از خورشيد توي آسمان گرفته، تا سنگفرش داغ پياده روهاي شلوغ اين شهر، من خودم هستم، با همان لبخند هميشگي و فقط فقط کمي سردي
برف مياد و هي آدم يادش مياد چقدر يه چيزي نيست
و چقدر تنهايي زياد شد اين روزها
ولي داره برف مياد خيلي آروم و نرم
آنقدر آروم که میشنه توی دلت
برف میاد و آدم غصه اش میگیره
که حتی آنقدر کسی نیست
که برای یه قدم زدن ساده هم
باید تنها باشه
برف میاد و آدم تازه یادش می افته
چقدر تنهاست.
برف میاد.
صفرها را بستند
تا به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زده ایم
( زنبور های عسل دیابت گرفته اند - اکبر اکسیر )
همینطوری : یکشنبه به سراغم بيا/ ازچشمان باز من در تابوت نترس / چشمهايم را نبستم تا يک بار ديگر ببينمت (فیلم یکشنبه ی غمگین)