1
مي گفت : پسره خوبه بابا، مرسدس داره ميگه
گفت : خوب مرسدس داره که داره ( روشن فکري ) قيافش چطوره؟ تيپش خوبه؟
نگفت : يعني اين که چه جور آدميه و اخلاقش چه جوريه و دوزار پول ته جيبش از کجا اومده مهم نيست؟
بازم نگفت : آخه وقتي مي خواد بره به يکي بده ، ديگه چه فرقي مي کنه اين چيزا ، قيافه ي خوب مي خواد و تيپ خوب ، مگه مي خواد ازدواج کنه که به اين چيزا فکر کنه؟! کلاً مي خوان چاردفه با هم س ک س داشته باشن و بعد چند ماه هم خدافظ ايشالا بعدي!!!
نگفت : اگه يه شب دلت گرفت چي؟ اگه دلت شور مي زد چي؟! اگه يه بغلي رو خواستي که بدون فکر کردن به شهوت، توش احساس امنيت و آرامش کني چي؟
گفت : مگه تو ننه بابا نداري؟ برو اونا بغلت کنن
---------------------------------------
2
جيغ مي کشيد که : خفه شو ، شما پسرا همتون مثل هميد ، همتون يه گهيد ، هيچ فرقي با هم نداريد ، فقط اسماتون فرق مي کنه ، اونم تازه نه همتون.
يه خورده نگاش کرد و آروم بهش نگفت : گيرم که راست مي گي! ما هممون مثل هميم ، هممون گه ، تازه خيلي بدي ها داريم که شماها نمي دونيد و خودمون خبر داريم ، ولي يه لحظه فکر کردي اگه همه ي شما دخترا مثل هم باشيد چه جوري مي خواي سرتو بالا کني؟
---------------------------------------
3
گفت : ببين عزيز من ، کاري ندارم دخترا در حقيقت از چند قسمت تشکيل مي شن ، ولي در جامعه دخترها به چند قمست تقسيم ميشن. يه قسمت بالاي ابرو که اهميت خاصي نداره ، يعني اونقدر پيشش نمي موني که بخواد اهميتش معلوم شه، يه قسمت بين ابرو تا زير گلو ، يکي سينه ، شکم ، کمر تا ران ، ران به پايين. بنا بر استفاده اي که مي خواي ازشون بکني ارزش قسمت هاي مختلف کم و زياد مي شه.
گفت : همه خوبن
گفت : آره ، ولي هرکي واسه يه چيزي
---------------------------------------
4
گفت : تنها راهش اينه که بزاري از اين مملکت بري
گفت : نه ، رفتن قشنگ نيست ، مرد اونيه که وايسه
گفت : نه برادر من ، مرد اونيه که نذاره بشاشن به هويت و شخصيتش ، پاستو بذاري جيبت ، عين آقاها بري هرجاي دنيا که مي خواي بري
گفت : من اگر بنشينم ، تو اگر بنشيني ، چه کسي برخيزد؟
گفت : بتمرگ بابا سر جات ، اصل تقدم زندگي بر آرمان ميگه : حاجي زر نزن ، بيشين سر جات
گفت : پس مردونگي به چيه؟ به ديويس پنجاه گرم گوشت اضافه؟ اگه به اونه که سگ نر هم داره!
گفت : نه عزيز من مرد اونيه که بميره ، چون اگه واقعاً مرد باشي نمي توني وايسي واقعيت ها رو ببيني
گفت : مردن ضعفه ! اکه مردي ببين سختي بکش و تا اونجاييکه مي توني درستش کن!
گفت : آره راس مي گي ، حق با توئه ، واقعاً همه ي اين آدماي زنده دارن روز به روز همه چيو درست مي کنن، آره دنيا رو بد ساختن ، دنيا آدما قوي رو رفوزه مي کنه ، آدماي ضعيفو يه روزه.
---------------------------------------
5
گفت : عشق بهانه ي آدماي ضعيفيه که نمي تونن همه رو با هم داشته باشن ، خودشونو با يه نفر توجيه و سرگرم مي کنن و مي گن نه من اين يه دونه رو دوست دارم. هيچ منطق خاصي هم براي اين که چرا اين يه دونه ، اون يکي يه دونه نيست ندارن.
گفت : اشتباهت همين جاست که عشق رو با منطق مي سنجي
گفت : نه عزيزم ، اشتباهه تو اينه که مي خواي عشق و بسنجي و وزن کني ، حالا با منطق نه با يه چيز ديگه
گفت : درستش چيه ؟
گفت : درستش رو نمي دونم چيه ! ولي مي دونم صد رحمت به اوني که ميره يه پولي مي گيره و يه شب با يکي مي خوابه
گفت : يعني ميگي همه برن فاحشه شن که رحمت بهشون برسه ديگه؟
گفت : نظري ندارم ، ولي به کارايي که در حال حاضر مي کنن مي ارزه ! اينجوري دو ماه يه بار مي ذارن يه پسر بغلشون کنه و کيس بگيره ازشونو دستماليشون کنه ، آخرشم هيچي نمي مونه براشون جز گريه و اعصاب خوردي و خاطره ، به فکر خودشونم مي گم حداقل يه کاري کنن دوزار پول گيرشون بياد
گفت : هيچي نگم بهتره
---------------------------------------
6
گفت : خجالت نمي کشي با دختر مردم اينجوري حرف مي زني؟ اين شر و ورا چيه تحويل بدبخت مي دي؟ نمي دونم ، برات فلان مي کنم ، بيسار مي کنم! فلان چيزو مي خرم برات ، با فلان ماشين ميام دنبالت!!! مگه داري معامله مي کني؟
گفت : اولاً که اون چيزي که من ديدم فکر نکنم کماکان دختر باشه ، دوماً چي؟ بيام بهش بگم بيا با من دوس شو يه چن شب با هم باشيم ، منم در عوض ميام اون دنيا سر پل صراط شفاعتتو مي کنم؟