Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

Mohammad S

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Lists  |  Groups

  • Work: University Of Applied Science &Techno
  • School: Iran University Of Science & Tech

Add

Mohammad S is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Tue Dec 19, 2006 Member since March 2006

Angels do exist but sometimes they dont have wings, We call them friends Reply

1 - 5 of 8 First | < Prev | Next > | Last

Mohammad's Blog Full Post View | List View

Don't care what people say Just follow your own way Don't give up and use the chance To return to innocence

Jean Reno
Jean Reno magnify
ژان رنو در30 جولاي سال 1948 با نام "دون ژوان مورنواي جدريك جيمنز" در كازابلانكاي مراكش از والديني اسپانيايي بدنيا آمد. خانواده اش براي فرار از چنگ حکومت فاشيستي "فرانسيسكوال كاديلوفرانكو" به مراکش در افريقاي شمالي مهاجرت كردند. در آنجا بود که ژان به دنيا آمد و بعدها با دنياي نمايش و سينما آشنا شد
ژان رنو در 17 سالگي به فرانسه رفت و براي دريافت تابعيت فرانسه مجبور شد تا در ارتش ثبت نام کند، اما تحصيلاتش در زمينه بازيگري باعث شد در بخش نمايشي به کار گرفته شود. پس از اتمام خدمت سربازي به پاريس رفت و در دهه هفتاد نقش هاي کوچکي در تئاتر و تلويزيون گرفت ، تا اين که در1971 با ايفاي نقش کوچکي در «نور زن اثر کوستا گاوراس» به دنياي سينما راه يافت. اين نقش کوچک ستايش فراواني براي رنو به همراه آورد و باعث شد نقش مناسبي در «قصه ما» - برتران بليه- به او پيشنهاد شود
اما فرشته شانس در١٩٨١ به سراغ او آمد. اين فرشته لوک بسون نام داشت. نتيجه همکاري بسون و رنو براي هر دو شهرت و موفقيت بود. اولين همکاري شان فيلم کوتاهي به نام«ماقبل آخر» بود. در١٩٨٣ لوک بسون با فيلمنامه اي ٢٠ صفحه اي «آخرين نبرد» به سراغ رنو رفت و به او گفت که تصميم دارد آن را به صورت سياه و سفيد بسازد. رنو پذيرفت تا در ازاي فقط صد دلار نقش منفي فيلم را بازي کند پس از «آخرين نبرد» رنو بار ديگر در ١٩٨٥ در کنار بسون قرار مي گيرد و نقش کوچکي در «مترو» بازي مي کند. در١٩٨٨ موفقيت با بازي در فيلم «آبي بزرگ» ساخته بسون به سراغش مي آيد. اين اولين نقش بزرگ رنو است. پخش جهاني فيلم باعث محبوبيت رنو مي شود در اين هنگام است که او همسرش ژنويو و دو فرزندش سندرا و مايکل را ترک مي کند پس از «آبي بزرگ» منتقدين او را کشف کردند. رنو در١٩٩١ بار ديگر در فيلمي از بسون- «زني به نام نيکيا»- نقش کوچکي را بازي کرد، نقش آدم کشي به نام ويکتور که پلي براي رسيدن به نقش بزرگ کارنامه اش «لئون: حرفه اي» در ١٩٩٤ بود. اما قبل از آن در ١٩٩٣ در يک کمدي فرانسوي به نام «ملاقات کنندگان» در کنار کريستين کلاويه ظاهر شد . فيلم موفق ترين و پرفروش ترين محصول تاريخ سينماي فرانسه شد، اما به دليل خصلت هاي بومي زيادي که داشت، نتوانست در خارج از فرانسه موفقيت زيادي کسب کند
نمايش لئون در١٩٩٤ رنو را به ميانه جريان فيلمسازي هاليوود پرتاب کرد. رنو در اين فيلم بار ديگر نقش آدمکشي کرايه اي، اما حساس را بازي کرد که که از دختري ١٢ ساله(ناتالي پورتمن) محافظت ميکرد. ٢٣ دقيقه از فيلم براي نمايش در آمريکا حذف شد، تا خشونت آن تلطيف شود هرچند منتقدان به دليل شباهت هاي فيلم با «نيکيتا» چندان روي خوشي به فيلم نشان ندادند، اما تماشاگران تلاش بسون و رنو را براي ساختن داستان عاشقانه اي غير عادي پسنديدند. سرانجام با پخش نسخه کامل فيلم روي دي.وي.دي در ٢٠٠٠ نظر منتقدين نيز عوض شد « بوسه فرانسوي (1995)» در كنار مگ ريان و كوين كلين ، ماموريت غير ممكن در كنار تام كروز از جمله فيلم هاي امريكايي هستند که رنو در آنها نقش آفريني کرده است در سال 1996 با همسر دومش ناتالي دسکيوکزازدواج ميکند و حاصل اين ازدواج دو فرزند به نام تام و سرنا ميباشد
وقتي در١٩٩٧ با « قبر روزينا » به آمريکا برگشت و کوشيد تا تماشاگران آمريکاي را با ذوق و تبحر خود در زمينه نفش هاي کمدي جلب کند، موفق نشد. تماشاگران آمريکايي و البته بسياري کشورهاي ديگر، او را در گونه اکشن مي خواستند بنابراين در١٩٩٨ در بازسازي آمريکايي «گودزيلا» بازي کرد، که تنها نقطه قوت فيلم، بازي او بود. در همين سال بخت بازي در کنار اسطوره بازي هاليوود ، رابرت د نيرو در فيلم « رونين» نصيب اش شد«رونين» هر چند در گيشه کمتر از«گودزيلا» سودآور بود، اما تبديل به يکي از فيلم هاي مهم دهه نود شد . بعد از« گودزيلا» رنو دوباره به فرانسه بازگشت تا در قسمت دوم «ملاقات کنندگان» بازي کند. موفقيت تجاري فيلم و تلاش هاي رنو براي آشنا کردن تماشاگر آمريکايي با ذوق کمدي اش باعث شد تا در ٢٠٠١ نسخه بازسازي شده آمريکايي فيلم ساخته شود رنو در سال ٢٠٠٠ فيلم « رودخانه هاي سرخ» را بازي کرد، فيلمي پليسي با استانداردهاي هاليوود بر اساس کتابي از ژان کريستف گرانژه، موفق ترين نويسنده کتابيهاي پليس در فرانسه، که بازي رنو در نقش بازرس نيمان سهم عمده اي در موفقيت فيلم داشت.موفقيت فيلم در پخش جهاني باعث شد تا سه سال بعد، قسمت دوم آن با نام « فرشتگان نابودکننده» ساخته شود در سال ٢٠٠٢ در کنار ژرار دپارديو، اسطوره بازيگري در سينماي امروز فرانسه، قرار گرفت و حاصل آن يکي از بهترين کمدي هاي فرانسوي به نام «روبي و کوئنتين» بود. همچنين در سال 2005 با بازي در فيلم «ببر و برف» در کنار روبرتو بنيني کمدين ايتاليايي نقش يک شاعر عراقي را ايفا کرده است آخرين فيلمي که از رنو به نمايش در آمده است، «امپراتوري گرگ ها» نام دارد که باز هم بر اساس رماني از گرانژه ساخته شده و رنو براي بازي در آن يک و نيم ميليون يورو دستمزد گرفته است
از جديد ترين فيلم هاي رنو به ( پلنگ صورتي ) و بازي در نقش بازرس بزوفاش در فيلم ( رمز داويچي 2006 ) ميتوان نام برد او به زبانهاي اسپانيايي - فرانسوي - انگليسي و ايتاليايي صحبت ميکند و فرزندان او هم اکنون ۲۲ - ۱۹ - ۳ و ۱ ساله هستند
Thursday February 15, 2007 - 12:38am (IRST) Permanent Link | 1 Comment
Chris De Burgh
Chris De Burgh magnify

كريستوفر جان ديويسون ملقب به كريس دي برگ در ١٥ اكتبر سال ١٩٤٨ در آرژانتين متولد شد. پدرش "چارلز ديويسون" ديپلمات انگليسي و مادرش "ماوي اميلي دي برگ" منشي ايرلندي بود. كودكي كريس دي برگ به خاطر شغل ديپلماتيك پدر به مسافرت و كسب تجربه در اين راه گذشت و به اين خاطر در كشورهاي مختلفي مثل مالت، نيجريه و زئير بزرگ شد. هنگامي كه ١٢ ساله بود خانواده اش به "Emerald Isle" در ايرلند رفتند، جايي كه هنوز هم كريس دي برگ با همسرش دايان و سه فرزندش رزانا، هوبي و مايكل زندگي مي كند.

در سال ١٩٦٠ پدرش يك قلعه قديمي به نام بارگي كاسل خريد كه در قرن ١٢ ساخته شده بود. بعد از اينكه قلعه دوباره توسط خانواده ديويسون بازسازي شد، آنها آنجا را به يك هتل خانوادگي براي تعطيلات تبديل كردند. كريس اولين كنسرتهايش را در اين قلعه اجرا مي كرد و بعد از ظهر ها براي ميهمانان گيتار مي نواخت. كريس نواختن گيتار را با روش سعي و خطا، يعني بدون هيچ نت از پيش نوشته شده اي ياد گرفت.

كريس زبان انگليسي و فرانسه را در كالج معروف ترينيتي در شهر دوبلين آموخت. هنگامي كه وي مشغول تحصيل در كالج ترينيتي بود شروع به نوشتن آهنگهاي پاپ كرد. در سال ١٩٧١ كريس براي پيدا كردن يك شغل در موسيقي به لندن سفر كرد. در يك رستوران و آرايشگاه به عنوان خواننده شروع به كار كرد و از طرف يكي از دوستانش كه به تازگي رستوراني به نام "Captain Americas" در دوبلين تاسيس كرده بود پيشنهاد كار دريافت كرد و براي ميهماناني كه مشغول صرف غذا بودند موسيقي مي نواخت.

در سال ١٩٧٤ كريس با كمپاني M&A قراداد امضاء كرد و گروه سوپر ترمپ را در تور جديدترين آلبومشان به نام "Crime of the Century" همراهي كرد. در اين زمان بود كه نامش را به كريس دي برگ تغيير داد و در سال ١٩٧٥ آماده انتشار اولين آلبومش به نام "...Far Beyond These Castle Walls" شد.

اولين موفقيت بين المللي كريس در سال ١٩٧٥ با آهنگ "Turning Round" كه بعدها به اسم "Flying" تغيير نام داد رقم خورد. اين آهنگ براي ١٧ هفته در صدر جدول بهترين ها در برزيل قرار گرفت و بيش از نيم ميليون نسخه از آن به فروش رفت. آلبوم بعدي كريس دي برگ به نام "Spanish Train & Other Stories" آهنگي به نام "A Spaceman Came Travelling" داشت كه در انگلستان جزو بهترين آهنگ هاي كريسمس شناخته شد. ولي موفقيت واقعي اين آلبوم آهنگي به نام "Patricia The Stripper" است كه هنوز هم درخواست اجراي آن از طرف تماشاچيان در كنسرت هاي كنوني كريس وجود دارد.

در سال ١٩٨٤ كريس هشتمين آلبومش را به نام "Man On The Line" منتشر كرد. اين آلبوم شامل يكي از معروفترين آهنگ هاي كريس به نام "High On Emotion" است كه در آن زمان در ده كشور اروپايي به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد.

در سال ١٩٨٦ آلبوم "Into The Light" را كه آهنگي به نام "The Lady In Red" داشت منتشر كرد. اين آهنگ در سراسر دنيا باعث شهرت كريس شد و در انگلستان و ٢٤ كشور ديگر به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد ولي در آمريكا رتبه دوم را كسب كرد. آلبوم "Into The light" در آفريقاي جنوبي ،‌نروژ ،‌سويس و انگلستان جايزه پلاتينيوم دريافت كرد. در آمريكا، ‌زلاندنو، ‌دانمارك و بلژيك هم جايزه طلايي گرفت. اين آلبوم شامل آهنگ "Say Goodbye To It All" است كه ادامه ترانه "Borderline" از آلبوم "The Getaway" سال ١٩٨٢ است.

آلبوم بعدي كريس دي برگ به نام "Flying Colours" در سال ١٩٨٨ منتشر شد. اين آلبوم همچنين پر فروش ترين آلبوم كريس دي برگ تا به حال بوده است. در طول ۲۸ سال فعاليت، ‌كريس دي برگ بيش از ۲۰۰ جايزه طلايي و پلاتينيوم دريافت كرده است. حتي برخي از سياستمداران و افراد مشهور از طرفداران موسيقي كريس دي برگ ميباشند. كريس دي برگ در سراسر دنيا از اروپا (آلمان، انگلستان، ايرلند،...) و آسيا (ايران، ژاپن، لبنان،...) تا آمريكاي شمالي (كانادا) و آمريكاي جنوبي (آرژانتين، برزيل،...) محبو بيت دارد.

كريس دي برگ تورها و كنسرتهاي زيادي در سراسر دنيا از جمله در آلمان، انگلستان، ايرلند، ژاپن، لبنان، كانادا، آفريقاي جنوبي، اروپاي شرقي، اروپاي مركزي و خاور دور اجرا كرده است كه بسياري از آنها سريعا" به فروش رفته است.

كريس دي برگ در ١٦ سپتامبر سال ٢٠٠٢ آلبوم جديد خود به نام "Timing Is Everything" را منتشر كرد كه شامل ١١ آهنگ جديد بود. كريس دي برگ در اين آلبوم بيشتر به دنبال يك آلبوم تفريحي و شاد بوده است ولي هنوز چند آهنگ از جمله "There"s Room In This Heart Tonight" آهنگهاي عميقي از نظر موسيقي و شعر ميباشند. بزرگترين موفقيت اين آلبوم آهنگ "Lebanese Night" ميباشد كه در كشورهايي مثل لبنان و ساير كشورها آهنگ شماره يك آهنگهاي عربي و انگليسي شد.

Sunday December 31, 2006 - 01:33am (IRST) Permanent Link | 2 Comments
مهدی اخوان ثالث
مهدی اخوان ثالث magnify

در سال 1307 در مشهد چشم به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهر گذراند و در سال 1326 دوره هنرستان مشهد رشته آهنگري را به پايان بر و همان جا در همين رشته آغاز به کاركرد.
سپس
به تهران آمد آموزگار شد و در اين شهر و پيرامون آن به تدريس پرداخت.
اخوان چند بار به زندان افتاد و يک بار نيز به حومه کاشان تبعيد شد.
در سال 1329 ازدواج کرد در سال 1333 براي بار چندم به اتهام سياسي زنداني شد.
پس از آزادي از زندان در 1336 به کار در راديو پرداخت و مدتي بعد به تلويزيون
خوزستان منتقل شد.
در سال 1353 از خوزستان به تهران بازگشت و اين بار در راديو وتلويزيون ملي
ايران به کار پرداخت.
در سال 1356 در دانشگاه هاي تهران ملي و تربيت معلم به
تدريس شعر ساماني و معاصر روي آورد در سال 1360 بدون حقوق و با محروميت از تمام مشاغل دولتي بازنشسته شد.
در سال 1369 به دعوت خانه فرهنگ آلمان براي برگزاري شب شعري از تاريخ 4 تا 7
آوريل براي نخستين بار به خارج رفت.
سرانجام چند ماهي پس از بازگشت از سفر در
شهريور ماه جان سپرد وي در توس در کنار آرامگاه فردوسي به خاك سپرده شد از او 4 فرزند به يادگار مانده است.

روحش شاد

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است .
كسي سر بر نيارد كردپاسخ گفتن و ديدار ياران را .

نگه جز پيش پا را ديد , نتواند ,
كه ره تاريك و لغزان است .
و گر دست محبت سوي كس يازي ,
به اكراه آورد دست از بغل بيرون ؛
كه سرما سخت سوزان است .

نفس كز گرمگاه سينه مي آيد برون , ابري شود تاريك .
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت .
نفس كاينست , پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟

مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير ِ پيرهن چركين !
هوا بس ناجوانمردانه سردست ... آي .
دمت گرم و سرت خوش باد !
سلامم را تو پاسخ گوي , در بگشاي !

منم من , ميهمان هر شبت , لولي وش ِ مغموم .
منم من , سنگِ تيپا خورده رنجور .
منم دشنام پست آفرينش , نغمه ناجور .
نه از رومم , نه از زنگم , همان بيرنگِ بيرنگم .
بيا بگشاي در , بگشاي , دلتنگم .
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد .
تگرگي نيست , مرگي نيست .
صدايي گر شنيدي , صحبت سرما و دندان است .

من امشب آمدستم وام بگزارم .
حسابت را كنار جام بگذارم .
چه مي گويي كه بيگه شد , سحر شد , بامداد آمد؟
فريبت مي دهد, بر آسمان اين سرخي ِ بعد از سحرگه نيست .
حريفا!گوش سرما برده است اين, يادگار سيليِ سردِ زمستان است.
و قنديل سپهر تنگ ميدان . مرده يا زنده,
به تابوتش ستبرِ ظلمت نُه تويِ مرگ اندود , پنهان است .

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت .
هوا دلگير , درها بسته, سرها در گريبان, دستها پنهان,
نفسها ابر , دلها خسته و غمگين ,
درختان اسكلتهايِ بلور آجين ,
زمين دلمرده , سقفِ آسمان كوتاه ,
غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است



Tuesday December 26, 2006 - 07:11am (IRST) Permanent Link | 0 Comments
تعیین اهداف
همه ما در زندگی مون یک سری از اهداف را برای خودمون در نظر گرفتم و برای رسیدن به اونا تلاش می کنیم اما موفقیت در رسیدن به اهداف بستگی به چگونگی تعیین این هدف ها داره
اگه کسی بخواد در رسیدن به اهدافش موفق بشه باید هدف هاش رو واقع بینانه و براساس توانایی هاش انتخاب کنه و اهدافش رو دقیقا برای خودش تعریف کنه
در زمینه های مختلف می شه اهداف مختلفی را تعیین کرد و برای رسیدن به اونها تلاش کرد این زمینه ها می تونه اهداف
خانوادگی(در چه سنی می خواین ازدواج کنین، قصد دارین چند تا فرزند داشته باشین و ...)
مالی (می خواین از لحاظ مالی به چه سطحی برسین )
تحصیلی (تا چه مقطع تحصیلی می خواین ادامه بدین)
شغلی (دوست دارین چه شغلی داشته باشین )
هنری (دوست دارین چه فعالیت های هنری را انجام بدین)
سیاحتی (به چه نقاطی از دنیا می خواین سفر کنین)
جسمی (در چه وضعیت جسمانی دوست دارین قرار داشته باشین)
رفتاری (چه رفتارهایی در خود تون رو دوست ندارین و می خواین اونا رو عوض کنین)
هر کس می تونه طول عمرشون به بازه هاهی 25 ساله تقسیم کنه و برای هر 25 سال از عمرش در زمینه های بالا برنامه ریزی کنه و دوباره هر 25 سال را به بازه های 5 ساله و هر 5 سال را به بازه های 1 ساله تقسیم بندی کنه
به این ترتیب می شه دید که خیلی از اهدافی که آرزوشونو داریم برامون میسر میشه

Sunday December 17, 2006 - 08:55pm (IRST) Permanent Link | 1 Comment
ابراز علاقه
خیلی وقته به کسانی که دوستشون دارم و عاشقشونم نگفتم " دوستت دارم" . پدر و مادر همه ما در زندگی بدون هیچ انتظاری ما را دوست دارند و به ما عشق می ورزند. بهتره این جمله را در مورد اونها صد بار تکرار کنم، شاید فردایی وجود نداشته باشه
پس همین حالا گوشی تلفن و برمی دارم و شماره خونه را می گیرم وقتی پدرم (مادرم) با صدای گرمش گفت "الو" می گم : پدر (مادر) خیلی دوستت دارم
Wednesday December 13, 2006 - 09:48pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments

Add Mohammad's Blog to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 8 First | < Prev | Next > | Last