Nothing
سلام
باز يه سال ديگه هم گذشت،چه زود ميگذرند نه؟
پارسال ميگفتم ايشالاه امسال ديگه دو نفري ميايم پيشت ،اما گاهي اوضاع اونطوري كه ميخوايم پيش نميره،همين پارسال اين موقع بود كه تموم فكر و ذكرم جمع كردن پولي واسه سه تا كلاس تخصصي بود كه بره تا موفق شه،خدا ميدونه وقتي گفت نه دماي بدنم همرنگ عصر يخبندون شد اما خوب شعله ي اميد سر پا نگهم داشت،خودت كه بقيه شو ميدوني،دو بار اميدم رنگ شكست گرفت،سخته كه خودت بدتر از مهره اصلي خورد شي اما محكم تر از اون بخواي پشتش واستي
رفيق بد دل ميگره گاهي،بد..،نمي دونم
خيلي بي شعورم نه؟ روز تولدت آيه ياءس ميخونم
ياءس چيه؟اونقدر اميد دارم كه مي ترسم بهش بگم
اونجا چه خبر؟حال مي كنيا،شب بي دغدغه و دل تنگي مي خوابي،روز بدون ترس بيدار ميشي،نمازت ديگه قبله نمي خواد،خدا ميدونه سالي چند بار بهار داريد،چقد دوس داشتم منم اونجا بودم،اما يه دليل دارم واسه بودن و موندن اينجا،اونم فقط اونه*
مرسي از اينكه بودي هر چند كوتاه،اگه نبودي ديگه خاطيمين نبود،تو معلم دوستي و گذشت بودي،من معلمي نداشتم،شايد نيازي نداشتم،اگه يكي هم مثله تو توي زندگيم بود بازم خاطيميني نبود،مي بيني؟گاهي دنيا با تمام شلختگيش يه برنامه عظيم طي ميكنه واسه يه هدف قاصدكي...
...نمي دونم
ببخشيد باز چيزي كه لايقته نشد بنويسم،گاهي بايد سخت بگذره تا قلم روون بنويسه،اما وقتي دل مي گيره حتي سكوتم زياديه
دعا كن،خيلي سنگينه،روي گلو،روي سينه،روي دوش،حتي روي قلم..
اميدوارم تلخترين تجربه امسالت،نامه ي من باشه،جز شادي چيزي نبيني كه چيزي توي بهشت جز اين نيست،حالا كه همسايه ديوار به ديوار خدا شدي دعامون كن،خواهش مي كنم
تموم قاصدك هاي زمين رو به سمتت ميفرسم ببخش اگه كمند،زمستون امسال كمي سرد بود
دوست داريم
خاطيمين