یک یا حسین تا میر حسین
engar bi to hezar sal gozashte ast...
گفتمش:
شیرین ترین آواز چیست؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناک خواند:
ناله زنجیرها بر دست من
گفتمش:
آنگه که از هم بگسلند
خنده تلخی به لب آورد و گفت:
آرزوئی دلکش است اما دریغ
بخت شورم ره بر این امید بست.
و آن طلائی زورق خورشید را
صخره های ساحل مغرب شکست
من به خود لرزیدم از دردی که تلخ
در دل من با دل او می گریست.
گفتمش:
بنگر در این دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی است
سر به سوی آسمان برداشت گفت::
چشم هر اختر چراغ زورقی است
لیکن این شب نیز دریایی ست ژرف.
ای دریغا شبروان کز نیمه راه
می کشد افسون شب در خوابشان
گفتمش:
فانوس ماه
می دهد از چشم بیداری نشان
گفت:
اما در شبی این گونه گنگ
هیچ آوایی نمی آید به گوش
گفتمش:
اما دل من می تپد
گوش کن اینک صدای پای دوست
گفت:
ای افسوس در این دام مرگ
باز صید تازه ای را می برند
این صدای پای اوست
گریه ای افتاد در من بی امان
در میان اشک ها پرسیدمش:
خوش ترین لبخند چیست؟
شعله ای در چشم تاریکش شکفت
جوش خون در گو نه اش آتش فشاند
گفت:
لبخندی که عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من ز جا برخواستم بوسیدمش
هوشنگ ابتهاج
هفت سين ما تا ابديت يک سين کم دارد