ای خدا ای فلک ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
وقتی فکر می کنم به وقایع انتخابات ریاست جمهوری 1384 و اینکه وقتی در دور دوم با کمال ناباوری ورق عوض شد و اصلاحات و اصلاح طلبان شکست خوردند ، چقدر ناراحت شدم و درک این مساله واقعا ً برام سنگین و غیر تحمل بود و در ذهنم ، جمله ای رو ( خوب یادم مونده ) خطاب به آقایان برنده گفتم : امیدوارم این 4 سال آخرین حضور شما در صحنه قدرت باشه و مردم با دست خودشون بفرستنتون به درک
الان بعد گذشت 4 سال و در حالی که من مطالعات سیاسی خودم رو وسیع تر از گذشته کردم و پی به مسائلی بردم که پیش از این نمی دونستم اعتقادتم این جور رقم خورد که بهتر دیگه رای ندم مگر اون چیزی که در ذهن من قرار داره اتفاق بیفته و شرایط بر وفق مراد بشه . اتفاقا ً تا همین 2 - 3 روز پیش هم سر عقایدم پافشاری می کردم ولی حقیقتش این شور حال مردم و نور امیدی که در بین قشر جوان دیدم تصمیم بر این گرفتم که علی رغم میل باطنی و با در نظر گرفتن اوضاع ، دست از خواسته ها و نظر شخصی خودم بکشم و به خیل عظیم جوانان امیدوار به آینده بپیوندم
رای من به آقای موسوی خواهد بود ضمن اینکه با وجود علاقه فراوانی که به شخصیت آقای کروبی دارم و برای ایشون هم در انتخابات آرزوی موفقیت می کنم
شب آخری ببینید تو رو خدا این صدا سیما دست بردار نیست ، دیدین جوابیه احمدی نژاد رو از شبکه 3 . آخه یکی نیست بگه دروغگو دیگه باید از چیش دفاع کنه
در آخر هم با آرزوی پیروزی در انتخابات و رسیدن به ایرانی مدرن و پیشرفته ، شعر مرغ سحر رو از ملک الشعرای بهار تقدیم شما می کنم
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازهتر کن
زآه شرربار این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته ز کنج قفس درآ
نغمهی آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصهی این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است
ابر چشمم ژالهبار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس، ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق، نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن
عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا پیسپر شد
نالهی عاشق، ناز معشوق
هر دو دروغ و بیاثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین بهانه شد
دیده تر شد
ظلم مالک، جور ارباب
زارع از غم گشته بیتاب
ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن
از قویدستان حذر کن
از مساوات صرفنظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین
پردهی دلکش بزن، ای یار دلنشین
ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین
کز غم تو، سینهی من پرشرر شد
کز غم تو سینهی من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد