Goor Ban Only
چکمه اگر نعلين شود
تاج مرصع اگر پارچه
رعيت همان رعيت است
سلطان همان سلطان
گور پدر شریفتان!
دیر یا زود
هنگام شمشیر من خواهد رسید...
آهم اگر دامن گیر نشود
کینه ام گلوگیرتان خواهد شد
خدایا؟
آن «گرگ بیابان» که می گویند، منم؟
که همه اهل شهر
دعا به بی نصیبی ام می کنند:
الهی
نصیب
گرگ بیابان
نشود... ؟
*
خدایا؟
خدای گرگ بیابان نیستی؟
در مرام کفتر بازی با
کبوتر را باید بی قفس جلد کرد!
آنکه رفتنی است، هر چه زودتر برود سود است!
بگذار تا جفت چاهی و قمری بخورد...
به پای آنکه باید نشست که به بامت می نشنید؛
خیرپیش!
این نظر سنجی درباره نوشته های «گور بان» است