Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

Mohammad Hossein

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends

  • Work: Simab Sanat
  • School: KNTU

Add

Mohammad Hossein is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Sun Jun 07, 2009 Member since January 2008

انسان با غرور می‌تازد، با دروغ می‌بازد و با عشق می‌میرد Reply

1 - 5 of 131 First | < Prev | Next > | Last

Mohammad Hossein Blog Full Post View | List View

?

Entry for May 11, 2009
در سال 1369 محمد رضا شجریان همراه با داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و مرتضی اعیان سه کنسرت را در سه دانشگاه به اجرا گذاشت که هنوز هم در میان آثار محمدرضا شجریان که با ارکسترهای اینچنینی اجرا شده، بی مانند است

البته شجریان آثار زیادی را به همراه گروههای کوچک اجرا کرده؛ برنامه هایی با ویلن، سنتور و تمبک، نی، تار و تمبک، کمانچه، تار و تنبک و...که اکثرا" بداهه بوده و پرواضح است که نمیتوان از یک برنامه بداهه نوازی انتظار کنسرتی چون "دل مجنون" یا " بی تو بسر نمیشود" را داشت؛ حتی اگر همنوازان جلیل شهناز و حسن کسایی باشند.

سه گانه های شجریان و گروهش در سال 69 از چند حیث در بین دیگر آثار اینچنینی شجریان سرآمد بودند که می توان آهنگسازی پخته، تلفیق زیبای شعر و موسیقی، گروهنوازی یکدست و مهارت تک تک اعضای گروه در رشته خود را برشمرد که به عقیده نگارنده دیگر در هیچ کنسرت چهار نفره شجریان به این قدرت تکرار نشد. حتی "یاد ایام" که دو سال بعد از این کنسرتها و با تغییر نوازنده تنبک به همایون شجریان به روی صحنه رفت و از لحاظ شکل کلی کار شبیه سه اثر قبلی بود، به استحکام و قدرت آن آثار نرسید.

هنگام شنیدن "یاد ایام" شنونده متوجه ناهماهنگی هایی میان نوازندگان می شود، همچنین نوازندگی همایون 16 ساله هنوز به پختگی امروز نرسیده بود و مخصوصا" نسبت به تنبک روان مرتضی اعیان در سه گانه 69 کم رمق مینمود.

محمد رضا شجريان در گفتگویی که چندی پیش با رادیو داشت در جواب اینکه آیا ممکن هست باز هم از ارکسترهای بزرگتر استفاده کنید گفت: " در کارهای آینده از ارکستر بزرگ هم استفاده خواهم کرد، اما ما به این دلیل این گروه را تشکیل دادیم چون بهترین شکل ارائه موسیقی در خارج همین شکل است، یعنی کارهای ارکستر های بزرگ ده، دوازده نفره در خارج از ایران کاربردی ندارد. نه برای ایرانیها {بلکه} برای خارجیها. خارجیها ارکستر های بزرگ دارند و تنظیمهایی عالی می کنند که کارهای ما در مقابل خارجیها خیلی ابتدایی و بچه گانه است... ما در کار هارمونی بسیار ضعیف هستیم و حرفی نداریم در مقابل غرب؛ پس بهتر است که ما آبروی خود را نبریم. من با تجربه ای که از کنسرت خارج از ایران دارم به این نتیجه رسیدم که دو نوازنده قدر که با هم سئوال و جواب می کنند برای غربیها خیلی دلنشینتر هست و البته یک تنبک هم باید باشد که با آنها از نظر ریتم کمک کند و یک خواننده؛ و این گروه چهار نفره به نظر من کاملترین است، سه نفر کم و چهار نفر زیاد است و به نظر من بهترین راه برای ارائه موسیقی ناب ماست که همان بداهه خوانی و بداهه نوازیست و این برای خارجیها خیلی جالب است، تجربه هم نشان داده این نوع گروه موفق بوده چون ما را به خوبی معرفی کرده، بصورتی که در آمریکا، آمریکایی ها به کسی مجال نمی دهند بلیط را بخرند و همه را از قبل خریداری می کنند. البته گروههای دیگر هم جا دارند که موفقیت کسب کنند ولی این گروه از هر نظر برای ما راحت تر هست، چهار نفر هستیم که هم دل و صمیمی هستیم چه در سفر چه در کنسرت بدون چشم و هم چشمی و دوستانه با هم کار می کنیم، شنونده هم این ارتباط ما را حس می کند... غیر از این با وجود بالا بودن هزینه سفر این ارکستر کم هزینه و کامل است. اما در داخل ایران ما مشکلی نداریم و شاید از ارکسترهای بزرگتری هم بهره بردیم" (نقل به مضمون)

audio file کل مصاحبه محمدرضا شجریان را بشنوید

این گفته دلیل تمایل شجریان را به اجرا با گروه های کوچک نشان میدهد، هرچند جا داشت دو سئوال دیگر نیز مطرح شود، اولا": آیا غربی های تنظیم آثاری چون "دستان" و audio file "دلشدگان" در ارکستر ایرانی و "گنبد مینا" و audio file "جان عشاق" را در ارکستر غیر ایرانی سطح پائین میدانند؟ چرا آثاری با این قدرت تنظیم نداشته باشیم و از یک گروه با سازهای متعدد (نه با نی و سه تار که بگوییم چندان قابل چند صدایی کردن نیست) فقط یک همنوازی بدون تنظیمی بخواهیم؟ چرا بجای تنظیم "جان جان" ، " شب، سکوت، کویر ..." را نداشته باشیم که دوستان غربی و هم میهنان شرقی هم رضایت بیشتری داشته باشند؟ دوم: به گواه علاقه شنوندگان عام و خاص آثار شجریان، هر چه برنامه ها پیش ساخته تر (غیر بداهه) بوده جذابیت بیشتری داشته؛ آیا "پیوند مهر" یا " چشم نوش" با audio file "آستان جانان" یا "بیداد" قابل مقایسه هستند؟ واضح است که هنرمند در یک اجرای بداهه حضور ذهن یک برنامه آماده شده را ندارد، همچنین قابلیت ارکستراسیون و هارمونی از هنرمند بداهه نواز بخاطر خصوصیت های فردی بداهه نوازی گرفته می شود؛ پس بداهه چیزی برای موسیقی نداشته که آن را به عنوان "یک اصل" که باید " بر اساس" آن به خلق موسیقی بپردازیم، بپزیریم. ( البته بحث در مورد بداهه نوازی مجالی دیگر می طلبد که به زودی به آن میپردازیم)

اینجا ذکر این موضوع لازم است که ارکستر شجریان در آثاری که ذکر شد (سه گانه های 69 و 80) کم و کسری از لحاظ سازبندی ندارد و ارکستر با وجود کوچکی کامل است. در واقع فضای موسیقی ساخته شده گویای شکل اجرایش است. نمونه بی توجهی به این موضوع اجرای ارکستر ملی از قطعه "بی همزبان" بود که فضای سکوت و خلوت این قطعه را به هم زده و صدای ارکستر بزرگ به شکلی دور از حال قطعه بر روی این اثر قرار گرفته بود؛ عکس این موضوع هم صادق است، مثلا اجرای "سربداران" با یک ارکستر کوچک یونیسون، تشکیل شده از سازهای ایرانی!

audio file قسمتی از تصنیف "بی همزبان" ساخته محمد رضا شجریان

همانطور که گفته شد شجریان علاقه خاصی به همکاری با گروهای کوچک دارد و همین علاقه باعث شده، از میان 10 اثری که در 10 سال اخیر ضبط کرده 6 اثر با ارکسترهایی کمتر از 4 نوازنده باشند. به جز سه گانه ای که همراه با حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان اجرا کرده، "شب وصل" و "معمای هستی" نیز از آثار شجریان با گروه هایی با سه نوازنده است که "شب وصل" با داریوش طلایی، سعید فرجپور و همایون شجریان به ترتیب، تار، کمانچه، تمبک و "معمای هستی" با محمد رضا لطفی، عبدالنقی افشارنیا و همايون شجريان به ترتیب سه تار، نی و تمبک اجرا شده که بیشتر بر مبنای بداهه نوازی و اجرای آثار گذشتگان (البته نه به سبک قدما) بود. لازم به ذکر است که اکثر قطعات و تصنیفهای "شب وصل" در "آهنگ وفا" به فاصله دو سال پس از انتشار "شب وصل" منتشر شد!

پس از "یاد ایام" تا 10 سال هیچ یک از کارهای شجریان با گروههای کوچک از ساختاری مانند سه گانه های 69 برخوردار نبود، تا اینکه "بی تو به سر نمی شود" به انتشار رسید. سه گانه های شجریان و گروه جدیدش "زمستان است"، "بی تو بسر نمی شود" و "فریاد" مشهورترین کنسرتهای شجریان تا کنون بوده است.

این اتفاق دلایل متعددی دارد که مهمترین آنها، همکاری نوازنده و آهنگساز مبتکر و خلاق موسیقی ایران حسین علیزاده بعد از حدود 10 سال با شجریان و همکاری کیهان کلهر که با انتشار "شب، سکوت، کویر..." و دیگر آثاری که در زمینه موسیقی تلفیقی منتشر کرده بود از محبوبیت بالایی برخوردار بود، ضمن اینکه کمانچه را نیز با لحنی خراسانی و مخصوص به خود می نواخت؛ همچنین همایون شجریان که به عنوان نوازنده و خواننده در گروه همکاری میکرد همواره مورد توجه علاقمندان موسیقی ایرانی بوده.

در کنار این عوامل تبلیغات گسترده ای که روی این کنسرتها وجود داشته و مخصوصا" پس از انتشار VCD "همنوا با بم" که اولین فیلم تدوین و کارگردانی شده از کنسرتهای شجریان بود ( که اقدام زیبایی برای کمک به زلزله زدگان بم بود) موقعیت بی نظیری برای این سه گانه فراهم کرد. ولی به عقیده نگارنده نه شجریان از تکنیک و آواز بی دغدغه سابق برخوردار بود، نه علیزاده از آن چشمه لایتناهی خلاقیت، نه کلهر از کمانچه ای خوش صدا و دقیق. شجریان از این جهت که به 60 سالگی میرسید و در همین برنامه دچار بیماری سختی شد، علیزاده از سال 1376 که "راز نو" را به اجرا گذاشت اثر قابل توجهی همسنگ آثار گذشته خود عرضه نکرده؛ قطعات برجسته ای هم که در این سه اثر عرضه کرد مربوط به آثار گذشته او بودند. کیهان کلهر هم به دلیل نا معلومی نوازندگی کمانچه اش تغییر کرده و مملو از صدا های اضافه آرشه و انگشت گذاریهای غیر دقیق شده، در واقع فرق عمده سه گانه 79، 80 در همین است. برای نمونه تصنیف "مرغ سحر" این گروه را با اجرای قبلی مقایسه کنید:

audio file تصنیف "مرغ سحر" اجرای جدید

audio file تصنیف "مرغ سحر" اجرای سال 1369

"مرغ سحر" 69 ماهور "دو" و اجرای سال 82 ماهور فا است، پس در اجرای سال 82 خوانندگان تا نت "ر" باید بخوانند که می خوانند، ولی شفافیت صدای گذشته را ندارد. همینطور نوازندگان قسمتهایی را برای زینت اضافه کرده اند، ولی کمانچه بوضوح فالش است! با شنیدن سه گانه سال 69 اولین احساسی که به شنونده دست میدهد، زلالی و بی پیرایگی این آثار است. قطعات ضربی بیشتر ساخته پیرنیاکان و بعضی، از شجریان است، تصنیفها بجز "مرغ سحر" و "ای که به پیش قامتت" همگی ساخته محمدرضا شجریان است. یکی از مهمترین عوامل زیبایی این سه اثر تنبک مرتضی اعیان است که با دقت و هماهنگی مثال زدنی در این آثار نواخته، تنبک اعیان نه خیلی بم و نه زیر است و نتیجه همنوازی او با عندلیبی و پیرنیاکان، صدایی شبیه به حرکت آرام جویبار را دارد.

audio file به قسمتی از "رقص پروانه"ساخته داریوش پیرنیاکان توجه کنید.

داریوش پیرنیاکان در "دل مجنون" و "سروچمان" سه تار نواخته و نشان داده که غیر از اینکه تارنوازی تواناست به ادبیات سه تار هم تسلط زیادی دارد و به عقیده نگارنده، سه تار نوازیش کم از تارنوازیش ندارد. پیرنیاکان در این سه اثر بخوبی توانایی های خود را در نواسازی و نیز درک بالای خود را از فرمهای موسیقی ایرانی به اجرا گذاشته است.

 Andalibi Shajarian Pirniakan Ayan
مرتضی اعیان، داریوش پیرنیاکان، محمدرضا شجریان و جمشید عندلیبی
در سه گانه 69 جمشید عندلیبی و پیرنیاکان در سئوال و جوابهای آوازی همکاری قابل توجهی دارند، که یکدست بودن و نزدیک بودن حس و حال و آشنایی به فضای نوازندگی یکدیگر موجب این امر شده. audio file به قسمتی از سئوال و جواب نی و سه تار از آلبوم " سروچمان" توجه کنید.

در هنگام اجرای این سه اثر زمزمه هایی در میان اهل موسیقی شنیده میشد که چرا شجریان از نوازندگان با تجربه تر نی استفاده نکرده؟ ولی پس از انتشار این سه اثر عندلیبی موفقیتهای قبلی خود را تثبیت کرد و نشان داد با سبکی غیر از سبکهای قدیمی نی نوازی هم می توان اثری قابل توجه به اجرا گذاشت.

شرکت "دل آواز" سه گانه های 69 را در یک جلد منتشر کرد که پس از مدتی "دل آواز" در یک اقدام عجیب، این سه آلبوم را با تغیرات اندکی در شعر و موسیقی بصورت مستقل و با همان نامهای قبلی منتشر کرد! که از کیفیت و نظم، آلبوم سه کاسته قبلی برخوردار نبود؛ البته انتشارات "دل آواز" برای منتشر کردن CD صوتی این کنسرتها باز از همان آلبوم سه کاسته استفاده کرد.

همچنین کنسرت "پیام نسیم" و "دل مجنون" بصورت فیلم ویدیویی چند سال بعد به انتشار رسید که پس از آن فیلم کنسرت "یاد ایام" در شور و "افتخار آفاق" در سه گاه هم در دسترس عموم قرار گرفت؛ البته "افتخار آفاق" (که از لحاظ آمادگی خواننده و نوازندگان و کلا" موسیقی به کیفیت کارهای قبلی نبود) بصورت صوتی منتشر نشد.
منبع : گفتگوی هارمونیک
Monday May 11, 2009 - 07:21pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments
تاریخچه تصنیف “ز من نگارم خبر ندارد”
شعر این تصنیف سروده ملک اشعراء بهار است و در واقع از میان
پنج تصنیفی که بهار روی آهنگهای درویش خان سروده ، مشهورترین آنها را می توان
"زمن نگارم خبر ندارد" در دستگاه
ماهور دانست که برای اولین بار طی کنسرتی
در "گراند هتل" بوسیله
"سید حسین طاهرزاده" در سال ۱۳۰۳
خورشیدی خوانده شد
و بعد قمر هم آن را اجرا کرد.
دقیقا نمی‌توانم افرادی که این ترانه را بازخوانی کرده‌اند ،
لیست کنم ولی شجریان و افتخاری هم از جمله کسانی هستند که این ترانه را اجرای
دوباره کرده‌اند.
داستان اجرای این ترانه به وسیله شجریان هم شنیدنی است :"شجریان
به منظور آموختن گوشه ها و نغمه های بسیار قدیمی به استاد دوامی مراجعه می کند .
اما استاد به دلیل کهولت سن ، تدریس برایشان امکانپذیر نبوده است . شجریان پیشنهاد
می کند که همدم استاد باشد و در کارهای خانه و خرید منزل و … کمک کند ، تا بدین
طریق هم نفس و همنشین ایشان شود … کوتاه سخن اینکه قرار می‌شود از طرف وزارت هنر
آن زمان ، تصنیف های قدیمی را که استاد دوامی در حافظه داشتند ضبط کنند ، که این
کار به عللی به مراحل اداری می رسد و کند و غیرعملی می شود . استاد شجریان اندوخته
مالی خودشان را تقدیم استاد می کنند و می گویند که شما فرض کنید از اول قرار بوده
است من تصانیف را ضبط کنم … و حدود ۲۰۰ تصنیف قدیمی بر روی کاست برای محمدرضا
شجریان ضبط می شود و بدین ترتیب گنجینه ای گرانبها به دست او می رسد." تصنیف زمن
نگارم یکی از همین تصانیف است.
در مورد درویش خان با جستجویی ساده در اینترنت ، می‌توانید
مطالب خوبی پیدا کنید ، من در اینجا ازنقل مجدد آنها صرف نظر می‌کنم.
اما محتوای انتقادی تصنیف "ز من نگارم" هم قابل توجه است و برای
فهم آن باید شرایط اجتماعی و سیاسی ایران را در زمان سرایش و اجرای این تصنیف در
زمان نهضت مشروطیت مرور کرد.
"هنگامیکه نهضت مشروطیت آغاز میشود . درویش خان نیز
همراه با مجاهدین آن دوران همگام شده و تصنیفهای میهنی
میسازد و در اجتماعات مشروطه خواهان شرکت میجوید.
سید حسین طاهر زاده خوانندۀ معروف آن دوران نیز به انجمن اخوت در منزل ظهیرالدوله
به فیض دیدار درویش خان نائل میشود و پس از آن باهم همسفر
می شوند و به لندن میروند.
این مسافرت در زمان استبداد صغیر دورۀ سلطنت محمد شاه قاجار بود. در این سفر
مجاهدین مشروطه خواه در رشت بودند که به خواهش آنها درویش خان همراه با گروه کوچک
خود سه شب در آن شهر کنسرت میدهد. همراهان در سفر اوّل حبیب الله شهردار ،سید حسین
طاهر زاده ،رضا قلی خان ،حسین خان هنگ آفرین، باقر خان رامشگر و اسدالله خان.
در سفر دوم درویش خان به تفلیس میرود. این گروه به تشویق ایرانیانی که در تفلیس
بودند کنسرتی را دادند که بسیار جالب توجّه بود. امّا اساساً هدف از این سفرها ضبط
صفحه بوده است که بار اول به دعوت کمپانیhis masters voice و بار دوّم را کمپانی
داوید اُف پر کرد که به برلین برای چاپ فرستاده شد.و تعدادی از آنها به تهران رسید
ولی بقیّه به علت پیش آمدن جنگ جهانی اول (۱۹۱۸ – ۱۹۱۴ ) از بین رفت."
آن طور که در یکی از ویژه‌نامه‌های برنامه آوای ایرانی در شبکه
چهار شنیدم ، تصنیف "زمن نگارم هم" یکی از تصانیف اجرا شده در کنسرت تفلیس بوده که
به جهاتی نیمه دوم آن به جهت بار سیاسی اجرا نشده است. (البته اگر اشتباه نکنم)
متن کامل این ترانه فکر کنم به این صورت باشد:
زمن نگارم عزیزم خبر ندارد
به حال زارم عزیزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزیزم خبر ندارد
دل من از من عزیزم خبر ندارد
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد
که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی ، همه تباهی ، مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر عزیز من ، آخ، منالُ دیگــــــر
که آه و زاری اثر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد
زهر هر دو سر بر سرش بکوبد
کسی که تیغ دو سر ندارد
www.1pezeshk.com :منبع
Sunday January 25, 2009 - 08:14pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments
ترنجبین

خارشتر

ترنجبین به فارسی "ترانگبین" یا "ترنگبین" است. آن را به فرانسوی Manne d"hedysarum و Manna d"alhagi و Manne de perse و به انگلیسی Manna of hedysarum و به عربی "ترنجبین" می نامند.
ماده ای است شیرین كه به صورت شبنم روی گیاه حاج یا خارشتر (با نام علمی Alhagi maurorum) یا خاربز می نشیند. در یک بررسی که توسط مركز تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی خراسان انجام شد، مشاهده شد که این شیرابه‌های قندی در نتیجه عمل حشره ای به طور طبیعی و با ایجاد شكاف به خارج تراوش می شود.
گیاه خارشتر درختچه یا بوته خاری است که در بیابان ها و دشت های كم ارتفاع ایران مانند خراسان، یزد، تبریز، زرند، اطراف قم و بوشهر به طور خودرو فراوان دیده می شود.
سابقا از ترنجبین در كارخانجات ساده قندگیری به طور سنتی قند می گرفتند، ولی بعدها چون فروش ترنجبین از نظر دارویی بازار بهتری پیدا كرد، آن را فقط به عنوان دارو می فروشند.
ترنجبین حاوى تركیبات قندى مختلفى چون گلوكز و فروكتوز، ساكاروز و ترى ساكارید است كه به راحتى در آب حل مى شود.

خواص ترنجبین

ترنجبین
* ترنجبین طبق نظر حكمای طب سنتی گرم، ولی در عین حال تر است.
* ملین و مسهل است. دوز مصرفى ترنجبین به عنوان ملین بر حسب سن بیمار بین 10 تا 70 گرم است كه با كمى آب مصرف مى شود. این گیاه اگر در مقدار کم خورده شود، ملین و اگر به مقدار زیاد مصرف شود، مسهل است.
* در تسکین سرفه و درد سینه موثر است.
* برای تسكین عطش و تب مفید است.
* خاصیت ضدعفونی کنندگی خوبی دارد و میکروب ها را از بین می برد، به همین دلیل برای درمان بیماری های عفونی مفید است.
* خوردن ترنجبین با آب پنیر برای اخراج اخلاط سوخته، با ماءالشعیر برای دفع اخلاط گرم، با كره برای باز كردن ادرار (در مواردی كه ترشح ادرار بند می آید) مفید است.
* اگر ترنجبین با آب زیره خورده شود، برای دفع صدای شكم كه با تب خفیفی توام باشد، نافع است.
* جوشانده آن معرق است.
* مالیدن روغن برگ های آن برای روماتیسم خیلی نافع است.
* گل های آن برای بواسیر مفید است.
* عرق گیاه ترنجبین اگر مدتی کم کم خورده شود، برای دفع سنگ كلیه و مثانه تا حدودی مؤثر است.

احتیاط کنید

ترنجبین
* بسیاری از خانواده‌ها برای بهبود زردی کودک خود از مخلوط ترنجبین و آب قند استفاده می‌کنند که این مواد، نه تنها تاثیری در بهبود زردی کودک ندارند، بلکه باعث اسهال و استفراغ نوزاد نیز می‌شوند.
در یک مطالعه تحقیقاتی که توسط اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی لرستان با هدف بررسی اثر ترنجبین خوراكی در كاهش زردی نوزادان انجام گردید، نشان داده شد که علیرغم باورهای بومی مبنی بر تاثیر ترنجبین در كاهش زردی نوزادی، تجویز این ماده اثر قابل توجهی در درمان زردی ندارد.
* بیماران مبتلا به حصبه، اسهال خونی، بواسیر، خون ادراری و آبله از خوردن ترنجبین خودداری کنند.
* ترنجبین برای طحال و اشخاص گرم مزاج مضر است.

تهیه آب ترنجبین

برای تهیه آب ترنجبین، مقداری ترنجبین را در آب جوش حل می کنند. سپس مایع صاف روی آن را بر می دارند و می گذارند قدری بماند تا مواد خارجی آن ته نشین شود. حالا مایع صاف شده روی آن، آماده خوردن است.
آب ترنجبین اگر صبح ناشتا خورده شود، موثرتر است. مقدار خوراكی معمول آن 12 تا 35 گرم است.
Wednesday January 14, 2009 - 07:29pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments
دومین دوقلوی سیاه و سفید زوج انگلیسی

دومین دوقلوی سیاه و سفید

یک مادر انگلیسی سفیدپوست كه شوهری سیاه پوست دارد، برای دومین بار دوقلوی سیاه و سفید به دنیا آورد و در کانون توجه رسانه های خبری جهان قرار گرفت.
به گزارش شینهوا، دختران دوقلوی «دین دورانت» در جنوب غرب لندن به دنیا آمده و بار دیگر در دنیا خبرساز شده اند.
«میا» یكی از دوقلوها، مانند پدرش پوستی تیره دارد و خواهرش «لیه» پوستی روشن و چشمانی آبی دارد.
مادر 33 ساله این دو دختر، سال 2001 میلادی نیز دو دختر دوقلوی سیاه و سفید به دنیا آورد.«لورن» و «هایلیگ» نیز که حالا هشت ساله اند، رنگ چشم و پوست متفاوتی دارند.
پیش از این یک زن آفریقایی تبار سیاه پوست ، پسران دوقلوی سیاه و سفید به دنیا آورد. این زن و شوهرش که یک سفید پوست آلمانی است، فرزندان خود را «لئو» و «ریان» نامیدند.
جام جم آنلاین
Sunday January 11, 2009 - 11:19pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments
تغییرات پوست در نارسایی كلیه
خارش پوست
تظاهرات پوستی در نارسایی كلیه تنها در موارد پیشرفته ی بیماری دیده می شود و به همین دلیل، این علایم ارزش تشخیصی محدودی دارند.
بیماران مبتلا به نارسایی مزمن كلیه، پوست خشكی دارند كه گاهی اوقات ممكن است همراه با پوسته باشد.
كوچك شدن اندازه غدد عرق در این بیماران ممكن است در ایجاد این مشکل دخالت داشته باشد.
گرچه مصرف مقادیر بالای داروهای مدر (ادرارآور) در این بیماری نیز، یك عامل تشدید كننده خشكی پوست می باشد.
كم خونی كه به صورت رنگ پریدگی خود را نشان می دهد، از علایم اولیه و شایع در نارسایی كلیه می باشد.
ناخن بیمار
تیره شدن رنگ پوست و ناخن در بسیاری از بیماران مشاهده می شود.
تیره شدن ناخن معمولا محدود به قسمت انتهایی ناخن می باشد، البته قسمت انتهایی ناخن می تواند قهوه ای یا قرمز هم شود.
قسمت ابتدایی ناخن سفید رنگ می شود، بنابراین نمای مشخصی را ایجاد می كند كه در حدود 10 درصد بیماران مبتلا به نارسایی كلیه دیده می شود.
ترمیم زخم در این بیماران طولانی تر است و این بیماران ممكن است بیشتر مستعد زخم بستر باشند.
پورپورا
نقاط خونریزی كوچك ( پورپورا ) در پوست، شایع است (تصویر سمت راست) كه احتمالا به علت كاهش خفیف تعداد سلول های انعقادی خون و یا اشكال در عملكرد این سلول ها می باشد كه ممكن است توسط دیالیز اصلاح گردد.

خارش آزار دهنده ی پوست

اكثر بیمارانی كه مبتلا به نارسایی كلیه می باشند، احساس خارش آزاردهنده ای را در بعضی از مراحل پیشرفت بیماری خود تجربه می كنند. در بعضی از بیماران دیالیز باعث بهبودی خارش می شود، در حالی كه در بعضی دیگراز بیماران ممكن است دیالیز سبب شروع خارش گردد. تقریبا 80 درصد بیمارانی كه دیالیز می شوند خارش دارند.
اگرچه پوست بعضی از بیماران خشك به نظر می رسد، اما اكثر بیماران پوست طبیعی دارند.
از آنجایی كه خارش در نارسایی حاد كلیه غیر معمول می باشد و كاهش میزان اوره خون باعث بهبود خارش نمی شود، علت اصلی خارش در این بیماران روشن نیست و كیفیت خارش در بین این بیماران متفاوت می باشد.
کرم مرطوب کننده
در بعضی از بیماران خارش، دائمی، وسیع و شدید بوده و در بعضی ممكن است موقتی و محدود به یك قسمت باشد.
استفاده از آنتی هیستامین و پمادهای استروئیدی در كنترل این خارش مؤثر نمی باشند.
اما كرم های مرطوب كننده در افرادی كه پوست خشك دارند ممكن است سبب تسكین خارش شود.
در طولانی مدت، تنها پیوند كلیه می تواند سبب تسكین دائمی این عارضه ناراحت كننده در این بیماران شود.
irib.irhealth :منبع
Saturday January 10, 2009 - 02:23pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments

Add Mohammad Hossein Blog to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 131 First | < Prev | Next > | Last