Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

B)iNViNCiBle(M

Top Page  |  Blog  |  Feeds  |  Friends  |  Groups

  • Work: Sharif University Of Technology
  • School: Allame Helli

Add

B)iNViNCiBle(M is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Tue Sep 09, 2008 Member since March 2006

Total Page Views

68,023

تیم پرسپولیس یکبار دیگر با گلی در دقایق پایانی از شکستی دیگر در برابر استقلال گریخت

1 - 5 of 239 First | < Prev | Next > | Last

کد نوشته ها Full Post View | List View

Computer Engineering ,Social Engineering, Virtuality, AI, Social Life, University Life, Gaming, Juventus, Linux!

کفن پوشی سیاسی
کفن پوشی سیاسی magnify
به زودی یه جایی چاپ می شه

آنان که دوران دولت اصلاحات را به خاطر می­آورند، برای به یاد آوردن تظاهرات کفن پوشان به جستجوی زیادی محتاج نیستند. دسته­هایی که در سال­های نه چندان دور در خیابان­ها به هر مناسبت فریاد­ «وا اسلاما!» سر می­دادند و از به خطر افتادن اسلام ناله ­ها می زدند و به واسطه­ی کوچکترین مسائل به دولت اصلاحات می­تاختند. مسائلی مانند چاپ عکسی در یکی از روزنامه های اصلاح طلب در روز اول محرم چاپ مطلبی در نشریه­ی دانشجویی موج ( با تیراژ کمتر از 500 عدد که در سطح دانشگاه پخش می­شد)، کف زدن دانشجویان دفتر تحکیم وحدت در مراسمی که دوم خرداد سال 77 برگزار شد و حتی چاپ کاریکاتور یکی از مشاهیر جهان در روزنامه­ای اصلاح طلب که از نگاه این دسته­های نیمه خودجوش(!) کاریکاتور امام بود و... همه بهانه­هایی بودند که هر چند وقت یک بار عده­ای را به خیابان­ها بیاورند تا اسلامی که به خطر افتاده بود را نجات داده و بر علیه دولت مردمی اصلاحات شعار دهند.

اما امروز گویی معیار دینداری آن عزيزان نيز دستخوش تغییرات گسترده ای شده تا جايي كه باد فراموشی آن کفن هايي كه مي بايست از غيرت ديني در زير خاك بروند را باخودبه دیار مصلحت گرايي برده است وکفن پوشان دیروز مدهوش مهرورزي امروز گرديده اند و دفاع از ارزش ها را فراموش كرده اند. امروز ديگر هیچ دشمنی بر اسلام وساحت مبارک امام عصر(عج) يافت نمي شود وهیچ خود فروخته ای نيز براین ساحات مبارک ومقدس گستاخی نمی نماید!!! چه آنجا که رئیس جمهور دم از مدیریت الهی امام عصر می زند و اقدامات خود را به ايشان منتسب مي كند و در جواب مراجع و روحانيون دلسوز دين هم آن ها را به سیاسی کاری متهم می کند و بر سخنان خود گواه از آیات و روایات شریفه در مقابل آيت ا... مي آورد. چه آنجا که سوالاتی ننگین و توهین آمیز راجع به پیامبر در امتحان فرهنگیان آموزش و پرورش طرح می شود، چه آنجا که یکی از فرماندهان نیروی انتظامی در بدترین وضع به علت فساد اخلاقی دستگیر می شود و بعد از مدتی آزاد می شود، چه آنجا که معاون ریئس جمهوری در مجلس رقص و آواز شرکت می کند، چه آنجا که همان معاون رییس جمهور حرف از دوستی با مردم اسراییل می زند، چه آنجا که با شیطان بزرگ سر یک میز نشسته می شود و.... .

اكنون كجايند موج سواراني كه بر نشريه چند صد نسخه‌‏اي «موج» آنچنان طوفاني به راه انداختند كه تا مدت‌‏ها آرامش از كف دولت و ملت باز ستادنده شد. چرا ديگر کفن پوشي نيست تا به اين رفتار ضدديني اعتراض نمايد؟ آيا کفن پوشان فقط براي فرد و افراد است که به ميدان مي آيند يا هدف همه آنها بايد خدايي باشد؟ به راستي کجا هستند کفن پوشان ديروز که براي هيچ به کوچه ها مي ريختند و فرياد وا اسلاما سر مي دادند و امروز در برابر بي حرمتي ها تنها روزه ي سکوت مي گيرند. كجايند كفن پوشان و دل هاي دردمند دين كجايند آمران به معروف و ناهيان از منكر كه در گذشته‌‏اي نه چندان دور، اندك بهانه‌‏اي كافي بود، تا هر روز را روز رستاخيز گردانند و بي هيچ مانع و مزاحمتي در قيامت خود ساخته حكم بر گناه و بي گناهي دهند. آن روزها آنها قيام كرده و تحت عنوان حركت‌‏هاي خود جوش اما كاملا هماهنگ مردمي راه را بر مردم مي‌‏بستند و صرفاً به خاطر سوت و كف زدن قليلي از جوانان، قيل و قال مي‌‏كردند و قائله به پا مي‌‏ساختند و بوي كافورشان را تا دير زماني در فضا مي‌‏آكندند؟

فقط لحظه ای درنگ کنید و تصور کنید که فقط یکی از این اتفاقاتی که در دوران دولت احمدی افتاده است، در دولت خاتمی می افتاد، کفن پوشان چه ها که نمی کردند. کیهان ها چه ها که نمی نوشتند و مداحان دروغين چه نعره ها که نمی زدند. راستی راستی مدعیان دفاع از ارزشها، مدعيان دفاع از دين، مدعيان خون شهدا، مدعيان امام و از همه مهمتر مدعی العموم محترم در این ایام کجا رفته اند!؟ شعبان بی مخ ها و عربده کشان دیروز و کفن پوشان و مداحان دروغين امروز در سکوتی بس خفت بار تنها نظاره گر شیرینکاری های دولتند و در اوقات بیکاری از در و دیوار سفارتخانه ها بالا می روند، شايد این هم تمریني است براي آن روزي كه به آن نیاز داشته باشند.

جماعتی كه تا همین چند وقت پیش (مثلا سه سال) لحظه‌شماری آن را می‌كردند كه كتابی منتشر شود، روزنامه‌ای چیزكی بنویسد، شخصی چیزی بگوید، مجلس و دولتی مصوبه‌ای داشته باشد یا اصولا هر فعلی رخ بدهد كه با ارزشهای آن روزشان نخواند؛ آنگاه بود كه خاموش كردن آتش خشم‌شان، آبی می‌طلبید كه در هیچ دریایی یافت نمی‌شد و پارچه‌هایی كه برای دوخت كفن‌های‌شان مصرف می‌شد، در هیچ بزازی نبود. از ایام برپایی تظاهرات خودجوش آن جماعت كه با حضور خودجوش و همیشگی خبرنگاران دوربین به دست رسانه ملی همراه بود، چندان نمی‌گذرد. روزهایی كه اگر یك ناظر بیرونی درباره آن قضاوت می‌كرد، چه‌بسا به این نتیجه می‌رسید كه در ایران پس از دوم خرداد، تمام جبهه حق در برابر تمام جبهه باطل قرار گرفته است. آن هنگام كه حتی سخن گفتن از رابطه با آمریكا جرم بود و مستوجب مجازات و نام بردن از آزادی و تساهل و تسامح گناهی نابخشودنی، این كفن‌پوشان بودند كه یك تنه بار اجتماعی جریان مخالف اصلاحات را بر دوش می‌كشیدند و گاه با مشتان گره كرده در خیابان و گاه با میله‌گرد در سالن‌ها به استقبال مخالفان خود می‌رفتند. حافظه تاریخی ما ضعیف است اما هنوز واكنش‌های كفن‌پوشان به سخنان عبداللـه نوری، مهاجرانی، حجاریان، آقاجری و... یادمان نرفته، هنوز حضورشان در ردیف اول سخنرانی‌های اصلاح‌طلبان را به خاطر داریم، هنوز راهپیمایی‌های خودجوش‌شان در اعتراض به یك خط از مطالب روزنامه‌ای را به یاد می‌آوریم؛ هنوز آن به آتش كشیدن‌های قیصریه به‌خاطر دستمالی در خاطرمان هست حتی اگر حافظه تاریخی‌مان ضعیف باشد.

شاید هم مشكل این روزهای ما از همینجا ناشی می‌شود كه از فراموش كردن برخی مسائل ناتوانیم. شاید به این خاطر هم هست كه وقتی اظهارات هر روزه ارشدترین مقامات دولتی در استقبال از برقراری رابطه با آمریكا و دوستی با مردم اسرائیل را می‌شنویم یا موضع‌گیری‌های علیه روحانیت و مرجعیت نزدیكان دولت را مشاهده می‌كنیم، از خود می‌پرسیم كه آن جماعت كفن‌پوش كجایند؟

و البته خیلی زود هم پاسخ پرسش خود را می‌دهیم؛ به هر حال این روزها ارزشها به اصول بدل شده‌اند و حافظه تاریخی ما هم كه از اول ضعیف بوده است...




پینوشت:
( بی ربط )بهتر خفه شی و ساکت باشی تا برای کسی که نمی خواد غر های و نق های تو رو بشنوه سفره دلت رو باز کنی و هر چه بیشتر خودتو سبک کنی

این مجله اینترنتی پرونده چیز جالبیه

Tags: مقاله
Sunday October 5, 2008 - 10:52pm (IRST) Permanent Link | 5 Comments
عید نوشت
عید نوشت magnify
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
Tags: متفرقه
Tuesday September 30, 2008 - 10:03pm (IRST) Permanent Link | 2 Comments
سیر تکامل
سیر تکامل magnify


می خواهم تمام آن چیزهایی که داشتم و دوست داشتم برایم بمانند، زمانی که نمی خواهم بگذرد. در حفیقت در هر تغییری خیانت می بینم و هر دگرگونی را خدعه هایی برای از بین بردن و فراموشی آرمان ها و آرزوها و خوبی ها می دانم. این است که کم کم متوجه می شوم مکر زمانه بر من و شرایطم غالب گشته و تمام خوبیهایی که برایشان تلاش می کردم به من پشت کرده اند و راه خود خودشان را پیش گرفته اند و من معتکف خاطرات خودم مانده ام و وفادار به تمام خوبی و مطلوبهای گذشته.

در این شرایط است که احساس می کنم که زمانم به سر آمده است و در باتلاقی ساکن شدم و هیچ کس جز خودم نمی تواند و نمی خواهد که من را از خودم نجات دهد. نادیده پنداشته می شوم و فراموش می شوم مثل دستمالی دور انداخته شدم و به دنبال نوری نجات دهنده از خوبی ها در بین دروغ ها، بی محلی ها، بدی ها، پلیدی ها، زشتیها می گردم بلکه از این وضعیت اسفبار رها شوم ... وقتم در حال تموم شدنه، باید چاره ای اندیشید، باید تغییر کرد، باید برای رستن از پیله دلبستگی ها و بی قراری ها راهی پیدا کرد و فرار کرد

Tags: مننوشت
Friday September 26, 2008 - 07:02pm (IRST) Permanent Link | 1 Comment
دل نوشته ( به یادم باش به یادت هستم 2 )ا
دل نوشته ( به یادم باش به یادت هستم 2 )ا magnify


چشمات رو که باز می کنی و به خودت می آی و می بینی تنها موندی و تمام آدما و مرام هایی که روزی دوسشون داشتی و روزی باهاشون خوشحال و راحت بودی، ترکت کردند و موقع خداحافظیه که هر کدام به دنبال سرنوشت خودشون رفتند و تنها یه ردی از خاطرات و یادگارهاشون به جا گذاشتند. و تو هر روز به دانشگاه ( یا هرجای دیگه ) می ری و جای خالی اونا رو می بینه که با آدمای جدید پر شده و در سرگردانی خودت غوطه می خوری و به این فکر می کنی که به زودی نوبت تو می شه.

چه زود دوران خوبمون تموم شد و مصلحتها و منفعت ها و آینده نگری جای دوستی ها و خوبی ها نشست و هر کس به راه خودش رفت. شاید تو بگی که اینطوری بهتر می شه و فاصله ها، دوستی ها رو نگه می داره ولی زمان این دوستی رو به آشنایی تبدیل می کنه و آشنایی هم تکلیفش معلومه.... تمام اتفاقهایی که انتظارشو داشتی و ازشون می ترسیدی اتفاق می افتن، اسمها از دفترچه تلفن ها خط می خورن، چراغهای مسنجر خاموش می شن، ارتباط ها کم و کمتر می شن و تنها چیزی که می مونه و یه سری کامنت روی 360 و فیسبوک.

و وقتی دوباره می بینمت، همه ی حرفامون به یه احوال پرسی ساده می شه خلاصه می شه و تو عرض چند دقیقه، دیالوگی که می تونست بین ما برقرار بشه تموم می شه و هر کدوم آسمون رو نگاه می کنیم و دنبال کار خودمون می ریم. انگار نه انگار که روزگاری در شرایط مختلف با هم بودیم و کنار هم بودیم و از معاشرت با همدیگه لذت می بردیم.

این میشه که این فکرها و توهم ها به ذهنم می آید که خیلی چیزا ارزش دوست داشتن نداره و منی که روزی از تمام چیزهایی که دارم و بدست می آرم، جدا می شم چه بهتر از همون اول به چیزی دلبسته نشم و بیشتر این در نظرم باشه که منم باید به هر ترتیب بارم رو بندم و از این گذرگاه عبور کنم و به آینده و مصلحت ها و منفعت های خودم فکر کنم.

و چه جالب آورده اند که دوستی یک اتفاق و جدایی یک قانون است.


ولی با تمام این حرفها و بحثها، به خودم و خودت قول می دهم که به خاطر تمام لحظات خوبی که با هم داشتیم، به خاطر تک تک خاطرات و عکسهایی که ما رو یاد زمانهای خوب گذشته می اندازه، سر دوستی روزهای خوبمون بمونم و سعی کنم تا آخری که می تونم، دوستت داشته باشم و برای ادامه این دوستی و همه خوبیهاش تلاش کنم، به یادت باشم، بلکه تو هم به یاد من باشی


پینوشت: متن خیلی کلی تر و abstract تر از چند موضوع خاص بود، یه جورایی برای تمام کسانی بود که به هر ترتیبی دوستم هستند



Special shout outs to:


علی کمالی ( معروف به بگر) ، علیرضا صحرایی، سورن، علی رحمانی، مرتضی زادی مقدم ( یا همون مرتک خودمون ) ،امیر مومنی، مهدی صادق، سیاوش رهبر، قره، فائزه ملکوتی ، سامان، مسعود تاجفرد


پویا اسفندیار، امیر مقدم، نیما اسدی، حسین کفاش، آرین خسروی، النو، و تمام کسایی که باعث شدند تو این چند سال دانشگاه، جای خوب و راحتی برای من باشه

و به تمام کسانی که قبلاً رفتند

و به تمام کسانی که در آینده منو و بقیه رو ترک می کنند ....

Tags: دلنوشت
Tuesday September 9, 2008 - 12:07am (IRST) Permanent Link | 5 Comments
D'You know what I mean
D'You know what I mean magnify


Step off the train all alone at dawn
Back into the hole where I was born
The sun in the sky never raised an eye to me
The blood on the track and they must be mine
The fool on the hill and I feel fine
Don't look back cos you know what you might see

Look into the wall of my mind's eye
I think I know, but I don't know why
The questions are the answers you might need
Coming in a mess going out in style
I ain't good-looking but I'm someone's child
No one can give me the air that's mine to breathe

I met my maker, I made him cry
And on my shoulder he asked me why
His people won't fly through the storm
I said, listen up man, they don't even know you're born

[All my people right here, right now
D'You Know What I Mean?][x2]
Yeah, yeah

I don't really care for what you believe
So open up your fist or you won't receive
The thoughts and the words of every man you'll need
Get up off the floor and believe in life
No one's ever gonna ever ask you twice
Get on the bus and bring it on home to me

D'You know what I mean - Be Here Now - Oasis


هنوز زنده ام :)

Saturday September 6, 2008 - 09:54pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments

Add کد نوشته ها to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 239 First | < Prev | Next > | Last