Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

mr. anarch

Top Page  |  Blog  |  Friends  |  Lists

  • Work: Aka Hanso Foundation
  • School: Naseryian

Add

mr. anarch is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Tue Jul 22, 2008 Member since April 2007

Tag Cloud

از نيروهاي نافرماني فرمان مي برند........چون شكلهاي زندگي با زندگ شكلها كاري ندارد........زندگي شكلها از پديده ي شبيه سازي پرورده مي شود Reply

1 - 5 of 60 First | < Prev | Next > | Last

... Full Post View | List View

فقط میدونم که نمیدونم بستگی به مقعیت داره میدونی هیچ چیز متلق نیست......

Entry for March 10, 2009
Entry for March 10, 2009 magnify
Tags: me, the, dark, knight, batmen, begins, joker, heath, ledger
Tuesday March 10, 2009 - 03:50pm (EDT) Permanent Link
لکه ی سرخ
لکه ی سرخ
حتما تا به حال این عکس مشتری رو دیدین اما فکر نکنم بدونید که اندازه ی اون بیشتر از 2تا کرهی زمین باشه
این لکه ی سرخ معروف مشتری حدود 168 سال پیش برای اولین بار توسط انسان دیده شد و سن اون بسیــــــــــــــــار بیشتر از این تخمین زده شده
در کنار این لکه ی قرمز دو لکه ی دیگر هم وجود داره که در ماه گذشته لکهی کوچکتر توسط بزرگتر بلعیده شد
Tags: jupiter, space, red, spot, eat, nasa, esa, earth, two, 2, baby, june, 28, equator, hst, wfpc2
Monday July 28, 2008 - 08:24am (EDT) Permanent Link
بادسوار و مردمان مرده پ....... قسمت2
بادسوار و مردمان مرده پ....... قسمت2 magnify
بادسوار و مردمان مردهپرست جوزده
قسمت2




























Wednesday July 23, 2008 - 09:50am (EDT) Permanent Link
بادسوار و مردمان مردهپرست جوزده
بادسوار و مردمان مردهپرست جوزده
قسمت اول
(منظور از مردمان افرادی که تا یه خبری میشه الکی پا میشن میرن و همه کار میکنن به غیر از اون کاری که باید)

















قرار بود مراسم خاکسپاری پیکر زنده‌یاد خسرو شکیبایی از ساعت نه صبح ‌یکشنبه مقابل تالار وحدت آغاز شود، اما مردم از چند ساعت قبل به این مکان مراجعه کرده بودند و لحظه به لحظه به خیل جمعیت حاضر در آن مکان اضافه می‌شد.

‌صدای پرویز پرستویی در فضا می‌پیچید و پیاپی از مردم درخواست می‌کرد تا با همکاری خود باعث شوند که مراسم هرچه باشکوه‌تر برگزار شود.


زمانی که آمبولانس حامل پیکر زنده‌یاد شکیبایی به محل رسید، مردم با هجوم بی‌موقع‌شان شرایط حاکم بر فضا را سخت‌تر کرده و باز هم صدای پرویز پزستویی بود که مردم را به سکوت و آرامش دعوت می‌کرد.

مراسم با قرائت قرآن آغاز شد و پس از آن حسین بختیاری ترانه‌ی «تا بهار دلنشین» را اجرا کرد و رو به جمعیت گفت خسرو این ترانه را بسیار دوست می‌داشت.

به گفته‌ي پرویز پرستویی، قرار بود در این مراسم مسعود کیمیایی، ژاله علو و سیروس الوند سخنانی ایراد کنند، اما به دلیل وضعیت حاکم بر محیط نتوانستند خود را به جایگاه برسانند و سخنرانی کنند.


ایرج راد با اشاره به توانمندی‌های خسروشکیبایی در عرصه‌ی بازیگری، از او به عنوان پدیده‌ بازیگری نام برد و اضافه کرد که خسروشکیبایی از سال هزاروسیصد و چهل و هشت به همراه زنده یاد «هادی اسلامی»‌ به اداره‌ی تاتر آمد و کار هنری‌اش را با نمایش روسری قرمز شروع کرد.

پویا شکیبایی، فرزند زنده‌یاد خسرو شکیبایی در محل سخنرانی حاضر شد و از مردم به خاطر علاقه‌ای که به خسروشکیبایی دارند و حضورشان در این مراسم، قدردانی کرد، اما به دلیل تالمات روحی قادر به ادامه‌ی صحبت نبود.

زمانی‌که صفار هرندی می‌خواست پیام محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور را به مناسبت درگذشت خسروشکیبایی قرائت کند، با هو کردن مردم روبرو شد و بخشی از جمعیت پراکنده و به طرف بهشت زهرا حرکت کردند.


در قطعه‌ی هنرمندان ‌بهشت زهرا، در مکانی که قرار بود آرامگاه ابدی‌زنده یاد خسروشکیبایی باشد، دو چادر صحرایی برپا کرده بودند. تعدادی سرباز قرار بود مراقبت و حفاظت از این چادرها را به‌عهده داشته باشند، اما باز هم ازدحام مردم و عدم نظم، کار را مشکل‌تر کرده بود ‌به طوری‌که چیزی نمانده بود چادرها واژگون شوند.

بالاخره بعد از ساعتی پیکر خسروشکیبایی از غسال‌خانه به آرامگاه ابدی او انتقال یافت.
محمدرضا جعفری جلوه، معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیروس الوند، پرویز پرستویی و ‌امین تارخ سخنانی ایراد کردند و از حضور چشمگیر مردم در این مراسم تشکر کردند.

خسروشکیبایی در آرامگاه ابدی خود آرام گرفت، روحش آرام و یادش گرامی.


باد سوار
باد سوار magnify
بی خبر گذاشتی و رفتی. بدون خداحافظی!ا
دو هفته پیش هم که آخرین جایزه ات را گرفتی رفتیو روی صحنه لام تا کام حرف نزدی. از گوشه ی صحنه اومدی بالا و آروم جایزه ات را گرفتی؛ برای سی سال حضور پر شور و شوقت در سینمایی که این روزها چندان شور و شوقی در آن نیست. فقط لبخند زدی و رفتی پایین و لای جمعیت گم شدی.خوب اگه قرار بود بری و پشت سرت رو هم نگاه نکنیو چند کلمهای برای ما که پشت سرت بودیم حرف میزدیم!ا
یادمه وقتی آمدی رو صحنه، حالت خوب بود. آخه یکی دو بار دیگه که اومدی و دیدمت، حالت زیاد خوب نبود. ولی این دفعه همه خوشحال شدیم. فقط نمیدونستیم داری میری.نمیدونم خودت میدونستی یا نه. میگن آدمای خوب قبل از رفتن، حالشون خیلی خوب میشه؛ چون دارن میرن یه جای خوب. ما از کجا باید میفهمیدیم که این حال خوب نشانه ی چیه؟ همیشه بعد از اینکه اتفاق می افته، می فهمیم. ولی فکر کنم خودت میدونستی؛ چون هیچی نگفتی و اونجوری فقط لبخند زدی. شاید داشتی خداحافظی می کر دی و ما نمی فهمیدیم. ولی چه خداحافظی با شکوهی !ا خیلی ها آرزو دارن در اوج خداحافظی کنن؛ اما نمی تونن. شاید هم اون لبخند همین معنا رو داشت. شاید اگر حرف میزدی، همهی خداحافظی ات میشد همو چند تا کلمه؛ ولی چون همیشه شاعر بودی، فقط مهربان و با سپاس نگاه کردی و لبخند زدی

Add ... to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 60 First | < Prev | Next > | Last

HIGHLIGHTED POSTS