allthings about life and people
مانده ایم دیگر خوب. نوشته هایمان دیر دم شده اند.
هنوز دارم با تو از چهار راه سیروس رد میشم. وفتی که رفتی دیگه تهروون و بهروز گم میشندو تنها صدای زنگ دار تو ذهنم رو پر می کنه.هیچ کس به اندازه تو دکتر گفتنش به دلم نمی نشینه. تویی که مرا امیر پلنگ می خوندی در حالیکه من گربه ای بیش نبودم و تو پلنگی بودی ماه گرفته.بعد از تو بغضم همیشه میگیره از اینهمه نامرد پشم صورت
قصه به جایی رسید که من خوابم برد و تو هنوز با کسی بیدار بودی.گرگم به هوا زیر کرسی زمستان را روایات فراوان نموده اند چنان که معتبر است بقا عالم و آدم راست . القصه من خوابم برد و تو و الخ
زمستان بود و سرما و دل من دلش با هیزم خیس تو خوش بود
گرفتم بهر تو صد سر به از هم ولیکن ناوک تیغ تو کول بود
چنان که نیافتد و بست نشود با آب دهان هم میسر نمی شود پس اینهمه در مدح امرداد نگویم که در زاویه صندوق خانه مارا و تو را و بگذریم..هر چند دامن وصلت کوتاه و سر ما دراز
(ادامه دارد)
vaghti sargardani va gij az hame chiz momkene khoshet biad hala mikhad iek shere kootah bashe ia iek khanoom khoshgeleie toie khiaboon...pas pishnahad mikonam
1-vaghti gijid zan nagirid choon avaghebe badi dare.
3- chizi nakhoonid ia nabinid choon vasash naghdhaie sartah ie karbas minevisid
2- ie filme romantic bebinid va bad az dokhtari ke doost darid khastegari konid va aslan ham be shomareie 1 ia 3 tavajoh nakonid.