگويد ان مردم ان نظام يا دولت و حکومت را سرنگون مي کنند و کرده اند انهم مخصوصا مردم ايران اگاه و انگونه که رهبري گفتند مردم ايران را نمي شود ديگر فريب داد بفرماييد اين هم همان مردمي هستند که در خيابانها ميليوني امده اند و خواسته هايي دارند جواب دهيد.
در پايان اين نوشته بايد گفت که اگاهان سياسي و تحليل گران متخصص اين جمله را بخوبي مي توانند تجزيه تحليل کنند که دليل اصلي اعتراضات چيست و رئيس جمهور شدن احمدي نژاد يعني تاييد سه نهاد غير قانوني و ادامه چهار سال سياست دولت احمدي نژاد و از اين بابت استکبار که گويا امريکا و انگليس و اسرائيل است از پيروزي دوباره احمدي نژاد بسيار خرسند هستند.
.
در مورد شرکت چهل ميليوني بايد گفت ان چهل ميليون براي تغيرات در انتخابات شرکت کرده اند نه ادامه سياست هاي متناقض دولت کنوني راي به احمدي نژاد يعني تاييد سه نهاد غير قانوني مجمع وشوراي نگهبان و مجلس خبرگان رهبري و دخالت اين سه نهاد در امور و ادراه کشور در سايه و پشت صحنه .البته اين نظر شخصي بنده ميباشد
در اغاز ميخواستم از اين فرصت استفاده کرده ،به تمامي هم ميهنان عزيزم سال نو را تبريک عرض نموده و از درگاه حضرت حق سلامتي ،صلح ، امنيت و سربلندي، فراواني نعمت و محقق شدن عدالت را مسئلت نمايم.
رئيس جمهور امريکا اقاي اوباما در يک هفته گذشته دو بار نظام جمهوري اسلامي را به رسميت شناخته است زيرا رئيس جمهورهاي قبلي وقتي مي خواستند در مورد ايران حرفي بزنند مي گفتند دولت ايران يا ملاهاي حاکم بر ايران.... ولي اوباما در يک هفته گذشته دوبار گفت من به رهبران جمهوري اسلامي ايران و ملت ايران......
پيام تبريک اخير اقاي اوباما گرچه با پيام اقاي جرج بوش تفاوت زيادي دارد ،ولي بدليل شکل و بافت قدرت سياسي در امريکا نبايد بيش از حد هيجان زده شد زيرا اقاي اوباما تنها يک مجري است .ولي اين مجري با ويژه گي هاي خاص خود بخاطر اوضاع کنوني اقتصاد داخلي ان کشور و شهرت منفي و جهاني امريکا، در اين مقطع خلق شده است.
نبايد فراموش کرد که زير ساخت اصلي اقتصاد و اخلاق ماکياوليستي در امريکا بر اساس منافع شرکت ها و کارخانجات اسلحه سازي پايه ريزي شده است.
امريکا يک حيوان وحشي انسان کش و زخم خورده است.
همين چند ماه پيش مگر شاهدنبوديد که مردم غزه زير بمب هاي ساخت امريکا به زغال تبديل شدند و مگر دوسال پيش شاهد کشتار مردم جنوب لبنان نبوده ايم .ايا اين کشتارها توسط سلاح هاي امريکايي انجام نگرفت؟! و با سکوت دولتمردان امريکايي و شرکاي جنايتکارش يعني رهبران دولت هاي غربي و عربي همراه نبود؟
مگر همين چند روز پيش شاهد کشتار مردم در افغانستان و پاکستان نبوده و نيستيم؟
تاريخ پنجاه سال گذشته و عملکرد دولت هاي مختلف امريکا طي اين دوره بيانگر اين مسئله هستند.
نمي گويم که نبايد با امريکا رابطه بر قرار کنيم.... نه اين انديشه من نيست . ما بايد به حرکت لاک پشتي خود که در حقيقت بيانگر تاکتيک حزم و احتياط در مقابل فتنه هاي طرف مقابل است ،ادامه دهيم و در برابر يک سخن مثبت تنها يک حرف مثبت بزنيم.
برخي از مشکلات اقتصادي در داخل کشورما دست پخت دولتهاي امريکا بواسطه تحريمهاي اعمالي است . بعضي مشکلات نيز بر مي گردد به سوء مديريت در کشور ، اشتباهات دولتمردان و عدم توجه کافي به تدوين يک تئوري جامع در حوزه اقتصاد اسلامي که بر اساس عدالت و حق پايه ريزي شده باشد.
چه شده است کساني را که با يک سخنراني رئيس جمهور امريکا دستها رابالا برده اند؟اين عده اندک که هيجان زده شده اند را چه شده است ؟ايا فکر ميکنيد اقاي اوباما مي تواند انچه شما مردم شريف در نظر داريد ،يعني احترام متقابل و رعايت حقوق و قوانين جهاني را انجام دهد؟
من بيست واندي سال است که در امريکا و کانادا زندگي مي کنم. تمامي حرکت هاي انها را بدقت رصد کرده و از بطن اين جامعه با شما سخن مي گويم.
سخنان اخيراقاي اوباما بدليل ضعف اقتصادي ، گرفتار شدن ان کشور در عراق و افغانستان ،اوضاع ورشکسته اقتصاد ان کشور و به لطف ايزد منان ، فداکاري و استقامت مردم شريف ايران و قدرتمند شدن اين ملت است . هرگز نبايد به دولتهاي امريکا يا دولتهاي غربي و حتي به ضعيف ترين دولت موجود بر روي کره زمين اعتماد کرد.
در مسئله هسته اي يادتان هست که دولت اقاي خاتمي غني سازي را به مدت بيش از دو سال متوقف کرد و دولت مردان امريکايي و شرکاي انها مي خواستند به بهانه اعتماد سازي حتي حق دانش هسته اي را از ما سلب کنند.چه زود بعضي ها مسايل واقع شده در گذشته نزديک را از ذهن خود بيرون مي کنند؟
فکر ميکنيد اگر رابطه ما با امريکا از سرگرفته شود فرداي ان روز چه اتفاقي خواهد افتاد؟ همه مشکلات اقتصادي و ديگر مسايل د ر کشور حل خواهند شد؟ نه، هرگز.
به نظرمن سخنان نسبتا مثبت اقاي اوباما اغاز جنگ سردي است که مشابه ان با شوروي سابق نيز بکار گرفته شد . اعضاي سازمان سيا علنا و کرارادر رسانه هاي امريکايي ،پس از برهه فرو پاشي اتحاد جماهير شوروي و بعد از انقلابات مخملي و نارنجي اعلام کرده اند که چگونه و با استفاده از چه روش هايي توانستند دولت ها را ساقط و عوامل خود را بر سر کار بياورند.
ما مردمي هستيم که ساليان طولاني متحمل زحمات فراوان و خيانت عده زيادي بيکانه پرست و قدرت طلب بوده و هستيم.
ما استقلال را به قيمت ارزاني بدست نياورده ايم تا با يک سخنراني بدون هر گونه پشتوانه عملي انرا واگذار کنيم.
همين اقاي اوباما دو روز قبل از عيد سعيد نوروز بود که تحريم هاي غير قانوني را بر عليه ملت مارا به مدت يکسال ديگر تمديد کرد اين چه رسم ايجاد زمينه دوستي و احترام به ملت ماست . اما در مورد تمجيد از تاريخ و تمدن ما ايرانيها ، از خودتان اين سئوال را بکنيد که بر چه کسي تاريخ و تمدن ايراني انکار کردني است؟! مگر مي شود وجود و طلوع خورشيد را انکار کرد؟
تاريخ و تمدن ايراني مانند خورشيد بر عرصه اسمان مي درخشد و در اينده هم خواهد درخشيد.
امريکا مي خواهد ايران را در کنار گروه هفت به اصطلاح در پياز بخواباند و به بيان ديگر مي خواهد با ايران از سر اشتي در ايد که مبارک است.ولي کشورهاي غربي در راس انها امريکا ( صهيونيسم جهاني )هر گز از ايران و منطقه خليج فارس دست بر دار نخواهند بود تا زماني که ما انها را مجبور کنيم. انها دنبال فرصت هستند ما نيز به انها ان فرصت طلايي سال 32 را نخواهيم داد .تاريخ عوض شده است و سال 32 خيلي وقت است که سپري شده است . هيچيک از مبارزات اعم از روش هاي سخت افزاري و نرم افزاري کار ساز نيستند . اگاهي مردم شريف ايران اين اجازه را نخواهد داد. ايا سي سال تجربه براي شما کافي نيست ؟
اينک در ايران بهار است . بهار ازادي و صداي نوروز همه جارا فرا گرفته است . همزماني تمامي اين قضايا از عنايات ويژه الهي است که مبارک باشد انشاالله.
ولي نبايد از حد و اندازه ضروري حتي باندازه يک ميليمتر هم بيشتر قدم برداريم زيرا امريکا يک افعي چند سر است . اين را تاريخ بارها به اثبات رسانيده است .
رنگ مار فرقي نميکند .زهران همان است چه از مار سياه بيرون ايد و چه از مار سفيد.
ما ملت صلح طلب و نوعدوستي هستيم وانچه مي گوييم حقيقت است ولي کشورهاي غربي و دولت امريکا دروغ گوياني هستند که مانند بادبه هر سويي مي وزند و با توجه به اوضاع و قدرت نفوذ خود حرف مي زنند اين مطلب را جوانان ايراني سالهاست که به ازمايش گذاشته اند و نتايج تکراري انرا ديده اند.
همين امريکا و شريک زشت سيرت وي انگليس ، مگر هفت سال نيست که کشور افغانستان را به بهانه مبارزه با ترويسم اشغال کرده اند ؟
براي اشنايي بيشتر بااين مطلب به سايت زير مراجعه و نوشته کاملي در مورد دلايل اشغال افغانستان توسط ناتو را مطالعه بفرماييد که از همين نويسنده مي باشد : http://adalet100.persianblog.ir/
کاشت مواد مخدر و ترياک هزاران برابر افزايش يافته است .دولت امريکا ،انگليس و اعضاي ناتو مستقيما مسئول اين افزايش هستند و ما ايراني ها بهاي سنگيني را درحال پرداخت هستيم .هدف انها يعني صهيونيسم جهاني( شرکت هاي بزرگ نظامي و نفتي و اقتصادي جهاني ادغام شده زير چتر سازمان جهاني سازي ) در راس انها امريکا از اين اوضاع ،ايجاد تنش، نابساماني و عدم امنيت در کشورهاي همجوار ايران است .اين مسئله بسيار مهمي است .انها مي خواهند با ايجاد تنش و عدم امنيت اين فتنه را به د اخل کشورما بکشانند مگر انها تروريست معروف ولي کوچک حقيري بنام ريگي را بوجود نياورده اند؟ مگر انها از تروريستهاي منافق در عراق تا کنون همه نوع حمايتي بعمل نمي اورند؟
مگر دولت خبيث انگليس منافقين را از ليست تروريستي خارج نکرده اند؟ دليل اين همه اهانت و فشار و دروغ پراکني براي چيست؟ اگر اوباما صادق است چرا دولتش تروريست پروري ميکند ؟ انوقت لحن نامه اش را با اتهام نابجاي تروريست خواندن ما تلخ ميکند ؟ البته دشمنان ما انچنان هوشمند هم نيستند و خداوند ميخواهد که اينگونه اسان دست خويش را روکنند. فقط شنونده بايد عاقل باشد که هست.
مگر به نويسنده کتاب ايه هاي شيطاني جايزه ندادند؟ مگر به پيامبر ما و مسلمانهاي جهان اهانت نکرده و نمي کنند؟
امريکا براي چاپيدن خاورميانه بدنبال يار گيري است ولي ما ان يار ي نيستيم که با انها همدم و همنوا شويم.
اگر بخواهم تمامي دخالتهاي امريکا را بنويسم مثنوي هفتاد من کاغذ خواهد شد.
در يک کلام بايد گفت که ما مردم و مسئولين کشور اعتماد خويش را نسبت به دولت مردان غربي و در راس انها امريکا از دست داده و هيچ اعتمادي به انها نداريم .اگر انها مي خواهند صادق باشند ويا حداقل بنفع و صلاح واقعي خود حرکت کنند حرف بدون پشتوانه کافي نيست. عمل نشان بدهند.گويش تطميع( انهم تطميع توخالي ) و تهديد فقط در مورد احمقها کاربرد دارد واين ملت جزو اندسته نيست.
در يک جمله مي خواهم عرض کنم که ذات امريکا جنايت است . انها بدنبال شريک جرم مي گردند . به بيان ديگر امريکابدنبال کدخدا مي گردد تا دهات منطقه را بچاپد ولي کور خوانده است .ان ده ديگر ده نيست يک شهر بزرگ و اگاه است . از اول هم ده نبود .فقط مشتي فرومايه و سرسپرده در قالب حکومت پهلوي سعي داشتند اين امر را القاء کنند. البته تعبير ده شايد در دوراني در برخي از کشورها مترادف با وجود کاستي در اگاهيها بود ولي در اين کشور روستاييان عزيز ما اگاه هستند و در فعاليتهاي کشوري مشارکت دارند. بسياري از مسئولين روستايي و روستا زاده هستند زيرا اينجا ايران است. اي امريکا و اي انگليس و اي رهبران دولت هاي فريب خورده عربي و مکارغربي ان ايراني که شما فکر مي کنيد دير زماني است که تغير کرده است.
مطلب بسيار مهم ديگري که بايد مسئولين ما بر ان پافشاري کنند اين است که اداره جهان بر عهده سازمان ملل است .امريکا بايداز ادعاي رهبري جهان دست بردارد .تا کنون نتيجه اين ادعارا مردم جهان به تلخي در خاطره دارند و اين سازمان ملل بايد از گروگان واسارت چند کشوري که داري حق وتو هستند خارج شود و اين سازمان بين المللي طبق منشور ان به مسئوليت قانوني خود عمل کند.....
اوباما براي تمديد تحريم ها بمدت يك سال ديگر سه دليل عمده را اعلام كرده است . اول ، حمايت از تروريسم . دوم، خطر اقتصادي و امنيتي برای امريكا و سوم ، ساخت سلاح اتمي از مهمترين دلايل وی بوده است.
اما حقيقت چيست؟!
حمايت از ترويسم : اين همان كليد واژه جورج بوش است كه توسط لابي صهونيستها به دولت وی القا مي شد زیرا حمايت ا ز جنبش مقاومت در لبنان و فلسطين را امريكا ييها و سائر دول غربي با عوامفریبی و شانتاژمترادف با حمايت از تروريسم مي دانند . بهانه انها و سناریویی که ترتیب داده اند ، ثبت نام این دو حزب عمده( حزب الله و حماس) در ليست تروريستی خود است.
خطر اقتصادي و امنيتي برای امريكا:
اين هم واژه ساختگي صهونيستها است كه از دهان اقاي بوش واوباما بيرون مي ايد.در این خصوص در قسمتهای بعدی بیشتر توضیح خواهم داد .
ساخت بمب اتمي؟
اين كليد واژه اختراع شده توسط دولت بوش و صهونيست هاي اسرائيلي و صهيونیستهاي اسلامي مي باشد که ترفندی است کهنه و کاملا شناخته شده .در قسمتهای بعدی متن در این باره نیز مفصل تر توضیح خواهم داد.
ياداور میشوم صهيونيستهاي اسلامي از دهه گذشته هویت خویش را عیان نموده و بطرزی ملموس وعلنی پا بعرصه میدان سیاستهای ماکیاولیستی نهاده اند تادر مقابل ترقي و پيشرفت ايران قرار گیرند .طراح ايده صهیونیزم اسلامی نيز ديگ چيني معاون دولت بوش مي باشد.
ثابت شده است كه غربيها و امريكا همواره و خصوصادر طول تاريخ معاصراز حكومتها و افرادديكتاتور حمايت كرده اند تا به راحتی بتوانند به چپاول خود ادامه دهند.نمونه های عدیده این الگو و طرح را میتوان کرارادر منطقه خليج فارس و خاورمیانه مشاهده کرد كه دران بسیاری ازكشورهاي اسلامي سالهاست عضو تشکل صهيونیسم اسلامي متعلق به صهوينيسم جهاني هستند و در دهه گذشته با عملكردی کاملا اشكار براي ملتها ی منطقه اثبات شده اند.
سفر بعضي از مقامات ايراني درلباس روحانيت به برخی كشورهاي عربي مویداين است که اين افراد نيز علاقمند هستند تا از طريق صهونيستهاي اسلامي به عضويت صهيوينسم جهاني در ايند و گويا تا حدودي نيز موفق بوده اند.
در این خصوص ،طی نوشته اي بنام "چرا اوباما میخواهد سياست بوش را در مورد ايران ادامه دهد" توضيحات لازم داده شده است . http://adalet100.persianblog..ir/post/21/
اما مسئله با گذشت زمان فراتر رفته و دلايل پشت پرده به اصطلاح اظهرو من الشمس مي شوند.
براي درك اين مهم بايد سياست كلي دولت امريكا وساختار اقتصادي ان كه بر اساس شركت هاي اسلحه سازي پایه ریزی شده است ،و نیز كشورهاي گروه هفت دقيقا مورد مطالعه قرار گیرند. بدون درك دقيق اين مسئله ، تحليل درست غير ممكن و شايد گيج كننده باشد.
فعالان ، مسئولان و تصميم گيرنده هاي ايراني كه در سياست خارجي كار مي كنند بايد درك كنند که ساختار اقتصادي گروه هفت و برخی از كشورهاي عربي مانند زنجير بهم متصل میباشند. اين كشورها در كنارهم، در حوزه تكنولوژي پيشرفته نظامی و تدوین جامع چگونگی ادامه سياست هاي خود با نگاه متحدی كار مي كنند..
من مجموعه اين كشورها و شركت ها را صهيوينسم جهاني نام نهاده ام.
انها طي بيست سال گذشته شفاف تر و بي محاباتر عمل کرده اند . در جنگ اسرائيل عليه مقاومت در لبنان عملكرد انها نمايان شد و در جنگ اسرائيل عليه غزه شفاف تر گرديد.
دليل اينكه اين كشورها را صهيونيسم جهاني نام گذاري كرده ام اين است كه نظام سرمايه داري از ديدگاه اقتصادي و علمي در حالت پيشرفته ان به امپريالسم مشهوربوده و نمادهاي ان رشد كرده اند ( امپرياليسم را كلا فعاليت شركت هاي يك كشور در خارج از مرزهاي ان تعريف كرده اند و لی ادغام شركت هاي بومي با یکديگر ولي ماوراي سيستم امپرياليسم تعریف شده را هنوز نتوانسته اندبطور دقيق فرموله كنند تا قابل قبول تئوربسین هاي اقتصادي باشد ). اما بعد از جهاني شدن اقتصاد و رشد بي سابقه تكنولوژي الكترونيكي و بوجود امدن ارتباطات تنگاتنگ و اینترنت و اگاه شدن مردم از اوضاع یکديگر ،شگردهاي شركت هاي غربي نيز تغيیرو تحول يافت. لذا شركت هاي چند ملیتي مجبور شدند ابزارهاي جديدي را طراحی نمایند . نمونه ان ساختار سازمان های جهاني بودكه مجبوربودند بجز اعضاي شركت هاي بزرگ وابسته به كشورهاي غربي ،دست نياز به ديگر كشورها نيز دراز كنند تا بتوانند با به انحصار در اوردن توليد و قيمت گذاري و حفظ دلار امريكا درراس ارز جهاني ،مشتركا اقتصاد جهان را تحت سيطره خود در اورده و صهيونيسم جهاني را بوجود بياورند
بطور خلاصه ، شركت هاي بزرگ نفتي و نظامي ادغام شده غربي ، عربي و اروپايي در عصر حاضر مجبور شدند با استفاده از تكنولوژي جديد شگردهاي مخصوصی را برای ترقي و پيشرفت نا مشروع خودمورد استفاده قرار دهند .ولي در اين امر موفق نبوده اند زيرا دليل و اساس موفقيت شركت هاي بزرگ مذکورمبتنی بر سه عامل نامشروع زیر است:
1- غارت و بدست اوردن مواد اوليه رایگان :
به نظر من شعار صلح و امنيت در جهان مرگ نظام هاي انحصاري و اقتصادهايي كه بر اساس توليدات ادوات نظامي گذاشته شده است را سريعتر مي كند و دليل ورشكستگي اقتصاد امريكا و دوستان نزديك انها هم همين است كه ما شاهد ان هستيم.
براي مطالعه در اين مورد به سايت ديگر بنده مراجعه كنيد :
http://adalet100.persianblog.ir/post/28/
2- به قدرت رساندن افراد خود فروخته براي فراهم كردن زمینه غارت مواد اوليه( مثال ان كودتاي 1332 که توانست تا سال 57 نفت ايران را به امريكا و شركاي وي با ارزش تقريبي حدودا سي تريليون دلار هدیه نماید ).از سال 1357 حداقل در حوزه ایران با مشگل مواجه شده است هر چند مبارزه هنوز هم ادامه دارد.
3- فروش سلاح و كالاهاي توليدي به كشورهاي داراي ذخاير عظيم انرژي و ديگر مواد باارزش اقتصادي مانند طلا و الماس و سائرمواد اوليه.این امر هم بدلیل ماهیت ضد ارزشی و طبیعت استعماری اش که با روح فطری جوامع بشری در تضاد میباشد محکوم به شکست است..
بنابراین دلیل اصلی و نهان تمديد تحريم ها عليه ايران كه اوباما به کذب و یا نامشروع خطر ايران براي اقتصاد و امنيت امريكا اعلام مي كند ،را مي توان از متن بالا درك كرد.
در اینجا میخواهم در خصوص بهانه ساخت بمب اتمي توضیحات بیشتری راارایه نمایم :
گرچه شخصا دارا بودن تکنولوژی ساخت بمب اتمي و داشتن ان سلاح را حق مردم ايران مي دانم، ولي انگونه که تا كنون سازمان انرژي اتمي متعلق به سازمان ملل و ديگر سازمان هاي جاسوسي و تحقيقي امريكا گزارش داده اند هيچ نمونه ای ازانحراف ايران در برنامه هسته اي صلح اميز رانشان نمي دهد .
نتيجه: پس چرا اوباما تحريم ها را برعليه ايران ادامه مي دهد؟
من دليل اصلي را از داخل جناح هاي حاكميت در ايران مي بينم.زيرا بخشي از حاكميت در ايران تصور مي كنند كه فشار تحريمها خواهد توانست جناح اصلاح طلب و متحدين انها را در انتخابات اينده به پيروزي برساند.
به نظرمن تضاد ديگري نیز در پشت صحنه در جريان است .صهيونيستهاي حامي رژيم صهيونيستي در امريكا كه اكثرا از حزب جمهوري خواهان مي باشند علاقمند هستند که تندروها به رهبري احمدي نژاد در قدرت باقي بمانند. انها سعی دارند تا با سو استفاده از خط مشي نسبتا تند و بي ترمز حاكمان كنوني در دولت ایران به بهانه جويي بيشترخود ادامه داده و بدین طریق ايران را حطري در منطقه جهان معرفي نمایند. با این تاکتیک سعی بر ادامه تحريمها ادامه دارند و در اين صورت مسئله اشغال سر زمين فلسطين و ديگر مسايل از تيترهای خبري كنار گذاشته مي شود و دوباره ايران مطرح مي شود .ولي اوباما و اكثریت دمكرات ها ،،خصوصا مردم امريكا خوستار تعامل با ايران و باز كردن باب گفتگوهاي مستقيم با دولت ايران هستند. در مورد تمديد تحريمهاو سياست كنوني دولت اوباما در داخل حزب دمكرات هم تضادي حاد بوجود امده است. اين تضاد بر اثر فشارها و رهنمون هاي داخلي حاكميت در ايران بوجود امده است . از طرفی به نظرمن فشارهاي كشورهاي عربي و رژيم صهيونيستي را نبايستی از نظر دور كرد همه اين مسايل سياست دولت اوباما را با تضادی اشكار روبرو كرده است.
يك مسئله هميشه مرا سردرگم كرده است ،چرا رهبري هنوز هم افرادي را كه در گذشته در برابر فشارهاي خارجي در مورد برنامه هسته اي نرمش نشان داده اند و عده اي ازا نها نيز متهم به دادن اطلاعات محرمانه به بيكانه هستند را در حساس ترين سازمان اطلاعاتي حفظ كرده اند ؟اين مسئله اي است كه تاكنون توان حل انرا نداشته ام.
به نظر من اگر كساني بايد در ايران به جرم خيانت به امنيت و استقلال كشور محاكمه شده و شديدا مجازات شوند ، افرادي هستند كه بخاطر رسيدن به قدرت سياسي و غارت منابع كشور توسط بيكانه به عامل تبديل مي شوند و همين افراد هستند كه اگر خيانت انها ثابت شود بایستی به کیفر خود برسند.
دلايل ديگري نیزبراي تمديد تحريم ها عليه ايران وجود دارند از جمله باج گيري از ايران براي سكوت ايرانيان در برابر جنايات اسرائيليها در غزه و ديگر نقاط جهان ،سكوت ايران در عراق و كمك ايران در افغانستان به امريكا و ناتو تا انها بتوانند برنامه و طرح هاي دراز مدت خود را براي خارج شدن از ورشكستگی اقتصادي و حفظ هژموني امريكا در منطقه به اجرا بگذارند.
ولي به نظرمن هنوز امريكاييها قادر نيستند تغيیرات جهان را درك كنند .انها گويا در زمان جنگ جهاني دوم زندگي و فكر مي كنند . حمله به عراق و افغانستان و اعمال قوانينی كه در این کشورها به اجرا گذاشته شد همان برنامه ها و طرح هايي است که امريكا به كمك دوستان خود در جنگ جهاني دوم و در جنگ ويتنام بكار گرفته اند. نمونه بارز ان را در حمايت از كسترش كشت خشخاش و توليد ترياك در چين ، يتنام و كامبوج ولائوس در گذشته شاهد بوده ایم .ادامه دارد
این نوشته بخاطر ثبت در تاریخ پر فراز و نشیب کشور عزیزم ایران دراین سایت ثبت می کنم بگذار مردمانی که مطالعه می کنندو به قوانین حقوق بشر و حتی نوع اسلامی ان اعتقاد دارند بدانند که انساهایی در ایران و خارج از ایران وجود دارند که نظرات خودشان رابرای حفظ ابروی ملت شریف و به نوعی مظلوم ایران به حاکمان کنونی ارائه می دهند و مخالف احکام صادره از سوی قضات تحجر گرا و ضد انسانی و ضد اسلامی هستند..
سایت ریاست جمهوری اسلامی ایران
باسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
لا اله الا الله
محمد رسول الله
علی ولی الله:
خوستار هر چه سریعتر لغو حکم سنگسار از رسانه های ملی توسط بالاترین مقام کشوری هستم:
شما وقت زیادی ندارید این وعده اللهی ایست. این برای من تکلیف است که بشما اطلاع دهم برای حفظ و ابرو و حیثیت ملت مسلمان ایران و مسلمان های دیگر کشورها باید هرچه سریعتراقدام شود . والا خداوند همه مارا مجازات خواهد کرد. نگویید نگفتند. نشنیدیم ندانستیم وای کاش کسی به ما خبرمی داد. به شوخی هم نگیرید والله مجازات اللهی نزدیک است ای خدای بزرگ تو شاهد باش که من دو مرتبه نوشتم و فرستادم. وقتي اسلام را در خارج دين محبت و عشق و دوستي معرفي مي کنيم فورا خارجي ها درجواب احکام شلاق زني و سنگسار را به رخ ما مي کشند احساس شرم ميکنم !؟! خيلي شفاف بنويسم نمي شود از کرامت انسان و ارزش هاي اسلامي و انساني صحبت کرد و احکام سنگسار صادر کرد. اين عمل بيانگر همان برخورد دوگانه است که در داخل کشور اجراي قوانين خشونت اميز و غير انساني و غير ارزشي ( شلاق زني و سنگسار و اعدام هاي علني و اويزان کردن مجرمان از جرثقيل که نوعي ايجاد وحشت در ميان مردم مي شود )و در خارج تبليغات محبت امير و دادن شعار هاي مردم پسندانه معني اين سخن يعني برخورد دوگانه و منافقانه را به نمايش مي گذارد. اگر غير از اين است شما نظر بدهيد. عليرضا جمشيدي، سخنگوي قوه قضائيه ايران تابستان امسال اعلام کرده بود که اجراي حکم تمام محکومان به سنگسار در کشورمان متوقف شده است. پيشنهاد ايت الله محمود هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه ايران مبني بر عفو يک زن محکوم به سنگسار از سوي کميسيون عفو و بخشودگي قوه قضائيه رد شده است. *به نظر ميرسد قاضي که حکم سنگسار صادر مي کند يا عمدا يا از روي نا اگاهي به اوضاع سياسي و موقعيت کل نظام در خارج از کشور و يا نادان است وابسته به صهيونيسم جهاني و دشمن ملت ايران است* يکي از دلايل مهم خارج کردن نام مجاهدين خلق ( تروريست هاي ثابت شده ) همين عکسها و فيلم هاي سنگسار و اعدام هاي خياباني است که مجاهدين خلق ( گروه فرقه اي و تروريست و خائن به ملت ) و ساختن فيلم هاي مختلف در زمينه هاي گوناگون وحشت اور جعلي است که با ارائه انها به دادگاه هاي اتحاديه اروپا و ديگر کشورها در کنار تصاوير واقعي سنگسار و اعدام هاي خياباني را در مراگزدانشگاهي و ديگر مراگز مهم مدني و حقوقي نشان ميدهند و نتيجه گيري انها تلقين اين ادعاست که نظام و رهبران با اجراي قانون شلاق زندي و سنگسار مي خواهند اين نوع قوانين را به ديگر نکات صادر کنند و اين نوع نظام و رهبران انها براي بشريت خطر ناک هستند. البته مجاهدين خلق ( منافقين تروريست ) تنها نيستند که با اين روش بطور دائم در حال تلاش هستند اکثريت مخالفان نظام و اسلام با روش هاي مختلف و گوناگون چه از طريق رسانه هاي ماهواره اي موساد وسيا ساخته و چه انتشار نشريات به زبان هاي مختلف حيثيت مردم شريف و نجيب و اجازه بدهيد لغت مظلوم ايران را بکار ببرم که فعاليت مي کنند. جا دارد در اينجا بنويسم در کشوري که حکم سنگسارو اعدام هاي خياباني وجود دارد ديگر به دشمن خارجي نيازي نيست همين اعمال در اين عصر مي تواند نظامي را سرنگون کند. سئول تعجب اور براي من اين است واقعا شخصي که بنام قاضي که حکم سنگسار صادر ميکند در رده و تعريف انسان مسلمان و ازاده مي تواند قرار بگيرد يا وي يک ديوانه و بيمار رواني است. اين اقا يا خانم قاضي به نظر من حتما از دنياي خارج و ديدگاه و نظر مردمان دنياي پيشرفته خارج به حکومت و عملکرد هاي ان در داخل کشور ايران مطلع نيست . يک فيلم سنگسار و اعدام هاي خياباني که در خارج نشان داده مي شود اثر مخرب ان از بمب اتمي که امريکا در ژاپن بکار گرفت در اين عصر البته مخرب تر است. اميدوارم احساس مرا درک کنيد بيشتر از اين به حيثيت ملت ايران صدمه نزنيد بجاي زدن شلاق مي شود حق انتخاب ديه گذاشت. و صد البته سنگسار درهرکشوري به هر بهانه اي به هر جرمي که يک بشر مرتکب شود در ميان افکار جهاني عصر کنوني شديدا محکوم است. هعمين اعمال وحشت اور است که ايراني هايي که در خارج زندگي مي کنند اسامي خودشان را عوض ميکنند تا ننگ سنگسار و شلاق زني و اعدام هاي خياباني را از خود دور کنند. مهمترين سئوال اين است در طي مدت سي سال از اجراي اين قوانين گذشته است ايا فحشا و ناموس فروشي از بين رفته است؟ اين سئوالي است که پاسخ ان را شماها خودتان بهتر از همه کس مي دانيد. در صورتي که همه ما مي دانيم بعضي از کشورهاي اتحاديه اروپا مخصوصا دولت انگليس طبق گواه تاريخ در راس عملکرد ترويستي در ديگر نکات جهان قراردارد و با دسيسه بازي و با سو استفاده از همين تصاوير سنگسار وحشت اور و اعدام هاي حياباني است ملت ايران را در ميان ديگر ملل مورد تحقير قرار ميدهند. صادر کردن حکم سنگسار خدمت به دشمن ملت ايران است. درصورتي که مي رود برنامه هسته اي ايران روند عادي پيدا کند يا يکي از اعضاي غير انتخابي و منصوب شده مجمع به بيانات و سخنراني جنجالي براي تضعيف دولت مي پردازد يا يک قاضي در يک شهري حکم سنگسار صادر مي کند ايا شماها خائن به ملت هستيد منظورم ان قاضی است ؟ يا در خدمت بيکانه و عواملي داخلي انها قرار داريد شماها لياقت کار در ان مقامها و پستها را نداريد. بارها نوشته ام اعدام هاي خياباني و اويزان کردن مجرمان در خيابانها و انهم در ميان مردم و سنگسار کردن مجرمان وحشت اور است و اين وحشت در رده تعريف تروريسم جا مي گيرد. اگر نمي دانيد بدانيد سنگسار و اعدام هاي خياباني ايجاد وحشت مي کند و ايجاد وحشت در ميان مردم نوعي تروريسم است. حکم سنگسار لگه ننگ و سياهي است که بهانه به دست دشمن ملت ايران مي دهد.و اينگونه احکام وارداتي و متعلق به ملت ايران نبوده و نيست. وقتي اسلام را در خارج دين محبت و عشق و دوستي معرفي مي کنيم فورا خارجي ها درجواب احکام شلاق زني و سنگسار را به رخ ما مي کشند احساس شرم ميکنم
وقتي اسلام را در خارج دين محبت و عشق و دوستي معرفي مي کنيم فورا خارجي ها درجواب احکام شلاق زني و سنگسار را به رخ ما مي کشند احساس شرم ميکنم !؟!
خيلي شفاف بنويسم نمي شود از کرامت انسان و ارزش هاي اسلامي و انساني صحبت کرد و احکام سنگسار صادر کرد.
اين عمل بيانگر همان برخورد دوگانه است که در داخل کشور اجراي قوانين خشونت اميز و غير انساني و غير ارزشي ( شلاق زني و سنگسار و اعدام هاي علني و اويزان کردن مجرمان از جرثقيل که نوعي ايجاد وحشت در ميان مردم مي شود )و در خارج تبليغات محبت امير و دادن شعار هاي مردم پسندانه معني اين سخن يعني برخورد دوگانه و منافقانه را به نمايش مي گذارد. اگر غير از اين است شما نظر بدهيد.
عليرضا جمشيدي، سخنگوي قوه قضائيه ايران تابستان امسال اعلام کرده بود که اجراي حکم تمام محکومان به سنگسار در کشورمان متوقف شده است.
پيشنهاد ايت الله محمود هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه ايران مبني بر عفو يک زن محکوم به سنگسار از سوي کميسيون عفو و بخشودگي قوه قضائيه رد شده است.
*به نظر ميرسد قاضي که حکم سنگسار صادر مي کند يا عمدا يا از روي نا اگاهي به اوضاع سياسي و موقعيت کل نظام در خارج از کشور و يا نادان است وابسته به صهيونيسم جهاني و دشمن ملت ايران است*
يکي از دلايل مهم خارج کردن نام مجاهدين خلق ( تروريست هاي ثابت شده ) همين عکسها و فيلم هاي سنگسار و اعدام هاي خياباني است که مجاهدين خلق ( گروه فرقه اي و تروريست و خائن به ملت ) و ساختن فيلم هاي مختلف در زمينه هاي گوناگون وحشت اور جعلي است که با ارائه انها به دادگاه هاي اتحاديه اروپا و ديگر کشورها در کنار تصاوير واقعي سنگسار و اعدام هاي خياباني را در مراگزدانشگاهي و ديگر مراگز مهم مدني و حقوقي نشان ميدهند و نتيجه گيري انها تلقين اين ادعاست که نظام و رهبران با اجراي قانون شلاق زندي و سنگسار مي خواهند اين نوع قوانين را به ديگر نکات صادر کنند و اين نوع نظام و رهبران انها براي بشريت خطر ناک هستند.
البته مجاهدين خلق ( منافقين تروريست ) تنها نيستند که با اين روش بطور دائم در حال تلاش هستند اکثريت مخالفان نظام و اسلام با روش هاي مختلف و گوناگون چه از طريق رسانه هاي ماهواره اي موساد وسيا ساخته و چه انتشار نشريات به زبان هاي مختلف حيثيت مردم شريف و نجيب و اجازه بدهيد لغت مظلوم ايران را بکار ببرم که فعاليت مي کنند.
جا دارد در اينجا بنويسم در کشوري که حکم سنگسارو اعدام هاي خياباني وجود دارد ديگر به دشمن خارجي نيازي نيست همين اعمال در اين عصر مي تواند نظامي را سرنگون کند.
سئول تعجب اور براي من اين است واقعا شخصي که بنام قاضي که حکم سنگسار صادر ميکند در رده و تعريف انسان مسلمان و ازاده مي تواند قرار بگيرد يا وي يک ديوانه و بيمار رواني است.
اين اقا يا خانم قاضي به نظر من حتما از دنياي خارج و ديدگاه و نظر مردمان دنياي پيشرفته خارج به حکومت و عملکرد هاي ان در داخل کشور ايران مطلع نيست .
يک فيلم سنگسار و اعدام هاي خياباني که در خارج نشان داده مي شود اثر مخرب ان از بمب اتمي که امريکا در ژاپن بکار گرفت در اين عصر البته مخرب تر است.
اميدوارم احساس مرا درک کنيد بيشتر از اين به حيثيت ملت ايران صدمه نزنيد بجاي زدن شلاق مي شود حق انتخاب ديه گذاشت.
و صد البته سنگسار درهرکشوري به هر بهانه اي به هر جرمي که يک بشر مرتکب شود در ميان افکار جهاني عصر کنوني شديدا محکوم است.
هعمين اعمال وحشت اور است که ايراني هايي که در خارج زندگي مي کنند اسامي خودشان را عوض ميکنند تا ننگ سنگسار و شلاق زني و اعدام هاي خياباني را از خود دور کنند.
مهمترين سئوال اين است در طي مدت سي سال از اجراي اين قوانين گذشته است ايا فحشا و ناموس فروشي از بين رفته است؟
اين سئوالي است که پاسخ ان را شماها خودتان بهتر از همه کس مي دانيد.
در صورتي که همه ما مي دانيم بعضي از کشورهاي اتحاديه اروپا مخصوصا دولت انگليس طبق گواه تاريخ در راس عملکرد ترويستي در ديگر نکات جهان قراردارد و با دسيسه بازي و با سو استفاده از همين تصاوير سنگسار وحشت اور و اعدام هاي حياباني است ملت ايران را در ميان ديگر ملل مورد تحقير قرار ميدهند.
صادر کردن حکم سنگسار خدمت به دشمن ملت ايران است. درصورتي که مي رود برنامه هسته اي ايران روند عادي پيدا کند يا يکي از اعضاي غير انتخابي و منصوب شده مجمع به بيانات و سخنراني جنجالي براي تعضيف دولت مي پردازد يا يک قاضي در يک شهري حکم سنگسار صادر مي کند ايا شماها خائن به ملت هستيد ؟ يا در خدمت بيکانه و عواملي داخلي انها قرار داريد شماها لياقت کار در ان مقامها و پستها را نداريد.
بارها نوشته ام اعدام هاي خياباني و اويزان کردن مجرمان در خيابانها و انهم در ميان مردم و سنگسار کردن مجرمان وحشت اور است و اين وحشت در رده تعريف تروريسم جا مي گيرد. اگر نمي دانيد بدانيد سنگسار و اعدام هاي خياباني ايجاد وحشت مي کند و ايجاد وحشت در ميان مردم نوعي تروريسم است.
حکم سنگسار لگه ننگ و سياهي است که بهانه به دست دشمن ملت ايران مي دهد.و اينگونه احکام وارداتي و متعلق به ملت ايران نبوده و نيست.
وقتي اسلام را در خارج دين محبت و عشق و دوستي معرفي مي کنيم فورا خارجي ها درجواب احکام شلاق زني و سنگسار را به رخ ما مي کشند احساس شرم ميکنم !؟!