Yahoo! 360° News | Beta Feedback
Start your own Yahoo! 360° page

*♥ *♥ChaWgaWyeWG♥ *♥

Top Page  |  Blog  |  Friends  |  Lists  |  Groups

  • School: Tehran Azad University (North Branch)

Add

*♥ *♥ChaWgaWyeWG♥ *♥ is not connected to you in Yahoo! 360°.

Last updated Wed Dec 24, 2008 Member since October 2005

MeSle MaaH ...,...,... VaGhT GerYaSh MiGiRewW!!!

1 - 5 of 80 First | < Prev | Next > | Last

shaghayegh's Blog Full Post View | List View

Love, like a river, will cut a new path whenever it meets an obstacle.

BesT DaY..,..!
BesT DaY..,..! magnify
بهترین روز زندگیت چه روزی بوده؟
حالا بهترینم نه!یکی از بهترین روزهات؟
نترس بابا جایی درز نمی کنه!همه خودمونی ایم!
عکس: گرفته شده توسط خودم!قربونه خودم برم)!
مکان:یه جای خوب،پره گل شقایق!
(!!!!همراه:به تو چه
Sunday May 3, 2009 - 11:19am (PDT) Permanent Link | 8 Comments
Haa,Haa,HaaPchoOoOoOo!
Haa,Haa,HaaPchoOoOoOo! magnify
دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت

اي دختربهار حسد مي برم به تو

عطر و گل و ترانه و سرمستي ترا

باهر چه طالبي بخدا ميخرم زتو

بر شاخ نوجوان درختي شكوفه اي

باناز مي گشود دو چشمان بسته را

مي شست كاكلي به لب آب نقره فام

آن بالهاي نازك زيباي خسته را

خورشيد خنده كرد و زامواج خنده اش

بر چهر روز روشني دلكشي دويد

موجي سبك خزيد و نسيمي به گوش او

رازي سرود و موج به نرمي از او رميد

خنديد باغبان كه سرانجام شد بهار

ديگر شكوفه كرده درختي كه كاشتم

دخترشنيد و گفت چه حاصل ازاين بهار

اي بس بهارها كه بهاري نداشتم

خورشيد تشنه كام درآن سوي آسمان

گوئي ميان مجمري از خون نشسته بود

مي رفت روز وخيره درانديشه اي غريب

دختر كنار پنجره محزون نشسته بود
Ade HamewWgi MoBaWraaaK!
WisSh You The BesSt,..,..,
LoVe You aLL,..,..,
Thursday March 19, 2009 - 06:11am (PDT) Permanent Link | 0 Comments
84......
84...... magnify
،یه سنگ سیاه، یه تاریخ ،یه شاخه گل مریم
،چندتا آدم آشنا که میان تا این خاطراتو زنده کنن
،کاش همه ی خاطرات شیرین بودند
...کاش همه ی آدما شیرینیشو قبل از خاطره شدنش می چشیدن،کاش
دلم برات تنگ شده...
خیلی وقته که نیستی!چند سالی میشه!
نکنه منو یادت رفته؟!نکنه دیگه دوستم نداری؟!
یادته همیشه برام عروسک می خریدی؟یادته برام پیتزا می خریدی؟
یادته مامان بزرگ؟
دلم برات خیلی تنگ شده خیلی زیاد
یادته با هم آلبوم نگاه می کردیم؟یادته چقدر واسم قصه می گفتی؟یادته چقدر شعر بهم یاد می دادی؟پس چرا یهو رفتی؟چرا هروقت می آم تو اتاقت تختت خالیه؟!چرا وقتی صدات می زنم جوابمو نمی دی؟!چرااااااا؟!؟!؟!؟!؟
می دومنم اونجایی که رفتی خیلی بهتر از اینجاست خیلی قشنگ تره، نه؟کاش منم با خودت می بردی...
منو ببخش!میدونم نوه ی خوبی واست نبودم ولی...ولی دوستت داشتم...دوستت دارم.
الفاتحه مع الصلوات....

Thursday January 29, 2009 - 05:10am (PST) Permanent Link | 4 Comments
عزدواج!
عزدواج! magnify
موزو انشا : عزدواج!


> هر وقت من يک کار خوب مي کنم
> مامانم به من مي گويد بزرگ که شدي
> برايت يک زن خوب مي گيرم. تا به حال
> من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم
> قول پنج تايش را به من داده است.
> حتمن ناسرادين شاه خيلي کارهاي
> خوب مي کرده که مامانش به اندازه
> استاديوم آزادي برايش زن گرفته
> بود. ولي من مؤتقدم که اصولن انسان
> بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون
> بابايمان هميشه مي گويد مشکلات
> انسان را آدم مي کند. در عزدواج
> تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف
> بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز
> دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم.
> از لهاز فکري هم دو طرف بايد به هم
> بخورند، ساناز چون سه سالش است
> هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولي
> مامانم مي گويد اين ساناز از تو
> بيشتر هاليش مي شود. در عزدواج سن و
> سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم
> هاي بزرگي بوده اند که کارشان به
> تلاغ کشيده شده و چه بسيار آدم هاي
> کوچکي که نکشيده شده. مهم اشق است !
> اگر اشق باشد ديگر کسي از شوهرش
> سکه نمي خواهد و دايي مختار هم از
> زندان در مي آيد. من تا حالا کلي
> سکه جم کرده ام و مي خواهم همان اول
> قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز
> بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهريه
> وشير بلال هيچ کس را خوشبخت نمي
> کند. همين خرج هاي ازافي باعث مي
> شود که زندگي سخت بشود و سر خرج
> عروسي دايي مختار با پدر خانومش
> حرفش بشود. دايي مختار مي گفت پدر
> خانومش چتر باز بود.خوب شايد حقوق
> چتر بازي خيلي کم بوده که نتوانسته
> خرج عروسي را بدهد. البته من و
> ساناز تفافق کرده ايم که بجاي شام
> عروسي چيپس و خلالي نمکي بدهيم. هم
> ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست
> تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي کند!
> اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي
> بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود
> خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم
> خانه دار نبود و دايي مختار مجبور
> شد يک زير زميني بگيرد. مي گفت چون
> رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند
> پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي
> خواست برود بالا! حتمن از زير
> زميني مي ترسيد . ساناز هم از زير
> زميني مي ترسد براي همين هم برايش
> توي باغچه يک خانه درختي درست
> کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و
> دستش شکست. از آن موقه خاله با من
> قهر است. قهر بهتر از دعواست.آدم
> وقتي قهر مي کند بعد آشتي مي کند
> ولي اگر دعوا کند بعد کتک کاري مي
> کند بعد خانومش مي رود دادگاه
> شکايت مي کند بعد مي آيند دايي
> مختار را مي برند زندان! البته
> زندان آدم را مرد مي کند.عزدواج هم
> آدم را مرد مي کند، اما آدم با
> عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است!
> اين بود انشاي من
Wednesday December 31, 2008 - 04:38am (PST) Permanent Link | 2 Comments
FarsoOde.IR!
FarsoOde.IR! magnify

KhoWdaM aSsK GeRefTaMaWwWw,.,.,!(Be ToWre ShaDdaN NaaMaHsoOs!)

VaGhaN MaN MoOoNdaM iN CheJoOoRi Raa MiRe!TaWze 1Ki DgaM SaVaaReShe!!!

ToW YaaD BeGi!

OoN VaKh 1 SoaLe FaNNi,.,.,.iN JozVe FaRsoOdeHaW HeSaWb NeMsHe?!?!

Fa TaBaWraKaLLaWh aHsaNaL KhaWleGhiNzZzZzZ,.,.,.,!

Monday December 22, 2008 - 03:49am (PST) Permanent Link | 5 Comments

Add shaghayegh's Blog to your personalized My Yahoo! page:

Add to My Yahoo!RSS About My Yahoo! & RSS
1 - 5 of 80 First | < Prev | Next > | Last