Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

oscar

Top Page  |  Blog  |  Friends  |  Lists

  • Work: Kohandej Saze
  • School: Art & Architecture

Add

oscar is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Tue Oct 07, 2008 Member since September 2005

.گریه هایم بی صداست. عشق من بی انتهاست. رد پای اشکهایم را بگیر. تا بدانی خانه عشقت کجاست Reply

1 - 5 of 31 First | < Prev | Next > | Last

oscar's Blog Full Post View | List View

oscar's Blog

پاچه خواری
پاچه خواری magnify
مدير و ده نفر از كاركنانش از طناب هليكوپتري(بخونيد بالگرد) كه در صدد نجات آنها بود آويزان بودند. طناب آن قدر محكم نبود كه بتواند وزن هر يازده نفر را تحمل كند.ه
كمك خلبان با بلندگوي دستي از آنان خواست که يک نفرشان داوطلب شود و طناب را رها كند. البته، داوطلب شدن همانا و سقوط به ته دره همان؛ و بظاهر كسي حاضر نبود داوطلب شود.ه
در اين هنگام، مدير که بار 10 کارمند ديگر را تحمل مي کرد و براي خلاصي از آنان گفت كه حاضر است طناب را رها كند؛ ولي دلش مي خواهد براي آخرين بار براي كاركنان سخنراني كند .ه
او گفت: چون كاركنان حاضرند براي سازمان دست به هر كاري بزنند و چون كاركنان خانواده خود را دوست دارند و در مورد هزينه هاي افراد خانواده هيچ گله و شكايتي ندارند و بدون هيچ گونه چشم داشتي پس از خاتمه ساعت كار در اداره مي مانند، من براي نجات جان آنان طناب را رها خواهم كرد!ه
به محض تمام شدن سخنان مشوقانه و تحسين آميز مدير، كاركنان كه به وجد آمدند با تمام وجود شروع كردند به دست زدن و
مدیر نفس راحتی کشید...!!!
ه
Wednesday October 1, 2008 - 10:51pm (IRST) Permanent Link | 23 Comments
آدما و مداد
پدر بزرگ، درباره چه مي نويسيد؟
-درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد:
-اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام !
پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بياوري ، براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي :

صفت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر) پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.

صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است.

صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار در زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي وبداني چه مي کني
Wednesday October 1, 2008 - 10:38pm (IRST) Permanent Link | 7 Comments
حضرت سليمان و مورچه
حضرت سليمان و مورچه magnify
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد .
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ."
سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ ))
مورچه گفت آری او می گوید :
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن
Wednesday October 1, 2008 - 10:18pm (IRST) Permanent Link | 1 Comment
بدرقه رييس جمهور در سفر نيويورك
بدرقه رييس جمهور در سفر نيويورك magnify
Monday September 29, 2008 - 11:57am (IRST) Permanent Link | 9 Comments
Entry for September 26, 2008
Entry for September 26, 2008 magnify

البته بدون شرح فقط بگم اين نقشه در تيراژ بالا در شهر قم چاپ شده

Friday September 26, 2008 - 04:26pm (IRST) Permanent Link | 13 Comments

Add oscar's Blog to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 31 First | < Prev | Next > | Last