Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

pooyesh

Top Page  |  Blog  |  Friends  |  Lists

Add

pooyesh is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Tue May 26, 2009 Member since September 2006

دو روز بیشتر نیست که برگشتم،دلم برای دلخوشی های کوچیکم تنگ شده .برای شما،برای خودم--> Click here Reply

1 - 5 of 17 First | < Prev | Next > | Last

دفتر بی معنی Full Post View | List View

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی...این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی

چرا باید رای دهیم؟
چرا باید رای  دهیم؟ magnify
امیدوارم دو سال دیگه چشماتون مثل چشمای این گرگه اینقد دیاغ نباشه

پ.ن:دیاغ=جمع مکثر و خسته ی داغون
آیا شما رای می دهید؟
کرسی شعر نگو
6
رای دادن -ندادن ما چه فرقی میکنه؟
5
می خوام برسونمت...لاو برتکونمت
6
رای ندادن ما،نه به جمهوری اسلامی است
9
برای جان گرفتن دوباره نهاد های مردم نهاد که به نهادینه شدن آگاهی در جامعه کمک میکند،رای می دهم
32
من رای میدهم،چون هستم
12
برای پایداری جمهوری اسلامی صلوات
3
Sign in to vote
Tuesday May 19, 2009 - 02:05am (GST) Permanent Link | 51 Comments
مسافر کوچولو بزرگ می شود
مسافر کوچولو بزرگ می شود magnify
یگانه مفهوم رفاقت،آنگونه که امروز بدان عمل می شود ،شاید این باشد: انسان،برای آنکه حافظه اش خوب کار کند،به رفاقت نیاز دارد.گذشته را به یاد آوردن،آن را همیشه با خود داشتن،شاید شرط لازم برای حفظ آن چیزی است که تمامیت منِِ آدمی نامیده می شود.برای آنکه من کوچک نگردد ،برای آنکه حجمش حفظ شود،باید خاطرات را،همچون گل های درون گلدان آبیاری کرد،و این مستلزم تماس منظم با شاهدان گذشته ،یعنی دوستان ،است
آنان آینه ی ما هستند.،حافظه ی ما هستند. از آنان هیچ چیز خواسته نمیشود،مگر انکه گاه به گاه این آینه را برق اندازند
تا بتوانیم خود را در آن بیبنیم
اما آنچه از اوان جوانی،شاید از زمان کودکی آرزو کرده ام چیز دیگری بوده است:رفاقت باید ارزشی والاتر از همه ی ارزش های دیگر باشد
دوست داشتم بگویم : میان حقیقت و دوست،من همیشه دوست را بر میگزینم
این قاعده میتوانست برای آشیل،دوست پاتروکل،برای تفنگداران الکساندر دوما،حتی برای سانچو که ،به رغم تمام اختالاف نظرهایش،دوستی حقیقی برای اربابش بود،ارزشمند باشد
اما این قاعده دیگر برای ما ارزشمند نیست. در بدبینی ام آنقدر پیش میروم که حاضرم امروز حقیقت را به رفاقت ترجیح دهم.
رفاقت برای من نشانه ی آن بود که چیزی نیرومند تر از ایدئولوژی ،کیش وآئین و نیرومند تر از ملت، وجود دارد
مانند قهرمان های دوما:آنان در خفا و با نیرنگ،دست از کمک به یکدیگر بر نمیدارند،در حالی که حقیقت مورد قبول اردوگاه های خویش را به تمسخر میگیرند
دوما داستان تفنگداران را دو قرن پش نوشته است.آیا این،در همان وقت،در نظر او نشانه ی از دست رفتن جهان دوستی نبود؟یا از بین رفتن دوستی پدیده ای جدید تر است؟
چگونه رفاقت پدید می آید؟ مسلمن همچون اتحادی بر ضد تیره روزی،اتحادی که، بدون آن ،انسان در برابر دشمنان خلع سلاح شده است. چه بسا دیگر نیازی به چنین اتحادی نداشته باشیم
هرچند که امروز هم دشنمانی وجود دارند،اما آنها نامرئی و بی نامند،همچون سازمان های اداری و قوانین.
وقتی تصمیم میگیرند در برابر پنجره های خانه ات فرودگاهی بسازند،وقتی تورا بی کار میکنند،از دست دوست تو چه کاری ساخته است
اگر کسی به تو یاری رساند باز شخصی بی نام و نامرئی است،نظیر سازمان مددکاری اجتماعی،انجمن حمایت از مصرف کنندگان و دفتر وکلای مدافع.
رفاقت را دیگر با هیچ آزمونی نمی توان اثبات کرد
برای جست و جوی دوستِ زخمی در میدان نبرد،یا بر کشیدن شمشیر برای دفاع از او در برابر دزدان مسلح،موقعیتی پیش نمی آید. ما زندگیمان را بدون خطری بزرگ ،و همچنین بدون رفاقت ،می گذرانیم.
رفاقت تهی شده از محتوای سابقش،امروز مبدل به قرار داد احترام متقابل،و به طور خلاصه،مبدل به قرار داد رعایت ادب شده است.پس بی ادبی است که از دوستمان چیزی بخواهیم که اورا به زحمت اندازد یا برایش ناخوشایند باشد
اگر در معرض کین و نفرت قرار گیری ،اگر متهم گردی و طعمه ی دیگران شوی،از
کسانی که تورا می شناسند،میتوانی انتظار دونوع واکنش داشته باشی:برخی همرنگ جماعت میشوند. برخی دیگر محتاطانه وانمود میکنند که هیچ نمیدانند،هیچ نمیشنوند ،به طوری که تو خواهی توانست به دیدن آنها و سخن گفتن با آنها ادامه دهی.
این دوستان که راز دار و آداب دان اند دوستان تو هستند!.دوستان به معنای مدرن
کلمه
برگرفته از کتاب هویت نوشته میلان کوندرا
Sunday May 10, 2009 - 05:50pm (GST) Permanent Link | 25 Comments
پیام اوباما..ذوق زدگی چرا؟
پیام اوباما..ذوق زدگی چرا؟ magnify



از آنجایی که بنده باید در مورد همه چیز اظهار نظر کنم و از آنجا ی دیگر که مریم عزیز نظر این حقیر را در مورد پیام نوروزی پرزیدنت اوباما جویا شد و از آن یکی جای دیگر که من عقده ی مورد سوال واقع شدن دارم و کمی اونور تر از آن یکی جای دیگر که در اینجا و فیس بوک ،دوستان علاقه ی زیادی به این ماجرا نشان دادند،و از آن جای دورهمی تر که آجیل خوردن وحرف سیاسی زدن از دوران کوروش کبیر مرسوم بوده است، نوشته ی زیر تحریر میگردد..



_______________________________________










برای همه ی ما که بر اساس یک جبر جغرافیایی ،نام ایران را در شناسنامه و پاسپورت خود یدک می کشیم و از تحقیر و تحریم و توهین پشت گیت های بازرسی فرودگاه های جهان کلافه ایم،برای ما که تروریست مان می خوانند در حالی که حتی جرات نهیب زدن به خودمان را هم نداریم چه رسد به عملیات انتحاری. و مایی که در عین دست و پا زدن در کثافت ایجاد شده از فقر فرهنگی در مملکت مان، ،هم چنان به تمدن خود- که نه دوهزار وپانصد ساله، بل مربوط به دوهزار پانصدسال پیش است- می بالیم،پیام نوروزی پرزیدنت اوباما یک تسکین دهنده ی فوق العاده محسوب می شود .



اما این که تبریک رئیس جمهور ابر قدرت دنیا (که لبهای کلف تر از آنجلینا جولی اش را برچیدو- عید شما مبارک- را جوری تلفظ کرد که گویی کل اپورزوسیون سخیف و لس آنجلسی برای آموزش این جمله به او همت گماشته اند )اینقدر برای مان مهم شد که یادمان رفت چند روز پیش یکی از خودمان را به جرم کاری که اکنون مشغول آن هستم(وبلاگ نویسی) در اوین خودکشی کردند، بحث مهمی است که باید به آن پرداخت. شاید بعضی از شما ربط گودرز و شقایق را در این میان جویا شوید. من در اینجا در حد بضاعت خود و این محیط ،دلایلم را برای سوئظن به این پیام ارائه می دهم. باشد که دوستان خوش بین در بخش نظرات جواب دندان شکنی بر آن تحریر کنند.



به تصویر بالا دقت کنید. به اعتقاد من تصور تغیر و حتی تعدیل سیاست های ایالات متحده به مضحکی عکس بالا و حتی بیشتر از آن محال به نظر میرسد.من هم مثل خیلی از شما ،شخصیت حسین اقای اوباما را دوست دارم ،اما از آنجا که قرار نیست با او ازدواج کنیم باید توجه کرد که ایشان رییس جمهور کشوری است که از بزرگترین افتخاراتشان حرکت سیستماتیک به سمت اهداف از پیش تعیین شده است.باور اینکه یک انسان شریف و صلح طلب ولو در راس این ماشین سرمایه داری( که اثرات پیش روی افسار گسیخته اش در همین همسایه های خودمان به وضوح دیده میشود) میتواند مانع حرکت ان شود برای من غیر ممکن است.مهر تائید این نظر همین بس که



در حین انتخابات مقدماتی دموکرات ها و درحالی که به وضوح اوباما از اقبال عمومی بهتری برخوردار بود و شعار مذاکره بدون شرط با ایران را سر می داد،سران حزب دموکرات به یکباره بررسی انتصاب هیلاری کلینتون به عنوان کاندیدای اول و اوباما به عنوان معاون او را در دستور کار قرار دادند. مخمصه ی پیش بینی نشده ای برای اوبامای کم تجربه که چند ماه بعد با سفر به اسرائیل و اعلام حمایت قاطع از رژیم صهیونیستی و همچنین انتخاب جو بایدن (که یک صهیونیست اصولگرا شناخته می شود) به سمت معاون اولی خود مشخص شد چگونه از ان گریخته است.اوباما در حالی پیام نوروزی اش را به ایران مزین به شعر بنی آدم سعدی کرد که کمتر از دو هفته قبل تحریم ها علیه ایران را تمدید کرد.ه بود.ممکن است عده ای بگویند که تحریم توسط کنگره ی ملی آمریکا تصویب شد و اوباما چاره ای جز امضا نداشت که این هم ناشی از همان دید ساده انگاری است که او را جدا از آمریکایی تصور می کند که دولتش را در دست دارد.



به هر حال اعتقاد نگارنده بر این است که مهمترین نکته ی پیام اوباما ،برداشتن گام اساسی در راستای هدفی است که او را به عنوان وسیله بر مسند قدرت نشانده است:



تغییر وجهه ی به شدت مخدوش شده ی حاکمیت آمریکا بین افکار عمومی جهان و حتی در داخل آن کشور.



این تغیر باید از پاشنه ی آشیل امریکا که همان منجلاب خود ساخته ی عراق و افغانستان است شروع میشد. روندی که بدون در نظر گرفتن ایران تا کنون به بن بست انجامیده بود.


تغییر ناگهانی رفتار آمریکا موضوع تازه ای نیست!



میخواهم برای درک بهتر این مطلب اشاره ای گذرا به30 سال اخیر داشته باشم . سالهای انتهایی جنگ سرد همزمان شد با روی کار امدن پیاپی جمهوری خواهان در راس کار که در لوای جنگ سرد مشغول گسترش قلمرو خود در سراسر جهان و به طور خاص در خاورمیانه بودند. از آن جمله میتوان دستور حمله ی دونالد ریگانبه جزایر کارائیب ،لبنان و لیبی و همینطور رهبری جنگ مشهور خلیج فارس در سال 91 میلادی توسط جرج بوش پدر ، اشاره کرد.



اما با پایان یافتن جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ،آمریکا که خود را یکه تاز میدان می دید،به ترمیم وجهه ی آسیب دیده ی خود در مقابل افکار عمومی جهان اهتمام ورزید.به نظر شما برای نیل به این مقصود چه کسی بهتر از شخصیت کاریزماتیک بیل کلینتون و چه شعاری دلفریب تر از دموکراسی؟



به نام این دموکراسی ده ها پایگاه ناتو در نقاط مختلف جهان تاسیس شد.به نام دموکراسی هزاران هزار انسان در خاورمیانه،چچن،یوگسلاوی و ... کشته شدند.اما کلینتون به قدری کار خود را خوب انجام میداد که حتی در این بین برنده ی نوبل صلح نیز شد و باوجود رسوایی مونیکا لویینسکی،محبوب ترین رئیس جمهور آمریکا بعد از جنگ جهانی لقب گرفت .حالا فضا برای مرحله بعد آماده بود:افتضاح جنگ های افغانستان و عراق و سیاست های متوحشانه ی بوش در خاورمیانه.احتمالن از این جا به بعد را بهتر به یاد می اورید. تندیس آمریکا به عنوان رهبر دوموکراسی در جهان که با ریاکاری توسط کلینتون جلایی تازه گرفته بود،با زیاده روی جرج بوش در گوآنتانامو،زندان ابوغریب،ایجاد زندان های مخفی در دل اروپا و غائله ی ایجاد سپر دفاعع!!!ضد موشکی در اروپا و در نهایت تبدیل جهان به کارزار جنگ های صلیبی ،ترک های عمیقی برداشت. تاریخ به فاصله ی کوتاهی تکرار شد و پوشش این ترک های به ظاهر جبران ناپذیر به خوش رنگی شعارهای زیبای تغیر و امیدواری آن هم از زبان فردی رنگین پوست و از آن عجیب تر با نام اسلامی حسین سپرده شد



در بازی برد-برد حاکمان،جایی برای ما نیست!



آمریکا که دریافته با توپ و تشر های دیپلوماتیک و حمایت مادی و معنوی پراکنده از جنبش های ضد حکومتی ،توان کنار زدن سنگ بزرگ ج.ا را ندارد،تصمیم به بنای ژاندارمری جدید خود بر روی آن گرفته است.معادله یی برد-برد برای هر دو حکومت.



با ثبات در منطقه ، آمریکا میتواند جای جنگ افزار های موجود را با پایگاههای اقتصادی عوض کند. بدین ترتیب، ایالت متحده از فشار های بین المللی رهایی یافته و از طرفی موضع خود را در رقابت با چین(که به زودی و بدون هیچ جنگ و خون ریزی تبدیل به قطب اول اقتصاد جهان می شود) استحکام می بخشد. همچنین اسرائیل به عنوان اول شریک آمریکا نفس راحتی خواهد کشید.



ج.ا هم که در تمام این مدت آمریکا را گرفتار دو جبهه ی می دید، باتخاذ موضع دست بالا ،تصمیم گرفت یک بار برای همیشه تکلیف این مخاصمه 30 ساله را روشن کند،امری که به ظاهر در دست یابی به آن موفق عمل کرده است. بحران اقتصادی و درگیریی با مجامع بین المللی که بزرگترین مشکلات کنونی سران ج.ا محسوب می شوند،با حضور دوستانه ی آمریکا رنگ می بازد. بدین ترتیب معدود دغدغه های حکموت ایران برای سرکوب بیشتر جنبش های داخلی و تداوم حضور خود ،عملن از بین خواهد رفت.



در این صورت چیزی شبیه حکومت مصر ذر ایران خواهیم داشت .حکومتی که علی رغم خفه کردن هرگونه صدای مخالف (تنها به دلیل حفظ منافع آمریکا در منطقه)از آن در هیچ فهرستی با عنوان دیکتاتور یاد نشده است.



در این راه دیگر برای سردمداران دموکراسی ! مهم نیست که در جمهوری اسلامی حتی نوشتن در اینترنت هم میتواند حکم اعدام داشته باشد. اهمیتی ندارد که تعداد بیشماری انسان تنها برای احقاق حقوق صنفی خود از کار بی کار و روانه زندان می شوند. دیگر اقای اوباما نمی بیند که فعالان زنان برای درخواست اصلاح قوانین تبعیض آمیز مربوط به خود آن هم در چارچوب قانون اساسی، تحت فشار بی سابقه قرار دارند. این که دانشجویان شب عید را پشت میله های زندان سر کنند و خانواده های شان حتی از پشت دیوار بلند اوین هم نتوانند لحظه ی تحویل سال در کنار فرزندان خود باشند، در بازی کثیف سرمایه داری محلی از اعراب ندارد.



شاید هنگامی که پرزیدنت اوباما در پیام خود دولت و مردم ایران را بارها کنارهم نشاند،به این درک رسیده بود که ماهم توان نادیده گرفتن آنچه رفت را به خوبی دارا هستیم.



....................



پ.ن واجب: نوشتن این متن بدون کمک و نظرات مفید مازیار عزیز شاید ده روز بیشتر طول میکشید






Wednesday March 25, 2009 - 01:18am (GST) Permanent Link | 37 Comments
اعلام نتایج سومین دوره ی مسابقات بین المللی کرسی شعر درقالب اولین دوره ی جشنواره ی آکادمی فان
اعلام نتایج سومین دوره ی مسابقات بین المللی کرسی شعر  درقالب اولین دوره ی جشنواره ی آکادمی فان magnify
یکی فهرمان ست در شعر کشک
که باید بر احوال او برد رشک





من نمی دونم الان غیر اعلام اسامی برندگان چه چیزی باید بگم. تا حدود زیادی در جریان هستید

والله من هم فکر نمی کردم ملت تا این حد پایه باشن. بچه ها ماشالله همه از دم کرسی کارن.به هر حال این 6000 هزار کامنت میسر نمیشد مگر به لطف آقا امام زمان و اطلاع رسانی بی نظیر بچه های آکادمی فان و این الینای چاخان و شما دوستان عزیز تر از جان.

خدا خیرتان دهد که حین بررسی این همه کامنت مارا به دیدار کلیه امواتمان مشرف کردید. با باگ هایی که سیصد و شصت و بخصوص بلاگ من داره واقعن بررسی و قضاوت ،مانند ریدن یک خربزه ی پنج کیلیویی گرمسار اونم با پی و ریشه بود.
ضمنن پارسال اینقدر اتفاقات عجیب حین رای گیری افتاد که این دوره ترجیح دادم اصلن وقت رو سر این جریان تلف نکنم. خیلی هم از خدا خواسته. بنابر این برای انتخاب با لعنت به روح مادر دموکراسی جعلی،به شیوه ی دیکتاتوری ِ شورایی عمل کردیم.

در اینجا یک تشکر ویژه باید کرد از عزیزان و اساتیدی که صرفن برای بیشتر گرم شدن فضای مشاعره شرکت کردند.به خصوص امید جاودانی عزیز ،جناب مهرداد امین ، سرکار خانوم غزل آفتاب و رونین

تشکر اساسی،چهار جلد کتاب و جایزه ویژه ی آکادمی فان ،تعلق میگیرد به الینای عزیزم.
Image and video hosting by TinyPic
که از هیچ کمکی دریغ نکرد و برگزاری مسابقه بدون اون ممکن نبود.جدای این مساله الینا
یکی از بهترین ها بود از همه نظر اما به خاطر اینکه یه جورایی خودش برگزار کننده بود
برای جلوگیری از هرگونه شبهه در رنکینگ قرار نگرفت.این عکس بعد از شنیدن این خبر از ایشان گرفته شده که با قیافه ی عاقل اندر الاغ داره به دوربین نیگا میکنه.

در بخش اصلی با توجه به شرکت بیش از 150 نفر در مسابقه و تعداد بالای ابیات من شش نفر رو انتخاب کردم که دو نفراول و دوم از جشنواره هم جایزه میگیرن

:بدین ترتیب
جایزه اول جشنواره ی فان به همراه 20 هزار تومان بن کتاب و کرم طلایی،
Image and video hosting by TinyPic
تعلق میگیرد به خانوم صدا ،برای حفظ اصول مشاعره،
حضور پررنگ،قابل قبول بودن اشعار
به لحاظ فنی و ماهوی خصوصن در ابیاتی به لهجه ی اصفهانی.
............

جایزه ی دوم جشنواره ی فان به همراه 15 هزار تومان ین کتاب و عمامه ی نقره ای

Image and video hosting by TinyPic
تعلق میگیرد به اقای مش قاسم،به خاطر حضور پررنگ و داشتن بیشترین شعر بی نقص
از لحاظ فنی و همین طور رعایت نکردن ادب و اصول مسابقه
............
و اما مقام سوم ، با تقدیر از کیا،احسان،آرزو،مهدی ،هومن زندی،نوا،امیر حسین، نوید حاجتی، ری را

و تنی چند از دیگر دوستان
به صورت مشترک تعلق میگیرد به

خانوم سودا


Image and video hosting by TinyPic

خانوم قاصدک


Image and video hosting by TinyPic

حسین


Image and video hosting by TinyPic و

علی صفری


Image and video hosting by TinyPic

مبارکتون باشه.جایزه ها هم اردیبهشت که اومدم تهران خدمت دوستان تقدیم میکنم. به هر حال مرسی از همتون که تو این مدت اومدید و گفتید و خندیدیدو تو بلاگ ریدید و تعارفاتی از این دست
قبول کنید که قضاوت سخت بود و امیدوارم کسی شاکی نشه .ضمنن خیلی اسم بود که میخواستم بزارم و ازشون تقدیر کنم که چون بلاگ خراب بود نشد برم اسم ها رو در بیارم. حالا اگه اینجاها آفتابی شدید اضافه میکنم.
پ.ن.1:شعر اون بالا اثر آقای جاودانی است در حین مسابقه
پ.ن.2:من یه تشکر دیکه هم بابت یک سری مسائل مخفی به اقای امین بدهکارم . امین جان باز هم ممنون.
پ.ن.3: بچه های اکادمی فان از شما هم به شدت و در حد کشتی چوخه مچکرم

در پایان لطفن در نظر سنجی مهم زیر شرکت کنید

نظر شما کلن چیست؟
خیلی باحال بود هم مشاعره هم قضاوت عادلانه و هم باسن مونیکا بلوچی
3
پویش جان حلالمان کن
2
عید شما مبارک
1
ریدی با این قضاوت ،خودت هم عقلت نمیرسد که همش به خاطر شادی و اینا بود،خیلی هم برای ما حیثیتی بود
0
اگه میگی دوسم داری، واقعن رژیم داری؟
1
خاتمی، میرحسین و همچنین ما اصلن اسکل نیستیم
3
فقط باسن مونیکا بلوچی
5
باسن نا او می واتس هم بدی نیست
4
Sign in to vote
Sunday March 15, 2009 - 05:15pm (GST) Permanent Link | 59 Comments
دچار
چند روز پیش که با سیاوش صحبت میکردم، گفت متنی داره که فکر میکنه بهتر در بلاگ من کار بشه تا شاید مشارکت افراد در بحث بالا تر
بره. متن کوتاه بود و در ابتدا به نظرم اومد که داره یه سوال خیلی ساده رو مطرح میکنه. باید جهل دقیقه ای از بحث من و سیاوش میگذشت تا
دستم بیاد یا به عبارتی یادم بیاد که جریان به این راحتی ها نیست. به هر حال امیدوارم حتی اگر به نظرتون سطحی اومد یا فکر کردید که شما استاد این قضایائید یا اینها مباحث پشت کامیونی هستند و یا هر جیز دیگه ای ،در حد یک سطر هم که شده نظرتون رو بنویسید.

دچار
سیاوش رفیعیTinypic



ما انسان ها چه بخوایم چه نخوایم دچاریم، دچار حال، آینده و گذشته مون ، تفاوت بعضی ها مون با بعضی های دیگه نه تو شکل و ظاهر و دریچه قلب ، باسن گنده(( آخری شوخی جنیفر لوپزی بود)) و یا حتی افکارمون ، بلکه در نوع نمایشمون، توی محیط نمایشنامه هم هست، راحت تر بگم ، ما پشت جاودانگی لغات هر روزمون حرف می زنیم ، هوار می کشیم و عاشق می شیم. شاعری نهفته تو وجودِ هممون دست و پا می زنه ولی بعضی ها مون فقط می تونیم شعر بگیم ، اگر بخوام جمله بالا رو کامل کنم باید بگم ما همه انسان ها دنبال دچاریم ، مثل طاعون زده ها که دچار مرگن ولی تا زمان مرگ زندن.عشقمون هم مستثنی از این حالتمون نیست . حتی تنهایی مون ، حتی بغضمون ، کی می تونه از چشم یک سگ خونگی بفهمه که تو وجودش چی میگذره ، وقتی کنار کاناپه سرش رو روی دو دستش گذاشته .جبری که مظلومیت در چشمانش. قانون جاذبه شاید بیشتر یک دم کرده آرامش بخش گیاهی که می خواد این حالتمون رو تسلی بده ولی درمونمون نیست . شاید امیدوارمون کنه ولی در راستای همون زمان اومده نیومده و گذشته مونه. بزارین در مورد عشق حرف بزنیم. کی عاشق شدیم؟؟ این سئوال رو از هر که بپرسیم یک جوابی داره حتی اگر مغلته باشه.ولی فارغ از این که کی، همه با حسرت یه نفس عمیق؛ جوری حرف میزنیم که انگار عشق حیقیمون رو پیدا نکردیم ، حتی اگر به عشق مون هم رسیده باشیم(( مثلا ازدواج کرده باشیم.)) حدود هجده سالگی داستانی خوندم به نام سلامان وابسال ، قصه لیلی و مجنون بود اما بشکل نویسندش ، همون موقع فکرکردم اگر ابسال نبود سلامان چی میشد؟؟ یا اگر لیلی نبود مجنونی می موند!! دیدم نه به هیچ وجه یعنی حتی عشق های عرفانی اومده در فر هنگمون هم دچار جبر خاصیه. ما دلمون همیشه برای کارکترهای مجنون طپیده و می طپه؛ دیده و ندیده می خواد از سینه بیرون بیاد ولی واقعا وقتی فکر می کنیم دچار یک هذیان گویی می شیم که بیشتر شبیه یک پریود ِ فارغ از جنسیتمون. ما در عشق هم دچاریم ، دچار خودمون،دچار نداشته هامون و دچار آینده ایی که می خوایم بسازیمش .بیشتر دچار خودمونیم ، افکارمون و برداشتمون از عشق ،یک نگاهی به اطرافتون کنین چند نفر رو می شناسین که وقتی ازشون درباره عشق سئوال می کنین حالت ظاهریشون تغیر نکنه؟؟ جواب خود من ، همه ست ، انگاری دستمون کردیم در پنهان ترین لایه وجودی طرف و گرفتیمش. می دونین دوست دارم نظراتون رو بشنوم ، حرف بزنیم و فکر کنیم الان نوبت شماست که بنویسین ،هر جا که هستید فارغ از اینکه همدیگیر و میشناسیم یا نه من کامنتم رو باز کردم تا همه بنویسن همه سیصدو شصت درجه ، از دوستانتو هم بخواین بیان بنویسن از این حالت خاص ، ای کاش همه سیصد وشصت فارغ از زبان فرهنگ می تونستن اینجا بنویسن و ما با هم بخونیم .من منتظرم که اینجا بنویسین.



Monday March 9, 2009 - 11:28am (GST) Permanent Link | 141 Comments

Add دفتر بی معنی to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 17 First | < Prev | Next > | Last

HIGHLIGHTED POSTS