PrIncE
به تو تقديم ميكنم تمام احساسات دورنم را كه مشتاقانه تو را طلب ميكنند.
به تو تقديم ميكنم لحظه لحظه هاي دلتنگي ام را كه به وسعت تمام روزهايي
است كه بي تو سركردم.
وبه تو تقديم ميكنم عشق را كه در تپشهاي قلبم و دراشتياق چشمان هميشه
منتظرم يافتم.
اين ارزشمندترين هديه من به توست گوشه اي از قلبت پناهش ده وبا
شيريني ديدار بعداز فراق تو را انتظار ميكشم دوري از تو برايم سخت بود و
ملال اور اما شيريني خنده هايت تحمل فاصله ها را برايم اسانتر ميكرد
حالا ديگرنزديك به توام وجود نازنينت را حس ميكنم خاطرات تلخ تنهايي و
روزهاي تكراري و بي كسي ام را دراين شهر از ياد برده ام
اينجا هوايش بوي تو رادارد هر سو كه مينگرم توراميبينم كه لبخند به لب
ايستاده اي و با چشمانت مرا فراميخواني همان چشماني كه شب وروز
هجرانشان رادر اشك نگاهم بر قلبم ميريختم
چه شبها كه روياي دستان پرمهرت خواب از چشمانم مي روبود و در دل
ظلمت شب تو را فرياد ميزدم
اري نازنينم قلبم را به توباخته ام قلبي كه زخم خورده دشنه داغ بي وفايي
است و ابراز علاقه تو مرحمي است بر دردهاي ان.
حلقه عشقت بوسه گاه لبهاي داغ من است چه ساده عاشقت شدم .








