مصاحبه سیمور هرش را با سی ان ان درباره افرایش 400 میلیون دلاری بودجه آمریکا برای انجام عملیات پنهانی علیه ایران ببینید--> Click here Reply
امپرياليسم عبارت است از عصر سرمايه مالی و انحصارهایی که ...هدف آن آزادی نبوده بلکه احراز سيادت میباشد
بعد از خواندن اظهارات اخیر جناب آیت الله حائری شیرازی ناخودآگاه به یاد داستانی افتادم منسوب به سلطان جلال الدّین خوارزمشاه که گویا پس از شکست در جنگ با یکی از سرداران مغول که سوی اکتای قاآن به ایران فرستاده شده بود، به خانه ی آسیابانی پناه می برد. اندکی که می گذرد، سردشان می شود و خطاب به آسیابان امر می فرماید که چیزی روی من بینداز که سردم است. آسیابان هم می گوید جز پالان خر خود چیزی ندارم تا روی والاحضرت بیندازم. جلال الدّین هم غضب می کند ولی چیزی نمی گوید. مدّتی بعد باز هم همین خواسته را مطرح می کند و همان جواب را می شنود، این جاست که سلطان از کوره در می رود و می گوید "فقط اسم پالان را نیاور، هر چه هست بینداز روی من"، این داستان تاریخی- که البته بنده از صحّت و سُقم آن بی خبرم- حکایت همین آقایان است که گویا با خودشان تعارف دارند، بین ربا با بهره تفاوت قائل می شوند و بدون آوردن اسم ربا عملاً از آن دفاع می کنند! جناب شیرازی در ادامه ی نطق خود هم به سراغ پول اعتباری (سرمایه های مالی) رفته و آسمان ریسمان هایی به هم بافته است (بخوانید توجیهاتی فرموده اند) که از شما چه پنهان من هر چه خواندم سر در نیاوردم. من باب مثال، در جایی می گوید "اگر پول را یک کالا فرض کنیم در جایگاه «مال» قرار می گیرد... اگر پول را «اعتبار» فرض کنیم (مبنای فعلی) باید قدرت خرید سپرده گذاران را حفظ کرد..." من متوجّه نشدم که این "فروض" بر چه مبنایی صورت گرفته است؟ تا آن جا که در یاد دارم درهمین مبانی فقهی و حقوقی اسلامی، پول - چه به شکل کالایی (دارای پشتوانه) و چه به شکل اعتباری- حکم "کالا" دارد و در نتیجه تمامی احکام حقوقی کالا از تملیک و تملّک تا نقل و انتقال ذمّه و ضَمان و غیره بر پول هم مُترَتّب است و به عبارت دیگر پول، حتی از نوع اعتباریش، "مال" محسوب می شود.(می گویید نه؟ نگاه کنید به مبانی فقهی اقتصاد اسلامی، محمّد مهدی کرمی و محمّد پورمند(نبی زاده)،چاپ هشتم،تابستان 1386، ص210) حتی برای توجیه و تأکید بر مال بودن پول -از هردو نوع حقیقی و اعتباری- آقایان فقها می گویند که " ... پول دقیقاً مثل کالا، عین آن در قرض تملیک می شود و مالیّت آن به ذَمّه منتقل می گردد. در پول نیز مانند کالا، جنبه ی عینی و جنبه ی مالیّت و ارزش آن، هر دو ملحوظ است. این مطلب در مورد پول های حقیقی واضح و روشن است؛ زیرا پول حقیقی از کالای حقیقی، هم چون طلا یا نقره تشکیل شده که ارزش آن قائم به عین آن است. ولی پول های اعتباری (اسکناس) چون مالیّت آن ها در پرتو اعتبار به دست می آید ممکن است تصوّر شود آن چه مال است همان اعتبار قانونی است و عین اسکناس سندی است که به عنوان وسیله ی مبادله از آن استفاده می شود. این تصوّر از دیدگاه حقوقی صحیح نیست؛ زیرا مال شیئی است که مورد مرغوبیّت عرف و عقلا قرار می گیرد و دارای ارزش مبادله ای است نه این که مانند چک، سفته و سند طریق و گواه بر شی ء دیگری که مرغوب است باشد، از این رو تمام احکام مال و کالای حقیقی را دارا است." (همان، صص. 210و211) (تأکید هم از من است) این تعارض و نا هم خوانی بین گفته های حائری شیرازی با مبانی اصلی همان چرندیاتی که تحت عنوان فقه الاقتصاد می شناسیم تنها نمونه ی کوچکی بود از کلّ سخنان این جناب. گویا هر گونه که اقتضا کند، این مبانی هم دستخوش تغییراتی می شوند تا این امور نظام با سهولت تمام و با تکیه به توجیهات شرعی و اخلاقی صورت بگیرد. چند کلام دیگر هم برای گفتن هست ولی از آن جا که گویا "بحث این نشست سه ساعته به دلیل استقبال حاضران در جلسه های دیگری ادامه می یابد" منتظر می مانم تا بلکه پس از برگزاری جلسات مذکور، چند و چون این "لاتظلمون و لاتظلمون" گفتن های آقایان کمی بهتر مشخّص شود و بالاخره بفهمیم که این حضرات در سال نوآوری و شکوفایی دیگر چه خوابی برای ملّت بدبخت و رنج دیده ی ما دیده اند.
احزاب کمونیست یونان و اسرائیل اعتراض خود را علیه مانورهای مشترک نیروهای هوایی یونان و اسرائیل، که با عنوان رمزی "اسپارتی شکوهمند 2008" (Glorious Spartan 08) در روزهای 28 مه و 12 ژوئن حوالی جزیره ی کِرِت یونان و با استفاده از امکانات ناتو و ایالات متحده در اطراف مقرّ خلیج سودا صورت گرفت، ابراز می دارد. در طی تمرین های آموزشی گسترده، که محرمانه نگاه داشته شد، 130 پرواز از سوی [نیروی هوایی] یونان و 130 پرواز از طرف [نیروی هوایی] اسرائیل انجام شد.
این مانورهای مشترک در دوره ای صورت گرفت که که صدای مشاجرات مقامات ایالات متحده و اسرائیل برای وارد آوردن یک ضربه ی پیشگیرانه به ایران بلندتر می شود. تمام مفهوم و برنامه ریزی این تمرین[های نظامی] ثابت می کند که هدف آن، تدارک برای یک ضربه ی بالقوّه به ایران است.
احزاب کمونیست یونان و اسرائیل دخالت مستقیم کشورهای خود را در تشدید [تنش ها] علیه ایران محکوم می کنند. این طرح های امپریالیستی تهدیدی مستقیم برای صلح و ثبات در منطقه می باشد و خطرهای جدّی و جدیدی را برای مردم منطقه در پی دارد. هدف آنان [امپریالیست ها] پیشرفت در پروژه ی "خاورمیانه ی بزرگ" همراه با بسط ناتو به سراسر مناطق مدیترانه، خاورمیانه و آسیای مرکزی است.
- ما طبقه ی کارگر و مردمان صلح دوست کشورمان را به بسیج شدن و جلوگیری از ماجراجویی احتمالی علیه ایران با مشارکت کشورهای خود فرامی خوانیم.
- ما جنبش های صلح و جنبش های توده ای و نیروهای مترقّی ضدّ امپریالیست منطقه را فرامی خوانیم تا طرح های امپریالیستی را محکوم نموده و همبستگی بین المللی میان توده ها را به وجود آوردند.
آتن – تل آویو، 25 ژوئن 2008
حزب کمونیست یونان – حزب کمونیست اسرائیل *
می توانید خبری را که در همین زمینه در وب سایت خبری "Israel Today" منتشر شده است، از لینک زیر بخوانید:
http://www.israeltoday.co.il/default.aspx?tabid=178&nid=16410
Joint Press Release of CP of Greece and CP of Israel (Wednesday, June 25, 2008)
در پاسخ به یکی از دوستان:
به روال همیشه بحث در اقتصاد نئوکلاسیک از مدل ایده آل "بازار رقابتی کامل" و "تعادل" آغاز می شود؛ (که البته نه واقعاً چنین مدلی وجود دارد و نه "تعادلی" در کار است و درواقع تمام شامورتی بازی ها از همین جا شروع می شود) مقدار و قیمت تعادلی کالا هم در بازار جایی تعیین می گردد که عرضه و تقاضا برابر گردند (یعنی نقطه ی e در شکل فوق) شکل بالا حالت خاصّی است که در آن منحنی تقاضا (D) کاملاً بی کشش (دارای شیب بی نهایت) است. پس از وضع مالیات (در این جا مثلاً مالیات بر قیمت فروش) منحنی مخارج متوسّط مصرف کنندگان (AE) بالاتر از منحنی عرضه (S) قرار می گیرد؛ یعنی منحنی جدید عبارت است از:AE = S + t.p که در آن t درصد مالیاتی است که بر قیمت فروش تعلّق می گیرد. از محلّ تلاقی منحنی مخارج متوسّط مصرف کنندگان با تقاضا، تعادل جدید در نقطه ی f برقرار شده و قیمت برای متقضیان بازار به اندازه ی Pd- که برابر با Pe(1+t) است- تعیین می شود، در حالی که قیمت عرضه کننده هم چنان بدون تغییر باقی می ماند.(Ps=Pe) مقدار درآمد مالیاتی برای دولت برابر با سطح مستطیل PdfePe است و اضافه رفاه مصرف کنندگان (که سطح بین منحنی تقاضا و قیمت می باشد) درست به همین اندازه کاهش و اضافه رفاه عرضه کنندگان (سطح مابین منحنی عرضه و قیمت) ثابت باقی می ماند. در نتیجه "اضافه بار مالیاتی" وجود ندارد. از این مقدار مالیات که نصیب دولت می شود، سهم مالیاتی مصرف کننده دقیقاً تمام سطح مستطیل مذکور را شامل می شود و به عبارت دیگر تمامی مالیات بر دوش مصرف کننده است. در این جا دیگر کار تحلیل "اقتصادی" مورد نظر به پایان می رسد: چنان چه تقاضا کاملاً بی کشش (η=0) باشد، پس از وضع مالیات (چه بر واحد و چه بر قیمت) اضافه بار مالیاتی وجود نخواهد داشت و تمامی مالیات به وسیله ی مصرف کنندگان در بازار پرداخت می گردد. بسیار عالی!
امّا بهتر است از زاویه ی دیگری هم به این محاسبات نگاه کنیم تا یک مسأله ای را که به فراموشی سپرده شده است به یاد آوریم: آن مسأله هم این است که "کاملاً بی کشش بودن تقاضا" به معنای "کاملاً ضرورری" یا به عبارت بهتر "حیاتی" بودن کالای مورد تقاضا است؛ دقیقاً مثل انسولین برای بیماران مبتلا به دیابت و یا سایر داروهای اساسی و چیزهایی از این دست. امّا در این تحلیل های ریاضی، تنها چیزی که ملحوظ نشده همین موضوع است و تنها به دست آوردن "تغییرات رفاه" ، "مقدار درآمد مالیاتی" و "پرداخت کننده ی نهایی مالیات" (مسأله ی وقوع مالیات) و غیره تمام شالوده ی بحث است. البته ادّعا می شود که مقصود از این گونه محاسبات ابتدایی کمک به درک بهترِ مسائل پیچیده تر بخش عمومی اقتصاد است و در چارچوب "نظری" قابل طرح است؛ ولی بنده به شخصه تحلیل هایی بهتر از این در سایر موارد "پیچیده" ی اقتصادی و آن هم در "عمل" ندیده ام! این گونه حساب گری ها البته به کرّات در اقتصاد بورژوایی- از جنبه ی نظری و عملی- دیده می شود. هانس هاینتز هولتز- ازمارکسیست های صاحب نام آلمانی- در کتاب خود "شکست و آینده ی سوسیالیسم" مثال جالبی را از یک روزنامه ی سوئیسی نقل می کند:
"در مجلس محلّی وات لاند (Waadtland)، درخواست ممنوعیّت استعمال دخانیات در اماکن عمومی رد شد. بدین دلیل که ممنوعیّت استعمال دخانیات در اماکن عمومی کاهش هزینه های درمانی را با خود به همراه ندارد، زیرا افزایش طول عمر موجب بالا رفتن هزینه ی مراقبت از سالمندان خواهد شد." (!) همین یک مثال به تنهایی گویای همه چیز هست و می توان آن را به دلخواه به سایر موارد هم تعمیم داد!
روز پنجشنبه 19 ژوئن، همایش دیگری در طی دیدار الن وودز از موناگاس برگزار شد. در ساختمان دانشگاه بولیواری واقع در ماتورین، وودز سوّمین جلسه ی مربوط به انتشار کتاب جدید خود را با نام "رفورمیسم یا انقلاب:مارکسیسم و سوسیالیسم قرن بیست و یکم (پاسخی به هاینتس دیتریش) با حضور 200 نفر از دانشجویان و سخنرانان برگزار نمود. چکیده ای از صحبت های او در ادامه آمده است*:
اَلِن صحبت های خود را با روشن ساختن آن چه که در پشت افزایش سطح عمومی قیمت ها و خصوصاً قیمت موادّ غذایی است، آغاز نمود. بخشی از تورّمی که مردم ونزوئلا از آن آسیب می بینند در نتیجه ی اسپکولاسیون موادّ غذایی از جانب سرمایه داران و شرکت های فراملّیتی می باشد. او خاطر نشان ساخت که افزایش در قیمت موادّ غذایی به علّت کمبود آن نیست. بلکه درست بالعکس است! قیمت مثلاً برنج در ظرف دوره ی اخیر، 162% افزایش داشته است، که به معنای گرسنگی برای میلیون ها انسان در سراسر جهان است. بنا بر نوشته ی "اکونومیست"، ژاپن ذخایری در حدود 2.3 میلیون تن برنج را که نمی توانند به بازار جهانی عرضه نمایند نگاهداری می کند. محاسبه شده است که چنان چه این ذخایر( و ذخایر برنج سایر کشورها) به فروش برسند، قیمت برنج 50% سقوط خواهد کرد. الن گفت " دلیل این که ژاپن این ذخایر برنج را نمی فروشد چیست؟ پاسخ این است که ژاپن این برنج را از ایالات متحده خرید و مطابق با قوانین سازمان تجارت جهانی، نمی تواند بدون اجازه ی ایالات متحده آن را به فروش برساند، و دولت بوش نیز به جهت حمایت از سود صنایع کشاورزی سرمایه داری و شرکت های غذایی فراملّی آمریکا از صدور اجازه ی فروش سر باز می زند" و ادامه داد "این امر به خودی خود نشان می دهد که سرمایه داری سیستمی فرتوت است که به مانعی برای توسعه ی بشریّت تبدیل شده است. این سیستم باید سرنگون شود."
الن در میان سایر نظرات به انتقاد از جایگاه رفورمیست ها در انقلاب بولیواری پرداخت و متذکّر شد آن چه که رفورمیست ها می گویند این است که " 50 یا 100 سال دیگر ما از خواب می خیزیم و سوسیالیسم محقق خواهد شد؛ این گونه نظرات همانند آن دسته نظراتی است که پیش از جنگ اوّل جهانی از سوی رفورمیست ها حمایت می شد و نتایج فاجعه آمیزی درپی داشت."
در پایان سخنرانیِ او، سالن مناظره برای پرسش ها و مباحثات دانشجویان و سخنرانان باز شد. یکی از حاضرین در محل پرسید که آیا ما، آن گونه که رفورمیست ها می گویند، بیش از حد سریع حرکت نکرده ایم؟ الن پاسخ داد که به نظر او "ما بسیار کند و نه به اندازه ی کافی حرکت کرده ایم" که این جمله با تشویق و کف زدن حضّار همراه شد.
در پایان جلسه، پس از یک ساعت و نیم، الن نسخه های کتاب خود را برای حاضرین - که به خاطر نظراتی که الن مطرح ساخته بود به هیجان آمده بودند- امضا نمود.
برای تصاویر بیشتر از گالری تصاویر دیدن کنید.
* برگرفته از:
Alan Woods at the Bolivarian University in Maturín - 200 students and lecturers attend, By Corriente Marxista Revolucionaria (Venezuela) - June 21, 2008.
نزدیک به 2000 تن از کارگران نیشکر هفت تپّه پس از یک گردهمایی عمومی اقدام به تشکیل سندیکای خود کرده اند.
کارگران در روز 16 ژوئن، چهل و دوّمین روز اعتصاب خود، پس از جمع آوری امضا و اثر انگشت به منظور عضویّت، نمایندگان حقیقی خود را انتخاب نمودند. بنا بر گفته ی یک کارگر سابق هفت تپّه، کمیته ی اجرایی اتحادیه ی کارگری متشکّل از کارگرانی می باشد که به موجب فعّالیت های کارگری شان، از عضویّت در شورای اسلامی کار منع شده اند. به همین جهت، نه شورای اسلامی کار و نه هیچ یک از سایر سازمان های کارگری در کارخانه فعّال نبوده اند.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپّه از سوی وزارت کار و امور اجتماعی یا مدیریّت این کارخانه ی دولتی به رسمیّت شناخته نشده است.(در عین حال، پیش از این در طی اعتصاب، وزیر کار و مقامات استان خوزستان وانمود به استقبال از گشایش یک سندیکا کرده بودند).
مطالبات کارگران هفت تپّه به شرح زیر می باشد:
- پرداخت دستمزدهای معوّقه ی سه ماه.
- پایان دادن به جمع آوری پرونده و احضار کارگران به دادگاه.
- برکناری مدیر عامل کارخانه، ملایی با نام یعقوب شفیعی، و تمامی اعضای هیئت مدیره
- برکناری رئیس حراست کارخانه، فردی با نام زیبدری، که نقش مستقیم در ضرب و شتم کارگران، جاسوسی و پرونده سازی برای کارگران داشته است.
ما می باید فشار را بر روی مدیریّت این کارخانه ی دولتی و دولت ایران حفظ کنیم تا به سرکوب ها پایان داده، تمامی خواسته های کارگران را بپذیرند و از اتهامات علیه کارگران دست بردارند.
شبکه ی همبستگی کارگران ایران
18 ژوئن 2008
برای اخبار بیشتر در مورد هفت تپّه و چگونگی کمک به بخش ویژه نگاه کنید.
برگردان از:
Iran: Haft Tapeh Sugar Cane workers form their own trade union
Add In defence of Revolutionary Communism to your personalized My Yahoo! page: